منابع پایان نامه ارشد درمورد برنامه ریزی استراتژیک، سازمان ملل، سازمان ملل متحد، تصمیم گیری

دانلود پایان نامه ارشد

2-2- تفاوتهای فرهنگی کشورهای مختلف(پارسائیان، 1388)
قابل تشخیص میباشد(پارسائیان، 1388). همچنین میتوان به مباحث اخلاقی در عرصه بین مللی و جهانی و پیچیدگیهای خاص آن اشاره کرد. مثلاً در بررسی اخلاق مدیریت در شرکتی جهانی، باید به سه نکته توجه داشت: نسبیت فردی(نسبی دانستن اخلاق بر اساس موقعیت خاص افراد و لذا عدم اعتقاد به اصول مطلق اخلاقی از این زاویه دید)، نسبیت فرهنگی(نسبی دانستن صحت و سقم امور از نظر اخلاقی بر اساس فرهنگی که امور در آن فرهنگ رخ میدهند)، جهانشمولی(اعتقاد به جهان شمول بودن برخی از اصول اخلاقی(از جمله برای همه فرهنگها و همه افراد) و لذا ضرورت مباحثاتی در زمینه ارزشهای مورد قبول در سطح جهان). در همین راستا برخی از مسائل قابل طرحند از جمله این سئوال که آیا مسئولیت اجتماعی شرکتها(برای مثال آنطورکه در کارت اعتباری متوازن مطرح میگردد)، دربرابر کشوری است که شرکت درآن قراردارد یا این مسئولیت دربرابر جامعه جهانی، مطرح است؟ تناقضات اخلاقی نیز قابل توجهند. برای مثال به خواست سازمان مادر توجه شود یا خواست کشور مقصد؟ در کشور میزبان، صنایع کاربر بکار بریم تا نرخ بیکاری کاهش یابد یا طبق خواست شرکت مادر از صنایع سرمایه بر استفاده کنیم تا بهره وری بالا رود؟ در مورد سطح دستمزدها چگونه تصمیم گیری کنیم و عدالت را در شرکتی جهانی ودر بین کارکنان آن برقرار سازیم؟(زاهدی، 1387).
برنامه ریزی برای جهان را ممکن است با توجه به هدفگذاریها، نوعی تلاش برای تغییر جهان فرض کرد. مینتزبرگ(1997) نقشه ای را برای تشریح روشهای تغییر پیشنهاد میکند كه در شکل 2-5 ارائه شده است. وي به سه روش اساسی فرآیند تغییر، یعنی تغییر برنامه ریزی شده، تغییر پیش برده شده و تغییر تکامل یافته تدریجی اشاره میکند. تغییر برنامه ریزی شده سنجیده شده است و در آن یک سیستم یا مجموعه ای از
رویه ها وجود دارد که باید دنبال شوند. این رویه ها طیفی از برنامه ها را از برنامه های بهبود کیفیت و آموزش (تغییر خرد) گرفته تا برنامه های توسعه سازمانی و برنامه ریزی استراتژیک(تغییر کلان تر) را دربرمیگیرند. در
تغییر پیش برده شده، بر هدایت تغییر تمرکز میشود یعنی یک فرد یا یک گروه کوچک که معمولاً بر اریکه قدرت تکیه زده و اختیاراتی دارد، بر تغییر نظارت میکند و وقوع آنرا تضمین مینماید. تغییرتکامل یافته تدریجی، ارگانیک است و نوعی حادثه محسوب میشود که حداقل بوسیله کسانی هدایت میشود که فاقد هرگونه اختیارات و سمتهای مهم هستند. این نوع تغییر اغلب در مکانهای مبهم سازمان رخ میدهد و برخلاف دو روش دیگر تغییر، نه مدیریت میشود و نه تحت کنترل شدید مدیر قرار می گیرد(احمدپور داریانی، 1388).

شکل2-5- نقشه روشهاي تغيير مينتزبرگ (احمدپور داریانی، 1388).
