منابع پایان نامه ارشد درمورد بازی های زبانی، پست مدرنیسم، علم و تکنولوژی، ساختارگرایی

دانلود پایان نامه ارشد

مدارس محلی به پایان برد، در سال 1945 به پاریس رفت و در کلاس های آمادگی برای شرکت در آزمون ورودی اکول نورمال سوپریور شرکت کرد، و این آغاز آشنایی فوکو با استادش ژان ایپولیت بود که بعدها تأثیر بسزایی بر اندیشه او گذاشت. (نادری، 1384، ص. 7 ).
میشل فوکو نه فقط یک فیلسوف و اندیشمند حرفه ای بلکه شهروندی فعال در زمینه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بود. در واقع فوکو علاوه بر زندگی خصوصی پر تلاطم خود، احتیاج به فعالیت در سطوح مختلف داشت؛ او توان زیستن چند زندگی متفاوت را داشت، مثلاً فوکو در دورانی که در سوئد و لهستان اقامت داشت به آموزش ادبیات فرانسه پرداخت و به نحو احسن ابتکار و مدیریت فرهنگی خود را در این دو کشور نشان داد. همچنین فوکو از ابتدای جوانی به مسائل سیاسی و اجتماعی علاقه مند بود و خود را متعهد به جامعه و تاریخ می دانست. (فولادوند، 1379، ص. 34 ).
در تعابير گوناگون، فوکو را فرزند ناخلف ساختگرايي، ديرينه شناسي فرهنگ غرب، پوچ انگار و ويرانگر علوم اجتماعي رايج خوانده اند و بسياري از شارحان آثار فوکو برآنند که نمي‌توان انديشه او را در درون شاخه هاي علوم اجتماعي متداول طبقه بندي کرد. حتي به صرف استناد به نوشته‌هاي موجود درباره فوکو نيز مي توان دريافت که با تعبيري وام گرفته از خود او، فوکو موضوعي دشوار و مهارنشدني مي‌باشد. با اين همه بي شک اثر انديشه او بر بسياري از حوزه‌هاي علوم اجتماعي و فلسفه پايدار خواهد بود. نگرش و موضوعات مورد بحث او در جامعه‌شناسي سياسي، فلسفه، تاريخ و علوم سياسي واجد اهميت بسياري هستند. (نادری، 1384، ص. 9 ).
توجه به رویکر دیرینه شناسی فوکو و «تأکید او بر گسست ها، شکاف ها، خلأها و تفاوت ها نه بر تکامل وترقی و توالی اجتناب ناپذیر». مشی کثرت گرایانه وی را آشکار می سازد که به زدودن مرجعیت در هر حوزه به ویژه حوزه اخلاق می انجامد. در همین راستا «تبارشناسی نیز در تقابل است با نمایش فراتاریخی معناهای آرمانی. تبارشناسی در تقابل است با جستجوی «خاستگاه». چرا نیچه تبار شناس دست کم در بعضی مواقع جستجوی خاستگاه را نمی پذیرد؟ چون در این جستجو بیش از هر چیز تلاش می شود که جوهر دقیق چیزها، نابترین امکاناتشان، هویت به دقت محصور شده شان و شکل بی حرکت و مقدمشان بر هر آنچه بیرونی و غیر ذاتی و پایبند است به دست آید. (بناهان و دیگران، 1391، ص. 140 ).
3 – ژان فرانسوا لیوتار15
ژان فرانسوا لیوتار (1998-1924) نظریه پرداز سیاسی، فرهنگی و فلسفی فرانسه را پدر پست مدرنیسم و کتاب وضعیت پست مدرن او را انجیل یا مانیفست پست مدرنیسم نامیده اند. وی پست مدرنیسم را لحظه ناباوری به روایت های کلان مدرنیته مانند دیالکتیک روح، آزادی کارگران، جمع آوری ثروت و جامعه بی طبقه تعریف می کند. و به جای آن مفاهیم محدودیت، نسبی گرایی، تنوع سبک ها و اهداف و شک به پیشرفت و تکامل را مطرح می سازد. (فانی، 1383،ص. 67 ).
