منابع پایان نامه ارشد درمورد تابع تولید، بخش کشاورزی، تحلیل پوششی، رگرسیون

دانلود پایان نامه ارشد

نشان میدهد. برای اندازهگیری بهرهوری در هر نقطه بر روی این نمودار، یک خط شعاعی از مبدا مختصات به نقطه مورد نظر ترسیم و شیب آن را محاسبه کرده و آنگاه آن را به عنوان اندازه بهرهوری در آن نقطه قلمداد میکنند. اگر بنگاه مورد نظر در نقطهA فعالیت کند به لحاظ تکنیکی کارا نخواهد بود اما با فعالیت در نقطهB و یا هر نقطه دیگر بر مرز تولید کارا محسوب میشود. حداکثر بهرهوری در نقطهC حاصل میشود. چرا که شیب شعاع ترسیم شده از مبدا مختصات در این نقطه نسبت به هر نقطه دیگری بر مرز تولید بیشتر است. به عبارت دیگر مقیاس بهینه در این نقطه اتفاق میافتد. نتیجه این پاراگراف این است که برای یک بنگاه به لحاظ تکنیکی کارا نیز این امکان وجود دارد تا بهرهوری خودش را با حرکت به سمت مقیاس بهینه افزایش دهد. البته لازم به ذکر است که در بسیاری از مواقع امکان رسیدن به مقیاس بهینه مشکل و حتی غیرممکن است در حالیکه میتوان رسیدن به کارایی تکنیکی و بهرهوری بیشتر را در کوتاهمدت و بلندمدت دنبال کرد.
تجزیه و تحلیل بالا در بر گیرنده جزء زمان نیست. در صورتیکه بهرهوری در طی زمان مورد بررسی قرار گیرد؛ منبع اضافی تغییر در بهرهوری تحت عنوان تغییر تکنیکی خودبهخود مطرح شده که این مسئله معمولا به شکل تغییر مکان مرز تولید به سمت بالا نمود پیدا میکند.
بحثهای مطرح شده تا اینجا فقط مقادیر فیزیکی و روابط تکنیکی بین نهادهها و محصولات را شامل میشود، بحث هزینه و سود مطرح نیست. در صورت در دسترس بودن اطلاعات قیمتی میتوان فرضیات رفتاری مثل حداقلسازی هزینه یا حداکثرسازی سود را دنبال کرد. در عمل بایستی معیار بررسی عملکرد با اطلاعات در دسترس متناسب باشد. فقط در برخی از موارد امکانپذیر است که کارایی تخصیصی را علاوه بر کارایی تکنیکی محاسبه نمود. معیار کارایی تخصیصی در حالت نهاده-محور شامل مقادیری از نهادهها است که برای هر سطح محصول معین، هزینه را حداقل میسازد. البته در صورت ترکیب کارایی تکنیکی با تخصیصی میتوان کارایی اقتصادی را محاسبه نمود.

نمودار 2-1 : بهرهوری، کارایی تکنیکی و مقیاس اقتصادی

2-3 شرح کلی روشهای اندازهگیری عملکرد
روش اقتصادسنجی حداقل مربعات
روش شاخص بهرهوری کل عوامل18 TFP
تحلیل مرزی تصادفی19
روش تجزیه و تحلیل پوششی دادهها (DEA)
دو روش اول برای سریهای زمانی کاربرد دارد و معیارهای در خصوص تغییرات تکنیکی و یا TFP ارائه میکنند. در این دو روش فرض بر کارایی همه بنگاههای تولیدی است. دو روش سه و چهار برای دادههای مربوط به یک نمونه از بنگاهها و در یک نقطه از زمان کاربرد دارد و معیارهای برای محاسبه کارایی نسبی در میان همان گروه از بنگاهها ارائه میکنند. لذا میتوان نتیجه گرفت که که در این دو روش فرض بر کارایی همه بنگاهها نیست. البته باید ذکر کرد که معیار TFP میتواند بهرهوری نسبی را در میان گروهی از بنگاهها در یک لحظه از زمان مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. روشهای DEA و مرزی تصادفی میتوانند در صورت در دسترس بودن دادههای پانل، برای محاسبه تغییرات تکنیکی و تغییرات کارایی مورد استفاده قرار گیرند. از طرفی روشهای 1 و 3 در برگیرنده تخمینهای اقتصادسنجی و توابع پارامتریکاند، در حالیکه روشهای 2 و 4 غیر پارامتریکاند. علاوه بر موارد ذکر شده میتوان این روشها را بر حسب دادههای مورد نیاز، فرضیات رفتاری و در بر گرفتن خطای تصادفی‌20 طبقهبندی کرد (کوئلی و دیگران، 2005).