همچنین برای درک بهتر تفاوت خطمشی گذاری عمومی با برنامه ریزی برای جهان میتوان به تفاوت تاثیر افرادی چون قوام نکرومه170، پاتريس لومومبا171، جمال عبدالناصر172و… با تاثیر نلسون ماندلا173که خود را در قواره رهبری جهانی مطرح کرده است، اشاره نمود(حجاریان، 92).
دست نیافتن کشورهای کمتر توسعه یافته و نیز جهان بعنوان یک کل، به رفاه موردانتظار ازطریق اجرای برنامه های پیشنهادی، نشان میدهد که نیل به موفقیت مستلزم برنامه ریزی مرکزی است که میتوان آنرا برنامه ریزی جهانی174نامید(گروبل، هربرت ج. ؛ 1977). ازجمله مواردیکه سازمان ملل در برنامه ریزی برای جهان بهتر میتواند نقش ایفاکند، جاهایی است که اغلب شکست بازار و یا شکست دولتها رخ ميدهند(ابوت، کنت، دبلیو. و اسنیدال، دانکن؛ 2010). یکی از این موارد میتواند ضرورت تدوین جهانی خطمشی برای آب باشد. خطمشی عمومی درزمینه آب مدتها است که موضوعی با محتوایی محلی و کشوری درنظر گرفته شده است و حداکثر حوزه یک رودخانه یا منبع مشترک آب بین چند کشور، آنرا به امری فراتر از یک کشور بدل کرده است(و البته نه بیشتر). اما اکنون شواهد بر ضرورت مدیریت آب با چشم اندازی جهانی، دلالت میکنند. امروزه اداره آب، نیاز به طرح و برنامه ای چندسطحی دارد که یکی از ابعاد مهم آن، بعد جهانی است. در این راستا مقوله های جهانی سازی/منطقه ای بودن، تمرکز/تمرکز زدایی، رسمیت/غیر رسمی بودن و کشوری/غیر کشوری بودن بازیگران و فرآیندها در تجزیه و تحلیل، اهمیت می یابند(وست، کلودیا پال؛ گوپتا، جویتا؛ پتری، دانیل؛ 2008).
همچنین باید اشاره کرد که مدیریت جهانی و بین مللی بعنوان یک رشته تحصیلی در دانشگاههای متعددی ارائه میشود که هدف آن تربیت مدیران و برنامه ریزان برای سازمانهای جهانی است. برای مثال میتوان به دانشگاه رویال رودز175اشاره نمود(دانشگاه رویال رودز، 2012). گرچه موضوعات موردبحث در مدیریت فراملیتی و جهانی از قبیل ضرورت درک تفاوتهای مدیریت و برنامه ریزی در یک سازمان جهانی با سازمانی معمولی و کسب مهارتهای لازم دراین زمینه، برقراری تعادل بین جهانی اندیشیدن و محلی عمل کردن، حفظ نگرش سیستمی در یک سازمان جهانی، مهارت اعمال مدیریت تغییر در دوران گذار، توانایی کار همزمان در فرهنگهای گوناگون، دیدگاه جهان محوری بجای خود محوری، توانایی انجام کار گروهی اثربخش، دانش زبانهای خارجی، مهارت استفاده از فناوری اطلاعات و نیز اداره سازمانهای مجازی، مبانی سازماندهی سازمان جهانی و عوامل موثر بر آن، حسابداری و حسابرسی بین مللی، نحوه ارزیابی عملکرد در یک سازمان جهانی(درحالیکه بخشهای مختلف سازمان در شرایط و محیطی یکسان عمل نمیکنند)، رهبری در سازمان جهانی، استفاده از تفاوتهای فرهنگی برای افزایش هم افزایی فرهنگی، ارتباطات در سطح جهانی، مذاکرات جهانی، آموزشها در سازمانهای جهانی، روابط کار و انواع نظامهای آن، اخلاقیات در سازمانی جهانی، ریسکهای سیاسی و… در برنامه ریزی برای جهان نیز کاربرد دارند(زاهدی، 1387).
