منابع پایان نامه ارشد درمورد توسعه انسانی، توانمندسازی، زیست محیطی، حقوق بشر

دانلود پایان نامه ارشد

توانمندساز برای مردم برای لذت بردن از زندگیهای خلاق، سالم و طولانی میباشد. در چنین توسعه ای، مردم خود محور و مرکز فرآیند توسعه میباشند چون ثروت واقعی، همین انسانها و ملتها هستند. توسعه انسانی موضوعی فراتر از صعود و افول درآمدهای ملی است. توسعه انسانی درباره مبارزه با فقر است142 و البته درباره زندگی با کرامت و درباره آزادی انسانی نیز میباشد. توسعه انسانی درباره ایجاد محیطی است که مردم بتوانند پتانسیل کامل خودشان را بسط دهند تا منجر به زندگی خلاق، مولد و بهره ور بر طبق نیازها و علائقشان شود. بنیاد بسط گزینه های انسانی، ساخت قابلیتهای انسانی است(یعنی طیفی از چیزهایی که مردم در زندگی میتوانند انجام دهند یا باشند). در رویکرد توسعه انسانی، تمرکز بر زندگی انسانی، غنای آن، رفاه، آزادی و نیز چگونگی توسعه یافتن انسانها، چگونگی تغییر آنها و چگونگی تقویت بیشتر آنها میباشد. در این رویکرد، کیفیت زندگی انسانی اهمیت می یابد و فقط به اندازه گیریها توجه نمیشود(چون اندازه گیریها، فقط بخشی از داستان میباشند). برای مثال در این رویکرد فقر را به معنای نبود آزادی برای خرید غذای کافی، نداشتن دارو و خدمات پزشکی کافی، نداشتن فرصت رفتن به مدرسه و نداشتن آزادی فرهنگی برای دنبال کردن سبک زندگی مدنظر خود، تعبیر مینمایند. بدین ترتیب موضوع توسعه انسانی، چگونگی استفاده از درآمد است(نه فقط سطح درآمد). درآمد میتواند صرف دارو یا صرف مواد مخدر شود، میتواند صرف وسایل نظامی مثل تانک یا صرف ساخت جاده گردد.
رویکرد توسعه انسانی، رویکردی جدید است چون توسعه را بصورت فرآیندی چند بعدی درک مینماید. گزینه های انسانی، به قابلیتها و کارکردها وابسته اند. قابلیتها و کارکردها، اساساً دستاوردهای زندگی فردند: آنچه فرد برای انجام دادن امور، مدیریت میکند و ابزارهایی که برای دسترسی بدانها بکار میبرد. نمود این دو را میتوان در گزینه ها و اثرشان بر زندگی شخص، مشاهده کرد. قابلیتها، از ترکیبهای مختلف کارکردهای در پیش روی یک شخص، مشتق میشوند. قابلیت، نشانگر آزادی شخص برای انتخاب بین روشهای مختلف زندگی است. کارکردها و قابلیتها به ابعاد مختلفی از رفاه و کیفیت زندگی شخص اشاره دارند. این ابعاد
حقوق بشر

