منابع پایان نامه ارشد درمورد انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره)، امام خمینی

دانلود پایان نامه ارشد

دهدكه تا امور را رهبري كند . اختلافات بيهوده را به حداقل برساند و كوشش هاي واحدهاي مختلف را هماهنگ سازد و در عين حال اعتبار و پايداري و مقاومت در برابر تهديدات وضعيت هاي بحراني را به حداكثر برساند. عوامل متعددي كه ممكن است ناشي از خصوصيت فردي يك زمامدار و رهبر مانند شجاعت، ايمان و اتكاي به نفس باشد و يا از موضع و مقام سياسي يك گروه ،حزب يا دولت نشأت مي گيرد در اين امر دخيل است. «يكي از راه ها و شايد راه اصلي درك چگونگي و علت بروز سياست هاي خاص محتملاً از طريق درك ويژگي ها و صفات تشخيص رهبراني است كه آن سياست ها را تدوين مي كنند كاربرد اين نگرش در مورد خاص مطالعه انقلاب است. راه فهم علت اينكه چرا انقلاب هاي مختلف ويژگي هاي معيني را به خود مي گيرند. از طريق درك عوامل برانگيزاننده رهبران آن جنبش هاي انقلابي است و اين عوامل ممكن است صفات شخصيتي معيني باشند».( استانفورد كوهن ، 1374 : 115)
يكي ازخصايص برجسته تدبير بحران ها در محيط ناشي از انقلاب اين است كه با امتزاج انقلاب و بحران هاي درون آن بر نقش و تأثير رهبري انقلاب افزوده مي گردد چرا كه اعضاي جامعه و نهادهاي مختلف آن « در شرايط انقلاب، جنگ و بحران ، رهبري مي شوند نه اداره».( عابدي جعفري،1377: 15 ) بي ترديد شناخت دقيق و عميق ماهيت و محتواي نهضت ها تا حد زيادي به بررسي هويت سياسي – فرهنگي و نيز انديشه وعمل رهبران آن بستگي دارد زيرا بدون حضور رهبران حركت هاي اعتراض آميز توده ها حداكثر به شورش هاي كور مبهم و بي سرانجام منجر مي شود. گذشته از اين رهبران اهداف و آرمان هاي انقلاب را روشن مي كنند. مباني فكري و مكتب سياسي آن را بنياد مي نهد. وضع موجود را از اساس نفي و از آينده اي مطلوب سخن مي گويند و با بسيج توده ها تا دگرگوني كامل مناسبات مستقر پيش مي روند.
«در واقع پيامبر انقلابي نمايانگر عصر بحران هاي عظيم تعالي و توسعه و سرخوردگي هاي وسيع مي باشند. رهبراني با اين اوصاف لازمه حركت انقلاب در مراحل تكوين ،تداوم، پيروزي و مرحله استقرار نظام سياسي جديد برآمده از انقلاب است».انقلاب مسير طولاني را شامل مي شوند و در روند اين مسير با فراز و نشيب و حوادث و موانع مختلف مواجه مي شود كه مي بايست نسبت به هر يك از آنها برخوردي مناسب داشته باشد در غير اين صورت چه بسا انقلاب با ناكامي و شكست مواجه شود.« در اين هنگام بايد انقلاب از رهبري آگاه،توانمند و مدير برخوردار باشد تا بتوانند در هر مرحله با توجه به شرايط و مقتضيات موجود تصميم لازم و بهنگام اتخاذ نمايد و از امكانات موجود استفاده مطلوب را به عمل آورد».( اكبرزاده ، 1380 :9 – 12)
