منابع پایان نامه ارشد درمورد تصویرسازی

دانلود پایان نامه ارشد

استدلال بر نهايت قدرت خود كند ، كه در( شجر اخضر )درخت سبز آتش و نار آفريده است ، در حالى كه جان درخت در آب است ، آب كجا و آتش كجا؟!
آن كـس كـه چـنين توانائى دارد كه اين آب و آتش را در كنار هم بلكه در درون هم نگهدارى كند چگونه نمى تواند مردگان را لباس ‍ حيات بپوشا ند و در رستاخيز زنده كند ؟
تکرار حرف ( ر ) در این آیه که از صفات جهری است باعث شدت و غلظت در کلام می شود . تکرار حرف (ر) در این آیه برای تذکر نعمت های الهی به بشر است که گاها همراه با انکار خدا و ناسپاسی است . لذا مثال آنقدر ساده و بدیهی است که نزدیک به ذهن اعراب بادیه نشین است و راحت تر در آن فکر می کنند . جهر کلام نیز همچون تشری بر آنها نهیب می دهد هم عقلشان و هم قلب شان را تحت تاثیر می نهد .
حرف همزه (أ) از حروف شدید انفجاری است . تکرار بیش از اندازه آن در این دو آیه ، خود دلیلی بر آن است که همه کاره ی این خلقت و هستی خداوند است . چون برخی گمان می کنند که رویاننده میوه ها و پرورش دهنده مزارع خود آنها هستند . خدا با انکار و غلظت ، کننده اصلی و مستقیم هرکاری را خودش می داند و بقیه را وسیله انجام و ایجاد امور می داند .

4-2-1-1-2- اصوات مهموس
هرگاه خداوند خواسته باشد با نرمی و لطافت با بندگانش صحبت کند از واج هایی استفاده می کند که بار معنایی لیّن و نرمی دارد مثل س، ک ، ت ، ح ف ، ه ،ح ، ش ، خ . این واج ها اغلب آهنگی لطیف و موزون و گوشنواز ایجاد می کنند که مخاطب را مجذوب خود می سازد.(حاجی زاده، 1388: 63)

4-2-1-1-2-1- سرانجام خوش بهشتیان
آیه (( لايَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً )) (25) «در آنجا نه لغو و بيهوده اى مى شنوند نه سخنان گناه آلود . –(( إِلّا قِيلاً سَلاماً سَلاماً )) (26) تنها سخنى كه مى شنوند «سلام» است «سلام».
آنها در باغهاى بهشت نه لغو و بيهوده اى مى شنوند ، نه سخنان گناه آلود ( لا يسمعون فيها لغوا و لا تاثيما ). نـه در آنـجا دروغ و تهمت و افترا وجود دارد ، و نه استهزاء و غيبت ، نه كلمات نيش دار ، نه تـعبيرات گوشخراش ، نه سخنان لغو و بيهوده و بى اساس ، هر چه هست در آنجا لطف و صـفـا و زيـبائى و متانت و ادب و پاكى است و چه عالى است محيطى كه سخنان آلوده در آن نباشد ، بيشترين ناراحتى ما در زندگى اين دنيا نيز از همين سخنان لغو و بيهوده و گناه آلود و زخم زبانها و جراحات اللسان است سـپـس مى افزايد : تنها چيزى كه در آنجا مى شنوند سلام است سلام ( الا قيلا سلاما سلاما ) (مکارم 1370 ، ج23 : ص226)
حرف (ث) و تکرار حرف سین در این آیه از حروف مهموس است که بر آرامش و لطافت ذهن مخاطب
می افزاید . خداوند برای اینکه آرامش و راحتی بهشتیان را برای بندگانش توصیف کند علاوه بر واژگانی که به کار برده از حروفی که تکرار آنها منجر به شکل گیری صفت همس می شود ، استفاده کرده است . لذا موسیقی درونی بین لفظ و معنا کاملا هماهنگ با نرمی و لطافت است . علاوه بر انتقال محتوایی با آرامش مطلق به ذهن و عقل مخاطب ، بر دل مومنان نیز نوری از رحمت و لطافت و آرامش خداوند تابیده می شود . اگر به جای واژه (تاثیما) واژه (ذنبا) را بیاوریم کلام از صفت همس به سمت صفت جهر خارج می شود . در نتیجه آیه بی تاثیر می شود و از طرفی توازن و آهنگ خود را از دست می دهد .

