منابع پایان نامه ارشد درمورد انقلاب اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

براي ديگران عجيب ترين مسأله حمايت توده هاي ميليوني از اين مواضع سازش ناپذير بود». (ابتكار،1379 : 162 ) قابليت و سازش ناپذيري رهبري انقلاب و رد هر گونه مذاكره و ميانجيگري ،تداوم اين بحران را برخلاف آنچه به عنوان خصيصه زودگذر بودن بحران مطرح است، در پي داشت كه همين خود فرصتي براي رهبري كاريزما جهت بهره برداري از فرصت هاي اين بحران محسوب مي شد.
از آنجا كه با تداوم بحران و قطع روابط سياسي، برخورد نظامي هر چند به عنوان«گزينه اي نامطلوب» از سوي آمريكا مطرح بود، از اين رو رهبري كاريزمايی-الهی انقلاب اسلامی ضرورتاً و براي كنترل جنبه هاي مخرب بحران مي بايست در پي تاكتيكي در مديريت بحران مي رفت تا وضعيت بحراني از كنترل خارج نشود. مواضع و نحوه رفتار امام در برابر چنين احتمالي با استفاده از «تكنيك هاي افزايش اعتبار» كه در آن تصميم گيران در صدد«كاهش تخمين نظري بهاي خالص جنگ»و «افزايش ادعاي ايستادگي در مقابل حريف»و… مي باشند قابل تحليل است. امام خميني(ره) از گفتمان انقلابي و ايدئولوژيك آن دوره توانست به مؤثرترين وجه در اين راستا بهره گيري نمايد. هر چند كه باز هم آمريكا چنين گزينه اي را عملي ساخت اما با ناكامي مواجه گرديد.
گزاره هايي همچون عنوان كردن «شعارها و اخطارهاي سياسي- ارعابي»و«دادن اولتيماتوم به حريف با اشاره به اينكه افكارعمومي ملت پذيراي تسليم نمي باشد»كه از بطن ومتن گفتمان انقلابي مسلط و باورهاي ايدئولوژيك حاكم نشأت گرفته بود، مهمترين مؤلفه هاي كنترل خطرات بحران در چارچوب تاكتيك هاي«افزايش اعتبار» محسوب مي شد. گزاره ها و مؤلفه هاي مذكور را مي توان تلويحاً و تصريحاً در مواضع امام (ره) به نظاره نشست:
«اين مسأله(بحران سفارت) مربوط به ملت است. سي و پنج ميليون ملت ما خواستشان اين است و بايد ما بررسي كنيم راجع به اينكه چرا ملت ما مي خواهد كه شاه بيايد و تا نيايد دست از اين گروگان ها برداشته نخواهد شد… ملت نمي گذارد.ملت ما مي خواهد و نمي شود غير از اين- ما برخلاف ملت نمي توانيم عمل كنيم». (خمینی،1362،ج 10: 301 )
« اين يك مسأله ملي است كه ملت ما به انقلاب عادت كرده اند و امروز همه انقلابي وآماده شهادت هستند،… دولت آمريكا مفهوم شهادت را نمي فهمد. ما با چنين روحيه اي است كه همه مشكلات ايران را حل مي كنيم. كارتر نمي داند منطق شهادت چيست». (همان، ج11 : 57 )
«كارتر بايد بداند كه حمله به ايران،حمله به تمام بلاد مسلمين است و مسلمانان جهان در اين امر بي تفاوت نيستند. كارتر باز احساس نكرده با چه ملتي روبه روست و با چه مكتبي بازي مي كند.(همان: 58 )ملت ما، ملت خون و مكتب و جهاد است. كارتر بايد بداند كه حمله به ايران موجب قطع نفت از تمام دنيا خواهد شد و دنيا را بر ضد او بسيج مي كند… كارتر بايد بداند كه ملت سي و پنج ميليون ما با مكتبي بزرگ شده اند كه شهادت را سعادت و فخر مي دانند و سر و جان را فداي مكتب خود مي كنند.»( همان،ج12 : 58 )
«مسأله، مسأله اي نيست كه من بتوانم بالشخصه حل كنم. ما بناي بر اين نداريم كه يك تحميلي به ملتمان بكنيم. ما تابع آراي ملت هستيم… اساس اين است كه مسأله است من و امثال من نيست و در دست ملت است و ملت پشتيباني از اين كار را اعلام كرده است».( همان: 181 )
جملگي تلاش هاي رهبري كاريزمايی-الهی انقلاب اسلامی درجهت تحديد و به تبع آن تطويل بحران گروگان گيري موجب گرديد كه دامنه بحران از سطح تحمل نظام سياسي فراتر نرود و تحت كنترل تدبيرگران درآيد كه در اين وضعيت شرايط بهره برداري از فرصت هاي اين بحران كاملاً مهيا گرديد.
