منابع پایان نامه ارشد درمورد تقسیم سود، سود سهام، ارزش بازار، جریان های نقدی

دانلود پایان نامه ارشد

اين فرض استوار است كه سرمايه گذاران، سود پس از ماليات را افزايش مي دهند. اين مدل مدعي است كه هيچ سودي نبايست پرداخت شود و اين كه بايد بازخريد سهام براي تقسيم سود شركت بكار گرفته شود. افرادي كه با پرداخت سود، به دليل بار مالياتي آن موافق نبوده و معتقدند كه پرداخت سود، اثري بر ارزش بازار سهام ندارند عبارتند از:
ماسوليز و ترومن (1988) فارار و سلوين (1976) اوريچ 81(1979)، يك مدل مستقل زماني ارائه كردند كه بر اساس آن منافع سهامداران را افزايش مي دهند و معتقدند كه توزيع سود به دليل ثابت بودن و ارزيابي كمتر از سرمايه شركت صورت مي گيرد.
البته سرمايه گذار، مي تواند از خريد سهامي كه پرداخت سود را به همراه دارد اجتناب كند تا از ماليات پرداختی در امان باشد به همين ترتيب با استفاده از استراتژي ميلر و اسچولز (1978) كه براي ارائه اولين بار مطرح شد، سهامداران مي توانند سهام با سود پرداختي بخرند و سود سهام دريافت نمايند و به همين ترتيب براي سرمايه گذاري در اوراق بهادار معاف از ماليات پول قرض بگيرند.
2-14-4-2) مدل نابرابري اطلاعاتي82(عدم تقارن اطلاعاتی) :
وجود اطلاعات نابرابر ميان مديران و مالكان در بازار، پايه و اساس تلاش هاي سه گانه و مجزا براي تشريح سياست تقسیم سود است مدل نابرابري اطلاعاتي به سه دسته تقسيم مي شود:
الف: مدل علامت دهي يا انعكاس83
ب: هزينه نمايندگي 84
ج: فرض جريان نقدي آزاد
الف: مدل علامت دهي یا انعكاس : در آغاز دهه 1985 مقاله اي با عنوان «اثرات علامت دهي تقسيم سود روي قيمت سهام» 85 منتشر شد. برخي مؤلفين عقيده داشتند و بطور تجربي نشان دادند زماني كه سودهاي تقسيمي شركت بطور غيرقابل انتظار افزايش يابد، قيمت سهام بالا خواهد رفت و زماني كه سودهاي تقسيمي قطع شود، قيمت سهام پايين خواهد رفت. طبق اين واقعيت شركت ها فقط زماني سودشان را بالا خواهند برد كه انتظار برود شركت در آينده بهتر عمل نمايد.
مديران اغلب اطلاعات بيشتري درباره ارزش شركت نسبت به سرمايه‌گذاران دارند. زيرا آنها بيشتر وقت خود را روي تحليل محصولات، بازار، استراتژي و فرصت هاي سرمايه گذاري شركت صرف مي كنند. و اطلاعات به روزتري درباره عملكرد عادي شركت و دسترسي بهتري به اطلاعات خاص شركت كه در پيش بيني سود مفيد است دارند. سرمايه گذاران استنباطي از اين اعلاميه دربارة سود دهي فرصت هاي سرمايه گذاري شركت خواهند داشت و متعاقب آن قيمت سهام را تعديل مي كنند.
مديران سودهاي پرداختي را زماني افزايش مي دهند كه انتظار دارند سود در آينده افزايش يابد و افزايش سود سهام اطلاعات خوبي درباره عملكرد جاري و آتي شركت دارد. لذا تغييرات سود سهام حاوي اطلاعات است و به همين دليل اثر «علامت دهي یا اثر محتواي اطلاعاتي»86 نيز ناميده مي شود.
آمباريش، جان و ويليامز، يار يوسف و هافمن، با تاچارتا، كيل و كومز، ماكميچا و تامسون، ميلر و راك و تعدادي از محققين، مدل علامت دهي سياست سود سهام را پيشنهاد مي كنند. طرفداران تئوري علامت دهي معتقدند كه سياست تقسيم سود شركت وسيله اي براي رساندن كيفيت است و هزينه به اين مفهوم است كه رويكرد علامت دهي جايگزين كاملي نمي باشد (اسكويت مولینز87، 1986).