4-2-1-1-3- آوای شدید ( انفجاری )
تولید این آوا به این صورت است که به هنگام ادای آن نفس در شش ها و دیگر مجاری تنفسی حبس می -شود و لب ها باشدت بر هم قرار گرفته سپس با نهایت فشار ادا می شود . (مشکوه الدینی، 1370: 47)در سوره ی الواقعه این اصوات بیشتر با هدف تهدید مجرمان و گناهکاران به عقوبت سخت در روز قیامت آورده شده است . گویا اغلب دایره ی کاربرد این آواها برای نشان دادن عظمت کاری یا چیزی ، یا ترساندن از واقعه ای هولناک است .

4-2-1-1-3-1- توصیف حادثه ی هولناک قیامت آیه (( إذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ (1) – لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ (2) – خافِضَةٌ رافِعَةٌ (3 )) .
«هنگامى كه واقعه عظيم (قيامت) واقع شود ، هيچ كس نمى تواند آن را انكار كند . (اين واقعه) گروهى را پايين مى آورد و گروهى را بالا .»
مـسـائل مـربوط به قيامت در قرآن مجيد معمولا با ذكر حوادث عظيم و انقلابى و كوبنده در آغاز آن تواءم است ، و اين در بسيارى از سوره هاى قرآن كه بحث از قيامت مى كند كاملا به چـشـم مـى خـورد ، در سـوره واقعه كه بر محور معاد دور مى زند نيز همين معنى كاملا در نخستين آياتش مشهود است .(مکارم 1370 ج 23 : ص210) .
وقـوع حادثه عبارت است از حدوث و پديد آمدن آن و كلمه ( واقعه ) صفتى است كه هر حـادثـه اى را بـا آن تـوصـيـف مـى كـنند ، مى گويند : واقعه اى رخ داده ، يعنى حادثه اى پـديـد شده و مراد از واقعه در آيه مورد بحث واقعه قيامت است و ( خافضة رافعة ) ايـن دو كـلمه دو خبر است براى ضميرى كه به واقعه بر مى گردد ، و تقدير كلام ( هى خـافضة وهى رافعة ) است ، يعنى قيامت خافض ‍و رافع است . و خفض درست معناى خلاف رفـع را مـى دهـد ، و امـا ايـن كـه به چه حساب قيامت پايين آورنده و بالا برنده است بايد گـفـت كه : اين تعبير كنايه است از اين كه قيامت نظام عالم را زير و رو مى كند (طباطبایی ، ج 19 ، 1376 ، 231)
تکرار حرف قاف در این سه آیه ی کوتاه کاملا مشهود است . حرف قاف از حروف جهری است که دارای بار معنایی کوبنده و هولناک است . هرگاه خدا بخواهد از عذاب و حوادث هولناک سخن بگوید از آواهای شدید انفجاری که رابطه ی تنگاتنگی با محتوای مهم و ترسناک دارد ، استفاده می کند . البته این تصاویر چون نه جایی دیده شده اند و نه می توان آنها را به شکل محسوس بیان کرد موسیقی درونی برگرفته از این حروف خشن و کوبنده تا حدود بسیار زیادی به تصویرسازی متن کمک می کند. این طبیعی است که قدرت با شدت و غضب نشان داده شود . اگر به جای حروف شدید قاف در این آیات از حروف مهموس استفاده شود این آیات شدت و غلظت خود را از دست می دهند و واقعه قیامت به نوعی شوخی یا یک حادثه پیش پا افتاده به حساب می آید . فرضا اگر به جای (واقعه) از واژه حادثه استفاده می شد که دو حرف (ح ، ث) از صفات مهموس هستند هم تناسب بین صوت و متن برهم می ریخت و هم آهنگ و توازن آیه برهم می ریخت .

