منابع پایان نامه ارشد درمورد انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره)، امام خمینی، انتقال معنا

دانلود پایان نامه ارشد

قابليت ها وهنر رهبران انقلابي مشخص مي شود. رهبران توانمند و مقتدر به ياري ايدئولوژي هاي انقلابي به حركات اعتراض آميز توده ها عمق و وسعت بيشتري بخشيده و از آن در جهت حفظ و حراست از انقلاب بهره برداري مي نمايد.
در جمهوري اسلامي درك رفتار سياسي توده هاي انقلابي و رهبري كاريزمایی- الهی در خلال بحرانهاي دهه اول نياز به فهم ايدئولوژي حاكم بر شرايط دارد، به ويژه هنگامي كه نقش ايدئولوژي و تعامل آن با ديگر عناصر انقلاب در قدرت ملي يك كشور مطرح مي گردد.
«ايدئولوژي» را مي توان در طيف گسترده اي از تعابير و تفاسير متنوع تحليل نمود. تعريف ايدئولوژي نيز همچون زمينه هاي كاربرد آن گستره وسيعي را شامل مي شود..
در تعبيري كاربردي ايدئولوژي به «اعتقاد عملياتي شده» تعريف مي شود كه در آن «اعتقادات نسبت به زمان حاضر عملياتي مي شود».( راش ،1377 : 202)
«كارل مانهايم» در كتاب« ايدئولوژي و اتوپيا» ايدئولوژي را «سبك هاي انديشه درباره پديده هاي اجتماعي» تعريف كرده است. پارسونز نيز ايدئولوژي را «يك نظام اعتقادي كه اعضاي يك جمع در آن اشتراك دارند ولي تعريف «دانيل بل» كه با ماهيت اين پژوهش نيز مناسب تر و هماهنگ تر است. تعريفي رساتر از ايدئولوژي ارايه كرده است. وي ايدئولوژي را «تبديل انديشه ها به اهرم هاي اجتماعي» تعريف مي كند.( بابايي ،1375 : 56 )
«ويلفردو پاره تو» با توجه به سطوح مختلف ايدئولوژي،ايدئولوژي انقلابي را در سطح سوم ايدئولوژي قرار مي دهد . وي ايدئولوژي را مركب از سه سطح مي داند: اول، افكار شخصي رهبر یا راهبران است. بسيار انتزاعي بوده و خاطبان بسيار محدودي دارد. دوم، سطح ايدئولوژي استدلالي و پيچيده است و مخاطبان آن را به حلقه هاي كوچك از پيروان آموزش ديده تشكيل مي دهند. سطح سوم، ايدئولوژي همه فهم است و متوجه توده هاي مردم است. براي ايجاد انگيزه در توده هاي مردم و بسيج آنها كاربرد دارد».( اخوان منفرد ،1381 : 85 )
سومين سطح ايدئولوژي كه ماهيتي عامه فهم دارد ،قدرت انگيزش را به انقلابيون و حاميانش تزريق مي نمايد. بدينگونه كه ايدئولوژي براي ساده كردن و تصريح و فهم واقعيتهاي مبهم و پيچيده از بين داده ها آنچه را كه مي خواهد برمي گزيند و عمل سياسي را تسهيل مي كند.