زماني كه امام خميني(ره) تسخير سفارت را « انقلاب دوم» نام نهاد، احتمالاً بر اين نكته عالمانه واقف بود كه اگر انقلاب دوم روي نمي داد انقلاب اول نيز وجود نداشت و پيش از آن كه رشد يابد و ابعاد عميق تر داخلي و بين المللي پيدا كند، در نطفه خفه مي شد و در حد يك تغيير سياسي در حاكميت متوقف مي ماند. به ادعاي اين پژوهش،پيامدها و تبعات ارادي و غير ارادي اين بحران،شرايط جامعه و نظام سياسي را به سمت تثبيت و تحكيم جمهوري اسلامي سوق داد. براساس تئوري«كوزر» ؛ «اگر دو گروه با يكديگر در تضاد قرار بگيرند در آن صورت در درون هر يك از آن گروه ها همبستگي و وحدت نظر بيشتري به وجود خواهد آمد».( رفيع پور ،1378 : 126 ) بدين صورت كه وجود دشمن و هدف مشترك موجب هماهنگي و يكپارچگي سياسي در داخل جامعه مي گردد. يكي از اهدافي كه آمريكا با بردن شاه از ايران- به احتمال زياد آگاهانه- دنبال مي كرد و تا حدودي هم به آن دست يافت، كاهش همبستگي در بين ايرانيان به علت از دست دادن وجه مشترك مهم بود. بعد از رفتن شاه، رهبران انقلاب ايران يك دشمن ديگر را جايگزين آن كردند و آن آمريكا بود و از آن طريق موجب همبستگي بين مردم و گروه هاي سياسي مختلف شد. در حقيقت تسخير سفارت بازآفريني و تداوم حضور هدف مشترك(دشمن مشترك) بود كه باز هم در شخص شاه و به تبع آن آمريكا به عنوان حامي و پناهگاه شاه قرار مي گرفت. لذا همان گونه كه در روزهاي پيش از پيروزي انقلاب ملت ايران يكپارچه حركت مي كردند. شور و هيجان و احساسات مشابهي و شايد هم به مراتب بيشتر در روزهاي«انقلاب دوم» بر جامعه حاكم شد و علاوه بر اينكه به عاملي براي ايجاد وفاق عمومي و همگرايي ملي در شرايط بي ثبات و ناپايدار آن زمان تبديل گرديد،با تقويت و تعميق بعد ضد استعماري انقلاب امكان مداخله خارجي و ضربه زدن به نظام و آسيب پذيري آن را به حداقل رساند.
