منابع پایان نامه ارشد درمورد امام صادق، تنبیه کننده، تغییر رفتار، میانجی گری

دانلود پایان نامه ارشد

است.
3- در تنبیه کودک، باید مواظب بود که به جاهایی حساس بدن مثل سر و صورت ضربه نخورد.
4- تنبیه نباید بیش از مقدار جرم و گناه باشد. حضرت رسول(ص) در روایت اسد بن وداعة، پس از آن که سه مرتبه از تنبیه نهی کردند، سپس آن را به مقدار گناه مجاز دانستند. (عاملی، حر، 1414، ج 15، ص 197)
5- در تنبیه، باید قوت بدنی، سن و شخصیت متربی را نیز در نظر گرفت. (عاملی، حر، 1414، ج 18 ص 584 و 307)
در خصوص رعایت شخصیت افراد حضرت علی(ع) می فرماید: «عُقوبَةُ العُقَلاء التّلویحُ و عُقوبَةُ الجَهالِ التّصریحُ » (آمدی، عبدالواحدبن محمد، 1387، ج 2، ص 501) و یا فرمودند: «التعریض للعاقل اشد عقابا.» (همان، ج 1، ص 39)
6- همیشه در حال ناراحتی و خشم، باید از تنبیه اجتناب کرد. نَهیَ النبیُ(ص) عَن الاَدَّبِ عِندَ الغَضَبِ. پیامبر اکرم (ص)نهی فرمودند ازادب کردن هنگام عصبانیت وخشمگینی)(مجلسی، محمدباقر، 1388، ج 79، ص 102)
7- اگر کودک پیش از تنبیه، رفتار نامطلوب را ترک کرد و اصلاح شد، نباید او را تنبیه کرد؛ زیرا هدف از تنبیه و تادیب، اصلاح کودک است که حاصل شده است. همچنین اگر پس از تنبیه هدف محقق شد، دیگر نباید تنبیه تداوم داشته باشد.
8- در استفاده از روش تنبیه، نباید افراط یا تفریط کرد، بلکه باید اعتدال را در نظر داشت، حضرت علی(ع) می فرماید: «لاتَکثِرنَ العقابَ فاّنّهُ یُوَرِثُ الضَغینَةَ و یَدعوهَ اِلی البَغضاءِ.»(فرمود :مجازات راافزایش وزیاد نکنیددر آن افراط نکنید زیرا کینه ودشمنی رابدنبال دارد ودر حقیقت به کینه دعوت می شود در کلام دیگری فرمودند: «الافراط فی الملامة تشب نیران اللجاج.»فرمود:زیاده رویدر سرزنش ودشنام باعث برانگیخته شدن لجاجت فردمی شود همچنین فرمودند: «لا یَکونَنَ المُحسِنُ و المِسیءُ (ری شهری، محمد،1375، ج 1، ص 76) عِندَکَ بِمَنزَلَةٍ سَواءٍ فِاَنِّ فِی ذلکَ تَزهِیَداً لِاهلِ الاحِسانِ فِی الاحِسانِ و تَدریباً لِاهلِ الاسائَةِ فالزم کل واحد منهم ما الزم نفسه ادبا منک.» (مجلسی، محمدباقر، 1388، ج 77، ص 245)
9- در صورتی می توان کودک را تنبیه کرد که به خلاف بودن کار خود و کیفر داشتن آن آگاه باشد. امام صادق(ع)به محمد بن خالد در مورد غلامی که دزدی کرده بود فرمودند: «از او می پرسی: آیا می دانی که دزدی کیفر دارد؟ اگر جواب داد: بلی، می گویی: عقوبت آن چیست؟ اگر نمی دانست که کیفر آن قطع دست است، پس او را رها می کنی…» (عاملی، حر، 1414، ج 18، ص 525)
10- کودک را نباید برای تشفی خاطر و انتقام جویی تنبیه کرد، بلکه باید برای اصلاح رفتار، او را تنبیه نمود. حضرت علی(ع) فرمودند: «یَنبَغَیَ لِمُعِّلم الاطّفالِ اِنَّ یُراعِیُ مِنهُم حَتّی یَخلِصَ اَدَبَهُم لِمَنافِعِهُم و لَیسَ لِمُعَلِمِهُم فِی ذلکَ شَفاءَ مِن غَضَبِهِ و لا یَربِحُ قَلبَهُ مِن غَیظِه، فَاِنَّ ذلِکَ اِنَّ اصابَه فَاِنَما ضَربُ اَولادِ المُسلِمینَ لِراحِة نَفسَها و هُوَ لَیسَ مِنَ العَدلِ.»( سزاوار استکه اموزگار کودکان از آنها مراقبت ومواظبت کند تاصحیح تربیت شوندانهم بخاطر نفعشان وبرای معلم جایز نیست که بخاطر فرو بردن خشم وغضب وآرامش قلب خود یعنی خالی کردن عقده اش دانش آموزان را تنبه کند واگر به این دلیل فرزندان مسلمانان راکتک بزند از عدالت خارج شده ) (سويد، محمد نور بن عبد الحفيظ، 1427 ه ق، ص 371)