4-2-1-1-3-2- سوال از معاد ، همراه با انکار
آیه (( وَ كانُوا يَقُولُونَ أَ إِذا مِتْنا وَ كُنّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنّا لَمَبْعُوثُونَ (47) – أَ وَ آباؤُنَا الْأَوَّلُونَ (48) – قلْ إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ (49)) .
«و مى گفتند: « هنگامى كه ما مُرديم و خاك و استخوان شديم ، آيا برانگيخته خواهيم شد؟! و آيا پدران نخستين ما ( برانگيخته مى شوند )؟!» بگو اولین و آخرین آنها (برانگیخته می شوند) .»
انـكـار قـيامت كه خود سرچشمه بسيارى از گناهان است يكى ديگر از اوصاف اصحاب الشمال مى باشد ، و تعبير به ( كانوا يقولون )نشان مى دهدكه در انكار قيامت نيز اصرار مى ورزيدند و پافشارى داشتند .
تعبير به ( ترابا و عظاما ) ممكن است اشاره به اين باشد كه گوشتهاى ما تبديل به خاك و استخوانهاى ما برهنه مى شود ، با اين حال آفرينش جديد چگونه ممكن است ؟ همانها كه شايد هر ذره اى از خاكشان به گوشه اى افتاده است يا جزء بدن موجود ديگرى شده است ؟ ولى در بـرابـر دلائل محكمى كه بر مسئله معاد دلالت مى كند اينها يك مشت بهانه هاى واهى است سـپـس قـرآن بـه پـيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) دستور مى دهد كه در پاسخ آنها بـگـو : نـه فـقـط شـمـا و پـدرانـتـان ، بـلكـه تـمـام اوليـن و آخـريـن آنها برانگیخته می شوند . ( قل ان الاولين و الاخرين). ( مکارم 1370 ج 23 : 241)
حرف (أ ، إ) یا بعبارتی همزه از اصوات شدید انفجاری است . لذا تکرار همزه در این سه آیه برای نشان دادن شدت انکار منکران معاد است که مدام به بهانه های مختلف بدنبال فرار از واقعیت معاد بودند . لذا خداوند برای نمایاندن شدت انکار آنها از تکرار مکرر همزه بهره جسته است . این هنجار افزایی در سراسر سوره ی واقعه بگونه ی شایانی آمده است که بیشتر مفهوم تکرار و شدت را القاء می کند . همزه القا کننده ی معنای تندی و خشم است .

4-2-1-1-4- اصوات رخوت (سایشی)
هنگام تلفظ اصوات رخوت ، مجرای خروج صدا تنگ تر می شود اما مانند اصوات مجهور ، مجرای خروج صدا بسته نمی شود و هوا حبس نمی شود . هوا در عین عبور از آن مخارج نوعی سایش ایجاد می کند . این اصوات در مقام های زیر به کار برده می شود . (انیس ، 1384 :23)