حقوق بشر

حقوق بشر

حقوق بشر

آزادی سیاسی

آزادی اقتصادی

مراقبتهای بهداشتی

تحصیلات
گزینه های کلیدی توسعه انسانی
عزت و کرامت

درآمد

مشارکت

آزادی اجتماعی

آزادی فرهنگی

شکل 4-4- جنبه های مختلف توسعه انسانی (پرابهو،ک.اس.؛ اسکات، ک.اس.؛ هامل، ج.وای؛ کلاو، اس.؛ تامپسون، ب،2010).
میتوانند اساسی باشند مثل داشتن تغذیه کافی و هدایت یک زندگی طولانی و سالم، یا میتوانند پیچیده باشند مثل دستیابی به کرامت و احترام به خود و قادر بودن به مشارکت در زندگی اجتماعی143. در توضیح قابلیتها، آمارتیا سن بر تضاد بین چیزهای بزرگی که بشر میتواند بدست آورد و چیزهای محدودی که مردان و زنان تا پایان زندگی خویش اغلب به دست می آورند، تأکید دارد. این تضاد و تنش، نقطه شروعی برای رویکرد توسعه انسانی است. وی در پیشگفتاری که بر کتاب قرائتهای توسعه انسانی144نوشته است چنین میگوید:”در زندگیهای به شدت محدود و کوتاه، نبود مدرسه، مراقبتهای بهداشتی ناچیز، فرصتهای نابرابر اقتصادی، نقض آزادیهای سیاسی، محرومیت از حقوق مدنی و بادهای متخاصم دیگر میتوانند کلاً آینده انسانی را با وجود پتانسیلشان در بال گشودن وصعود، نا امیدانه جلوه دهد”. اساسی ترین قابلیتها برای توسعه انسانی عبارتند از: هدایت زندگی طولانی و سالم، دستیابی به دانش و آگاهی، دسترسی به منابع مورد نیاز برای یک زندگی استاندارد مناسب، قادر بودن به مشارکت در زندگی اجتماعی. بدون اینها، برخی گزینه ها به سادگی از دسترس خارج میشوند و خیلی از فرصتها در زندگی نیز غیر قابل دسترس باقی میمانند. این ایده که مردم و اعضای جامعه باید درآمد کافی داشته باشند و قادر به ساخت گزینه هایی باشند که بر زندگی آنها اثر مثبت میگذارد بدین معنا است که عدالت اجتماعی دیگر فقط به سادگی محدود به حمایت از شخص در برابر آسیب فیزیکی و توهین نمیباشد بلکه مفهومی وسیعتر است و به معنای اطمینان و حمایت از معیشت مادی مردم و فرصتهایشان برای توسعه قابلیتهایشان میباشد. این مفهوم از عدالت اجتماعی را میتوان در فرصتهای برابر برای شکوفایی انسانی، خلاصه کرد. این اصل برای توسعه انسانی مهم است و البته کاملاً نو و جدید نیست(پرابهو،ک.اس.؛ اسکات، ک.اس.؛ هامل، ج.وای؛ کلاو، اس.؛ تامپسون، ب،2010).
4-15-3- اصول محوری توسعه انسانی :
مشخصه کل گرا و یکپارچه بودن رویکرد توسعه انسانی، آن را خیلی با ارزش میسازد. رویکرد توسعه انسانی تلاش دارد تا به اصول محوری توسعه، دست یابد. اصول محوری توسعه انسانی عبارتند از: عدالت، بهره وری و کارایی، مشارکت وتوانمندسازی و نیز پایداری. اولین اصل محوری توسعه انسانی، عدالت است. عدالت به معنای دادگستر بودن، بیطرفی و انصاف است. در ایده عدالت، دادگستری در توزیع یا عدالت توزیعی، مستتر است بویژه درشرایط و نحوه دسترسی به فرصتهایی که بین همه انسانها، مشترک است. عدالت با مفهوم برابری ارتباط دارد ولی با آن فرق دارد و دقیقاً با آن مساوی نیست بلکه فراتر از برابری است. برابری بر رفتاری برابر با همه مردم تاکید دارد. اما عدالت گرچه دلالت بر رفتار برابر با همه مردم دارد ولی رفتار ترجیحی و تبعیض مثبت را برای افرادیکه فرصت برابر با دیگران ندارند، برسمیت میشناسد چرا که آنها بخاطر محرومیتهای مختلف ومتنوعی که