منابع پایان نامه ارشد درمورد انقلاب اسلامی، آموزه های اسلامی، اعتماد متقابل، عزت نفس

دانلود پایان نامه ارشد

شود و هر يك از گروه هاي سياسي و حاميان آنها نيز در پي حاكم كردن تفكرات خود هستند. چنان چه اين انرژي آزاد شده كنترل نگردد، چه بسا گريبان نظام سياسي جديد گردد. يكي از عرصه هاي هنرنمايي امام (ره)، در اين فرايند متجلي مي گردد. به نحوي كه از آن در مواجهه با بحران هاي پيش روي انقلابي كه از ذات و طبيعت انقلاب ها بر مي خيزد،بهره گيري نمايد.
در واقع شور فعاليت سياسي، در گذر وضعيت انقلابي سالهاي نخستين پيروزي فروكش مي كند.
با توجه به مخاطراتي كه جمهوري اسلامي را پس از تاسيس آن از درون و بيرون تهديد مي نمود ، مهم ترين دغدغه رهبري نظام را مي توان در دو سطح تفكيك كرد. رهبري انقلاب از يك سو به عنوان معمار و مدير نظام جديد در پي تثبيت و تحكيم نهادها و بنيان هاي نظام انقلابي بود و از سوي ديگر به عنوان يك زمامدار سياسي ناگزير از مواجهه و تدبير خطرات و تهديدات بحران هايي بود كه به انحاء مختلف اين نظام نوپا را تهديد مي نمود . . به باور نويسندگان كتاب«ايران در قرن بيستم» ؛ « در واقع همه چيز به آيت ا… خميني بستگي داشت كه تنها كسي بود كه اقتدار لازم براي كنترل كشور را در چنين وضعي داشت.» ( Mac Gregor Burns 1978, :2).دولت ها به پشتوانه قدرت، به عنوان اسطوره وجودي شان و باتوجه به نفوذي كه در نتيجه آن دارند، در تدبير بحران ها اثر و نقش ايفا مي نمايند. رهبري انقلاب اسلامي با بهره گيري از آموزه های اسلامی وبا تکیه بر توکل بخدا وامدادهای غیبی ،شخصیت کاریزمایی-الهی خویش و حمایت عظیم مردمی که متاثر از مرجعیت شیعی و ايدئولوژي انقلابي شيعي بر توده هاي انقلابي حاصل شده بود،« قدرت ملي» را آفريد كه در تمامي مراحل بحران هاي پيش رو موثر واقع گرديد.
رهبري نظام انقلابي در دهه نخستين حيات جمهوري اسلامي كوشيد تا باتوسل به عناصر سه گانه، توکل بخدا،رهبری کاریزمایی-الهی وحمایت مردمی به تدبير بحران هاي اين دوره بپردازد. تا از اين طريق هم بناي جمهوري اسلامي استحكام يابد و هم به رفع و دفع تهديدات و بهره گيري از فرصت ها بپردازد.
2-6-2-رهبري كاريزمایی – الهی :
رهبري كاريزما به عنوان يكي از موثرترين جلوه هاي رهبري را مي توان يكي از عناصر مهم بحران ساز و بحران ستيز،در اغلب شرايط انقلابي قلمداد كرد. اين ماهيت دو گانه رهبري كاريزما عمدتاً در نحوه عملكرد و تأثيرات متفاوت آن در شرايط و عرصه هاي مختلف،تجلي مي يابد؛ چه آنگاه كه به عنوان عنصري بحران ساز، يك نظام سياسي يا مجموعه اي را با بحران هاي بنيان بر انداز ، درگير مي سازد و در پي كسب قدرت بر مي آيد و چه زماني به عنوان عاملي تدبير پرداز، بر مسند قدرت به اعمال قدرت و اداره كشور مي پردازد و در پي تدبير و تحديد بحرانها است.
