منابع پایان نامه ارشد درمورد انقلاب اسلامی، اعتماد متقابل

دانلود پایان نامه ارشد

كاريزما در آن خودنمايي مي كند. پيروزي انقلاب و تمايل ضعف انقلابي و بحران به سمت ثبات و آرامش، افول كاريزما را در پي دارد ولي رهبر كاريزما براي تداوم نياز به جنبش و تحرك دايمي توده پيروان دارد. علاوه بر اين دومين ضعف كاريزما آن گونه كه« لاندز هوت*» اشاره مي كند اين است كه «مشروعيت كاريزماتيك اساساً نمي تواند در قالب مفهوم و مشروعيت حكومت قرار گيرد زيرا عامل اساسي براي يك نظام حكومتي طولاني بودن وحدت جمعي و تضمين پايداري و تداوم آن است و اين با مشروعيت كاريزماتيك مغايرت دارد. به عبارت ديگر براي استواري يك نظام اجتماعي بايد پايداري و تداوم وحدت جمعي براي مدتي طولاني تضمين شود. اگر اين وحدت حول محور يك شخص(كاريزما) دور بزند كه به لحاظ انسان بودن تنها براي مدت زمان محدودي در جامعه است، ميسر نيست.»( سميح ،1379 : 289 – 290)
علاوه بر اختلافات آراء در مورد «ماهيت كاريزما» در مورد اينكه ماهيتاً در چه حوزه اي و به چه افرادي قابل اطلاق باشد نيز اختلاف نظر وجود دارد. برخي از شارحان آراي وبر از جمله فردريش معتقدند كه اساساً جز در حوزه مذهب نبايد كاريزما را جستجو كرد . شايد به اين دليل كه اساساً ماهيت كاريزما مبنايي مذهبي دارد و كاربرد آن در مورد افراد بشر نيز صرفاً در حوزه مذهب معنا مي يابد و چنانچه بر اطلاق آن به حوزه سياست اصرار ورزيم احتمالاً با گذار از حوزه مذهب و نمادهاي مذهبي و توسط حاملان مذهب وارد عرصه سياست و حكومت ها مي گردد. انقلاب اسلامي و ظهور كاريزما در آن را احتمالاً بتوان در اين تحليل جاي داد. با اين توصيف كه پايه هاي قدرت كاريزماي امام خميني علاوه بر ويژگي هاي فردي عمدتاً از صبغه و ريشه فرهنگي و مذهبي برخوردار بود.
در صورتي كه براي علل كاريزما شدن امام خميني (ره) بنيان هاي مذهبي منتج از نمادهاي فرهنگ سياسي شيعه همچون مفهوم امامت در شيعه و تفسير اين بعد از امام غايب دوازدهم(ع) قايل شويم و بر طبق تئوري «جانشين سازي اسطوره اي» تأثير بازنمايي اسطوره هاي شيعي را در پذيرش رهبري كاريزمایي-الهی امام خميني (ره) تحليل نماييم. بايد به شناسايي خصايص و ابعادي در شخصيت ايشان پرداخت كه به نوعي بيانگر جلوه هايي از آن اسطوره ها و نمادهاست.
ديدگاه هاي رايج در مورد علل رهبر شدن و پديده كاريزمايی-الهی امام خميني(ره) در سه دسته قابل تفكيك است:
1-ديدگاه هايي كه با تأكيد برعامل «ايدئولوژي»سعي كرده اند پديده رهبري كاريزمايی-الهی امام (ره) را تبيين كنند. نماينده اين ديدگاه «يرواند آبراهاميان» است و در كتاب معروف «خمينيسم»استدلال مي كند كه خمينيسم به رغم ابعاد مذهبي بيشتر مردمي است تا بنيادگرا. انديشه امام (ره) جهت گيري مردمي شديدي دارد كه خود را در قالب پشتيباني از برنامه هاي اجتماعي در زمينه هاي مختلف نشان داد. همه اينها همراه با انعطاف بالاي اين ايدئولوژي توانست پشتيباني طيف وسيعي از گروه هاي انقلابي را به دست آورد».( حسينی، 1381 :12 – 13 )
2-«مري آن براكت*»با رهيافت زبان شناسانه تأثير كاريزماي امام (ره) در جامعه را تحليل مي كند. او سعي دارد با آنچه كه «استراتژي سخن پردازي» امام خميني (ره) مي خوانده با استفاده از سمبل هاي اسلامي (شهيد و شهادت) سعي در اقناع مخاطبان خود نموده است و توانسته است شور زيادي در مردم پديد آورد.
