منابع پایان نامه ارشد درمورد تعارض کار، زنان شاغل، جهان بینی، نقش خانوادگی

دانلود پایان نامه ارشد

و امینی،196:1392).
تلویزیون جامع ترین و جذاب ترین وسیلهی ارتباط جمعی است که نه تنها امکان حضور و پخش آن در همه جا بلکه ماهیت آن نیز اهمیت دارد. قابلیتهای فن آورانهی تلویزیون چنان است که میتواند در مقایسه با سایر رسانه ها مطالبی نزدیکتر به زندگی واقعی ارائه کند. در واقع در نتیجهی همین توان فوق العادهی تلویزیون در به نمایش گذاردن محتوای زندگی گونه است که بیش از سایر رسانه ها نیز مورد استفاده قرار میگیرد(همان:197).امروزه تلویزیون در اکثر نقاط جهان تبدیل به قسمتی از الگوی رفتاری خانواده ها شده و افراد خانواده بخشی از معیارهای صحبت و رفتار فردی و اجتماعی خود را از خلال برنامه های ارائه شده تلویزیونی به دست می آورند. مدت استفاده از گیرنده های تلویزیونی در منازل از 4 ساعت و 30 دقیقه در شبانه روز در سال 1950 به بیش از 7 ساعت در سالهای اخیر شده است. بر اساس آمار بیش از 96.2 درصدمردم ایران در منزل تلویزیون دارند و به طور میانگین روزانه 7.5 ساعت تلویزیون روشن است.
ورود تلویزیون به درون خانواده ها بعد تازهای به خانوادهها بخشیده است. دیگر خانوادهها نه تنها محلی برای استراحت، صرف غذا و … نیست بلکه سازمانی است که میتوان در آن آموخت، جهان را تماشا کرد و خواستههای فرهنگی خود را ارضا نمود. لذا تلویزیون را میتوان از عوامل مهم و اثر گذار بر شیوهی تفکر و کیفیت زندگی افراد شناخت.
از آنجا که تلویزیون پدیدهای خنثی و صرفا کاتالیزور نیست خود عنصر نو پدید میآورد و بر تمامی ارکان جامعه تاثیر میگذارد. این وسیله میتواند تاثیری متقابل بر جامعه داشته و در پیداش عادات تازه،تغییر رفتار و خلقو خوی انسانها نقش مهمی ایفا کند(قلی زاده و همکاران،22:1386).
2-2-10-1-نظریه ی کاشت:
در میان نظراتی که به آثار دراز مدت رسانهها پرداخته اند حق تقدم با نظریهی کاشت است. نظریه ی کاشت در جریان تحقیق دربارهی شاخصهای فرهنگی و تحلیل محتواهای تلویزیون توسط جورج گربنر41و تعداد دیگری از پژوهشگران مدرسه ارتباطات دانشگاه پنسیلوانیا در سال 1969 تولد یافت. در آن زمان سوال این بود که آیا تلویزیون بر عقاید بینندگان دربارهی ماهیت و کیفیت دنیا اثر میگذارد و این تاثیر چگونه است؟ این نظریه یکی از اشکال اثر رسانهها در سطح شناختی بوده و مربوط به این موضوع است که قرار گرفتن در معرض رسانهها تا چه حد میتواند به باورها و تلقی عموم از واقعیت خارجی شکل دهد؟ نظریهی کاشت یا اشاعه برای ارائهی الگویی از تحلیل،تبیین شده است تا نشان دهندهی تاثیر بلند مدت رسانههایی باشد که اساسا در سطح برداشت اجتماعی عمل میکنند. این نظریه معتقد است که تلویزیون در بلند مدت موجب تاثیر بر جهان بینی و نظام ارزشی بینندگان پرمصرف خود میشود و به آنها نگرش تلویزیونی واحد درمورد واقعیات میبخشد(روشندل اربطانی و امیری،94:1389).