ايدئولوژي هرچند مبهم به منازعه انقلابي جهت و معنا مي بخشد و كار ويژه اساسي آن در چنين منازعه اي ، انتقال معنايي مشترك به گروههاي مختلف براي بسيج آنهاست.برخي تحليلگران ايدئولوژي انقلابي مانند«ژرژ سورل» ، «قدرت انگيزشي ايدئولوژي را ناشي از خصلت افسانه پردازي آن مي دانند.» ( محمدي ، 1378 :55 )در هر صورت يك ايدئولوژيك انقلابي بالاترين درجه تكامل يك ايدئولوژي است.« بدون ايدئولوژي مشترك ، گروه هاي پراكنده اجتماعي هرگز قادر به اتحاد با يكديگر نيستند. اگر ايدئولوژي انقلاب همگاني تر و قابليت قبول و درك وسيع تري پيدا نمايد مي تواند از محدوده ميدان خود فراتر رفته و ساير گروههاي اجتماعي را به خود جلب نمايد و در نهايت ايدئولوژي رقيب را از صحنه خارج كند.»( عالم ،1378 : 11 – 78 )
در شرايط و وضعيت انقلابي« ايدئولوژي عمل سياسي را هدايت، پشتيباني ، محدود و متحقق مي كند و در عين حال به مثابه بزرگترين نيروي محرك عمل سياسي توده ها به كار مي رود. رهبران به كمك ايدئولوژي به رهبري خود مشروعيت مي بخشند و حكمراني خود را به صورت اقتدار در مي آورند. ايدئولوژي دارندگان را به توضيح ،توجيه و سامان بخشي به شرايط موجود توانا مي كند .از اين رو ايدئولوژي در دست طبقه حاكم ابزاري بالقوه براي تحكيم و تثبيت قدرت حكومت است. بعلاوه اينكه موجب يكپارچگي و وحدت نيز مي شود.» ( عيوضي ،1378 : 11 – 78 ) هر جا ايدئولوژي باشد كشاكش و تضاد سياسي را بايد بر حسب ايدئولوژي پذيرفته شده حل و رفع كرد.
در جمهوري اسلامي توجه به ويژگي منحصر به فرد انقلاب اسلامي كه عمدتاً بر اساس ايدئولوژي اسلام انقلابي استوار بوده تا حدودي ايران را از ديگر واحدهاي سياسي مستثني ساخته است. پس از پيروزي انقلاب اسلامي تحت تأثير تمايلات شديد ايدئولوژي و عقيدتي«مردم علاوه بر مشاركت ، هزينه جاني زيادي براي انقلاب پرداختند كه اين موجب عميق تر شدن پيوند آنها با انقلاب و در واقع همسويي و انسجام بيشتر شد زيرا بر اساس نظريه«تانتر» و «ميدلارسكي» هرچه تعداد كشته شدگان در يك انقلاب بيشتر باشد ،ريشه آن انقلاب قوي تر مي شود.»( خمینی،1362،ج 16: 68 )
با مروري كوتاه بر كلام رهبري کاریزمایی-الهی انقلاب اسلامی، ايدئولوژي انقلابي را كه غالباً ملهم از انقلاب گري شيعي ايرانيان بود می توان در تاكيدات و سفارشات امام خميني (ره) بهتر شناخت:
«‌‌‍[اكنون در سومين سالگرد پيروزي انقلاب] با پيشگويي هاي قشرهاي غيرآشنا با اسلام و مردم دلير ايران، بايد جمهوري اسلامي بيش از دو سال از شكست خود را پشت سر گذاشته باشد. اين كوردلان كه از قدرت ايمان و تحولي كه در ملت ايران پيدا شده خبري ندارند و ارزشها را در ديده هاي مادي خلاصه مي كنند. ناچار گرفتاري هاي پس از انقلاب ايران آنها را به اين نتيجه رسانده بود كه در جمهوري اسلامي پس از چند ماه سرنگون خواهد شد».( همان: 219 )
«جنگ امروز ما، جنگ با عراق و اسرائيل نيست …جنگ ما،جنگ مكتب ماست عليه تمامي ظلم و جور. اين جنگ سلاح نمي شناسد . اين جنگ محصور در مرز و بوم نيست. اين جنگ، جنگ عقيده است . جنگ ارز هاي اعتقادي – انقلابي عليه دنياي كثيف زر و پول و خوشگذراني است. جنگ ما، جنگ قداست، عزت و شرف و استقامت عليه نامردمي هاست».( روزن ،1379 : 17 )
بازخواني جلوه هاي ايدئولوژيك انقلاب اسلامي كه در رفتار انقلابي رهبران و توده هاي انقلابي تجلي يافت احتمالاً اصول و مباني زير را در بعد تأثير و نقش ايدئولوژي انقلابي در تدبير و تحديد بحرانهاي دهه اول به نمايش مي گذارد:
1- ايدئولوژي ،مهمترين عامل گسترش توان دفاعي يك كشور محسوب مي شود . يك تصميم گيرنده كه تحت تأثير ايدئولوژي تصميم گيري مي كند اغلب خواسته هاي مادي مبتني بر عقلانيت ابزاري در ذهن او جايي ندارد. خود را همواره بدهكار مكتب آرماني خويش مي داند و براي خود هويتي مستقل از نظام سياسي حاكم و رهبر آن نمي شناسد. اين در حالي است كه اين خصلت در كشور ، ايدئولوژي را به تمام اقشار جامعه كه كشورشان با يك بحران روبرو شده است سرايت داده و فراگير مي شود، بدين گونه است كه اقداماتي همچون بسيج سياسي مردمي نيز امكان پذيرمي گردد. ايدئولوژي انقلابي در جمهوري اسلامي بحراني همچون جنگ ايران و عراق را تبديل به يك نبرد عقيدتي كرد كه رهبر كاريزماي انقلاب نيز از اين بحران كه ظاهراً يك تهديد صرف- سرنگوني جمهوري اسلامي – به نظر مي رسيد همچون فرصتي مناسب براي تحكيم و تثبيت نظام سياسي بهره گرفت.
