منابع پایان نامه ارشد درمورد امام صادق، امام زمان

دانلود پایان نامه ارشد

يک فرد مصداق آن باشد.
در جواب بايد گفت: در اين که براي احدي از خلفاي سه گانه ادعاي عصمت نشده است، بين شيعه و سني اتفاق است و اختلافي در آن نيست.
اما، اشکال فخر که راهي براي شناخت شخص واحد معصوم وجود ندارد، صحيح نيست. جواب اين اشکال را محقق طوسي مي‌دهد و مي‌گويد “العصمة تقتضي النص” درست است که عصمت از امور خفيه است و کسي جز خداوند از آن باخبر نيست، ولي به واسطه نص، عصمت يک فرد ثابت ميشود. اگر شناخت امام صادق و معصوم ممکن نبود، پيامبر اکرم( نميفرمود “هر که بميرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است” بنابر اين راه شناخت معصوم مسدود نيست.
هم چنين، مجموع امت هنگامي که با هم اجماع مي‌کنند يک صادق هستند و اطلاق صادقين بر آنها صحيح نيست. همان گونه که مجموع سقف و ديوارها و حيات، يک خانه محسوب مي‌شود و اين اجزا به طور جداگانه خانه شمرده نميشوند، از اين رو نمي‌توان به مجموع کساني که به سبب آنها اجماع شکل گرفته است، صادقين گفته شود177.
بنابراين؛ مراد از صادقين، معصومين و ائمه اطهاري هستند که شيعه معتقد است و رواياتي که در منابع اهل سنت آمده است، آن را تاييد ميکند که پيش از اين به آن اشاره شد.

