منابع پایان نامه ارشد درمورد بوروکراسی، عقلانیت دینی، نظام سیاسی، عقلانیت اخلاقی

دانلود پایان نامه ارشد

دسترسی به حمل و نقل مناسب، مسکن و زمین مناسب، آب سالم و هوای تمیز و مدیریت ترافیک شهری، استطاعت مالی برای تأمین غذا و… نیز باید توجه کرد(گرچه تاثير اين موارد بر بهداشت درحين خطمشي گذاري بهداشتي اهميت مي يابد). برنامه ریزی جامع، ابزار راهنمایی برای خط مشی گذاری است(انجمن برنامه ريزي آمريكا، 2012).
بهرحال، افزایش همپیوندی موجب شده است که مرزهای سنتی بین سپهر بین مللی و محلی، بین انواع حوزه های خطمشی و بین بخش خصوصی و عمومی، بیش از پیش محو شوند. برای مثال خط مشیهای آموزشی با خطمشیهای اقتصادی درهم آمیخته اند، یا خدمات بهداشتی و آموزشی فقط توسط دولت ارائه نمیشوند. باید توجه کرد که برخی عقیده دارند که امروزه مرزهای بین بخشهای خصوصی، عمومی و غیرانتفاعی، محو شده اند و چیزی مشاهده میشود که برینتون میلوارد119و همکارانش در سالهای2000 و 2006، دولت توخالی یا پوشالی120مینامند، اشاره بدین معنا که دولت، تنها یکی از بازیگران و نه الزاماً مهمترین بازیگر، در شبکه ای است که کارهای عمومی میخواهند انجام شوند. محو شدن این مرزها بدین معنا است که جهان به سمتی می رود که یک سازمان یا نهاد به تنهایی نمیتواند نقش ایفاکند و گروههایی دیگر نیز درگیر و اثرگذارند و باید به ایفای نقش بپردازند. این امر بر ابهام امور اجرایی می افزاید و در کنار مسائلی که مورداشاره قرار گرفت، برای سازمانهای عمومی و غیرانتفاعی، ضرورت تفکر، عمل و یادگیری استراتژیک را بیش از پیش برجسته مینماید و برنامه ریزی استراتژیک نیز به همین منظور برای این سازمانها مطرح میشود(برايسون، ام؛ 2011).
يكي از جنبه هاي ديگر كه بايد در خطمشي گذاري بدان پرداخت، موضوع عقلانیت است. خطمشيهايي که حكومت تدوین میکند، متأثر از انواع عقلانیتها است. برخی از چهارنوع عقلانیت نام می برند که سیاستهای دولت را تحت تأثیر قرار میدهند: عقلانیت اقتصادی(بی تردید منابع و امکانات یک دولت برای تحقق همه خواسته ها و تقاضاهای شهروندان یک نظام سیاسی محدود است. بنابراین، دولتها هم در مبارزات انتخاباتی خود و هم در تدوین خطمشیها باید این اصل را سرلوحه کار خود قرار دهند. خطمشیهای عمومی را باید بر اصل محدودیت منابع ملی بناگذاشت. درغیر اینصورت، عدم تحقق وعده ها منجر به کاهش مشروعیت دولت خواهدشد. براین اساس، دولت عاقل اقتصادی دولتی است ممسک درمنابع که خطمشیها را با اتکا بر ارزشهای اقتصادی تدوین، اجرا و ارزیابی میکند و تغییر و خاتمه میدهد)، عقلانیت سیاسی(عقلانیت سیاسی بر این اصل استوار است که وقتی عقل جمعی(رأی دهندگان) دولتی را بر مسند قدرت مینشاند، مسائل موردنظر آن جمع باید در قالب خطمشيهاي اتخاذ شده، حل شوند. این خطمشيها باید بنحوی تدوین و اجرا شوند که تداوم آن دولت را تضمین کنند. در این راستا، برخی از مسائل مرتبط با اکثریت باید مشخص و برخی دیگر حتی بطور نمادین حل شوند و به اعتماد مردمی که دولت فعلی را برگزیده اند باید پاسخ داده