دارند، نیاز به رفتار ترجیحی به نفع خود دارند. مردم در زمینه های مختلفی با فقر، نابرابری در گزینه ها، تبعیض جنسیتی و به حاشیه رانده شدن مواجه میشوند. فقرا، کسانیکه توانایی متفاوت و کمتری دارند، زنان، اقلیتهای قومی و دیگر بخشهای محروم جمعیت، ممکن است نیاز به اقدامات ویژه برای کمک به خود داشته باشند تا گزینه های خود را بسازند و امکان بهره گیری از فرصتهای موجود را داشته باشند. برقراری امنیت در آزادی برای ساختن این گزینه ها، به منزله عدالت اجتماعی است. این فرآیندی در حال تکامل است که تا حدی مبتنی بر ارزشهای یک جامعه و منعکس کننده این مفهوم است که چه چیزی میتواند و چه چیزی نمیتواند در طول زمان، تغییر کند. برای مثال ایده هایی درباره عدالت اجتماعی، برده داری و برابری جنسیتی به شدت در سراسر جهان، تحول یافته اند. اصل محوری دوم در توسعه انسانی، بهره وری و کارآیی است. کارآیی به عدالت توزیعی در هزینه، محدود نمیشود. کارآیی بطور قراردادی بمعنای استفاده بهینه از منابع موجود است ولی از منظر توسعه انسانی، منابع به منابع مادی محدود نمیشوند و بهینه سازی استفاده از منابع اجتماعی و منابع انسانی نیز اهمیت می یابند. اعمال اصل کارآیی بدین معنا است که اثبات گردد، مداخله انتخابی در واقع همانی است که منجر به بهترین نتایج در بسط گزینه ها و توانمندسازی در جهت استفاده بهینه از فرصتها توسط انسانها، میشود. کارآیی را میتوان اینگونه تعریف کرد: انتخاب روشی با کارآترین هزینه کرد در رسیدن به اهداف توسعه که فرصتهای در دسترس را برای افراد و جوامع، حداکثر میسازد. از طریق استفاده بهینه از منابع انسانی، مادی و سازمانی، آزادی بعنوان یک ارزش، بصورت پلی عمل میکند که اصول عدالت و کارآیی را به ارمغان می آورد. کارآیی را باید بصورت فرآیندی پویا دید چون آنچه که در یک زمان و مکان، کارآ میباشد، ممکن است در دراز مدت، کارآ نباشد. این ملاحظه، عنصری کلیدی در اعمال اصل پایداری نیز میباشد. مشارکت و توانمندسازی اصل محوری سوم است. توسعه انسانی بدنبال قراردادن مردم در مرکز و محور توسعه است. در رویکرد توسعه انسانی، مردم هم هدف و هم ابزار توسعه اند. توانمندسازی، یعنی فراهم کردن آزادی مردم برای شکل دادن و ساختن گزینه هایی که بر زندگی شان تاثیر دارد. توانمندسازی درباره فرآیندهایی است که مردم را رهنمون میسازد تا خود را بعنوان موجود دارای حق ساختن گزینه های زندگی، درک کنند. مردم باید در ساخت و اجرا، مدیریت و رصد و ارزیابی خط مشی، مشارکت داده شوند. این اصل حاکی از این است که مردم باید در هر مرحله ای درگیر باشند نه صرفاً بعنوان نفع برنده بلکه بعنوان کارگزارانی که قادرند اهداف کلانی که به آن ارزش میدهند، پیگیری و محقق سازند. مردم باید اشتیاق به تغییر داشته باشند و باید قادر باشند که اهداف کلان و آرزوهای خود را با دیگران در میان بگذارند. پایداری اصل محوری آخر در توسعه انسانی است. پایداری شامل پایداری زیست محیطی، پایداری اجتماعی، پایداری سیاسی و پایداری مالی میشود . با رعایت سه اصل صدر الاشاره ی توسعه انسانی یعنی عدالت، کارآیی و توانمندسازی، احتمال اینکه مداخلات توسعه ای پایدار شوند افزایش می یابد. شرط پایداری را اغلب در اشاره به پایداری زیست