3. بخش سوم:
امامت در احاديث از منظر محقق طوسي و فاضل قوشچي

1-3. فصل دوازدهم:
حديث غدير

به جرأت ميتوان گفت، حديث غدير يکي از مهمترين احاديثي است که شيعه براي اثبات امامت بلافصل حضرت علي( به آن تمسک مي‌کند، از همين روست که حضرت فاطمه زهرا( مي‌فرمايد: “خداوند براي هيچ کس بعد از غدير خم حجت و عذري باقي نگذاشت”178 و شايد هم به اين خاطر باشد که قوشچي به راحتي از کنار آن نگذشته است و در نقد آن بسيار کوشيده است.
نخستين کسي که به اين حديث استناد کرده است، خود حضرت امير المؤمنين علي( است. حضرت علي( در مکانها و زمان‌هاي متعددي به اين حديث براي اثبات امامت و ولايت خويش استدلال کرده است. علامه اميني در کتاب الغدير همه اين موارد را از کتب اهل سنت جمع آوري کرده است179.
پس از حضرت علي( حضرت فاطمه زهرا( و امام حسن و حسين( و دوست داران واصحاب حضرت علي( نيز به اين حديث احتجاج نموده اند180.
محقق طوسي معتقد است که يکي از نصوصي که بر امامت بلافصل حضرت علي( پس از رسول اکرم( دلالت مي‌کند، حديث متواتر غدير است181.
1-1-3. تقرير قوشچي:
“همانا نبي اکرم( هنگام برگشت از حجة الوداع در روز غدير خم _ اسم جايي بين مکه و مدينه – در جحفه، مردم را يک جا گرد هم آورد، جهاز و پالان شترها را جمع کرد و بر روي آنها رفت و خطاب به مردم فرمود: “اي جماعت مسلمين! آيا من از خود شما به شما سزاوارتر نيستم” گفتند: بله، فرمود: “پس هر که من مولاي او هستم، پس علي مولاي اوست. پروردگارا! دوستان او را دوست بدار و با دشمنانش دشمن باش و ياري کن هر که او را ياري رساند و خوار گردان هر که را که بخواهد او را خوار سازد” اين حديث را حضرت علي( در روز شوري هنگامي که فضايل خود را مي‌شمرد، بيان کرد. لفظ مولي در معاني آزاد شده، آزاد کننده، هم پيمان، همسايه، پسر عمو، ياور و اولي در تصرف به کار مي‌رود. ابو عبيده گفته است در آيه شريفه “وَ مَأويکُم النّارُ هِيَ مَوليکُم182″، مولي به معناي اولي به کار رفته است. هم چنين در فرمايش پيامبر( “ايما امرئة نکحت بغير اذن مولاها” مولي به معناي اولي و کسي که عهدهدار تدبير امور اوست،ميباشد و مانند اين موارد در شعر بسيار است. خلاصه اين که استعمال مولي در معناي اولي در تصرف و متولي، در کلام عرب بسيار است. بزرگان علم لغت نيز به آن تصريح نموده‌اند. مقصود اين است که لفظ مولي اسم جامدي است که داراي معناي تفضيل است، نه اين که مشتق به معناي تفضيل باشد تا اشکال شود که از صيغ تفضيل نمي‌باشد و مانند اسم تفضيل به کار نرفته است.سزاوار است که مراد از مولي در اين حديث همين معناي اخير باشد تا با صدر حديث؛ يعني “الست اولي بکم من انفسکم” مطابقت بکند و براي اين که پنج معناي نخست، همان گونه که واضح است، وجهي ندارد و معناي ششم نيز براي روشن بودنش نيازي به بيان و جمع مردم نداشت، مخصوصا که خداوند فرموده است همه مؤمنين نسبت به همديگر ياور هستند. پر واضح است که اولويت نسبت به مردم و عهده دار تدبير امور آنان بودن مانند نبي اکرم(، همان امامت است”183.
2-1-3. اشکال‌هاي قوشچي
قوشچي پس از بيان و تقرير استدلال محقق طوسي از اين استدلال اين گونه پاسخ مي‌دهد184:
“1.اين حديث، متواتر نيست.
2.اين حديث، خبر واحدي است که اجماع در مقابل آن قرار گرفته است.
3.بسياري از اهل حديث در صحت آن خدشه وارد کرده‌اند.
4.بسياري از محققين اهل حديث؛ مانند بخاري و مسلم و واقدي اين حديث را نقل نکردهاند.
5.بيشتر راويان اين حديث، مقدمه اي را که دلالت مي‌کند مراد از مولي اولي بالتصرف است، نياوردهاند.
6.ذيل حديث که مي‌فرمايد: “اللّهم وال من والاه” اشعار به اين مطلب دارد که مراد از مولي، محب و ناصر است. صرف اين احتمال هم براي دفع استدلال شيعه به اين حديث کفايت مي‌کند.
پاسخ قوشچي به يک ايراد شيعه:
اين سخن که ياور بودن و دوست داشتن اختصاص به امير المؤمنين ندارد و همه مؤمنين بايد نسبت به همديگر از چنين ويژگي اي برخوردارد باشند و آيه “المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض”185 نيز بر اين مطلب گواه است در نتيجه نمي‌تواند مولي در اين روايت به معناي محب و ياور باشد، قوشچي از اين سخن شيعه اين گونه جواب مي‌دهد که چون اکثر عمومات قرآن تخصيص خورده است، ممکن است هدف از تصريح بر موالات و نصرت حضرت علي( اين بوده باشد که علي از تحت اين عموم تخصيص نخورده و خارج نشده است و نيز در اين حديث اشاره به شرافت علي( شده است، چون به موالات نبي اکرم( مقرون شده است.
7.اگر هم پذيرفته شود که مولي در اين روايت به معناي اولي است، دليلي وجود ندارد که مراد اولي بالتصرف و التدبير باشد، بلکه احتمال دارد اولويت در اختصاص و قرب به پيامبر را برساند؛ همان گونه که خداوند مي‌فرمايد: “ان اولي الناس بابراهيم للّذين اتّبعوه”186 يا مانند آن جايي که شاگردان به استاد خود مي‌گويند: “نحن اولي باستاذنا”و يا مردم بگويند”نحن اولي بسلطاننا”که در همه اين موارد اولويت در تدبير و تصرف مقصود نيست.
پس اين حديث بر امامت علي( دلالت ندارد.
8.اگر هم بپذيريم که بر امامت علي( دلالت دارد، نهايت چيزي که دلالت مي‌کند، اين است که علي استحقاق امامت را دارد و اين امامت در آينده واقع خواهد شد و امامت ائمه سه گانه را نفي نمي‌کند”187.
1-2-1-3. پاسخ به اشکال عدم تواتر:
علامه اميني، در کتاب ارزشمند الغدير تواتر حديث غدير را از طريق شيعه و به ويژه اهل سنت اثبات کرده است.خلاصه‌اي از کاوش‌هاي وي در اين زمينه به قرار زير است:
1. صد و ده نفر از اصحاب188 و هشتاد و چهار نفر از تابعين189 اين حديث را روايت کرده‌اند. علامه اميني اسامي همه اين اصحاب و تابعين را به ترتيب حروف الفبا از منابع اهل سنت آورده است.
2. بيست و چهار نفر از بزرگان مورخين در کتابهاي خود اين حديث را نقل کردهاند. برخي از اين تاريخ نگاران در چند کتاب خود به اين حديث پرداخته‌اند. علامه اميني اسامي اين مورخين را به همراه اسم کتاب نام ميبرد و مي‌افزايد غير اين مورخين نيز اين حديث را نقل کرده اند190.
3. علامه در اين کتاب، بيست و هفت نفر از بزرگان حديث را از قرن سوم تا دوازدهم نام مي‌برد که اين حديث را نقل کرده اند191.
4. يازده نفر از مفسرين بزرگ اين حديث را از قلم نينداختهاند192.
5. پنج نفر از لغوين بزرگ اهل سنت در هنگام ذکر معناي ولي يا مولي يا غدير يا خم به اين حديث پرداخته اند193.
6.بيست و شش نفر درباره حديث غدير تاليف داشته‌اند. علامه اسم اين افراد را به همراه نام کتابشان آورده است194.
7.سيصدو شصت نفر از راويان حديث از قرن دوم هجري تا قرن چهاردهم حديث غدير را نقل کردهاند. علامه اميني اين راويان را بر اساس سال وفات آنها طبقه به طبقه نام ميبرد195.
8. چهل و سه نفر از بزرگان اهل سنت به صحت و برخي به تواتر حديث غدير تصريح کرده‌اند196.
9. 104 نفر شاعر از قرن نخست هجري تا قرن دوازدهم جريان غدير را به شعر کشيدهاند که نخستين آنها حضرت علي( بوده است. علامه اميني از جلد دوم الغدير به معرفي شعرايي که رويداد غدير خم را به نظم کشيده‌اند، مي‌پردازد و در ضمن آن به توضيح آن اشعار و وجود اين اشعار از منابع اهل سنت اشاره مي‌کند. هم چنين اثبات مي‌کند که اين شعراء از لفظ مولي معناي امامت و اولي در تصرف را فهميده اند197.
از اهل سنت جاي تعجب است که چگونه به تواتر حديث غدير ايراد مي‌گيرند در حالي که خود احاديثي را که هشت نفر از صحابه يا حتي چهار نفر از صحابه روايت کرده باشند، متواتر مي‌شمارند.
ابن حزم مي‌گويد: حديث “الائمة من قريش” متواتر است، زيرا شش نفر از صحابه آن را روايت کردهاند. ديگري مي‌گويد: حديث “قتلتک الفئة الباغية” متواتر است، زيرا پنج نفر از اصحاب آن را نقل کردهاند.سيوطي قول کساني را که حصول تواتر را به ده نفر دانسته‌اند، خوب مي‌شمارد.
ابن حجر حديث نماز ابوبکر را به خاطر روايت هشت نفر از صحابه متواتر مي‌داند198؛ولي برخي از اهل سنت، حديث غدير را که حداقل 110 نفر از صحابه و 84 نفر از تابعين آن را روايت کرده‌اند، متواتر نمي‌دانند199.
علامه اميني مي‌نويسد:
“در بين احاديثي که از رسول خدا( به ما رسيده است، حديثي که به اين حد تواتر رسيده باشد، يافت نمي‌شود. شمس الدين جزري رسالهاي در اثبات تواتر اين حديث نوشته است و منکر آن را جاهل دانسته است.ضياء الدين مقبلي ميگويد: اگر اين حديث معلوم و يقيني نباشد در دين معلوم و يقيني باقي نميماند. عاصمي معتقد است، اين حديثي است که امت آن را تلقي به قبول کردهاند و موافق با اصول است. غزالي گفته است: جمهور بر متن اين حديث اجماع دارند و در جاي ديگري گفته است: جمهور اهل سنت بر آن اتفاق دارند. بدخشي مي‌گويد: اين حديث، حديث صحيح و مشهوري است و کسي در صحت آن خدشهاي نکرده است مگر اين که متعصب باشد که سخنش اعتباري ندارد. در جاي ديگري مي‌گويد: اين حديثي است که بر صحت آن اتفاق شده است و همانا صدر آن متواتر است و به يقين رسول خدا( آن را فرموده است و ذيل آن هم قوي السند مي‌باشد و در صفحه اي ديگر مي‌گويد: همانا حديث غدير حديث صحيحي است و هر که در صحت آن خدشهاي کرده باشد، به خطا رفته است و همانا حديث مشهوري است که از طرق بسياري روايت شده است. آلوسي گفته است: در نزد ما ثابت شده است که رسول خدا آن را در حق علي( فرمود و حديث صحيحي است که هيچ شکي در آن نيست و در جاي ديگري مي‌گويد: اين حديث از رسول خدا و حضرت علي( به طور متواتر روايت شده است و عده زيادي آن را روايت کردهاند و به سخن کساني که به علم حديث آگاهي ندارند و در تضعيف آن کوشيده‌اند، اعتنايي نمي‌شود. باز وي گفته است: حديث غدير حديث صحيحي است و هيچ شکي در آن نيست… و اصفهاني نيز مي‌گويد: اين حديث صحيح است. هيچ اشکالي در آن نمي‌بينم، اين حديث را حدود صد نفر از اصحاب که از جمله آنها “عشره مبشره” است، روايت کردهاند”200.
2-2-1-3. پاسخ به شبهه مخالفت حديث غدير با اجماع:
مراد شارح قوشچي از مخالفت با اجماع، اجماع بر خلافت ابوبکر است.
جواب اين است که با حضور برخي از مسلمانان در سقيفه بني ساعده، در حالي که بسياري از مسلمانان حتي مردم مدينه درآن جا حضور نداشتند، اجماع محقق نمي‌شود و دليلي بر حجيت چنين اجماعي وجود ندارد201.
برخي از بزرگان اشاعره نيز اين اجماع را قبول ندارند و لذا براي اثبات خلافت ابوبکر به بيعت متمسک ميشوند. ايجي مي‌نويسد: “هنگامي که حصول امامت به وسيله اختيار و بيعت ثابت شد بدان در حصول امامت نيازي به اجماع نيست، زيرا دليل عقلي يا نقلي بر اشتراط آن وجود ندارد، بلکه بيعت يک يا دو نفر در حصول امامت کافي است، زيرا ميدانيم

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سوره بقره Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد علي(، برخي، صحيح