ب) هزينه نمايندگي: شناسايي هزينه هاي بالقوه نمايندگي، مربوط به جداسازي مديريت و مالكيت موضوعي است كه سابقه آن به سه قرن پيش بر مي گردد. آدام اسميت88 بر اين باور بود كه مديران شركت هایي كه اخيراً تركيب شده اند در بيشتر فعاليت‌هايشان سهل انگارند. مشكلات نمايندگي در نتيجه نابرابري اطلاعات، انتقال ثروت بالقوه از دارندگان اوراق قرضه به سهامداران با قبول پروژه‌هاي با ارزش بالا و مصارف متفرقه بالاتر از آنچه كه بر مدير محافظ كار مصرف مي كنند، بوجود مي آيند. در كنار اين واقعيت كه سود سهام اطلاعاتي دربارة پيشرفت آتي شركت دارد و هزينه معاملاتي را كاهش مي دهد، استدلال زيادي براي تقسيم سود وجود دارد. ميلرو موديلياني بازار كاملي را فرض كردند كه در آن مديران، نمايندگان تمام سرمايه گذاران هستند و در جهت منافع آنان گام بر مي دارند. در واقع هزينه نمايندگي زماني بوجود مي آيد كه مديران بخشي از سهام نگه داشته شده خود را به سرمايه گذاراني كه هيچ سهمي در مديريت ندارند مي فروشند. در واقع مديران تصميمي نمي‌گيرند كه براي سرمايه گذاران بهترين منافع را داشته باشد.
ج: فرض جريان نقدي آزاد: مدير محافظه كاري كه در جهت افزايش منافع سهامداران تلاش مي‌كند، بايد در تمام فرصت هاي سودآور سرمايه گذاري كند، اما جدايي مالك و مديران اين امكان را مي دهد كه مبالغ (وجوه) مازاد را به طريقي ديگر خرج نمايند. استفاده ناكارآمد از وجوه مازاد براي فرصت هاي سرمايه گذاري سودآور توسط مديريت اولين بار توسط برل و مينز(1932) مطرح شد.
فرضيه جريان نقدي آزاد توسط جنسون (1986) اين ادعا را به روزآوري كرد و اين به روزآوري از طريق تركيب نابرابري اطلاعات بازار با تئوري نمايندگي صورت گرفته است. وجوه باقي مانده پس از تأمين مالي تمام پروژه هاي داراي NPV مثبت باعث بوجود آمدن تضاد ميان مديران و سهامداران مي‌شود. پرداخت هاي بهره بدهي و تقسيم سود و سرمايه گذاري در پروژه‌هاي با ارزش مورد انتظار مثبت توسط مديران، از مصرف وجوه مازاد دراموري كه در راستاي اهداف شركت نيست مي كاهد.
2-14-4-3) مدل هاي رفتاري:89
هيچكدام از الگوهاي بحث شده، رفتار تقسيم سود شركت را به دليل عدم توجه به رفتار سرمايه گذاران، بطور كامل توضيح نمي دهد. رفتار سرمايه گذاران تحت تأثير طرز برخورد و اندازه و معيارهاي جامعه قرار مي‌گيرد و متاسفانه اغلب به وسيله نظريه پردازان مالي به دليل مشكل کاربرد آن در مدل‌هاي قيمت گذاري ناديده گرفته شده است. (آلبرت، كارول 1988)
شيلر، بيان كرد كه وارد كردن اين اثرات در مدل منجر به بسط نظريه به منظور توضيح تداوم سياست تقسيم سود شركت مي شود. سهامداران عادي نه با ريسك بلكه با عدم اطمينان (فقدان قضاوت جزئي و ادراك شواهد عيني) مواجهند (شيلر90، 1964) ، فشارهاي اجتماعي مي تواند منجر به اشتباه در قضاوت و اتخاذ تصميمات غيرمنطقي دربارة خريد و يافروش سهام توسط سهامداران شود. از اين رو تمركز به روي روانشناسي سرمايه گذاري تأثير به سزايي در مجموع فعاليت بازار دارد (كينگت، 1984)91.