محیطی بکار میبرند ولی توسعه انسانی، فقط به پایداری زیست محیطی محدود نمیشود. پایداری میتواند و باید در همه عرصه های اجتماعی، سیاسی و مالی و حوزه هایی که اینها با هم تداخل دارند، بکار رود. پایداری زیست محیطی، بر این امر دلالت دارد که نتایج توسعه حاصل شوند بدون اینکه منابع طبیعی پایه و تنوع زیست محیطی در منطقه به خطر افتد و بدون اینکه منابع پایه مربوط به نسل آتی تحت تاثیر قرار گیرد. این شبیه به پایداری مالی است که اشاره به روشی دارد که توسعه دارای منابع مالی میشود و اثری که این روش، در طول زمان دارد. بطور خاص، توسعه نباید کشورها را به تله های بدهی بیاندازد و نباید دست آنها را از منابع آتی شان، تهی سازد. پایداری اجتماعی، اشاره به روشی دارد که گروههای اجتماعی و دیگر سازمانها در مشارکت و مداخله مطمئن درگیر میشوند. آزادی فرهنگی و احترام به تنوع نیز ارزشهای مهمی هستند که میتوانند به توسعه پایدار اجتماعی، کمک کنند. تنوع فرهنگها در اکناف جهان تاثیر فوق العاده ای بر تنوع توسعه انسانی بعنوان یک عمل و اقدام دارد. در رویکرد توسعه انسانی، اصول اصلی فوق باید بطور همزمان رعایت شوند. توجه به هر بعد و نادیده گرفتن سایر ابعاد، به منزله خود را شکست دادن است. وقتیکه اصول توسعه انسانی به خط مشیها اعمال شدند، آنها رویکردهای مردم محور مهم را بطور تصاعدی تولید میکنند(رویکردهایی مثل خط مشیهای حامی فقرا، رشد فراگیر، دسترسی به دادرسی و عدالت، تجارت در شرایط انسانی و توسعه انسانی پایدار). چون برخی از مزایا و قابلیتهایی که در رویکرد توسعه انسانی، حمایت میشوند، به راحتی قابل اندازه گیری نمیباشند، ارتباط برقرار کردن و دفاع از توسعه انسانی، بخش مهمی از بسط موفقیت آمیز گزینه ها برای انسانها است(پرابهو،ک.اس.؛ اسکات، ک.اس.؛ هامل، ج.وای؛ کلاو، اس.؛ تامپسون، ب،2010).
4-15-4- مشخصه های کلیدی توسعه انسانی :
سئوالات بنیادی رویکرد توسعه انسانی عبارتند از: چه کسی؟ کجا؟ کدام توسعه؟ و چگونگی انجام توسعه؟ پاسخ به این سئوالات، مشخصه های اصلی رویکرد توسعه انسانی را روشن میسازد. مشخصه های کلیدی در رویکرد توسعه انسانی عبارتند از: چند بعدی بودن، در حال تکامل بودن، چند رشته ای بودن و عملگرایی و اقدام محور بودن. در جدول4-1 نیز شرحی درباره مشخصه های کلیدی توسعه انسانی ارائه گردیده است.
4-15-5- شاخص های توسعه انسانی :
توسعه انسانی و برخی از اصول کلیدی آن را در نوشته های پیشینیان از جمله ارسطو میتوان مشاهده کرد. توسعه مردم محور نیز پیش از این در رویکرد نیازهای اساسی، رویکرد سرمایه انسانی و رویکرد حقوق انسانی145، منعکس شده بودند. اما توسعه انسانی، بطور مشخصی، روش نگاه جهان امروز به توسعه را تغییر داد. سالها در توسعه، تمرکز بر تولید ناخالص داخلی و کالاها و مواد اولیه برای زندگی بشر و… بود و نه بر

مشخصه کلیدی
رویکرد توسعه انسانی
چند بعدی
رویکردی چند بعدی شامل جنبه های اقتصادی،سیاسی،اجتماعی و فرهنگی گزینه ها(و زندگی).کثرت گرا و کل

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد تجارت آزاد، خصوصی سازی، آمریکای لاتین، ایدئولوژی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد توسعه انسانی، توسعه هزاره، سازمان ملل، حقوق بشر