احتمالاً انقلاب ها مهم ترين عرصه هنرنمايي و درخشش قابليت هاي عنصر كاريزما است. از آن جاكه يكپارچه شدن هويت هاي متعدد در هر انقلاب تحت لواي رهبري واحد، امكان پذير مي گردد، رهبري يكي از اركان و عناصر اساسي هر انقلاب به شمار مي رود. رهبري كاريزمایی-الهی به عنوان فصل الخطاب مجموعه انقلاب اسلامی ، محور و راهنماي عمل انقلابي قرار گرفته و به ياري توده ها و توکل الهی مورد پذيرش آنها ، امور به ظاهر غير ممكن را ممكن مي سازد. فرماندهي واحد (رهبري) در يك انقلاب در مقابل مديريت چندگانه، نقش موثر در تسريع روند انقلاب ، ايفا نموده و به تبع آن رهبري كاريزما – الهی درعرصه بحران نيز، تمركز در فرماندهي تدبير و تحديد بحران را به بالاترين حد خود كه در شخص رهبر متبلور مي شود ، مي رساند، ظهور و حضور عنصر كاريزما یی – الهی در رهبري انقلاب اسلامی و مديريت بحران بر عمق و دامنه نفوذ ، تأثير و اقتدار سياسي رهبر افزوده و چه بسا كه شرايط بن بست و انسداد را با كم ترين هزينه گشوده است.
شناخت علل و زمينه هاي ظهور كاريزما و ويژگي هاي فردي و … رهبري كاريزمایی –الهی ، ما را به درك كامل تري از قابليت ها و كارآيي هاي اين نوع رهبري، قادر مي سازد: بنا به ادعاي «جيمز بارنز» رهبري كاريزما يكي از مشهود ترين و در عين حال فهم ناشده ترين پديده هاي روي زمين است»( پلينو و آلتون ،1375 : 40 ) شايد به علت حضور خصلت هاي ماورايي در رفتار كاريزما نسبت به محيط پيرامون و اثر بخشي فوق العاده تحمل قدرت كاريزما با ديگر عناصر قدرت در يك جامعه انقلابي باعث شده است كه درك و شناخت كامل اين پديده با مشكلات و نواقصي همراه گردد. اما اين امر نمي تواند واقعيت كاريزما را مخدوش نمايد.
معمولاً دو رهيافت در علل ظهور كاريزما مطرح مي گردد: نخست ،صفات فردي، شخصيت و افكار رهبر كاريزما مطرح مي گردد و در رهيافت دوم شرايط عيني و ذهني شكل گيري كاريزما و دريافتهاي پيروان و پاسخ نگرش و رفتاري آنها به كاريزما ، مطرح مي شود. بنابراين رهيافت، فرض بر اين است كه صفات فردي و ويژگي هايي همچون: اعتماد به نفس، سخنوري، قدرت تحمل، عزت نفس بالا، همچون يك محرك، پاسخهاي كاريزمايي را در پيروان بر مي انگيزد.
بنابر رهيافت دوم، دو زمينه مطلوب براي پذيرش كاريزما عبارتند از: شرايط بحراني و استرس شديد جامعه و ديگر ميراث فرهنگي جامعه كه پذيرش كاريزما را امكان پذير سازد. در مورد زمينه نخست پذيرش كاريزما، «ويلنر» معتقد است كه « فرمول شكل گيري كاريزماي سياسي» معمولاً با يك وضعيت استرس يا بحران شديد كه اغلب موجب احساس محدوديتهاي شديد مي شود، شروع مي گردد. چنين وضعيتي ، تنش و نگراني را در مردم بر مي انگيزاند. اگر مردم تصور كنند كه مقامات سياسي،توانايي يا اراده برخورد با بحران يا حل آن را ندارند، مستعد پذيرش جاذبه سياسي، يا رهبر نيرومند كه ممكن است به عنوان سمبل و وسيله رهايي از تنش تلقي شود مي گردند. در اين اوضاع، اگر رهبر و جنبشي پيدا شود كه دكترين آن اميد را در مردم برانگيزد، آنگاه اين مردم بايد به آن با گرايش كاريزمايي پاسخ دهند.» در رابطه با زمينه ي دوم پذيرش كاريزما نيز «ويلنر» بر اين اعتقاد است كه «رهبري سياسي كاريزما، فقط درجامعه اي مي تواند ظهور كند كه امكان تقديس اينگونه رهبري بوسيله فرهنگ آن جامعه وجود داشته باشد. اين پذيرفتني است كه چنين رهبري نمي تواند در جامعه اي كه تعريف فرهنگي آن از رابطه رهبر – پيرو ، مانع از شكل گيري اقتدار شخصي نيرومند مي شود و برعكس و وفاداري پيرو به رهبر را سست مي كند، ايجاد شود .».