شود)، عقلانیت قانونی(اگر خطمشيهاي دولت حاوی عناصری باشند که برای ایجاد اطمینان به قانون ضروری اند، از عقلانیت قانونی برخوردارخواهندشد. عناصر اصلی شکل دهنده عقلانیت قانونی عبارتند از: حق دادخواهی عادلانه، امنیت حقوقی و حفاظت از اقدامات اختیاری شهروندان. بنابراین، سیاستی از عقلانیت قانونی برخوردار است که با اتکا بر قانون اساسی و سایر قوانین مادر تدوین شود و عناصر فوق را در تدوین، اجرا و تغییر و خاتمه خطمشی مخدوش نکند) و عقلانیت حرفه ای يا علمي(یکی از عرصه هایی که دولتها میتوانند علم و دانش را در آن ترزیق کنند عرصه خطمشی گذاری عمومی است، چنانکه امروز از این عرصه به نام علوم خطمشی یاد میشود و در بسیاری از دانشکده های علوم سیاسی و مدیریت دولتی، رشته خط مشی گذاری بشدت تقویت میشود). دانايي فرد(1389الف) به دو نوع عقلانیت دیگر نیز در اين زمينه اشاره ميكند: عقلانیت اخلاقی(چون دولت نماینده شهروندان است، بی تردید باید ارزشهای مورد احترام جامعه را در خطمشیهای خود مدنظر قرار دهد، زیرا تخطی از آنها مشروعیت نظام سیاسی را خدشه دار میکند)، عقلانیت دینی(در ادبیات عقلانیت، به مقوله عقلانیت دینی چندان اشاره نشده است. اگرچه شاید بتوان این عقلانیت را در عقلانیت اخلاقی جستجو کرد ولي بین آن دو مرزهایی مشاهده میشوند. برخي عقيده دارند كه دین، بمثابه راهنمای عمل انسان، در خود نوعی عقلانیت دارد که بنظرمیرسد تحقق آن عقلانیت در زندگی بشر سایر عقلانیتها را بشدت تحت تأثیر قرار دهد)(دانايي فرد، حسن؛ 1389الف).
دراینجا برای نگاهی جامعتر به شش فلسفه تاثیرگذار بر خطمشی گذاری، اشاره میشود: حمایت گرایی121، خردگرایی122، واسطه گرایی123، عملگرایی124، انتقال گرایی125و خویشتن گرایی126که شرح داده میشوند.
حمایت گرایی: فرض اصلی حمایت گرایی این است که خطمشی بدین دلیل وجوددارد که از مردم دربرابر یکدیگر و دربرابر خودشان، حمایت کند. بنابراین بدلیل ضرورت ارتقاء خویشتنداری بعنوان یک اصل راهنما، این فلسفه دارای سوگیری غیردموکراتیک میباشد. شالوده و ستون این فلسفه، نگاه منفی به نوع انسان(هم به تواناییهایش و هم به نیاتش) میباشد. انسان دراین دیدگاه، ذاتاً دردسرساز و تبهکار است. لذا بخاطر اجتناب از منازعات، نیاز به کارگزاری مشروع و قانونی وجوددارد و انسان بدلیل دانش و تواناییهای محدودش و بخاطر ماهیت حریص و تجاوزگرش، باید حمایت شود. دلالتها و پیامدهای این فلسفه، زیادند. نخست، باز بودن دست دولت است. هم هابز127 و هم افلاطون128، حکمرانی را موضوعی میدانستند که باید به معدودی از افراد سپرده شود. افلاطون جامعه را به سه طبقه تقسیم میکرد: قیم ها(طبقه حاکم که تا حد زیادی شامل فیلسوفان حاکم میشود)، پشتیبانان(طبقه ای از نظامیان و خادمین مدنی) و طبقه تولید کنندگان و صنعتگران(که تقریباً کل جمعیت را به خود اختصاص میدهند). جامعه بسته هابز نیز نتیجه نیاز به قدرت واحد در بالاترین درجه ممکن با حاکمیتی انفرادی است. دوم، اگر هدف اصلی حاکم از حکومت، حمایت کردن باشد، در این صورت فعالیتهای دولت، همراه با اجبار و با