2-4 روش تجزیه و تحلیل پوششی دادهها (DEA)
در اين ميان آنچه که به خوبي جلبتوجه ميکند اين است که اندازهگيري کارايي و بهرهوری نيازمند بهکارگيري مدلي جامع است. البته به خوبي روشن است که روش تحليل پوششي دادهها (DEA) از طريق مقايسه نسبي بخشهاي اقتصادي و بر اساس مقادير داده‌ها (نيرويکار، سرمايه، مواد اوليه و …) و ستاندههاي (ارزشافزوده) آنها به برآورد مقادير کارايي و بهرهوري ميپردازد (عباسيان و مهرگان، 1386). DEA یک روش برنامهریزی خطی ناپارامتری بوده که تابع تولید مرزی یا مرز کارایی را برآورد میکند. معیارهای کارایی اغلب نسبت به این مرز محاسبه میگردند. این روش به هیچگونه شکل تابعی خاصی (از جمله معادله رگرسیون یا تابع هزینه و یا تابع تولید) نیاز ندارد و علاوه بر این غیر آماری است و به هیچگونه آزمون آماری برای تخمین دادهها نیاز ندارد و به همین دلیل روش ناپارامتری نامیده میشود. تکنیک DEA تمام دادهها را تحت پوشش قرار داده و به همین دلیل تحلیل فراگیر دادهها نامیده میشود. سیسستم روش ناپارامتری DEA از ایده فارل نشأت میگیرد. فارل در سال 1957 روش رویه محدب با اجزای خطی را برای تخمین مرز کارایی پیشنهاد نمود.
روش DEA دارای ویژگیهای چون: ارزیابی واقعبینانه و توأم مجموعهای از عوامل، جبرانی بودن مدلها که به واحدهایی تصمیمگیرنده (DMU) اجازه میدهد تا مقادیر کمبود هر نهاده و یا ستانده خود را جبران کند، عدم حساسیت نسبت به واحد اندازهگیری و امکان وجود تفاوت در واحدهای اندازهگیری نهادهها و ستاندهها است. منظور از DMU در اینجا یک واحد سازمانی یا سازمان مجزا است که توسط فردی به عنوان مدیر یا رئیس یا مسئول اداره میشود به شرط آنکه واحد سازمانی یا سازمان دارای فرایند سیستمی باشد؛ یعنی تعدادی عوامل به کار گرفته شود تا تعدادی محصول به دست آید (غلامرضایی و شاه طهماسبی، 1388). برخي از مطالعات به منظور يافتن مناسبترين مدل از مدلهاي پايهاي DEA براي واحدهاي تصميمگيرنده زماني DMU مدلهاي BCC-CCR و CCR-BCC و BCC21 و CCR22 را بر اساس دو عامل واقعبينانه بودن و توان سنجش در يک واحد تصميمگيرنده مورد آزمون قرار داده و بهترين مدل را انتخاب ميکنند (آذر و موتمني، 1383).
