منابع پایان نامه ارشد درمورد تراکم جمعیتی، تراکم شهری، رشد جمعیت، خدمات شهری

دانلود پایان نامه ارشد

خصوص تراکم جمعیت بر پایه مفهوم ظرفیت قابل تحمل محیط63 استوار گردیده است. مفهوم ظرفیت قابل تحمل محیط زاییده دانش اکولوژی است و میبایست از محتوای این مفهوم در چارچوب دانش اکولوژی کسب اطلاع کرد.
قرار دادن مفهوم «ظرفیت قابل تحمل محیط» در چارچوبی سیستماتیک و تبیین آن از دیدگاه تحلیل سیستمی نشان خواهد داد که این مفهوم را میتوان – بدون آنکه از مفاد و محتوای خود تهی شود – به ابزاری مؤثر در برنامهریزی تبدیل کرد، در این صورت ابزاری تولید میشود که با کمک آن میتوان درباره تناسب موجود میان جمعیت و فضایی که به اشغال درآورده است به قضاوت پرداخت.
گام بعدی در جهت استفاده از مفهوم «ظرفیت قابل تحمل محیط» به عنوان ابزاری برنامهریزی شهری و بویژه تعیین تراکم مطلوب کاربردی کردن این مفهوم از طریق تعیین و تعریف معیارهای بردباری محیط است.

2-1-35-تبیین مفهوم «ظرفیت قابل تحمل محیط» از دیدگاه تحلیلی سیستمی
در اجتماعات زیستی64 آنچه فشار نامیده میشود، معمولاً حاصل افزایش تراکم جمعیت مصرفکنندگان است.
ظرفیت قابل تحمل محیط در کلیه سیستمهای طبیعی یکسان نیست. معمولاً سیستمهای سادهتر، در مقایسه با سیستمهای پیچیدهتر، از ظرفیت قابل تحملتری برخوردارند. (پوتکین،1378: 12-11)
در تعیین ظرفیت قابل تحمل محیط عناصر متعددی میتوانند دارای نقش باشند که چند نمونه از عناصر مؤثر در تعیین تراکمهای شهری به شرح ذیل میباشند:
نمونه عناصر مؤثر در تعیین تراکم شهری از نظر محیط زیست
ظرفیت قابل تحمل محیط
شرایطی اقلیمی
بیلان آب در حوزه آبی پیرامون
منابع خاک و تولیدات کشاورزی
پوشش گیاهی
فضای سبز شهری
کیفیت هوا
آسایش صوتی
فاضلاب شهری
زباله شهری
رشد جمعیت بر آمادگی منابع و کیفیت محیط زیست در پیدایش فقر نقش مهمی دارد. در حالت کلی جمعیت بیشتر به معنی مصرف بیشتر انرژی و مصرف بیشتر انرژی آلودگی زیاد اتمسفر را به دنبال دارد. جمعیت بیشتر تقاضای زیاد برای منابع غذایی، بهرهبرداری مفرط از منابع، فرسودگی، تخریب، انهدام منابع طبیعی و کاهش تنوع زیستی را به دنبال دارد.
سخن نهایی اینکه رشد جمعیت بیشتر، تقاضای بیشتر برای اراضی زارعی و کشاورزی، مسکونی و کاهش تقاضا برای اراضی جنگلی، مرتع و باتلاقی است که هریک به نوبه خود آلودگی بیشتری را به دنبال خواهد داشت که از تأمین نیازهای انسانی عاجز خواهد بود؛ بنابراین یکی از راههای عوامل محدود کنندۀ رشد جمعیت، توجه به ظرفیت نگهداریمنابع طبیعی و اراضی زارعی است. به عبارت سادهتر، ظرفیت نگهداری یک ناحیه معین، حداکثر تعداد افرادی است که با استفاده از منابع آن ناحیه میتوانند به حیات خویش ادامه دهند.
ظرفیت قابل نگهداری یک منطقه، از لحاظ طبقهبندی تنها تعداد مطلوب جمعیت نیست، مگر این که میزان برخورداری از امکانات رفاهی که جمعیت براساس آن پایدار تلقی میشود، برای آن جمعیت مطلوب باشد. ولی معمولاً ظرفیت نگهداری را به صورت بیشترین جمعیتی که با حداقل استاندارهای زندگی لازم برای بقا میتواند پایدار بماند، تعریف میکنند. جامعترین بررسیتحلیلی در مورد ظرفیت نگهداری جهان توسط سازمان فائو (FAO) انجام گرفته است (جوان، 1390: 47).