11- همیشه باید برای اصلاح رفتار و تربیت مطلوب کودک و تغییر رفتار او از روش تشویق استفاده کرد و آن را بر تنبیه مقدم داشت.
حضرت علی(ع) فرمودند: «عاقِب اَخاکَ بِالاحِسانِ اِلَیهِ وارِدَهُ شَرهُ بِالاَنعامِ اِلَیهِ »(مجازات کن برادرت رابا نیکی کردن به اووشرش را با هدیه دادن به او دفع کن (مجلسی، محمدباقر، 1388، ج 71، ص 427)
12- نکته ای که مهم است و معلمان و اولیای متربیان باید رعایت نمایند این که درباب تنبیه، باید مراحل و مراتب آن رعایت گردد. و نباید فورا به سراغ مرحله نهایی و تنبیه بدنی رفت، زیرا در بسیاری از موارد، اصولا نیازی به زدن و تنبیه بدنی نیست و با استفاده از مراحل ضعیف تر تنبیه – یعنی تنبیه غیر بدنی و غیر مستقیم – می توان مشکل را حل کرد.
13- تنبیه باید سنجیده و حساب شده باشد و از مقدار مقرر در شرع تجاوز نکند و از جرم و خطای کودک شدیدتر نباشد؛ زیرا اگر کودک تنبیه را جنگی علیه خویش بداند، ممکن است واکنش نشان دهد و در مقام دفاع برآید و دست به طغیان و تمرد بزند.
14- تنبیه نباید به صورتی باشد که کودک پدر و مادر را دشمن خویش بپندارد یا تصور کند که مورد بی مهری قرار گرفته است.
15- کودکی را که توانایی کاری را نداشته نباید مورد عقاب و تنبیه قرارداد؛ زیرا با وجود ضعفی که دارد، مرتکب تقصیری نشده است. در غیر این صورت، در روحیه اش آثار بدی خواهد گذاشت.
16- تنبیه باید گاه به گاه و به صورت استثنایی انجام گیرد تا نتیجه بخش باشد؛ زیرا اگر تنبیه به صورت عادت درآید به تدریج، کودک با آن مانوس می شود و به آن خو می گیرد. و در این صورت، دیگر اثری نخواهد داشت. حضرت علی(ع) فرمودند: «زیاده روی در ملامت و سرزنش کودک باعث لجاجت می شود.» (آمدی، عبدالواحدبن محمد، 1387، ج 1، ص 70؛ ری شهری، محمد،1375، ج 1، ص 76)
17- تنبیه باید در موارد جزئی انجام گیرد و نه به صورت کلی تا کودک بتواند علت آن را درک نماید و برای موارد دیگر از آن عبرت بگیرد. برای مطلق بی انضباطی، نباید اطفال را تنبیه و تادیب کرد، بلکه در موارد جزئی و مشخص باید آن را انجام داد.
18- حتی المقدور نوع تنبیه باید طوری انتخاب شود که با نوع جرم سنخیت داشته باشد؛ مثلا؛ اگر درس ریاضی را نخوانده است، تمرین مساله حساب به او بدهند یا اگر کیف و لباسش را پخش کرده، وادار شود که آن ها را در جای خود قرار دهد.
19- پس از تنبیه، باید جرم کودک را فراموش کرد و دیگر درباره آن بحث ننمود. امام صادق(ع) فرمودند: «واهِجرِهُ و لاتَطِل…» (مجلسی، محمدباقر، 1388، ج 104، ص 109)
20- اگر قرار است کودک سرزنش و نکوهش شود، نباید با کودکان دیگر مقایسه گردد و نباید دیگری را به رخ او کشید؛ زیرا با این روش نمی توان او را اصلاح کرد، بلکه حسادت در او پرورش خواهد یافت.