چارنز، کوپر و رودز 23(1978) مدل DEA نهاده-محور با فرض بازدهی ثابت نسبت به مقیاس (CRS) را ارائه کردند. مطالعات بعدی فرضیات جایگزین دیگری همانند بازدهی نسبت به مقیاس متغیر (VRS) را مورد بررسی قرار دادند (بنکر، کوپر و چارنز، 1984). يکي ديگر از دغدغههاي اصلي در استفاده از روشهاي DEA، همین مسئله یعنی انتخاب بهترين مقياس است. در برخي از مطالعات تجربي نمرات کارايي با استفاده از هر دو فرض بازدهي نسبت به مقياس ثابت و متغير محاسبه شده است در اين مورد ميتوان به مطالعه پورکاظمي و رضايي (1386) اشاره کرد. اما در برخي از مطالعات از خودراهانداز24 براي انتخاب تصريح مقياس استفاده شده است. بهکارگيري خودراهانداز نه تنها منجر به انتخاب مقياس بهينه شده است بلکه باعث شده اريب نمونهگيري را در نمرات DEA تخمين و تصحيح نمايد (ادواردسن، 2004).
پس از انتخاب مدل مناسب و انتخاب بهترين مقياس، ميتوان با اجراي مدل DEA نمرات کارايي مربوطه را استخراج کرد. با بهدست آوردن نمرات کارايي رتبهبندي واحدهاي کارا مطرح ميشود. اما يکي از مشکلات اساسي در اين مرحله، حضور واحدهاي غيرمشابه براي ارزيابي عملکرد و مقايسه آنها است. در مطالعات گوناگون روشهاي مختلفي براي حل اين مشکل استفاده شده است. آذر و موتمني (1383) براي حل اين مشکل از نهادهها و ستاندههاي غيرمحسوس بر اساس دورههاي زماني ماهيانه استفاده کرده و سپس به وسيله مدلهاي CCR و رتبهبندي کامل(AP) کارخانههاي مختلف تحت نظارت شرکت مزبور را که توليدات مختلفي دارند؛ با يکديگر مقايسه شده و به اين ترتيب امکان مقايسه واحدهاي غيرمشابه که يکي از محدوديتهاي مدلهاي DEA است با روشي خاص فراهم گرديده است. علاوه بر اين امکان شناخت واحدهاي الگو را براي واحدهاي که نمره کارايي آنها کمتر از 1 است؛ فراهم شده است (محمدي،1387). اما در برخي از مطالعات در اين مرحله متوقف نشدهاند و پس از شناسايي واحدهاي شديداً کارا به طبقهبندي اين واحدها بر اين اساس که آيا اين واحدها الگوي واحدهاي غيرکارا قرار ميگيرند يا به عبارت ديگر آيا منطقه مرجعشان تهي از واحدهاي غيرکاراست يا اينکه عکس اين قضيه صادق است؟ به دو گروه همگنهاي فعال (منطقه مرجع غير تهي) و خودارزيابها (منطقه مرجع تهي) طبقهبندي ميشوند و سپس خودارزيابها بر اين اساس که آيا داراي شکاف25 نهاده يا محصول اند يا به عبارت ديگر آيا در منطقه حدي مرز کارايي قرار دارند يا خير؟ به دو گروه خودارزياب دروني (بدون شکاف) و بيروني (با شکاف) طبقهبندي ميشوند و سپس دادههاي مربوط به واحدهاي که خودارزياب بيروني محسوب ميشوند از مشاهدات حذف شده و آنگاه نمرات کارايي بهدست آمده مربوط به واحدهاي همگن فعال و خودارزياب دروني بر متغيرهاي بالقوه با استفاده از OLS و دادههاي مقطعي رگرس و تاثيرگذاري اين متغيرها بر نمرات کارايي را مورد آزمون قرار گرفته است (ادواردسن، فورسند و کيتلسن، 2004). البته روش مذکور باعث میشود تا محققین یک رگرسیون سانسور شده مثل مدل توبیت یا ناقص به کار ببرند که این امر شدیداً مورد انتقاد واقع شده است (سیمار و ویلسون26، 2003). اما نکته اساسی در نمرات کارایی به دست آمده به وسیله این روش در این است که بیانگر تخمین کاراییهای ناشناخته و همبستگی سریالی نمرات است. بنابراین هر دو مدل توبیت و ناقص این مشکل را حل مینمایند. اما در بعضی از تحقیقات به جای استفاده از روش بالا از تکنیکهای خودراهانداز که باعث ایجاد فاصله اطمینان مناسب برای پارامترها میشود؛ استفاده میکنند. در این روش نیز میتوان از معکوس خطاي استاندارد (خطاي نشات گرفته از تصحيح اريب نمرات کارايي) بهعنوان وزن در رگرسيون(WLS) براي توضيح نمرات کارايي استفاده نمود (ادواردسن، 2004).