2-36- روشهای کنترل تراکم65
«سیستم اندازهگیری شدت استفاده از زمین»، (LUI) و تحقق یافتن تراکمهای خالص و ناخالص پیشنهادی طرحهای شهری در نواحی مختلف شهر نیازمند ابزار و روشهای میباشد که در ادبیات شهرسازی به آنها اصطلاحاً «روشهای کنترل تراکم» گفته میشود. با استفاده از تکنیکها (که در مقایسه با مفهوم تجریدی «تراکم» مفاهیم نظیر سطح زیربنا و سطح اشغال … میباشند) میتوان تحولات جمعیتی بخشهای مختلف شهر را در جهت نیل به تراکمهای معینی کنترل و هدایت کرد.
استفاده از روش کنترل تراکم در تمام کشورها به یک شکل نمیباشد. برخی کشورها از جمله ایران صرفاً از تعداد محدودی از این روشها نظیر «ضریب سطح زیربنا»66 (که در ایران از آن با تراکم ساختمانی نام برده میشود) و ضریب سطح اشغال ساختمان»67 استفاده میگردد، در حالی که در تعدادی از کشورها سیستم جامعی از «سیستم اندازهگیری شدت استفاده از زمین»68 یا به اختصار روش LUI میباشدکه به صورت گسترده در ایالات متحده به کار میرود (عزیزی،1388:39).

2-37- قاعدۀ «تراکم اندازه»
یکی از پژوهشهای برجسته در زمینۀ مسئله تراکم شهری، مطالعهای است که توسط «بست»69 «جونز»70 و «راجز»71 در مورد شهرهای انگلستان صورت پذیرفته است. پژوهشهای «بست» در دهۀ 1950 آغاز میگردد. تحقیقات مزبور در مورد میزان نواحی شهری و کاربری متشکلۀ آن در شهرهای انگلستان و ولز انجام گرفته بود. در بررسی قاعدۀ «تراکم – اندازه» بست به جای استفاده از مفهوم تراکم از مفهوم «تأمین زمین»72 در مدلسازی استفاده کرده است. در حالی که معمولاً از مفهوم تراکم به صورت نفر در هکتار استفاده میشود. لیکن ثابت گردیده است که برای مقاصد برنامهریزی استفاده از معکوس همان عدد سادهتر و راحتتر میباشد. شاخص «هکتار برای هزار نفر») به این شکل به دست میآید راهکاری را ارائه میکند که از آن طریق امکان مقایسۀکاربریهای مختلف زمین در شهرهای گوناگون فراهم میشود. شاخص مزبور را به جای تراکم «زمین آماده» می نامند که به مفهوم میزان زمین موجود برای هر هزار نفر سکنه می باشد (Best, R. H. et al., 1974: 201).
بست و همکارانش براساس مطالعۀ فوق قاعده تراکم – اندازه را نتیجهگیری کردند براساس نظر آنها میتوان قاعده تراکم اندازه را چنین تعریف کرد: به موازات افزایش اندازۀ جمعیت شهر، به میزان تراکم نیز افزوده میشود، آهنگ افزایش تراکم کمتر از آهنگ افزایش اندازۀ جمعیت میباشد.