حضور امام (ره) در دوره قبل از پيروزي باعث مي شود كه از ستيزش گروه هاي انقلابي با يكديگر جلوگيري نمايد و براي بسيج انقلابي مردم اين رهبر است كه اهداف جنبش را مشخص مي سازد و براي رسيدن به اين اهداف ايجاد يگانگي و سازماندهي مي نمايد اما اين فقط بخش كوچكي از مأموريت طولاني رهبران انقلاب هاست.با پايان يافتن وضعيت دو قطبي در انقلاب ائتلاف قطب انقلابي از هم پاشيده و گروه هاي متحد ديروز ،امروز در مقابل يكديگر قرار مي گيرند. به اين ترتيب با پيروزي انقلاب وضعيت و شرايط انقلابي خاتمه نمي يابد، بلكه با ويژگي هاي جديد ادامه مي يابد. از اين رو«رهبران انقلابي در مقام برخورد با اتفاقات جديد چاره اي جز اتخاذ شيوه هاي نو ندارند. به باور «كرين برينتون»: «هر چه شكاف ميان واقعيت و آرمان در دوره بحراني پهناور و وسيع باشد رهبر مي تواند با آسودگي از آن گذر كند. او در اين لحظه بهترين بهره را از هر دو جهان دارد. مي تواند سخنان ارضاءكننده ،مجاب كننده،انتزاعي و گيرايي كه در انقلاب ها چنان قدرت جادويي بر گروه هاي وسيع انسان ها دارند را به كار گيرد.»( برينتون ، «1362 :187)
نكته مهم ديگري كه در مورد پديده رهبري بايد مورد توجه قرار داد اين است كه كدام رهبر سياسي در پروسه تحكيم قدرت حكومت در يك وضعيت انقلاب اجتماعي برنده خواهدشد؟«تدا اسكاچپول»معتقد است كه «در اين زمينه بايد پرسيد كه كدام رهبر داراي منابع سياسي مناسب در شرايط سياسي مشخص است و يا اينكه كدام يك ساده تر مي توانند به چنين منابعي دست يابند. در ايران پس از سقوط شاه نيز دقيقاً روحانيون راديكال بينادگراي شيعه بودند كه در رأس آنها آيت ا… خميني قادر به دستيابي به منابع لازم بودند كه به عنوان معماران حكومت جديد به پيروزي نائل آيند».( اسكاچپول ، 1377 : 209 ) برخي از منابع موجود براي رهبران روحاني منابع فرهنگي بودند مثلاِّّ:نقش امام خميني (ره) به عنوان يك كانون مركزي براي رهبري انقلابي «پژواكي از انتظار مداوم مردمي براي ظهور دوباره امام دوازدهم را درخود داشت». ديگر منابع براي تماميت رهبري انقلابي مشخصاِّ ايدئولوژيك بودند كه از تفاسير سياسي اسلام و نقش رهبري روحانيون سرچشمه مي گرفتند. به نظر مي رسد كه مهمترين نكته اي كه از تحليل روند حوادث پس از پيروزي انقلاب اسلامي حاصل مي شود اين باشد كه امام خميني (ره) تنها كسي بود كه اقتدار لازم براي كنترل كشور را در چنين وضعي داشت.
در فرآيند انقلاب اسلامي امام خميني(ره) تنها فردي بود كه توانسته بود ايده آل ترين و موفق ترين نوع رهبري انقلاب كه در آن سه چهره رهبري- ايدئولوگ ، بسيج گر و معمار –در يك نفر جمع مي شود را به تنهايي كسب نمايد و نوعي اجماع سياسي گروه هاي مختلف را جلب كند. اين امر علاوه برآن كه استعداد و ظرفيت فوق العاده اي را مي طلبد باعث مي گردد كه از هزينه و پيامدهاي ناگوار اجتماعي دست به دست شدن قدرت بين رهبران انقلاب جلوگيري شود.( اسكاچيول ، 1376 : 193 )
تثبيت رهبري امام خميني (ره) در جريان انقلاب باعث شد كه بعد از پيروزي انقلاب خلأ قدرت ناشي از سقوط شاه به وجود نيايد. خلأ قدرتي كه ممكن بود اختلافات خونيني را بين گروه هاي سياسي را در پي داشته باشد. در حقيقت ؛ «خميني ، انقلاب و انقلاب ، خميني بود. نحوه زندگي بي آلايش وي در كنار سياست هاي مبارزاتي ، رهبري قاطع ، پذيرش خشونت انقلابي از سوي وي و نبوغ او در برقراري ارتباط با طبقات پايين تر وي را به شكل مظهر نماد انقلاب درآورد». ( ميلاني ،1381 : 265 ) يكي از پيامدهاي مثبت قدرت رهبري امام خميني (ره) اين بود كه رهبر كاريزمايی-الهی انقلاب اسلامی توانست به پشتوانه اين قدرت و حمايت توده ها به رويارويي با بحران اين دوره بپردازد.