سياست تقسيم سود با افزايش ثروت سهامداران سازگار نيست. نابرابري اطلاعات ميان سهامداران و مديران باعث مي شود تا تقسيم سود بين سهامداران جذابيت صدور سهام را افزايش دهد. ارتباط سيستماتيك بين نوع صنعت و سياست تقسيم سود گزارش شده توسط ميشل 92(1979) به اين مفهوم دلالت مي كند كه مديران در زمان تعيين سطوح سود پرداختي تحت تأثير فعالیت هاي اجرايي شركت هاي رقيب قرار مي گيرند. مديران مي دانند كه سهامداران مايل به گرفتن سود هستند لذا پرداخت سود یا افزايش سود پرداختي، سهامداران را آرام مي كند. همان طور كه فرانكفورتر و لين در سال(1992) اشاره كردند سودهاي تقسيمي روشي براي كاهش اضطراب سرمايه گذاران است.

مدل رفتاري خود به دو بخش تقسيم مي شوند:
الف:تحقيقات پيمايش مديريتي
ب:مدل هاي نظري رفتاري

الف:تحقيقات پيمايش مديريتي: لينتنر در سال 1956 مصاحبه هايي با مديران مالي شركت هاي سهامي انجام داد، و دريافت كه سياست تقسيم سود به دليل كاهش واكنش هاي منفي سرمايه‌گذاران، يك متغير مؤثر تصميم گيري است. تاثیر سياست تقسيم سود اين مفهوم را مي رساند كه سطح سودهاي تقسيم نشده (سود انباشته) و پس انداز ها، محصول فرعي تصميم تقسيم سود مي باشند دارلينك93 (1975) ، فاماو بابياك94 (1968) و تورفسكي95 (1967) شواهد تجربي بر يافته هاي لينتر يافتند، سودهاي تقسيمي تابعي از سود جاري و سودهاي مورد انتظار آتي است و با تغييرات در سطح فروش، همبستگي منفي دارد.
ساير عواملي كه توسط لينتتر مورد توجه قرار گرفت و سياست هاي تقسيم سود را تحت تأثير قرار مي دهند شامل محدوديت قانوني، حجم سرمايه‌گذاري، بدهي و اندازه شركت بود. تغييرات در سياست تقسيم سود به تركيب اقلام دروني و بيروني بستگي دارد.
والش و هوركينز96 (1971) دريافتند كه ميان تمايل سهامداران به تقسیم سود و نياز مديران به سرمايه گذاري سودهاي انباشته، تضاد وجود دارد.
ب:مدل هاي رفتاري: گرين فلد و سنين (1983) معتقدند تقسيم سود توسط شركت پس از ارزيابي موارد زير صورت مي گيرد:
اول: سياست تقسيم سود نتيجه نيازهاي مصرفي سرمايه گذار است.
دوم: ارزش بازار سودهاي انباشته كمتر از ارزش بازار سودهاي تقسيمي است.
سوم: پرداخت سود با نسبت بدهي به حقوق صاحبان سهام هماهنگي دارد.
چهارم: پرداخت سود محصول فرعي جداسازي مديران و مالكان شركت سهامي است. پرداخت سود به كاهش هزينه نمايندگي حاصل از جداسازي مالكين و مديران شرکت های سهامي كمك مي كند و براي انعكاس فعاليت ها بكارمي‌رود.
2-15) پیشینه تحقیق
مطابق با متغیرهای اساسی، پیشینه تحقیق در دو بخش ارائه شده است. و تحقیقات به تفکیک تحقیقات داخلی و تحقیقات خارجی، ارائه شده است.