2- ايدئولوژي انقلابي، از مواردي محسوب مي شود كه در محاسبات معمول و معقول دنياي معاصر نمي گنجد. بنابراين در هر يك از بحران هايي كه يك طرف آن جمهوري اسلامي بود علاوه بر غافلگيري طرف هاي ديگر بحران، اتخاذ راهكار مناسب جهت مقابله با آن از سوي بازيگران بحران امكان پذير نبود.
3- ايدئولوژي به مثابه بزرگترين نيروي محرك عمل سياسي توده ها به كار مي رود . دردهه نخست حيات جمهوري اسلامي توان فزاينده ايدئولوژي انقلابي شيعي عامل اساسي در بسيج سياسي مردم، وحدت بخشي توده هايي با سلايق متفاوت ، اطاعت پذيري رضايتمندانه مردم و مشروعيت سياسي حاكمان نظام به ويژه رهبري كاريزما محسوب مي گردد. به علاوه اينكه رهبري انقلاب با بهره گيري از ايدئولوژي انقلابي احساسات و باورهاي دروني مردم را درراستاي اهداف نظام سياسي به كار گرفت.
4- « از آنجا كه قيام ايراني ها بيش از هر چيز يك«انقلاب فرهنگي» به نظر مي رسد بر شدت تقويت بنيان هاي ايدئولوژيك آن افزوده شده است.« در شرايطي كه تب ايدئولوژيك انقلاب بالا رود وضعيتي را به وجود مي آورد كه«سياست عادي» مانند تهديد،مذاكره، چانه زني براي گرفتن و دادن امتيازها كارگر نيست»( طلوعي ،1377 : 222 ) در نتيجه از يك جهت خصيصه بحران زايي انقلاب فعال مي گردد اما از جهتي ديگر چون كه رفتار دولت انقلابي قابل پيش بيني نيست باعث مي گردد كه طرف هاي بحران همواره محتاطانه به اتخاذ رفتار و راهكارهاي خود بپردازند.
5- وجود باورهاي عميق به ايدئولوژي انقلاب اسلامي علاوه بر آن كه سبب تشديد مشروعيت نظام سياسي شده بود،پيامدهاي ناگوار و هزينه بردار بحران هاي انقلاب را براي توده هاي معتقد و انقلابي قابل تحمل مي نمود از اين رو تداوم بحران هاي انقلاب نه تنها با مخالفت توده ها مواجه نشده بلكه حمايت آنان را نيز در پي داشت.
6- دربعدتصمیم گیری نیز رهبران می توانندبه کمک ایدئولوژی ،تعهد رادرجامعه ارتقاءبخشندکه درچنین شرایطی تصمیمات یک رهبر از سوی پیروان متعهد،مطاع محض خواهد بود.