در دو دهه اخیر، مناقشات لیوتار علیه انگاره های مدرن، موجد نظریات جدید سیاسی و اجتماعی بوده است. از دیدگاه ناقد ستیزه جوی مدرنیته، ریشه بی اعتباری نظریه های مدرن را در تلاش بی حاصل برای یافتن شالوده دانش، جامعیت بخشیدن، کلیت بخشیدن، پافشاری بی نتیجه برای به چنگ آوردن «تمام حقیقت» و نیز عقل گرایی آمیخته با سفسطه آن ها جستجو باید کرد. برخی نظریات وی، دیدگاه های کلی پرداز به تاریخ و جامعه را رد می کنند و به جای آن، از نظریه های و سیاست های جزئی پرداز حمایت می کنند. وی مفروضات مدرن مبنی بر پیوستگی اجتماعی را رد می کند و به جای آن تکثر چندگونگی انشقاق و عدم تعین را مورد تایید قرار می دهد. فرض بنیادین مدرن، مبنی بر محوریت انسان شناساگر وحدت آفرین را رها کرده و با خارج کردن وی از محوریت و قرار دادنش در میان فعالیت های اجتماعی یا زبانی گوناگون (بازی های زبانی) هویتی چندگانه یا انشقاق یافته برایش قائل می گردد. لیوتار، به لحاظ فلسفی یک نسبی گرا، یا به تعبیر خودش یک مشرک است. کثرت گرایی وی بنیادی است، از آن رو که وی، امکان هرگونه سازش و آشتی پذیری میان بازی های زبانی را رد می کند. جاذبه نظریات وی، منحصر به علوم سیاسی واجتماعی نیست. (آل حسینی، باقری، 1386، ص. 54 ).
بخش عمده ای از اهداف و راهبردهای پست مدرنیستی بایستی فراساختارگرایی و نیز زبان شناختی باشند. براساس فراساختارگرایی، معانی برگرفته از زبان مشخص، بدیهی و ثابت نیستند، بلکه از سوی سوژه های گوینده ساخته می شوند. از این رو، معنا بیشتر توسط منع، محروم سازی، یا حاشیه ای کردن برخی واژگان ایجاد می شود که بازتاب مستقیمی از خود حقیقت نیستند، لذا باید هرگونه متن و تفسیری شالوده شکنی شود. در این فرآیند، قدرت نقش مهمی از طریق ساختار های اجتماعی بر معنا وارد می کند. در این رویکرد، معرفت و حقیقت ایده هایی هستند که می توانند به طور ریشه ای و ماهوی دگرگون شوند. به عنوان مثال حقایق علمی توسط دانشمندان برای تسخیر طبیعت، و از سوی کلیسا، در قالب دکترین، برای کنترل پیروان به کار می روند. هدف شالوده شکنی متن، پیدا کردن معنای عینی متن نیست، بلکه افشای تناقضات زبان شناختی و به معرض نمایش گذاردن رابطه قدرت با برنامه سیاسی پشت سر آن است. همه این موارد و راهبرد ها را می توان در کار لیوتار یافت. (محمدپور، 1387، ص. 44 ).
لیوتار مفروضات مدرن مبنی بر پیوستگی اجتماعی را رد می کند و به جای آن، تکثر، چندگونگی، انشقاق و عدم تعین را مورد تأیید قرار می دهد. فرض بنیادین مدرن مبنی بر محوریت انسان شناساگر وحدت آفرین را رها کرده و با خارج کردن وی از محوریت و قرار دادنش در میان فعالیت های اجتماعی یا زبانی گوناگون(بازی های زبانی) هویتی چندگانه یا انشقاق یافته برایش قائل می گردد. (آل حسینی، باقری، 1386، ص. 54 ).