فارغ از اين كه تأثير كدام عامل در پذيرش كاريزما بيشتر است،بايد پذيرفت كه ظهور كاريزما، نتيجه تلفيق و تعامل عناصر و بسترهاي مختلف است كه مسأله مهم در آن ،اطاعت از شخص رهبر كاريزما در محدوده اعتقاد به كاريزماي وي بنا به اعتماد به شخص او يا به وحي نازل شده بر او و يا به قهرماني يا سرمشق بودن او مي باشد. اين روند، سلطه كاريزما بر پيروان است كه مبتني بر اطاعت همراه با رضايت است.«تمام نيروي يكچنين سلطه اي بر اعتماد، آن هم غالباً بر اعتمادي بي چون و چرا متكي است» بنابراين «مشروعيتش را مستقل از هر معيار خارجي و از درون خودش بيرون مي كشد. خودش هنجار خودش است و كلام رهبر جاي حق و تكليف را مي گيرد و خود نيز دليل اطاعت مي گردد. هر چند كه شعاع عمل رهبر كاريزما، خارج از گروه بندي سياسي قرار مي گيرد.» ( حسيني ،1381: 19 )
« بستر مساعد اجتماعي» به مثابه يكي از علل مهم ظهور كاريزما در اغلب ديدگاه هاي تحليل كننده كاريزما محسوب مي شود كه عمدتاً نيز شرايط بحراني در اين زمره قرار مي گيرد.«آلن مريام» نيز با تأكيد بر چنين زمينه اي معتقد است:
« رهبري خردمندانه در شرايط بحران،فراوان بروز مي كند و با هيجاني جمعي همراه مي شود كه توده هاي مردم از طريق آن به برخي تجارب خارق العاده كه به موجب آنها خود را تسليم رهبري قهرمانانه مي كنند، پاسخ مي دهند. در اين وضعيت، اقتدار خردمندانه هم پر قدرت است و هم بالقوه بي ثبات. زيرا نيروي خود را از اراده جمعي مريدان مي گيرد.» ( فروند ،1362 : 254 – 255 )
علاوه بر آن بحران ها زمينه ساز ظهور كاريزما است، انقلاب ها نيز يكي از مهم ترين عرصه هاي رشد خصيصه كاريزما رهبري انقلاب است.سلطه كاريزمايي،«يك قدرت انقلابي، يا در صورت اقتضاء شبه انقلابي يا فقط فتنه برانگيز است.»، كه بقاي آن منوط به جنبش، تحرك و انقلاب است نه ثبات. در صورت بقا و تداوم ، قدرت ناشي از كاريزمايي در جريان تحول انقلابي نقش هاي مختلف زير را ايفا مي كند:
الف)نقش پيامبري ؛ كه در اين نقش پيروان را به پذيرش اهداف حركت و روش رسيدن به آن متقاعد مي كند و آنها را براي مبارزه الهام مي بخشد.
ب)نقش تحكيم؛ كه در آن ايدئولوژي انقلاب را تدوين و برنامه حركت را تنظيم مي نمايد.