21- در تنبیه، باید موقعیت سنی کودک مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا درجه تحمل درد و مقاومت در کودکان یکسان نیست و کودکان خردسال ممکن است آسیب روانی پیدا کنند.
22- در تنبیه، باید شرایط گوناگون رشد کودک از ابعاد جسمانی، عاطفی، روانی و عقلانی هوشی و… را مراعات کرد؛ چون واکنش کودکان در برابر تنبیه از جهات رشد یکسان نیست؛ مثلا، کودکان باهوش اگر تنبیه شوند، بیش از افراد کم هوش آسیب می بینند.
23- تنبیه باید شرافتمندانه و مبتنی بر ضوابط عدالت و حق باشد، نه مبتنی بر انتقام جویی و عقده تکانی.
24- پیش از اعمال تنبیه، باید ریشه و علت تخلف را کشف کرد تا با از میان بردن آن، از تکرار تخلف جلوگیری شود.
25- مربی در تنبیه، نباید آن را به هیچ وجه به متربیان دیگر واگذار نماید؛ چون این کار در کودک تنبیه شونده و در روابط فیمابین متربیان اثری نامطلوب و زیانبخش می گذارد.
26- در تنبیه کودکان ناقص العضو، که خطایی مرتکب شده اند، نباید نقص عضو آنان به رخشان کشیده شود و همچنین نباید کودک را با القاب زننده و تحقیرآمیز مورد تنبیه و نکوهش قرار داد.
27- در تنبیه، باید اوضاع روحی و مشکلات خانوادگی کودک را در نظر گرفت.
28- در برخی موارد، لازم است یکی از والدین یا مربیان در خصوص کودک و متربی تنبیه شده، میانجی گری نمایند. البته هرگزنبایداصل تنبیه را به خصوص در حضور کودک، تخطئه کرد.
29- از جمله تنبیهات برای کودکان مذهبی، این است که به آنان تفهیم شود خداوند از رفتار نامطلوب و تخلف آنان خشنود نیست.
30- اگر کودک از کارهایش پشیمان شد و از رفتار نامطلوبش بازگشت، باید با او مهربانی و نوازش و محبت و اکرام برخود شود.
31- تنبیه ممکن است اثر خبری داشته باشد. این نوع تنبیه از مؤثرترین تنبیهات است؛ چرا که از این راه، کودک درمی یابد که چه کارهایی مجاز و چه کارهایی غیر مجاز است. به عنوان مثال، کودکی که از دستگاه برقی ضربه الکتریکی دریافت می کند، ممکن است بیاموزد که چه سیم هایی بی خطر و چه سیم هایی خطرساز است. (هیلگارد و همکاران، ۱۹۸۳، ج 1، ص 383)
32- آثار تنبیه مثل نتایج تشویق، قابل پیش بینی نیست؛ چون پاداش می گوید: آنچه را که انجام داده ای تکرار کن، در حالی که تنبیه می گوید: از آن عمل دست بکش و آن را انجام نده، اما نمی گوید که به جای آن، چه کاری را بکن. (هیلگارد و همکاران، ۱۹۸۳، ج 1، ص 383)
33- عوارض جانبی تنبیه ممکن است نامطلوب باشد، زیرا تنبیه غالبا به تنفر از تنبیه کننده، پدر، مادر، مربی، معلم یا کارفرما و همچنین از محیطی که تنبیه در آن صورت گرفته است، می انجامد.
34- تنبیه باید فورا و بلادرنگ، پس از خطا و رفتار نامطلوب انجام گیرد؛ زیرا کودک یا متربی خردسال در زمان حال زندگی می کنند. (ریاضی، غلامحسین، 1376، ص 153)
35- ممکن است برخی از دانش آموزان برای جلب توجه دوستان خود، از تنبیه احساس لذت نشان دهند. تنبیه این قبیل دانش آموزان به دلیل احساس قهرمان شدن در حضور دیگران اثرات معکوس بر جا می گذارد.
مبحث چهارم: مسئولیت کودک در فقه