در سازمان ملل نیز بخش خاصی از روشهای برنامه ریزی طی دهه های اخیر رواج یافته اند که بر فرآیند برنامه ریزی برای جهان نیز اثرگذار میباشند. مهمترين این روشها عبارتند از: مدیریت مبتنی بر نتایج176 و برنامه ریزیِ مبتنی بر شواهد177. در سازمانهای بین مللی ازجمله اغلب آژانسهای سازمان ملل مثل سازمان جهانی بهداشت، برنامه توسعه سازمان ملل متحد، صندوق جمعيت سازمان ملل متحد، سازمانهای اهداکننده کمکهای مالی و همکاریهای توسعه ای و بانک جهانی، رویکرد غالب، مديريت مبتني برنتايج میباشد. دليل این توجه جهانی را میتوان بطورخلاصه در دومورد مهم جستجو کرد: اول، محدودیت منابع مالي و دوم، افزايش تقاضای سازمانهای پشتيبان مالی، مردم و سایر ذینفعان برای ارائه نتایج بهتر. براساس این رویکرد، مهم نيست که چقدر کار انجام ميشود، مهم آن است که آیا نتيجه اي حاصل ميشود یا نه؟ مدیریت مبتنی بر نتایج از برنامه ریزی استراتژيك آغاز و به برنامه ریزی عملياتی ختم ميشود و در این مسير از سيستم مدیریت عملکرد بهره میگيرد. این رویکرد بر زنجيره عليتی نتایج، تحليل و مدیریت ریسک برای رسيدن از هرسطح نتيجه به سطح بالاتر و سنجش عملکرد و بکارگيری اطلاعات آن در سازمان استوار است. اساس رویکرد مدیریت مبتنی بر نتایج، کار تيمی و مشارکتی تمام رده های یک سازمان و ذینفعان آن است(اردلان، علی؛ 1387). از سوي ديگر در قدرت شواهد و مدارک(از شواهد زمینه اي گرفته تا شواهد فنی و عملیاتی) نمیتوان مناقشه کرد. با این وجود، در برنامه ریزیها و تصمیم گیریها همیشه از شواهد و مدارک استفاده نمیشود. در تدوین برنامه ها، عوامل زیادی میتوانند موجب بی اعتنایی به اطلاعات و تحلیل آنها شوند و نتایج فاجعه باری در اجرای طرحها و برنامه ها ببارآورند. لذا درک چگونگی تلفیق شواهد تجربی در زنجیره برنامه ریزی، اهمیت دارد. البته باید توجه داشت که فراهم ساختن شواهد با استاندارد طلایی، از طریق ارزیابی دقیق، پژوهشهای عملیاتی و آزمونهای کنترلی تصادفی، همیشه میسر نیست، اما این بدان معنا نیست که نباید برای یافتن بهترین شواهد موجود، تلاش كرد. تحقق بخشیدن به برنامه ریزی مبتنی بر شواهد، نیازمند چیزی بیش از مهارت فنی است و چشم انداز راهبردی، سرمایه گذاری بر روی سرمایه انسانی و ظرفیت تشکیلاتی، پرورش فرهنگ پاسخگویی و تعهد به کاری ممتاز را می طلبد. ارزیابیهای صندوق جمعیت سازمان ملل متحد از وضعیت مدیریت مبتنی برنتایج در طی گزارشات سالهای 2005 تا 2009، شکافها و کمبودهایی را درقالب نتایج و اثرگذاری برنامه ریزیهای مورد حمایت صندوق جمعیت سازمان ملل متحد، نشان میدهند و توصیه میکنند که برنامه ریزی مبتنی بر شواهد، قسمتی از تمام طرحها و برنامه ها شود و برنامه ها بیش از پیش نتیجه محور و مبتنی بر شواهد گردند(قمری، داریوش؛2012).
بهرحال علیرغم مفید بودن نظریه های مطرح شده برای سازمانهای جهانی، امر برنامه ریزی برای جهان، نیاز به مدلی خاص دارد که نظریه های مورد اشاره نمیتوانند این نیاز را بطورکامل پوشش دهند که با توجه به برخی از انتقادات به مدلهای برنامه ریزی موجود که در ادامه مطرح میشوند، نحوه بکارگیری این مدلها برای ساخت مدلی خاص برای برنامه ریزی جهان نیز، مورد تأمل میباشد.