4-2-1-1-4-1- برشمردن نعمت های بهشتی
آیه ((وَ فاكِهَةٍ مِمّا يَتَخَيَّرُونَ (20) وَ لَحْمِ طَيْرٍ مِمّا يَشْتَهُونَ (21) . وَ حُورٌ عِينٌ (22) ))
«و ميوه هايى از هر نوع كه انتخاب كنند ، و گوشت پرنده از هرگونه كه مايل باشند . و همسرانى از حورالعين دارند .نـوجـوانـان بـهـشـتى هر نوع ميوه اى كه آنها مايل باشند به آنها تقديم مى كنند ( و فاكهة مما يتخيرون ) . و گوشت پرندگان از هر نوع كه بخواهند( و لحم طير مما يشتهون )» .
مقدم داشتن ميوه بر گوشت ، به خاطر آن است كه از نظر تغذيه بهتر و عاليتر است ، به علاوه ميوه قبل غذا لطف ديگرى دارد. ( مکارم 1370 ج 23 : 224) كـلمه ( فاكهة و طير )در اين آيه شريفه عطف است بر كلمه ( اكواب ) و معناى آن اين است كه پسران بهشتى پيرامون مقربين در آمد و شدند ، يكى ميوه مى آورد هر ميوه اى كه خود او اختيار كرده باشد ، ديگرى مرغ بريان مى آورد هر مرغى كه خود او هوس كرده باشد.
سـپـس به ششمين نعمت كه همسران پاك و زيبا است اشاره كرده ، مى گويد: و همسرانى از حورالعين دارند . (طباطبایی ، ج 19 ، 1376 ، 246)
در این سه آیه (ح ، خ ، ع ، ه) همگی از اصوات متوسط هستند . که در اینجا در مقام برشمردن نعمت های بهشتی آمده اند . از آنجا که در این آیات از اصوات شدید و انفجاری که بار تند و غضب ناک دارد استفاده نشده است ، به طور غیر مستقیم بار معنایی آرام و لطیف از این آیات استشمام می شود . مصوت بلند ( وو – ای ) که در این سه آیه آمده است بار معنایی نرم و لطیفی دارد . مصوت های بلند و کشیده بار معنایی نرم و لطیفی دارند و بیشتر در مواقع التماس به خدا و دعا به کار می روند . در اینجا این مصوت ها برای ذکر نعمات بهشتی و آرامش بهشتی آمده اند .

4-2-1-1-4-2- جواب خداوند به منکران خدا و منکران نعمت هایش
أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزّارِعُونَ ( 64 ) لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْناهُ حُطاماً فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ (65) إِنّا لَمُغْرَمُونَ ( 66) بَلْ نَحْنُ مَحرُومُونَ (67) .
«آيا شما آن را مى رويانيد يا ما مى رويانيم ؟! اگر مى خواستيم آن را مبدّل به كاه در هم كوبيده مى كرديم تا در تعجب فرو رويد ! بگونه اى كه مى گفتيد : براستى ما زيان كرده ايم ، بلكه ما بكلى محروم شده ايم ».
كـار شما تنها افشاندن تخم است ، و ضمير( ه) در جمله ( تزرعونه ) بـه بـذر و يا به زراعت بر مى گردد ، در قرآن كريم موارد نظير آن بسيار اسـت ( ام نـحن الزارعون ) و يا اين كه ما افشانده شما را مى رويانيم و نمو مى دهيم ، تـا بـه حدى كه كامل شود ، و دانه دهد ، ( لو نشاء لجعلناه حطاما ) و اگر نمى خواستيم شـمـا را روزى دهـيـم و زراعـت را به ثمر برسانيم ، مى توانستيم آن را گياهى به درد نـخـور كـرده ، قـبـل از رسيدن به ثمر بخشكانيم و با وزش بادها خرد و متلاشى كنيم، ( فظلتم) آن وقت است كه از سرنوشت خود ( تفكهون ) تعجب مى كرديد و از آفتى كـه بـه زراعتتان رسيده مى گـفـتيد: ( انا لمغرمون ) به راستى در غرامت و خسارت سنگينى واقع شديم ، مالمان و وقتمان و زحماتمان هدر گشت (بل نحن محرومون ) ، همه اينها به جهنم ، اين را چه كنيم كه ديگر چيزى نداريم بخوريم و يا بفروشيم و حوايج زندگى خود را فراهم سازيم . (طباطبایی ، ج 19 ، 1376، 275)
اينها نـشان مى دهد كه اينهمه آوازه ها از او است ، و هم او است كه از يك دانه ناچيز ، گياهان پرطراوت و گاه صدهـا يا هزاران دانه توليد مى كند ، گياهانى كه دانه هايش خوراك انـسـانـهـا

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد بررسی دلالی، شفیعی کدکنی، آرایه های ادبی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد اصوات، لطافت، ميوه