2-38- عوامل اجتماعی و فرهنگی تراکم شهری
مهاجرتهای گسترده روستاییان به شهرها موجب پیدایش تراکمهای فشردهای در مناطق حاشیهای شهرها شده است. در مناطقی که به احداث سرپناههای غیررسمی تخصیص داده شده است، تراکم خالص مسکونی بالاتر بوده و تفاوت زیادی با تراکم جمعیتی ناخالص در فضای تحت کاربریهای شهری ندارد. این بخشهای مسکونی در گوشه و کنار شهرها، گاه به عنوان بافتهای مسئلهدار مطرح میشوند. این بافتها بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همراه با آمادهسازیها و گسترش سطح شهرها در جوار آنها به وجود آمده تا از امکانات گسترش شهری استفاده نمایند. گسترشهای شهری در قالب آمادهسازیها مورد استفاده چند قشر اجتماعی قرار گرفت:
اقشار کم درآمد محدودههای شهری که با کم مسکنی و در مواردی نیز بیمسکنی مواجه بودند. پایین بودن قیمت زمین در این مناطق از یک طرف و واگذاری قطعاتی از زمین که امکان زندگی در واحدهای مستقل یک طبقه را میداد، گسترش سطحی شهر را موجب گردید.
حرکت اقشار متوسط شهری از بافتهای مرکزی شهر به اطراف توسعه خدمات شهری و با پر کردن فاصلههای موجود بین آمادهسازیها و بافت قدیم شهری صورت گرفت. این فاصله با اراضی موات و یا بایر و حتی در مواردی دایر به صورت باغ و یا مزارع کشاورزی پر میشود و مالکان مربوط به احداث واحد مسکونی نسبتاً بزرگ و انتقال از بافت درونی شهر اقدام کردند.
اقشار فقیر و کم مایه نیز در گوشه و کنار این توسعههای شهری نقطهای را یافته و به احداث سرپناههایی در ارتباط با وضعیت ضعیف مالی خود اقدام کردند.
سه جریان اساسی در شهرها سبب تراکمهای جمعیتی با تفاوتهای زیادی بودهاند به سه شکل زیر هستند:
جریان اول: تراکمهای فشرده روستایی؛
جریان دوم: جابهجایی و زوال بافت درون شهری؛
جریان سوم: گرایش به زندگی در برجها.
تراکمها با توجه به مطالعات اجتماعی مورد توجه قرار میگیرد. هرچه ساختار ساکنان، روستاییتر باشد میتواند تراکم مسکونی بالاتری را داشته باشند.
هرچه افراد از همسازی گروهی73 بیشتری برخوردار باشند دارای همزیستی74 بیشتری بوده و مانند گروههای طایفهای ساکن روستاها با تراکم بالایی زندگی میکنند؛ بنابراین در صورت وجود چنین ویژگی اجتماعی میتوان از تراکم مسکونی فشرده استفاده کرد.
هرچه ساکنان از گروههای قومی متفاوت با مشاغل مختلف باشند، از سازگاری و همسازی کمتر برخوردارند و علاقه آنها به دارا بودن مساکن مستقل فردی بیشتر است. در چنین مناطقی تراکم جمعیتی ناخالص شهری بالاتر است. یا حفظ این ویژگی و عدم مقابله با آن میتوان از طریق افزودن بر تراکم مسکونی که با احداث بناهای عمودی همراه باشد افزود.
در مواردی که مناطق تازهآباد شده گسسته از گروههای اجتماعی و فرهنگی مختلفی تشکیل میشود. علاقه این گروه از ساکنان به داشتن واحدهای مسکونی ویلایی (غیرآپارتمانی) بیشتر است و شاید یکی از دلایل انتخاب نقاط دورتر از مرکز شهر دستیابی به مسکن مستقل و ویلایی است. پایین بودن تراکم مسکونی در این گونه مناطق موجب بالا بودن نرخ خدمات شهری بالایی است.
منطقه مسکونی پیوسته غیررسمی و منطقه مسکونی گسسته غیررسمی، به طور نامنظم و عمدتاً در مواقعی که نظم شهری حاکم نبوده، توسط مهاجران روستایی و یا بیمسکنان شهری احداث شدهاند. در این مناطق برعکس نقاط دیگر به دلیل نبودن طرح شهری، نرخ تراکم جمعیتی ناخالص شهری بسیار بالاتر از تازهآبادهاست، دلیل این مسئله تصرف قطعات کوچک زمین و احداث بناهای کوچک میباشد. در مورد این مناطق عمدتاً صحبت از ساماندهی است به این ترتیب که با تعریض معابر و احداث برخی از تأسیسات شهری زندگی را نظم و نسخ بهتری بدهند. این مناطق به دلیل تصرف و یا فروش قطعات کوچک زمین جمعیتی نسبتاً زیاد را در خود جای داده است. ساکنان مناطق توسعه یافته غیررسمی گسسته از همسازی اجتماعی بیشتری برخوردارند و غالباً با یکدیگر خویشاوند هستند. لذا تحمل زندگی نزدیک به یکدیگر را دارند
در مورد جابهجایی و زوال بافت درون شهری میتوان افزود که عوامل مختلفی موجب رها کردن این بافت شده و معمولاً در طرحهای تفصیلی شهری برای این گونه مناطق طرحهای ویژهای را توصیه میکنند.
این بافتها دارای خصوصیات اجتماعی و اقتصادی خاصی است، برای مثال به لحاظ مهاجرت ساکنان قبلی، مآوای گروههای حاشیهای جامعه و احیاناً آسیب دیدگان اجتماعی شده است.
مهمترین عارضه شهرهای بزرگ و متوسط و حتی شهرهای کوچک رها کردن بخش زیادی از مناطق شهری به دلیل نبود برخی از تسهیلات و خدمات و یا اعتبار اجتماعی مثبت و منفی است که سکونت در مناطق مختلف شهر را مطرح میکند در حالی که بخش وسیعی از شهرها که دارای خدمات اصلی مثل برق، آب، لولهکشی، … هستند خالی از سکنه میشود (عزیزی، 1388: 130-129-128).