ج)نقش فرماندهي كاريزمايي: كه در آن كشتي نهضت را از طوفان درگيرهاي انقلابي به سر منزل پيروزي هدايت مي كند.»( حجاريان ، 1379 ،ج 1 : 372 )
يكي از مؤثرترين جلوه هاي رفتار كاريزما به تعبير«گيرتز»،«نمادينه سازي قدرت» است كه بر مبناي آن بعضي از نويسندگان عقيده دارند كه «نيروي واقعي رهبري»، در ماهيت نمادين كه نقطه مقابل ذاتي آن مي باشد، نهفته است. به عبارت ديگر در نظريه «رهبري به عنوان يك اقدام نمادين» عقيده بر اين است كه تصميم گيري هاي واقعي و اقدام هايي كه بوسيله رهبران به عمل مي آيد،بسيار ناچيز هستند. مهم تر از آن تجلي نمادين است كه از رفتار رهبر استنباط مي شود.»( عابدي جعفري ،1377 : 14) بر اساس اين نظريه، مهمترين اصل در رهبري كاريزما، «تصور پيروان» از قدرت ماورايي كاريزما و اعتقادي است كه پيروان به ويژگي خارق العاده شخص كاريزما دارند. از اين رو، لزوماً نيازي نيست كه« رهبري ملهم از عالم ربوبي» باشد. بلكه مهم اين است كه پيروانش او را بدين گونه شناخته باشند. در واقع همين «تصور و اعتقاد» است كه پيروي آزادانه و ارادي پيروان را در پي دارد و منجر به اعتماد متقابل رهبر و پيروان مي گردد.
در برخي ديگر از نظريات علوم اجتماعي، علل و زمينه ظهور كاريزما در قالب، «ايجاد رابطه» رهبري كاريزما با پيروان بر مبناي قدرت و توانايي الهام بخشي به پيروان ،تحليل مي گردد. در اين نظريات براي برقراري« رابطه رهبري» و پذيرش وي از سوي توده ها، عوامل چندگانه را موثر مي دانند.«نخست اين كه؛ اين رابطه هنگامي اتفاق مي افتد كه بحران اجتماعي وجود دارد. مانند: بحران هاي اقتصادي ،سياسي و اين آَشفتگي جامعه نوعي احساس عدم امنيت مجدد ايجاد نموده و اين ارتباط برقرار مي شود . همچنين اگر در بعضي موارد، بحراني وجود نداشته باشد و رهبر كاريزماتيك فرد توانمندي باشد، مي تواند بحران ايجاد نمايد و يا بحراني را كه بالقوه است، تشديد كند و با اين تشديد بحران در واقع زمينه اين ارتباط رهبر و پيروي كاريزماتيك برقرار مي شود. بعلاوه اين كه اقتدار كاريزما نيز در اين دوره هاي فشار و اضطرار رواني، فيزيكي، اقتصادي، اخلاقي، سياسي و مذهبي پيدا مي شود.
دوم اين كه ، الگوي فرهنگي رهبري جامعه ،يعني ميزان عملكرد رهبر كاريزما و ميزان اطلاع او از اين مدل فرهنگي كه در اذهان و فرهنگ جامعه وجود دارد ، در ايجاد رابطه كاريزما و پيروان به شدت موثر است.سومين عامل موثر؛ نوع رسالت پيام اين رهبران است؛پيام رهبران كاريزما بسيار ساده و قابل فهم است. نوعي مدينه فاضله را ترسيم مي كنند كه مورد نظر تمام افراد جامعه است، پيام رهبران ،ترجمان عواطف و احساسات مردم است.»( گريفين ،1374: 299 )
همچنين برخي خصوصيات ديگر براي رهبري كاريزما ذكر شده است. رهبران كاريزما با اعتماد به نفس فوق العاده شديداً نياز به قدرت داشته و قدرت را به دست مي گيرند. احساس مسئوليت و پايبندي شديدي نسبت به اعتقادات، آرمان ها و ايده هاي خود دارند.» ( رفيع پور ،1380 ،ج 1: 449 )
در وراي خصوصيات ورفتار فوق العاده نقاط ضعفي نيز نهفته است كه گاهي اوقات «قدرت كاريزماي» را به پروسه اي ناتمام تبديل مي كند. در واقع ملموس ترين و مهمترين ضعف كاريزما زوال و افول آن است كه از مهمترين نقطه قوت كاريزما نيز ناشي مي شود.يكي از زمينه هاي ظهور كاريزما انقلاب ها و شرايط بحراني انقلاب هاست و اوج كارايي

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد انقلاب اسلامی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد انقلاب اسلامی، اعتماد متقابل