مباحث زبان شناختی لیوتار که مخصوصاً در کتاب «تفاوت» وی عنوان شده اند. در صدد است تفاوت بین بازنمایی و موقعیت برای نشان دادن اینکه چطور عبارات می توانند معانی را بیان کنند، مورد بحث قرار دهد، وی به پیروی از ویتگنشتاین هر عبارت را شامل مفهوم، مرجع، مخاطب و پیام می داند. بنابراین می توان بحث مربوط به بازی های زبانی که بعداً منتهی به نظریه بحران مشروعیت علم، طرد فراروایت و بحث مربوط به عناصر متشکله شبکه اجتماعی می شود، را در مبانی اندیشه ویتگنشتاین یافت که با به کارگیری مفاهیم نیچه ای در امتداد آن، نهایتاً تفکر پست مدرنیستی لیوتاری شکل می پذیرد. (محمدپور، 1387، ص. 49).
موضوع عمده و در واقع زیربنایی موضوع لیوتار که به نوعی مستقیماً با معرفت شناسی، و روش شناسی وی ارتباط پیدا می کند، بحران مشروعیت در نظام های علمی کنونی (اثبات گرایی)، نقد علم و تکنولوژی است. لیوتار برخی تأملات در مورد علم و تکنولوژی را در حوزه فلسفه پست مدرنیستی خویش ارائه می دهد. پایگاه در حال تغییر دانش و تکنولوژی مشخصه اول پست مدرن است. وی حتی برخی از اشکال نوین پست مدرن علم را عنوان می کند. توجه وی به هستی شناسی رویدادها و سیاست ها بازنمایی این حوادث نظریه پردازی وی در مورد علم و تکنولوژی در عصر پست مدرن را برجسته می سازد: عصری که در آن انحطاط و زوال فرا-روایت ها به معنی بارورسازی بازی های زبانی متعدد و گوناگون( که علم تنها یکی از آن ها) است. اصل مشروعیت بخشی که از نظر لیوتار در جامعه سرمایه داری عمل می کند، کارایی، و اجراپذیری است و این اصل نیز در صدد تسلط و چیرگی است. در این جاست که لیوتار مسئله علم پست مدرن را پیش می کشد که به نظر وی علومی هستند که بیشتر در صدد بررسی بی ثباتی های نظام اجتماعی می باشند، تا در صدد مطالعه تنظیمات آن. (همان، ص. 53 )

3-1- بازی های زبانی لیوتار
لیوتار با استقبال از نظریه بازی های زبانی از نظریه توماس کوهن در فلسفه علم نیز الهام می گیرد. توماس کوهن پارادایم های علمی را قیاس ناپذیر می داند: از دیدگاه او تفاوت الگوها و پارادایم های علمی آنقدر بنیادین اند که مقایسه یک الگوی علمی با الگوی علمی دیگر امکان پذیر نیست. (کوهن، 1970، ص. 34 ).
بر این اساس، لیوتار نیز بازی های زبانی را قیاس ناپذیر اعلام می کند و علاوه بر آن قواعد بازی خاصی برای حوزه های مختلف فرهنگی مانند علوم طبیعی، علوم انسانی، ادبیات، اخلاق و سیاست قائل است که هیچ مبنای عقلی برای قضاوت در میان این حوزه ها وجود ندارد. (قمی، 1384، ص. 65 ).
بازی های زبانی لیوتار با یکدیگر فرق دارند و هر بازی زبانی تحت هدایت مجموعه قواعد خاص خود قرار دارد. درست همانطور که بازی شطرنج با قواعدی متفاوت از قواعد بازی فوتبال پیش می رود. بنابراین اگر این دیدگاه را درباره زبان بپذیریم در آن صورت هیچ بازی زبانی خاصی نمی تواند مدعی برتری بر سایر بازی های زبانی باشد یا مدعی آن شود که نمایانگر چیزی است که اشیاء و پدیده ها عملاً به آن شباهت دارند یا مدعی آن باشد که به طور عینی قادر به ارائه گزاره های حقیقی است، بنابراین کاربرد زبان در علوم طبیعی و ریاضی، نیز، به هیچ وجه نمی تواند مدعی برتری یا امتیاز باشد از این رو، دیدگاه و طرز تلقی عصر روشنگری، از علم، به مثابه پارادایم عینیت و عقلانیت مورد تردید واقع می شود. (همان، ص. 68 ).