استفاده از تنظیم قوانین خواهد بود و بنابراین راه حلهای ساختاری اغلب نادیده گرفته میشوند. فعالیتهای حکومت برای حمایت گرایی، اعطای مزایا بصورت جمعی، بازتوزیع منابع اجتماعی و نمایندگی میباشند. بنظرمیرسد این فلسفه بر خطمشی سازان و فعالیتهایشان و بر بخش بزرگی از آژانسهای بوروکراتیک تاثیر میگذارد و بر برخی از آنها نیز استیلا دارد. بویژه سازمانهایی که درگیر فعالیتهای اجباری و اجرایی و نظارتی و تنظیم مقرراتند، از علائق عمومی، درک حمایت گرایانه دارند. البته یک سازمان، ممکن است از چند فلسفه برای تعیین خط مشی بهره برد یا از بخشهایی از هریک از این فلسفه ها در فعالیتهایش استفاده کند. اداره تامین اجتماعی از اینگونه سازمانها است درحالیکه اداره استاندارد در این زمینه نابتر است و بیشتر از فلسفه حمایت گرایی بهره میبرد. البته اغلب سازمانها با چند فلسفه خط مشی در ارتباطند چون هم به نتایج بوروکراسی و هم به ابزارها توجه دارند. حمایت گرایی بیشتر نگران نتایج است و خردگرایی بیشتر نگران ابزارها است.
خردگرایی: فلسفه خط مشی خردگرایانه، ریشه در ایمان به عقل انسان دارد و فرض میکند که مشکلات حکومت دارای راه حل منطقی از طریق تجزیه و تحلیل علمی، منطقی و تحقیق نظام مند، میباشند. اولین مدیریت خردگرایانه، مدیریت علمی است. خردگرایی بعنوان فلسفه خط مشی در نوشته های چند فیلسوف کلاسیک، منعکس شده است. اشاراتی چون نوشته های برکلی129، هیوم130 و لاک131 به این فلسفه مرتبطند گرچه بیشتر به فلسفه تحقیق ربط دارند. خردگرایی دلالت بر درک ابزاری از دولت دارد که به برنامه ریزی، ارزش میدهد و فرض میکند که اداره اثربخش به طراحی و برنامه ریزی ارتباط دارد. این فلسفه خوشبینانه ترین فلسفه ها است و مدعی است که گرچه جهان پیچیده است ولی با بکارگیری خرد و با بسط ابزارهای تحلیلی میوان این پیچیدگی را مدیریت نمود. اما با وجود این خوشبینی درباره شرایط انسان(و خط مشی)، اين فلسفه درباره عینیت و تکنیک، نزدیک بین و به موارد ناملموس و ذهنی بی توجه است که میتواند منجر به پیامدها و رویکردهایی خونسردانه شود. مثلاً با بکارگیری استدلال منطقی غیرقابل خدشه و انکار، ممکن است به نتیجه گیریهای عجیب و غریبی برسد(مثل ارزشمندتر بودن مردان نسبت به زنان، یا ترجیح دادن سفیدپوستان) چراکه گاهی به ارزشها بصورت بازگشت سرمایه گذاری نگریسته و مثلاً بیان میشود که ترویج بکارگیری کلاه موتورسیکلت دربین جوانان(اغلب مردان) با ارزشتر از مبارزه با سرطان دهانه رحم(که زنان مسن با آن درگیرند و افراد کمتری را شامل میشوند) میباشد. بیکن132فیلسوفی بود که رویکرد خردگرایانه به امورعمومی را بوضوح بیان کرد. در نظریه سیاسی مدرن، ارتباط بین علم و تصمیم سازی عمومی، ماهیت تخصصی تر دارد درحالیکه برخی مکاتب به دفاع از بوروکراسی ترکیب شده با تعداد بیشتری از علمای آموزش دیده لیبرال پرداخته اند و تلاش برگنجاندن روشهای مدیریت علمی در کتب درسی داشته اند تا برکات رویکردعلمی در اداره امور عمومی مشاهده شود. تیلوریسم133(رویکردی كه تاحدی ساختگی است)، رویکردی