3-مطالعات دسته سوم بين رهبري امام (ره) و سنت هاي ديني ارتباط برقرار مي كند و جاذبه كاريزمايی-الهی امام (ره) را در پيوندي كه امام (ره) با آن سنت ها را برقرار كرده است جستجو مي كنند. آثاري همچون«امام خميني تجسم يك سنت» از حامد الگار«در مقابل شيطان: كاريزما وسنت در ايران» نوشته «مايكل كيمل* و رحيم توكل» و «رهبران سياسي كاريزما» نوسته«روث ويلتر» بر اين ديدگاه تأكيد مي كنند.
در فرايند انقلاب اسلامي بويژه در شرايط حاكم بر دوره زماني بعد از پيروزي انقلاب سلسله تحولاتي كه از نتايج بلافصل پيروزي انقلاب بود رخ داد كه منجر به تقويت حضور و قدرت رهبري كاريزمایی –الهی گرديد. از پيامدهاي آني انقلاب اسلامي«رهايي» بود. «رهايي» كه ثمره طبيعي پيروزي محسوب مي شود. آزادي غير مشروط است كه به تبع فروپاشي نظم پيشين رخ مي دهد . اين وضعيت در فاصله غروب نظم پيشين و طلوع نظم جانشين شكل مي گيرد و همچون زمين باروري است كه بذر هر گروه و دسته و فردي در آن رشد مي كند. «رهايي» گشاننده ميداني است كه به تمامي جريانهاي طالب قدرت مجال تلاش و آزمون مي دهد .پس از پيروزي انقلاب اسلامي جوشش نامحدود و نامشروط دوران «رهايي» چنان شرايطی پديد ساخت كه در روان شناسي عامه ظهور يك «ناجي» ضروري و مشروع جلوه مي كرد.يكي از مهمترين عرصه هاي بهره گيري از بحران ها به مثابه فرصت از سوي رهبر كاريزما در اينجا مطرح مي گردد كه در آنجا با بروز بحرانهايي مختلف از جمله تسخير سفارت آمريكا و جنگ عراق و ايران كه موجب شفاف تر شدن مرز بندگي هاي گروه هاي سياسي صحنه حكومت شد خود به خود موجب پالايش عرصه سياست و خروج از حالت هرج و مرج گرديد و توسل بر روشهاي ديكتاتور مآبانه را منتفي ساخت.( رفيع پور ،1378: 99)
نتيجه مستقيم و قطعي ويژگي هاي شخصيتي امام خميني (ره) و شرايط اجتماعي، سياسي و فرهنگي صحنه سياست پس از پيروزي انقلاب اسلامي افزايش و تداوم قدرت كاريزمايی-الهی امام (ره) بود كه قبل از پيروزي ظهور يافته بود. همزمان با تعميم و تشديد پذيرش حضور رهبري كاريزمايی-الهی انقلاب «رهبري ايشان» جنبه هنجاري نيز پيدا كرده بود و به عنوان هنجار نيز گسترش يافته بود. بدين معني كه اگر هم كسي قلباً راغب به پيروي از ايشان نبود جرأت نمي كرد پيروي نكند.»( جونز ، 1381 : 72 )
البته وجود شرايط احساساتي و هيجاني در بروز چنين امري موثر بود علاوه بر اينكه زبان امام خميني(ره) به مثابه پيشواي انقلابي توده ها، زبان جامعه بود از اين جهت همه گروهها و احزاب خواسته هاي خود را در سخن او مي يافتند در نتيجه رهبري امام (ره) به نيرويي وحدت بخش تبديل شده بود.