3-2- پایان فراروایت ها افول پروژه های رهایی و نظم لیوتار
لیوتار ضمن رد روایت های کلان، سوژه عقلانی و نفی حقیقت قابل کشف، معرفت را سازه ای اجتماعی و محصول عبارت های زبانی و ادعای کشف حقیقت را دستاویزی متافیزیکی برای مشروعیت بخشیدن به سلطه مدعیان می داند. وی کسب معرفت را از منظر رخداد عبارات تحلیل می کند : یک عبارت رخ می دهد. (لیوتار، 1979، ص. 184).
عبارت ها بر حسب تصادف و موقعیت از پی یکدیگر می آیند. هیچ معرفتی پیش از رخداد عبارت وجود ندارد. به تعداد عبارت ها جهان داریم زیرا در بستر رخدادها و موقعیت های گوناگون، موضوع شناخت بر اساس قواعد خاص آن قضاوت و شناخته می شود. (همان، ص. 122 ).
فلسفه سنتی، ساختار عقلانی منظم، تضاد های دوگانه ساز و زبان آینه ای و واقعیت نما را اساس شناخت می داند، اما لیوتار با رد این دوگانه سازی ها و تأکید بر تکثر، ناهمگونی و یکتا گونی زبان را فاقد قدرت واقع نمایی می داند. زبان زاده آداب و رسوم است، گاهی گفتنی ها را بیان می کند اما اغلب آن ها را محدود و مبهم می سازد. (فانی، 1383، ص. 68 ).
پساساختارگرایان پست مدرنیسم را به مثابه بی باوری به فرا-روایت ها تعریف می کنند. این بی باوری همانا بدون شک محصول ترقی در علم است. کارکرد روایت امروزه ایجاد قهرمانان و یا خطرات است، در واقع روایات اهداف خود را از دست داده اند. منظور از روایات بزرگ داستان های مفصل و بزرگ اعصار مدرن مانند داستان طبقاتی مارکس، داستان ترقی لیبرال اجتماعی و کلیه نظریات رهایی بخش و تبیین کننده اجتماعی روشنگری است که به عنوان مفهوم وحدت و هدفمندی تاریخ مطرح شدند. دو نوع فراروایت بزرگ مشروعیت را از هم دیگر تفکیک می کنند: نخست، موضوعات و مسائل داستانی مانند انسانیت، رهایی و روشنگری و دوم، مسائلی نظیر حقیقت روح، داستان دانش، ایدئالیسم آلمانی و خود مشروعیتی دانش. (محمدپور،1387، ص. 59 ).
لیوتار با اذعان به پایان فرروایت ها خود اقدام به ایجاد فراروایت می کند که این امر موجب نقض نظریه خود لیوتار می گردد اگر فراروایت ها پایان یافته نباید فراروایت دیگری را که ما به آن اعتقاد داریم بیان شود و اگر پایان نیافته است پس همه فراروایت ها مورد اعتبار و صحیح می باشد نمی توان پذیرفت، که همه آنها پایان یافته و نظریه ما هم فراروایت نیست.
3-3- سیاست، نظریه سیاسی و ایدئولوژی
حوادث تاریخی خارج از چارچوب، عقلانیت مدرن و عواقب ناگواری مانند وقوع جنگ جهانی، شکل گیری نظام های توتالیتر و بحران های گوناگون روایت کلان سیاسی را باطل کرد و تخصصی شدن علم و رشد مؤسسات متنوع آموزشی، ساختار منطقی علم را باطل و دانشگاه را از موضع مشروع سازی علم خلع کرد و علم را در ردیف دیگر بازی ها قرار داد. اما روایت

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد کثرت گرایی، تاریخ فلسفه، پساساختارگرایی، ساختارگرایی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد پساساختارگرایی، پست مدرنیسم، ساختارگرایی، فناوری اطلاعات