گربنر معتقد است که باید به فهم جنبه های متمایز تاثیرات تلویزیون نائل شد. این جنبه ها شامل قرار گرفتن گسترده،طولانی مدت و مشترک عامههای وسیع و ناهمگنی است که در معرض تولید و توزیع تودهای پیامهای رسانه قرار دارند. فرض اصلی این تئوری این است که بین ساعات تماشای تلویزیون و واقعیت پنداری در برنامه های تلویزیونی ارتباط مستقیم وجود دارد. یعنی بینندگانی که ساعات زیادی به تماشای تلویزیون می نشینند اطلاعات و ایده ها را طبقه بندی کرده و تاثیراین درمعرض رسانه بودن چیزی را تولید میکنند که پرورش(کاشت) نامیده میشود(مهدیزاده،191:1384).گربنر بینندگان تلویزیون را بر حسب تعداد ساعتهای تماشای تلویزیون به دو گروه بینندگان پرمصرف که بیش از 4 ساعت تلویزیون می بینند و بینندگان کم مصرف که کمتر از 2 ساعت تلویزیون تماشا میکنندتقسیم بندی کرد(باهنر و جعفری،139:1389). گربنر معتقد است که تماشاگران پرمصرف تلویزیون درباره ی واقعیات زندگی با بینندگان کم مصرف اختلاف نظر دارند. بر اساس این نظریه تلویزیون در دراز مدت بر جهان بینی و نظام ارزشی بینندگان پرمصرف خود تاثیر میگذارد و به آنها نگرش تلویزیونی واحدی درمورد واقعیات می دهد. در واقع گربنر با تفاوت قائل شدن بین مخاطب عادی و پرمصرف تلویزیون عملا دیگر منابع اطلاعات،افکار و آگاهی ها را به انحصار درمیآورد و یک کاسه میکند. اثر این مواجهه با پیامهای مشابه تولید چیزی است که وی آن را کاشت یا آموزش جهان بینی رایج،نقشهایرایج و ارزشهای رایج مینامد(ساروخانی و مهدیزاده،207:1392).
نظریه پردازان کاشت استدلال میکنند که تلویزیون اثرات دراز مدت دارد. اثرات تدریجی و غیر مستقیم اما متراکم و بااهمیت و تماشای زیاد تلویزیون به عنوان کاشت نگرشهایی دیده میشود که بیشتر با جهانی که برنامه های تلویزیونی را به تصویر میکشند همانند است تا جهان واقعی. تحلیل کاشت بر همگن سازی گسترده و فراگیر تلویزیون تاکید میکند. گربنر در این باره میگوید فرهنگ فرآیند نمادینی است که الگوهای مفهومی پایدار برای جامعه پذیری افراد کشت میکند و سهم مستقل تلویزیون برای چنین الگوهایی بیشتر در جهت همگن سازی در درون گروههای اجتماعی متنوع و متفاوت و فرسودن دیگر تمایزهای اجتماعی سنتی است(عقیلی و همکاران،42:1390). نظریهی کاشت به بررسی این نکته میپردازد که تماس فزاینده با تلویزیون بر مفهوم سازی مخاطبان از واقعیت اجتماعی تاثیر میگذارد و این عمل به گونهای اتفاق می افتد که متناوبترین،متداولترین و پایدارترین الگوهای تصویری و ایدئولوژی را که تلویزیون ارائه میکند بازتاب میدهد. بزرگ شدن و زیست در چنین محیط نمادینی که تلویزیون بیشترین روایتها را از آن در بیشتر اوقات برای بیشترین مخاطبان تعریف میکند منجر به شکلگیری تصویر ذهنی غیرواقعیای از جهان میشود(باهنر و جعفری،140:1389).