مجموعه عوامل مزبور چنان قدرتي به امام خميني (ره) بخشيده بود كه علاوه بر آن كه «توان بر انگيختن ميليونها نفر هم بر ستايش و هم بر خشم را دارا بود» شخص ايشان محور سياست در ايران پس از پيروزي انقلاب محسوب مي گرديد.
حسين بشيريه نيز در چارچوب تحولات جامعه شناسي سياسي در اين دوره از جمهوري اسلامي تحليلي ناظر بر تأثيرات حضور كاريزما در صحنه سياست در ايران را چنين ارايه مي دهد:
« به طوركلي تا پيش از سال 1368 سياست و حكومت در ايران تحت تأثير شخصيت رهبر انقلاب به عنوان محور اصلي نظام سياسي قرار داشت. اقتدار كاريزمايي آيت ا… خميني به عنوان رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي نه بر كنترل نهادهاي دولتي يا اجرايي ، بلكه بر جذابيت شخصي و كاريزمايي وي استوار بود كه در بخشهاي عمده اي از نيروهاي سياسي و اكثريت مردم وحدت و يكپارچگي ايجاد مي كرد. شيوه رهبري كاريزمايي آيت ا… خميني نظام سياسي را همواره در حال پويايي ، جريان و حركت نگه مي داشت. رهبري كاريزمايي-الهی و جنبش توده اي گسترده اي كه در سالهاي پس از پيروزي انقلاب بر حول شخصيت آيت ا… خميني شكل گرفت، مهمترين نيروي سياسي در كشور بود كه همه نيروها گرايش سياسي ديگر را تحت الشعاع قرار مي داد.»( حسينی،1381 :34 )
در نتيجه بررسي هايي كه از ابعاد و جوانب مختلف رهبري كاريزمايی-الهی در جمهوري اسلامي ارايه گرديد احتمالاً مجموعه اصول زير در رابطه با نقش رهبري كاريزمايی-الهی انقلاب اسلامی در فرايند مديريت بحران، در دهه نخست جمهوري اسلامي قابل تحليل است:
1- با استقرار جمهوري اسلامي رهبري انقلابي امام خميني (ره) با ويژگي هايي همچون: شهامت و قاطعيت، مواضع مبارزه جويانه و نه مصالحه پذير، موضوع گيري در قالب الفاظ و بيانات تند و مبارزه جويانه با بار ارزشي و احساسي زياد، در قالب يك رهبر كاريزما به ويژه در فرايند تدبير بحران ها تداوم يافت .بدين صورت كه رفتار رهبر كاريزمايي-الهی انقلاب اسلامی در مواجهه با بحرانها رفتاري انقلابي بود و راه حل هايي كه وي ارايه مي نمود راه حل هاي بديع و نو بود كه قبلاً از سوي ديگر بازيگران بحران قابل پيش بيني نبود و معمولاً هنگامي پيشنهاد مي شد كه راه حل هاي ارايه شده موجود به نتيجه نمي رسيد.
2- امام خميني (ره) به جهت برخورداري از قدرت كاريزمايي-الهی بالا و جايگاه مشروعيت بخشي به نظام سياسي جديد و در نتيجه اطاعت و حمايت قاطع توده هاي انقلابي همواره از بحران ها عليه بحران آفرينان استفاده مي نمود به گونه اي كه از يك سو اجازه مي داد تا در بحران ها روند طبيعي حوادث تداوم يابد و در طي آن مرزبندي ها و فصول اختلاف شفاف تر گردد و از سوي ديگر در فرصت مناسب با قطع حمايت از طرف هاي درگير بحران – در بحران هاي داخلي هم چون اختلاف حزب ا… وليبرالها – و يا اتخاذ مواضع سازش ناپذير- در بحران هاي بين المللي همچون تسخير سفارت آمريكا – فرصت پيش بيني نحوه رفتار خود را از ديگران سلب مي نمود كه اين امر يكي از عوامل فوق العاده موثر در پالايش صحنه سياست جمهوري اسلامي از گروه ها و جريان هاي سياسي مخالف و در عين حال مدعي قدرت بود.