2-4-1- عدم مسئوليت کيفري کودک در اسلام

در اسلام طبق نظر مشهور در مورد مسئوليت کيفري کودکان، کودک فاقد مسئوليت کيفري مي باشد و اگر مرتکب جرم جزايي شود مجازات کيفري نمي بيند. مقصود از جرم جزايي هر فعل يا ترک فعلي است که قانون صريحا و منحصرا آن را تعريف مي کند و مقيد به ضمانت اجراي کيفري است و تحقق آن منوط به سرپيچي و تخلف از حکم قانون است مجازاتي که براي کودک در اين مورد در نظر گرفته مي شود جنبه تاديبي دارد(فیض،علیرضا،1370ه.ش، ص 48).
تبصره يک قانون 49 مجازات اسلامي مقرر شده است: منظور از طفل کسي است که به حد بلوغ شرعي نرسيده باشد. به عنوان مثال در کتاب شرائع الاسلام آمده که: فَلو سَرِقَ الطِّفلُ لَم يَحَدّ و يُودَّبُ و لَوتَکرَرَت سِرقَتَه(اگر کودکی مرتکب سرقت شد حد بر او وارد نمی شود بلکه تأ دیب می شود واگر دوباره تکرا کرد…) .در مبحث بعدي به طور مفصل روايات صريح در اين زمينه را بيان مي داريم(حلي، ابوالقاسم نجم الدينابي جعفر بن حسن، 1374، ج4، ص 172).

2-4-2- عدم مسئوليت کيفري کودک در روايات

عدم مسئوليت کيفري کودک در روايات متعددي مورد تاکيد قرار گرفته است؛ براي مثال حضرت پيامبر (ص) مي فرمايد: “رُفَعِ القَلمُ عَن الثَلاثَهِ عَن الصّبِي حَتّي يَحتَلِمَ و عَن المَجنونِ حَتّي يَفيِقَ و عَن النائِمَ حَتّي يَسَتقيظ”( تکلیف از سه گروه برداشته شده یکی از کودک تازمانی که کامل شود وبه بلوغ برسد واز دیوانه تازمانی که خوب شود واز خوابیده تازمانی که بیدار شود )
“عَمدُ الصّبِي و خَطاهِ واحِدَ”عمد و سهو کودک يکسان است(احمدي موحد، اصغر، 1386، ص38)
در مورد نوع برخورد با صغير مميزي که مرتکب دزدي مي شود، عقيده مشهور فقها آن است که وي تاديب مي شود هر چند دزدي او تکرار شود؛ ليکن برخي فقها از جمله شيخ طوسي در نهايه فرموده اسات: “در دفعه اول عفو مي شود، در دفعه دوم تاديب مي شود در دفعه سوم سر انگشتان او را مي سايند يا خراش مي دهند تا خون آلود شود در بار چهارم سر انگشتانش را قطع مي کنند و پنجمين بار حد قطع بر او جاري مي گردد.”( عاملي، شيخ محمد حر، 1367، ج1، ص32)
به نظر مي رسد مستند فتواي شيخ (ره) روايات صحيحه متعددي است که در اين باب وارد شده است. از جمله خبر صحيح عبدالله بن سنان است که مي گويد:
“سالتُ ابا عَبدِاللهِ عَن الصّبِي يَسرِق؟ قالَ: يَعفي عَنَهُ مَرهَ اَو مَرتَينِ و يُعزِرُ فِي الثالِثَه فَاِنَّ عادَ قَطَعتَ اطرافَ اَصابِعِهِ فَاِنَّ عادَ قُطِعَ اَسفَل ذلکَ.” از امام صادق (ع) درباره کودکي که دزدي مي کند پرسيدم. فرمود: در بار اول يا بار دوم بخشيده مي شود در بار سوم تعزير مي شود در صورت تکرار نوک انگشتانش را خراش مي دهند و در پنجمين بار حد قطع جاري مي گردد.( خوئي، محمد بن باقر، 1976، ج2، ص75)
خبر صحيح ديگر حلبي از

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد رفق و مدارا، امام صادق، تعلیم و تربیت، امام علی (ع) Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد دولت اسلامی، تحلیل تاریخی، حقوق اجتماعی، پیامبر (ص)