در انقلاب اسلامي رهبر، سمبل مفهوم رهبري به عنوان يك اصل اعتقادي است و يكي از اركان نهضت محسوب مي شود. در ديگر انقلاب ها رهبر يك فرد صادق و با اراده زبردست است ولي در انقلاب اسلامي به جز اين،يك رهبر ديني و معنوي هم هست.«بعد معنوي و ديني رهبري امام (ره) باعث شد رهبري ايشان فراتر از كليه گيرودارهاي سياسي جريان يافت تا بدانجا كه نه تنها تحت تأثير جنگ قدرت در بعد از پيروزي قرار نگرفت بلكه به عنوان يك مافوق قدرت به همه آنها پايان داد و جامعه را از تشنج و بن بست بدر آورد.»( مسجد جامعي ،1361 : 184 – 186 )
در دوره پس از پيروزي انقلاب مهمترين نقش و تأثير رهبري امام خميني(ره) در مقابل مدير و معمار نظام جمهوري اسلامي متبلور گرديد كه تلفيق خصوصيات و ويژگي هاي شخصيتي ايشان با شرايط محيط انقلاب در تحكيم اين نقش و جايگاه تأثير بسزايي بر جاي گذاشت. به علاوه اينكه در انقلاب اسلامي «رهبري مذهبي» و «رهبري انقلابي» با هم عجين شده و در چنين جايگاهي بود كه رهبر انقلاب براي بنيانگذاري نظام جديد و تحكيم و نهادينه كردن پايه هاي قدرت آن به بهره برداري از فرصت ها و تهديدات بحران هاي پيش روي نظام پرداخت.
امام خميني(ره) از مقام و موقعيت يك رهبر بنيانگذار «انقلاب را از بن بست ها، مهلكه ها، پرتگاه ها و خطر نجات داد و با نبوغ عالي و استعداد ويژه خود سكان هدايت جامعه انقلابي را به دست گرفت و با كشف عوامل شكست و دشواري ها و تحمل ضربه ها بر جامعه خويش و بر تقدير تاريخي ملت خويش چيره گشت».( اكبرزاده ،1380 : 256 ) امام خمینی (ره)از آغاز نهضت 15 خرداد 1342 تا پيروزی انقلاب اسلامی ايران و حتی در بدترين شرايط سياسی ـ امنيتی در اوج بحرانهای مختلف ،تسخیر لانه جاسوسی،اختلاف حزب الله ولیبرالها وجنگ هشت ساله‌ی عراق عليه ايران كه از حاكميت عراق از حمايت كامل نظام سلطه برخوردار بود، توانست بحرانهای پدید آمده را مدیریت و آرمان‌های انقلاب اسلامی ايران را دنبال و به شكل بالنده به پيش ببرد.
اينك سوال اين است كه اين امر چگونه و با اتكاء به چه اصولي امكان پذير گرديد؟ رهبري نظام چگونه توانست در يك نظام جديد التاسيس كه ظاهراً هيچ يك از بنيادها و ظرفيت هاي مقابله و مواجهه با بحران را دارا نيست، نه تنها نظام را به سلامت از ضربه بحران ها برهاند بلكه از ابعاد فرصت ساز آنها نيز در جهت اهداف نظام بهره گيرد. در بخش بعدی به بررسي بنيادهاي نظري و تجربي كه به ياري رهبري انقلاب در رويارويي با بحران ها شتافت پرداخته مي شود.