گربنر در واکنش به انتقادات پل هیرش این نظریه را مورد تجدید قرار داد و عناصری به بدان افزود. در تجدیدنظری که گربنر در این نظریه داد وی دو مفهوم متداول سازی42 و تشدید43 را به این نظریه افزود با این مفاهیم این واقعیتها در نظر گرفته میشود که تماشای بیش از حد تلویزیون نتایج متفاوتی برای گروههای مختلف اجتماعی دارد. متداول سازی هنگامی روی میدهد که تماشای بیش از حد تلویزیون منجر به تشدید تقارن دیدگاهها در گروهها میشود و هنگامی رخ می دهد که اثر کاشت در گروه خاصی از جمعیت بیشتر شود. با افزودن این دو مفهوم، نظریهی کاشت دیگر مدعی این نیست تلویزیون بر بعضی از گروههای فرعی اثر قوی گذاشته و بر بعضی دیگر تاثیری نخواهد داشت. بر اساس این تجدیدنظر صرف پر مصرف بودن مخاطب موجب تاثیر فراوان تلویزیون بر مخاطب و تغییر باورهای او نخواهد داشت بلکه متغیرهای محیطی نیز در اثرگذاری نقش ایفا میکند. به زعم گربنر و همکاران وی تلویزیون منبع معناداری از ارزشهای عمومی، ایدئولوژیها و هنجارهای اجتماعی است(روشندل اربطانی و امیری،95:1389).
2-2-11-اشتغال زنان و تعارض کار با خانواده:
در جوامع سنتی و تا پیش از وقوع فرآیند صنعت گسترش و نوسازی سیاسی،اجتماعی و اقتصادی در این جوامع ساختار روابط بین نهادهای اجتماعی اساسا بر پایهی سنتها،تجارب،ممارستها و باورهایی تعیین میشد که از نسلی به نسل بعد منتقل شده است و جز مشترک آن جامعه به حساب می آید.بر این اساس تقسیم کار بین زنان و مردان نیز بر پایه ی سنت و جنسیت صورت میپذیرد. از این رو از مردان انتظار می رود با اشتغال به کار در خارج از خانه اسباب معاش خانوادهی خود را فراهم آورند. در عوض زنان نیز وظیفه دارند با ماندن در خانه به مراقبت از کودکان و ادارهی امور منزل ،پختوپز و تمهید شرایطی امن و راحت برای شوهر و سایر اعضای خانواده بپردازند(رستگار خالد،33:1385 ).با این همه چنین الگویی از تقسیم نقش مانع از آن نمیشود که از نیروی کار زنان در مزرعه،کشت و زرع و کار پابه به پای مردان برای تولید بیشتر استفاده نشود. در عین حال به ندرت در امور مربوط به مراقبت از فرزندان و خانه داری شرکت میجویند و خستگی و فرسودگی زنان نیز نمیتواند تاثیری در آن داشته باشد. اما به موازات تحول جامعه و جدایی کار از خانواده و تغییر در برخی نهادهای اجتماعی دیگر از جمله تعمیم آموزش و پرورش رسمی و عالی و تحت پوشش قرار گرفتن دخترانجوان،ضرورت و نیاز اقتصادی خانواده ها به کار زنان در خارج از خانه برای استمرار حیات و بقای خانواده و از همه مهمتر نیاز روزافزون جامعه در به کارگیری نیروی کار زنان در بخش صنعت که در نتیجهی تغییرات ساختاری در بخشهای اقتصادی جامعه،اولویت و گسترش بیشتری نسبت به بخش کشاورزی یافته است. تعداد زنان شاغل در بخشهای خدمات و صنعت رو به افزایش گذاشته است. در ایران تا سال 1355 آمار زنان شاغل رو به افزایش بود و در این سال به حدود 12 درصد رسیده است . هر چند یک دهه و پس از آن و در سال 1365 به 8 درصد کاهش یافته و تا سال 1370 با یک درصد افزایش به 9 درصد رسیده است. این آمارها از نظر بحث بدین معنا است که برای بخش عمدهای از زنان شاغل به دلیل جدایی کار از خانواده امکان ایفای همزمان و توام وظایف و فعالیتهای شغلی و خانوادگی به گونهای که در جوامع روستایی و سنتی منتفی بوده وجود دارد و به دلیل با وجود الگوی جنسیتی تقسیم کار،معضل تعارض نقش بین کار و خانواده برای این گروه از زنان به یک معضل جدی تبدیل شده که با گسترش تعهدا ت ناشی از آنها نظیر بچه دار شدن و یا اشتغال بکار تمام وقت در مشاغل حرفه ای و تخصصی جدیتر میشودکه میتواند تبعات منفی برای خود زنان و خانواده هایشان داشته باشد(همان:34).