2-7 انتقاداتی به روشهای برنامه ریزی :
در ذیل به برخی از انتقادات بر روشهای برنامه ریزی اشاره میشود تا شکاف دانش در زمینه برنامه ریزی و به تبع آن برنامه ریزی برای جهان، بیشتر تصریح گردد.
– بسیاری از نظریه های ارائه شده در دانش مکتوب مدیریت، از تجارب محققان آموزش دیده در غرب، حاصل شده اند و پیش فرض این مطالعات نیز این بوده است که آنچه در جامعه آمریکایی مصداق دارد، جنبه جهان شمول دارد و درسایر جوامع بشری نیز قابل اجرا است(زاهدی، 1387). این پیش فرض البته مورد نقد میباشد و برخی بحث بومی کردن مدلها را مطرح نموده اند. حال این سئوال که چگونه میتوان این نظریات را برای امر برنامه ریزی جهان، بومی نمود، به معمایی پیچیده می ماند. همچنین برخی نظریه پردازان ممکن است در راه بومی کردن مدلها، راه افراط درپیش گیرند و بدون ارائه دلایل و تحت پوشش عنوان پرطمطراق بومی کردن(بدون رعایت لوازم بومی کردن عالمانه) مدعی شوند که این پیش فرضها در کشورهای دیگر به هیچ وجه مصداق ندارند و نباید بکار گرفته شوند. مشکل وقتی دوچندان میشود که توهم توطئه جای نقد خردمندانه جریانات جهانی را بگیرد و بومی کردن، با مسائل ایدئولوژیک و فربه کردن ادیان و دخالت قدرتمداران، توأم گردد. حال جمع این روندها در ایجاد مدل برنامه ریزی برای جهان، پیچیدگی فرآیند تدوین این مدل را عیان میسازد(همچنانکه شکاف دانش در زمینه برنامه ریزی برای جهان را نیز آشکارتر میسازد).
– همبرایت و دایامنتز178 (2004)، دریافتند که در ادبیات، تمایل به تمرکز بر جنبه های منفی و سلبی برنامه ریزی استراتژیک وجود دارد42و الزامی به اثبات پیامدهای مثبت(جنبه های اثباتی) برنامه های استراتژیک اثربخش، وجودندارد. میزگرد برنامه ریزی استراتژیک(1993) هشدار میدهد که مدلهای برنامه ریزی استراتژیک تمایل دارند که مقررات ضعیفی برای ارزیابی اجرای برنامه ها تعیین نمایند. بریسن و استن179 (1996) و والینتان180(1991)، به بودجه ناکافی برای شروع برنامه ریزی استراتژیک اشاره میکنند و آنرا بعنوان یک مشکل قلمداد میكنند. بریسن181(1995)، بریسن و استن182(1996) و رامنی183(1996)، هشدار میدهند که اگر تعهددرونی به برنامه استراتژیک وجودنداشته باشد، این فرآیند ممکن است موجب به هدر رفتن زمان و انرژی گردد. بریسن(1995) و میزگرد برنامه ریزی استراتژیک(1993) نیز اشاره میکنند که تکیه بیش از حد بر برنامه استراتژیک میتواند باعث انعطاف ناپذیری یک سازمان شود(انتشارات مدارس عمومی وینکا، 2011).
– اسموکر184(2004)، اشاره مینماید که تلاشها برای برنامه ریزی استراتژیک درمقیاس بزرگ(مثلاً برای مناطق آموزشی)، بهبود و پیشرفتی ایجاد نمیکند. درعوض بهبود میتواند ناشی از تلاشهای کوتاه مدت و هدفمندی باشد که افراد را تشویق به اصلاح عملکرد خود نماید. وی برنامه ریزی استراتژیک را بعنوان

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد کسب و کار، بوروکراسی، حکمرانی خوب، مصرف کننده Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سازمان ملل، نظریه مبنایی، روش تحقیق، کدگذاری انتخابی