2-39- پیشینه تحقیق
توزیع و تراکم جمعیت یک منطقه و اثر در سایر ویژگیها دارای اهمیت خاص است. از چگونگی و میزان تراکم جمعیت میتوان به فشار جمعیت یک ناحیه بر روی زمین و امکانات آن پی برد. همچنین به عنوان یکی از پایههای اصلی آمایش فضا و تشکل بافت شهری از اهمیت خاصی در نیل به عدالت اجتماعی و کارآیی فضای شهری برخوردار است، مطالعه الگوی توزیع و تراکم جمعیت اساسیترین نکته در درک جغرافیایی هر سرزمینی است. به دلیل اهمیت آن همواره مورد توجه محققان بوده است. به مطالعاتی که در دیگر کشورها و در ایران در این زمینه انجام پذیرفته، به برخی از آنها در ذیل میپردازیم:
نیولینگ75 در سال 1969 میلادی ساختارهای شهری را با تراکم پیوند داده است. او تابعی با توان متغیر زمان، جابهجایی به سوی پیرامون مرکز تراکم را تعیین میکند: تراکم جمعیت ساکن در مرکز شهر به دنبال کاربری های گوناگون، فضا برای خدمات، تجارت، کالای لوکس و دفاتر به مرور زمان کاهش مییابد این تراکم با جمعیت ساکن نسبت عکس دارد و آن را به اقامت در نواحی پیراشهری ناگزیر میسازد، پیشرفت در حمل و نقل درون شهری، تأثیر قوانین مالیاتی زمین و منطقهبندی آنها منجر به کاهش جمعیت مرکز شهر میشود (فرید،1368: 435).
روش حوزههای آماری توسط برخی از محققان خارجی نظیر مارتینز (2000) و در بررسی نیازهای مسکن قسمتهای شهر ریو در آرژانتین، همل و دانیل (2000) در تحلیل شرایط تحول و نوسازی بخشهای مرکزی شهرهای آمریکا مورد استفاده قرار گرفته است. همچنین روش مذکور در مطالعات جمعیتی تعداد نادری از طرحهای

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد محیط زیست، حمل و نقل، تراکم جمعیتی، آلودگی محیط زیست Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد حمل و نقل، خدمات شهری، انرژی خورشیدی، توزیع خدمات شهری