2-6-مباني نظري مديريت بحران در دهه نخست انقلاب اسلامي
2-6-1-انقلاب اسلامي پس از پيروزي:
همه حوادث از پس هم مي گذشت و رهبري انقلاب سرسخت بر موضع خود باقي مانده بود:« شاه بايد برود» سياست به خصوص در وضعيتي كه مشروعيت كل يك نظام به زير سوال مي رود.«اساساً يك هنر غيرقابل پيش بيني شده» و جاي خود را به خشونت مي سپارد. هر حركت خشن شاه جهت منكوب كردن بحران انقلاب به جاي اين كه از گسترش آن جلوگيري نمايد آن را محدود كند برشدت وحدت آن مي افزود.
شاه در آخرين سال هاي سلطنتش در مورد خواست خود مبني بر جاي دادن ايران در ميان قدرت هاي بزرگ جهان گفته بود:« اين اولين بار نخواهد بود كه در اين مملكت كارهاي غيرممكن، ممكن خواهد شد. …» (فوكو،1377 : 35 )گر چه چند سال بعد از آن، پيش بيني شاه به وقوع پيوست ، ولي اين كار نه به دست شاه و براي تعبير روياهاي او، بلكه به دست امام خميني و با كوشش انقلابيون بدون سلاح در مقابل ارتش مجهز انجام گرفت. به نحوي كه شرايطي را مهيا ساخت كه در آن مبناي لرزان سياسي سلطنت پهلويسم كه ترك برداشته بود، يك باره فرو ريخت.
به هر تقدير، تاريخ هر جايي و مكاني براي شاه ايران اختصاص بدهد مسلماً بايستي شرح و توصيف سقوط حيرت انگيز او را در زير ضربات پيرمردي از پيشوايان و روحانيون شيعه، به رشته تحرير در آورد. شرحي كه در آن وضع سياسي ايران،«ظاهراً در گرو يك نبرد تن به تن و عظيم ميان دو هماورد با همه نشانه هاي معهود و ديرينه است.شاه و قديس، حاكم مسلح و تبعيدي بي سلاح، سلطاني مستبد و روبروي او مردي كه دست خالي به پشتيباني يك ملت به پا خاسته است» ( دويچر ،1358 : 24 ) آيا اين تصوير به خودي خود نيرويي بر انگيزاننده ندارد؟
رهبري انقلاب اسلامي، دقيقاً مطابق شرايط و مقتضيات زمان عمل نموده و همان گونه كه قبل از پيروزي انقلاب، از كوچكترين اشتباهات رژيم، بيشترين بهره را مي برد، در شرايط انقلابي بعد از پيروزي نيز به همان سبك و سياق، حضور و تأثير خود را در بالاترين وجه آن به نمايش گذاشتند. از آن جا كه «انقلاب در تار و پود اجتماعي همان جامعه اي كه از آن برخاسته است، آغاز به كار مي نمايد»( بيل، 137 :435 )، بهره گيري از تجربيات و اندوخته هاي انقلابيون در بحران سياسي رژيم پيشين، در دستوركار رهبران نظام انقلابي در رفتار با بحران هاي پيش رو قرار مي گيرد.
نظام سياسي جديدي كه پس از انقلاب اسلامي 1357 ،مستقر شد و «جمهوري اسلامي» نام گرفت، محصول پيوند «توده هاي انقلابي» با «ايدئولوژي انقلابي» بود كه با دست توانگر و قدرت سحرآميز «رهبري كاريزما-الهی» انقلاب استحكام و ثبات افزون تري يافت.
با به ثمر نشستن انقلاب اسلامي و فتح آخرين سنگرهاي رژيم فرسوده سلطنتي، چشم اندازي مبهم روياروي همگان قرار گرفت؛ از لحاظ سياسي، ايران در وضعيت بي ثباتي قرار داشت. انقلاب اسلامي به پيروزي رسيده بود اما درگيري ها و بحران هاي داخلي، هم چنان جريان داشت. جمهوري اسلامي شاهد پس لرزه هاي انقلاب و چالش هاي دروني بود. صف بندي

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد ولایت فقیه، انقلاب اسلامی، جامعه اسلامی، پیامبر (ص) Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد انقلاب اسلامی