7- «حكومت هايي كه مبتني بر ايدئولوژي خاصي هستند معمولاً كار خود را با قدرت آغاز مي كنند زيرا قشر نيرومندي از جامعه كه تحت تأثير ايدئولوژي حاكمان وقت قرار گرفته و موجبات روي كار آمدن آنها را فراهم كرده اند تا مدتي پشتيبان حكومت هستند و رهبران خود را در راه رسيدن به هدف هايشان ياري مي نمايند». شروع و تداوم قدرتمندانه حيات سياسي نظام هاي انقلابي از جمله جمهوري اسلامي عوامل و عناصر را مي طلبد كه از انسداد قدرت در اين گونه نظام ها جلوگيري نمايد. در تدبير بحران هاي انقلاب اسلامي عمدتاً از آن به عنوان فرصت در اين جهت بهره برداري مي شود.
8- در نهايت اينكه ايدئولوژي اسلام انقلابي كه اساس سياست امنيتي ايران قرار گرفته بود (در دهه اول) همانند شمشير دو لبه اي عمل مي كرد كه از يك سو نگراني ساير كشورها را در پي داشت و حالت تهديدزايي پيدا مي كرد و از سوي ديگر با توجه به ماهيت انقلاب اسلامي و لزوم حفظ آن بدون از دست دادن ايدئولوژي انقلابي بهترين راه ممكن براي حفظ موجوديت انقلاب و كشور در خلال بحران هاي مهلك دهه اول بود.
مدل تحلیلی تصمیم گیری امام خمینی (ره):
الگوی تصمیم گیری کاریزمایی – الهی حضرت امام خمینی (ره) را می توان ترکیبی از مدل تحلیلی شیلینگ و مدل اسلامی دانست که در این الگو ایشان با تکیه بر آیه شریفه : وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ (سوره مبارکه ال عمران آیه 159) با مشورت با کارشناسان و خبرگان فن ، توکل بخدا ، بهره گیری از امدادهای غیبی و نهایتا خطر پذیری و ریسک ،اقدام به تصمیم گیری در امور مختلف و در بحرانهای دهه اول انقلاب اسلامی می نمودند.
با توجه به موارد فوق الگوی تصمیم گیری حضرت امام خمینی (ره) بشرح ذیل می باشد.

چهارچوب نظری تحقیق:
تعریف بحران: بحران ها پديده هايي بسيار پيچيده و گوناگونند. كاملاً با يك چهرگي بيگانه اند. سريع حادث مي شوند. سريع اشاعه مي يابند و سريع تخريب مي كنند. در اولويت ها و فوريت هاي تصميم گيري واحدهاي ملي سكني مي گزينند. مرز بين واقعيت و غير واقعيت را كدر مي كنند و اطلاعات را به زير پرده كشيده و چهره اي مشوش و مخدوش از آن به نمايش مي گذارند و اذهان و ابدان نخبگان را به سخره خود مي گيرند.( برچر ،1382 ، ج1 :32 .)
هلستی در تعریفی از بحران این چنین می گوید :بحران عبارت از موقعیتی است که تهدیدی غیر منتظره متوجه ارزشهای حیاتی شده وزمان تصمیم گیری محدود است.آناتول راپرت نیز تعریف خود را از بحران این چنین بیان می کند:«وضعیتی است که در آن فرایند دگرگونی در نظام ،به شکلی است که استواری وتعادل نظام به شدت وبه نتیجه ای نا مطمئن به خطر می افتد وضرورت اقدام سریع برای ایجاد نظم مجدد احساس می شود.(حسین زاده جاغرق،1391: 263).
مهم ترین بحرانهای دهه اول انقلاب اسلامی عبارتند از: بحران تسخیر لانه جاسوسی امریکا،بحران اختلاف حزب ا… ولیبرالها وجنگ تحمیلی،که این بحرانها با مدیریت ودرایت رهبری کاریزمای انقلاب تحدید وکنترل گردید. در بررسی به عمل امده در این پژوهش مهمترین عوامل موثر در مدیریت این بحرانها عبارت

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد انقلاب اسلامی، اعتماد متقابل Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد روش تحقیق، ریاست جمهوری، انقلاب اسلامی، رژیم پهلوی