برای علمی کردن اداره امور بود. نوشته های تیلور(چه علمی باشد چه نباشد)، به یقین انگیزه ای بود تا اداره امور عمومی، علمی تر شود. جامعه شناس آلمانی، ماکس وبر134در بکارگیری خردگرایی در اداره امور عمومی موثر بود. برخلاف تیلور و شاگردانش، وبر استدلال قوی برای بکارگیری علم در امور عمومی ارائه نکرد ولی نوع شناسی کلاسیک وی از بوروکراسی، چارچوبی فراهم کرد که کاربرد تکنیکها و روشهاي علوم اجتماعی را در مطالعه اداره امور عمومی تقویت میکرد. چورچمان135و آکوف136از نظریه پردازان معاصر درگیر در بسط اداره علمی بوده اند. این دو پیشگام تحقیق درباره عملیات و تجزیه و تحلیل سیستمها، در بسط و عمومی شدن رویکردهای کمی در مدیریت و اداره کردن موثر بوده اند. گسترش اخیر در زمینه علم مدیریت چه در بخش سازمانهای عمومی و چه در بخش خصوصی نیز قابل اشاره اند. تاثیر خردگرایی بر بوروکراسی گسترده و البته موردمناقشه تحلیلگران است. درسطح فردی پذیرش و آشنایی بیشتر با تحلیلگران علمی در مدیریت و اداره امور بر عملکرد روز به روز بوروکراسی موثر بوده است. از چشم اندازی وسیعتر، فلسفه خردگرایی خط مشی، بدلیل اعتماد به نفسش، الهام بخش خطمشی سازان بوده است. این فلسفه میگوید که گرچه جهان ممکن است پیچیده باشد و مشکلاتش بزرگ باشند ولی مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی قابل درک و شاید قابل حلند. خردگرایی، خوشبینی لاکی را به امورعمومی به ارمغان می آورد. شرایط انسان، غیرقابل درمان نیست، فرایند خطمشی مستلزم جنگ و سیاستهای قدرتمدارنه نیست، یک بهترین راه برای انجام وجوددارد و با توسل به عقل، یافتن بهترین راه(یا لااقل نزدیکترین راه به بهترین راه) میسر است. بنابراین برخلاف برخی از فلسفه های خطمشی، خردگرایی، دولت را تشویق به طراحی- برنامه ریزی، مهندسی اجتماعی و مداخله میكند.
واسطه گرایی: مضمون اصلی واسطه گرایی، ارائه مفهومی تکثرگرا از حکمرانی است. جامعه، ملغمه ای از علائق گروهی است و حکومت، چسبی است که کمک میکند تا جامعه با توازن بین علائق سرپا بماند و بعنوان نیرویی یکپارچه ساز خدمت میکند. دیوید ایستون137، سیاست را بعنوان تخصیص ارزشها و منابع در جامعه توسط یک کارگزار(حکومت) مینگرد که از احزاب تاثیر میگیرد و بعنوان اقتداری مشروع درک میشود. وی نگاهی واسطه گرا به خطمشی سازی دارد. نمایندگی، ارزشی است که در واسطه گرایی، بالاترین اولویت را دارد. اگر خطمشی برای توازن بکار میرود، پس ضرورت دارد که بیشتر علائق مرتبط، بوضوح بیان شوند و برخی از این ملاحظات، وارد خطمشی شوند. بعلاوه، سیاستِ گروهی اهمیت بیشتری می یابد. حکومت نمیتواند امید به متوازن کردن علائق فردی داشته باشد چون: تامین امنیت اطلاعات درباره اولویتهای افراد، دشوار است، در تعداد زیادی از موضوعات خط مشی، اولویتها روشن

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد رفاه اجتماعی، خانواده ها، بازنشستگی، زنان سرپرست Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد کسب و کار، بوروکراسی، حکمرانی خوب، مصرف کننده