3- در حالي كه شرايط ويژه و تنش زاي انقلاب كاريزما پرور بود، شرايطي بحراني پس از انقلاب كاريزما محور بود. اگر بحران انقلاب كاريزما ساز بود، تدبير بحران هاي پس از پيروزي انقلاب تثبيت كننده و استحكام بخش پديده كاريزما بود؛ مهمترين دغدغه حاملان و حاميان انقلاب هايي كه با رهبري كاريزما به پيروزي رسيده است و از جمله انقلاب اسلامي نگراني از افول و زوال قدرت كاريزمايي است، آن هم در محيطي كه نياز به حضور كاريزما جهت بنيانگذاري و تحكيم نظام سياسي به شدت احساس مي شود اما بروز بحران هاي پس از پيروزي انقلاب با مهيا ساختن زمينه تداوم كاريزما اين خطر را برطرف مي نمايند. با اين توصيف كه: بحران هاي پس از پيروزي انقلاب تنش و نگراني را در مردم برمي انگيزانند. در اين وضعيت اگر مردم تصور نمايند كه مقامات سياسي و دولتي اراده برخورد با بحران يا حل آن را ندارند باز هم مستعد پذيرش جاذبه سياسي و قدرت رهبر نيرومندي مي گردند كه توانايي هاي خود را در جريان پيروزي انقلاب به اثبات رسانده است.
4- به تعبير«برايمن*» صاحب ايدئولوژي كاريزمايي بايد شم نيرومندي براي احساس خواسته هاي عمومي جامعه داشته باشد به ويژه در زمان بحراني اهميت اين ويژگي چند برابر مي شود. رهبري كه توانايي تطبيق رسالت خود را با بحران را دارد براي آنهايي كه تحت تأثير اين بحران دچار سردرگمي و خشم شده اند وضعيت را به گونه نسبتاً ساده اي تعريف مي كند و از اين رو احساس سردرگمي و ابهام را كاهش مي دهد».(كالينز، 1370 : 101 ) در سال هاي نخست جمهوري اسلامي قدرت انطباق متقابل خواسته ها و اهداف رهبري كاريزما و توده هاي پيروي كننده از او در سطح بسيار بالايي قرار داشت؛ در اين دوره، توده اي انقلابي، امام خميني (ره) را عامل انسجام، باني نهادهاي سياسي و معمار و مدير نظام جديد تلقي مي كردند كه اين امر در تبعيت گرايش و گروه هاي مختلف درون نظام از داوري ايشان متبلور مي شد و رهبري كاريزمایی -الهی نيز در مقابل، همواره همسو با خواست عمومي جامعه و در جهت تقويت بنيان هاي نظام جديد از فرصت ها و تهديدات بحران ها بهره مي گرفت.
5- تعامل همراه با اعتماد متقابل رهبري كاريزمایی-الهی و توده هاي پيرو باعث مي شد كه عموماً تصميمات رهبر کبیر انقلاب با خواسته هاي پيروان تطابق پيدا كند و در نتيجه حمايت مردم و گروه ها و تفكرات مختلف را برانگيزد و گاهي اوقات نيز نتايج شگفت آور و غير قابل پيش بيني را در پي آورد. آن گاه كه اعتبار تصميمات رهبر كاريزمايي با اعتبار و موقعيت وي گره مي خورد تبعيت از آن به مراتب افزايش مي يابد. همچنين در زمينه تصميم گيري و از زاويه اي ديگر حضور قدرتمندانه كاريزما كه ديگر نهادها و مقامات را تحت الشعاع قرار داده بود باعث تمركز فرماندهي در فرآيند مديريت بحران گرديد.
بدين ترتيب امام خميني (ره) چونان رهبري انقلابي و فرهمند

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد انقلاب اسلامی، آموزه های اسلامی، اعتماد متقابل، عزت نفس Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره)، امام خمینی، انتقال معنا