افزایش مشارکت زنان در بازار کار و ازدیاد تعداد زنان شاغل در خارج از منزل به رشد نوع جدیدی از خانواده های دو شغله منجر شده است. در این نوع خانواده ها زن و مرد افزون برنقش سنتی همسری و پدر و مادری نقش شغلی نیز دارند.این موضع برای زنان اهمیت بیشتری دارد زیرا آنها با دارا بودن نقش همسری و مادری امروزه عهده دار نقش جدیدی نیز شده اند. در نگاه اول به نظر میرسد که این نقش جدید منجربه افزایش درآمد،بهبود وضع اقتصادی و افزایش عزت نفس زنان شاغل میشوداما زمانی که زن نتواند بین انتظارات نقشهای خویش تعادل برقرار نماید دچار نوعی تعارض به نام تعارض کار-خانواده می شود. انجاموظایف نهادی شدهای چون وظیفهی مادری،خانه داری و پرستاری از اعضای خانواده همواره بر دوش زنان سنگینی میکند به گونهای که حتی با فاصله گرفتن از خانه نگرانی انجام این وظایف او را رها نمیسازد(نبوی و شهریاری،1:1391).
تعارض کار- خانواده نوع ویژهای از تعارض بین نقشهاست که فرد را به طور هم زمان با تقاضاهای متفاوت و ناسازگار ناشی از مسئولیتهای کاری و خانوادگی درگیر میسازد. بدین معنا که هرگاه افراد قادر به انجام دادن هم زمان وظایف شغلی و خانوادگی خود نشوند دچار تعارض بین نقشهای خانوادگی و شغلی شدهاند. این نوع تعارض به تعارض کار- خانواده معروف است (قره داغی و محمودی،بی تا:39) .تعارض نقشهای شغلی و خانوادگی میتواند ناشی از زندگی خانوادگی یا محیط کاری باشد. بنابراین تعارض کار-خانواده تحت عنوان ناسازگاری دوطرفه بین تقاضاهای نقش کاری و تقاضاهای نقش خانوادگی توصیف میشود.به عبارت دیگر هر گاه افراد قادر به انجام هم زمان وظایف و مسئولیتهای هر دونقش خانوادگی و شغلی خود نباشند، وظایف ناشی از نقش خانوادگی شان با وظایف ناشی از تعهدات شغلی یا وظایف ناشی از نقش شغلی شان با وظایف خانوادگی شان تداخل پیدا کند به گونهای که آنها در ایفای وظایف شغلی و خانوادگی خود دچار فشار و دشواری گردند و نتوانند از عهدهی الزامات هر دونقش به خوبی برآیند آنان دچار تعارض بین نقشهای شغلی و خانوادگی هستند(توانگر و همکاران،136:1391).
در مجموع ما با دو نوع تعارض کار- خانواده روبه رو هستیم 1- تعارض کار با خانواده: نوعی از تعارض بین نقشهاست که در آن فشارها و الزامات محیط کار در عملکرد مسئولیتهای خانوادگی فرد اختلال ایجاد میکند یا شکلی از تعارض نقشهاست که در آن فشارهای حاصل از نقش کاری و خانوادگی از برخی جهات ناهمسازند. به این معنا که مشارکت در نقشهای دیگر را دشوار می سازند. 2- تعارض خانواده با کار: نوعی تعارض بین نقشهاست که در آن

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد یادگیری اجتماعی، جهان خارج، جو اجتماعی، دیوانسالاری Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد حمایت اجتماعی، سبک زندگی، تعارض کار، سرمایه اقتصادی