به اعتقاد«جيمز بيل»بحران گروگان گيري در دراز مدت نيز عاملي وحدت ساز به شمار مي رفت، چرا كه«بحران گروگان گيري ضمن آن كه به انقلابيون امكان مي داد تا گروگان ها در مقابل خطر احتمالي اقدام آمريكا براي منحرف كردن انقلاب در اختيار داشته باشند و زمينه را براي مجازات و تلافي مساعد مي ساخت، باعث شد اين ماجرا با ارايه نمايي دايمي از يك مخالف خارجي مقتدر به توده هاي مردم ايران، آنها را درازمدت پشت سر انقلاب متحد سازد».( بيل ، 1371: 480 )
در اين برهه در نيروهاي انقلاب احساس نوعي نارضايتي به وجود آمده بود كه انقلاب از برخي ابعاد ناتمام مانده است. به عبارتي تسخير سفارت عملاً به تداوم مبارزه كه با شاه تبديل شده بود كه در آمريكا حضور داشت و هنوز هم پيوند تاريخي خود را حفظ كرده بود در ادبيات سياسي آن روز در جمهوري اسلامي و پيامدها و خطابه هاي رهبري كاريزما دو طرف اصلي بحران «ملت ايران» و «شاه خائن» محسوب مي شدند . بدين سان به اصرار انقلابيون جهت تداوم بحران تا دستيابي به مهمترين خواسته هاي خود كه استرداد شاه بود، مي افزود.
در واقع تاكيدات و تاييدات مستمر رهبري و انقلاب بر بازگرداندن شاه، و اعتراض به آمريكا به عنوان حامي وي كه هر لحظه امكان داشت عليه جمهوري اسلامي اقدام نمايد، «هدف جديدي» جهت حمايت خشم انقلابي توده ها فراهم ساخت . بدين جهت اگر زماني پيوند «ابرقدرت جهاني آمريكا» در اين بحران نيز موجب حمايت بيشتر مردم از جمهوري اسلامي عليه «دشمنان مشترك جديد» شد تاكيد بر اين هدف مشترك محور وحدت جديدي را در جهت تداوم انقلاب آفريد:
«امروز اگر قواي ما از هم منفصل شوند به نفع آمريكاست و الان دشمن ما آمريكاست و بايد تجهيزات ما به طرف اين دشمن باشد.مبادا وقتي يك تبليغات سوئي بشود و نظرهاي ما تشتت پيدا كند و افكارمان مختلف بشود. چطور در آن وقتي كه ما با اين قدرت شيطاني داخلي(شاه) درگير بوديم و هيچ تشتتي در كار نبود همه با هم يك فكر داشتيد. شما الان مي دانيد كه مقابله با يك قدرتي است كه قدرتش صدها برابر و بلكه زيادتر از قدرت قبلي است. مملكت شما الان يك حالي دارد كه اگر دير بجنبيم براي هميشه تا آخر از بين رفتيم. همه بايد يك صدا باشند سروصداي امروزه فقط مقابله با آمريكاست».( خمینی،1362 : 238)
«من از همه ملت مي خواهم: كه ما امروز مواجه با يك اجنبي هستيم . يك اجنبي كه مي خواهد اين مملكت را به غارت هرچه هست ببرد. ما الان مواجه با يك اجنبي هستيم كه مركز جاسوسي اش در اينجا هم بوده است. ديگر ما نبايد بنشينيم و هي نق بزنيم. آقا نگهش داريد اين مملكت را . مملكت مال شماست مي خواهند ببرند ، نگهش داريد… نگه داشتن به اين است كه هماهنگ بشويد.»( همان: 219 )
«به ملت شريف ايران است كه در هر مسلكي و با هر گروهي هستند از اختلاف و نفاق و كارشكني براي يكديگر دست بردارند و دشمنان را با وحدت كلمه و نزاع هاي شخص و گروهي كه همه را به تباهي مي كشد و كشور را به خرابي سوق مي دهد كنار بگذارند … همه توان خود را صرف قطع اميد دشمن اصلي ما آمريكا كنند كه با سلطه دشمن قدرتمند براي هيچ يك چيزي باقي نخواهد ماند».( همان ،ج 12: 31)