2-4-1 مطالعات داخلی
تاکنون مطالعات مختلفي به بررسي بهرهوري و کارايي در بخش کشاورزی در سطح خرد وکلان پرداختهاند. در سطح خرد و محصول می‌توان به مطالعهی سیدان(1383) اشاره کرد که به بررسی عوامل موثر بر عدم کارایی فنی بهرهبرداران سیرکار پرداخته است. وی برای این منظور به روش نمونهگیری خوشهای دومرحلهی از میان روستاهای سیرکار شهرستان همدان و بهار 15 روستا انتخاب و از طریق پرسشنامه دادههای مورد نیاز از 148 نفر بهرهبردار در سال زراعی 1380-81 جمعآوری کرده است. برای رسیدن به اهداف طرح با استفاده از تابع تولید متعالی (ترانسندنتال) و تخمین سیستمی، تابع تولید مرزی و عدم کارایی بهطور همزمان برآورد شده است. نتایج این پژوهش نشان میدهدکه عواملی چون: سطح تحصیلات، مالکیت زمین، تعداد قطعات، تجربه کشاورز، سطح زیرکشت، سن و شغل اصلی بهرهبردار کارایی سیرکاران را تحت تاثیر قرار میدهد. در سطح کلان میتوان به مطالعهی امیر تیموری و خلیلیان (1387) اشاره کرد که به بررسی عوامل موثر بر بهرهوری موجودی سرمایه در بخش کشاورزی ایران به روش بهرهوری متوسط تعمیم یافته27 (GAP) ميپردازند. آنها ابتدا تابع تولید کشاورزی را با روش ARDL28 برآورد و سپس GAPk در بخش کشاورزی را محاسبه میکنند و سپس تاثیر متغیرهای چون: نیرویکار مورد استفاده بهازای هر واحد سرمایه (L/K)، متوسط سرمایه انسانی به ازای هر واحد سرمایه (H/K) و فاصله تولید بالفعل از تولید بالقوه (EXC) بر GAPk بررسی میکنند. در نهایت به این نتیجه میرسند که متغیرهای L/K و H/K تاثیر مثبت و متغیر EXC تاثیر منفی بر بهرهوری موجودی سرمایه در بخش کشاورزی دارند.
معمولا از روش DEA برای اندازهگیری کارایی در سطح خرد و تولیدکننده و یا بنگاه استفاده میشود. اندازهگیری و تحلیل عوامل موثر بر بهرهوری صنایع تبدیلی چای کشور (قلیزاده و دیگران، 1388) از جمله این مطالعات است. این مطالعه با استفاده از روش DEA به اندازهگیری، شناسایی و تحلیل عوامل موثر بر کارایی صنایع تبدیلی چای کشور میپردازد. دادههای مورد استفاده در این مطالعه با استفاده از دو روش اسنادی و میدانی برای سال 1384 گردآوری شده است. متغیرهای مورد استفاده در این مطالعه عبارتند از: مواد اولیه (ارزش ریالی پرداختی بابت خریداری برگ سبز چای)، سرمایه (ارزش فعلی داراییهای شرکت)، نیرویکار، انرژی و سایر به عنوان نهادهها و درآمد به عنوان ستانده. نتایج به دست آمده در این مطالعه نشان میدهد که در سال 1384 میانگین بهرهوری کارخانههای چای برابر 71 درصد بوده است و 13 کارخانه بهرهور و 42 کارخانه

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد رگرسیون، مدل رگرسیون، رگرسیون چند متغیره، مدل DEA Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد کارایی فنی، بخش کشاورزی، اتحادیه اروپا، برنامه سوم توسعه