2-15-1) تحقیقات خارجی
ادبیات تجربی گسترده و جامعی در باب آزمون قضیه نامربوط بودن تقسیم سود وجود دارد. این ادبیات به طور کلی میتوانند در دو شاخه : مطالعه آزمون واکنش قیمت سهام به اعلانات تقسیم سود و مطالعه آزمون تأثیر تقسیم سود بر روی سرمایه گذاری ها قرار گیرند. یک زمینه از این تحقیقات کوشش مینمایند شواهدی از قضیه نامربوط بودن تقسیم سود را بوسیله آزمودن واکنش قیمت سهام به اعلانات تقسیم سود ، فراهم نمایند . شواهد و مدارک معتبری وجود دارد از اینکه قیمت سهام منجر به یک واکنش مثبت ( منفی ) نسبت به افزایش ( کاهش ) اعلانات مربوط به تقسیم سود میگردد. در هر حال این ادبیات تحقیق به اجماع محدودی درباره سبب و علت واکنش قیمت دست یافته اند .
یک توضیح اصلی برای واکنش قیمت به اعلانات تقسیم سود، مبتنی بر فرضیه علامت دهی بر اساس اطلاعات نامتقارن بین مدیران و سرمایه گذاران می باشد. این توضیح ، مدیران را به سمت استفاده از تقسیم سود به مثابه ابزار علامت دهی پرهزینه و گران برای ارتباط با بازار در جهت اطلاعات شخصی ( محرمانه ) آنان درباره چشم انداز و دورنمای سودهای آتی شرکت ها، سوق میدهد ( میلر و راک 1985 ) بر طبق این فرضیه، تغییرات تقسیم سود، بدون داشتن هرگونه تاثیر بر جریان های نقدی واقعی، صرفا نقش اطلاعاتی ایفا می نماید. لذا تغییرات تقسیم سود ، تغییرات قیمت را بوسیله در برداشتن غیرمستقیم اطلاعات جدید درباره سرمایه گذاری ها و سودهای آتی، هدایت میکند اما تغییرات تقسیم سود، تأثیری بر روی ارزش شرکت برای مالکان ندارد.
لذا اخبار انعکاس یافته اولیه، درباره سیاست سرمایه گذاری، نسبت به اخبار مربوط به سیاست پرداخت تقسیم سود، در توضیح واکنش بازار سهام ارجحیت و اولویت دارد . ( دی آنجلو 2009 ). توضیح و استدلال اصلی دیگر، فرضیه جریان های نقدی آزاد بر اساس تضاد نمایندگی مابین مدیران و سرمایه گذاران میباشد ( جنسن 1986 ) . این فرضیه بیان میدارد که تقسیم سود میتواند مشکلات مربوط به سرمایه گذاری مازاد ( بیش سرمایه گذاری ) مدیران را بوسیله کاهش جریان نقدی آزاد در دسترس مدیران، کاهش دهد . بنابراین ، فرضیه جریان نقدی آزاد اظهار می دارد که سیاست تقسیم سود بر سرمایه گذاریهای شرکت ها و جریان های نقدی آن تاثیر واقعی دارد که این امر میتواند با قضیه نامربوط بودن تقسیم سود، ناسازگار باشد .
تحقیقات قبلی که واکنش قیمت را نسبت به تغییرات تقسیم سود آزمون نموده اند، شواهد متنوع و مختلفی را به دست آورده اند. برخی از مطالعات کوشش نموده اند تا بین رقابت فرضیه ها برای واکنش قیمت به تغییرات تقسیم سود بوسیله آزمون اینکه چگونه واکنش قیمت با سودآوری مورد انتظار سرمایه گذاری های آتی ، متغیر است ، تمیز و تفاوت قائل شوند .
یافته های لانگ و لیتزنبرگر ( 1989 ) حاکی از آن است که واکنش قیمت به تغییرات تقسیم سود برای شرکت هایی با سودآوری مورد انتظار پایین سرمایه گذاری های آتی، مهم تر و بیشتر است. آنها استدلال نمودند این نتایج، از فرضیه جریان های

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع سازمان ملل، اعتماد متقابل، ساختار قدرت، نقش برجسته Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد تقسیم سود، گزارشگری مالی، کیفیت گزارشگری، کیفیت گزارشگری مالی