به تصريح نويسندگان كتاب « ايران در قرن بيستم» همانطور كه « حمله به شاه» به انقلاب ايران تحرك بخشيده بود « حمله به آمريكا» نيز موجبات تحكيم جمهوري اسلامي را فراهم كرد. (دیگار، هورکاد ، ریشار،1377 : 235 ) بدين صورت كه در مقطع پس از پيروزي انقلاب در جامعه نيروي انقلابي رها شده اي در غليان بود كه اين نيرو با تسخير سفارت به سمت و سويي جديد جهت پيدا كرد به نحوي كه حتي آمريكا نيزنتواند در سالهاي بعد«توطئه هايش» را عليه ايران عملي كند. بدون ترديد مقابله با بحران هايي همچون جنگ و تحركات جدايي طلبانه كه با حضور مستقيم مردم انجام شد بدون ظرفيت سازي در درون جامعه امكان پذير نبود . «بحران گروگان گيري به طور منظم به مردم خوراك فكري مي داد و در آن ظرفيت سازي مي نمود تا براي حفظ انقلاب و مقابله با بحران هاي بزرگ بعدي حضور يابند».( ستوده كاوياني ،1379 : 111)
به نظر مي رسد كه در نتيجه حاكم شدن چنين شرايطي ،تداوم انقلاب تا تاسيس و تثبيت نهادهاي جديد نظام سياسي همچنان در جريان است . به تعبير امام خميني(ره) «مساله باز مساله انقلاب است».( همان: 112 ) در آن روزها مسلم و قطعي شده بود كه مساله گروگانگيري آمريكايي عامل اصلي و محور مبارزه قاطع درحفظ و تداوم انقلاب اسلامي گرديده است. انقلابي كه استمرار آن در نزد رهبري از چند بعد مطرح بود؛ از يك سو با تسخير سفارت و اقدام به نوعي حمله پيشگيرانه بر جنبه بازدارندگي چنين اقدامي تاكيد مي گردد. بدين سان كه:«آنها خيال نكنند كه ما مي ترسيم و همين طور نشسته ايم و نگاه مي كنيم كه هر غلطي اينهامي خواهند بكنند. نخير اين طور نيست . بايد با قدرت پيش برويم . اگر ما اظهار ضعف كنيم، اگر آنها احساس كنند كه ما ضعيف شديم جري خواهند شد و حمله خواهند كرد. احساس ضعف در خودتان نكنيد».(خمینی،1362 : 139 )
و از سوي ديگر، تاخير و تعويق مهار بحران موجب مي شد كه همه نهادهاي اصلي دولت اسلامي تاسيس شود و استحكام يابد. سايروس ونس وزير خارجه وقت آمريكا در اين زمينه چنين تصريح مي نمايد كه: «من بر اين عقيده بودم كه گروگان گيري با مسايل داخلي ايران ارتباط دارد و پس از آن كه نهادهاي جمهوري اسلامي در جاي خود استقرار يافتند ،خميني دستور آزادي گروگان ها را صادر خواهد كرد و به همين دليل بود كه آيت ا…خميني هنگامي كه مذاكرات براي حل بحران به نتيجه مي رسيد اتخاذ تصميم درباره گروگان ها را به تشكيل مجلس موكول كرد» . وي همچنين ضمن تاكيد بر اينكه «استفاده آيت ا… خميني از گروگان ها براي جلب پشتيباني گروه هاي مختلف و اعمال كنترل بيشتر بر مسير انقلاب بود» اظهار مي دارد كه« در اواخر سال 1979 براي ما یقین حاصل شده بود كه حمايت آيت ا…خميني از تسخير كنند گان سفارت در درجه اول براي تقويت و تداوم انقلاب است».( ونس و برژنسيكي ،1362 : 90 ) تصريح امام(ره) نيز باور مذكور را تقويت مي نمايد:
«بايد لحظاتي كه هست و ايجاد مي كنند…خود ملت جلوگيري كند و نگذارد اين توطئه ها ثمر پيدا كند لازم است در هر جا كه هستيد همانند انقلاب اولي و شور انقلابي اولي را كه داشتيد حفظ كنيد . امروز احتياج به آن شور انقلابي از ديروز بيشتر است . ما به منزل نرسيده ايم و در بين منزل و درگردنه هاي اين منزل طولاني دزدهايي هستند كه مي خواهند ما

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سازمان ملل، آغاز بحران، افغانستان، وجوه نقد Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره عوامل بیرونی، مطالعات کتابخانه ای، جامعه آماری، متغیر مستقل