منابع پایان نامه ارشد درمورد امام صادق، مسئولیت کیفری، فرق و مذاهب، مذاهب اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

بلکه در بسیاری از موارد، تنبیه اصلاح گر خوبی است به طوری که عموم کسانی که در اصلاح رفتار، کتابی نوشته اند تنبیه را به عنوان یکی از روش‏های اصلاح و تغییر رفتار، ذکر کرده اند.
ثانیاً: در مواردی که تنبیه اصلاح گر نباشد دست کم اثر باز دارندگی و عبرت آموزی برای دیگران را دارد که ‏این خود اثر کمی ‏نیست، چه ‏اینکه مواردی وجود دارد که رفتار نامطلوب باید فورا متوقف شود، به طوری که اگر متوقف نشود اثرات جبران ناپذیری را به بار خواهد آورد، در‏این صورت است که تنبیه، خصوصا تنبیه بدنی تنها راه ممکن است زیرا سایر روش‏ها زمان زیادی را برای اصلاح و یا توقف رفتار نامطلوب لازم دارند، و از ‏این روست که یکی از مزیت‏های روش تنبیه بر سایر روش‏ها را فوریت تاثیر آن می‏دانند، بدین جهت معمولاً روانشناسان، حتی کسانی که به شدت با تنبیه مخالف هستند، در مواردی تنبیه را و حتی تنبیه بدنی را، جایز می‏دانند.
در هرحال آنجا که تنبیه به جامعه حرکت و رشد و اگاهی می دهد و جامعه را از سکون وبی تحرکی وغوطه ور شدن درلجن زار فساد وگناه نجات می دهد وبه جامعه امنیت وآسایش می دهد خوب ومستحسن است بنابر این عقل تنبیه را که اهداف صحیح و انسانی در ان محفوف وپیچیده است حسن می داند .این است نظر عقل درباره تنبیه.
بند چهارم: تنبیه بدنی کودک در سنت(روایات)
یکی از ادله چهار گانه منابع فقه شیعه که مورد قبول کلیه فرق و مذاهب اسلامی است ،سنت می باشد سنت ازنظر لغوی ،به معنی روش و طریقه است و از نظر اصطلاحی عبارتست ازگفتار، کردار و تقریرمعصومین علیه الاسلام ؛
از عموم احادیث معتبر استفاده می‏شود که اگر تنبیه بجا، و به موقع، و در حد مطلوب، با شرایط لازم اجرا شود، می‏تواند رفتار نامطلوب را از بین ببرد.
حضرت علی(علیه السلام) در فرمان تاریخی خود به مالک اشتر که او را به فرمانروایی مصر برگزیده بود، دستور می‏دهد: «و لا يَكونَنٌ المُحسِنُ والمُسِئُ عِندَكَ بِمَنزَلَةٍ سَواءٍ فَاِّنَ فِي ذلكَ تَزهِيداً لاَهلِ الاحِسانِ فِي الاحسانِ ، وتَدرِيباً لِاهل اِلاساءَةِ عَلَی الاساءَهِ» : «مبادا نیکوکار و بدکار پیش تو یکسان باشند، زیرا چنین روشی نیکوکار را از کردار نیک دور ساخته و بدکار را به کار بد سوق می‏دهد.» (شریف رضی، سیدمحمد، 1378، نامه 53.)
بند پنجم: بررسی روایات وارده در مورد تنبیه بدنی کودکان
در مورد تنبیه کودک ،روایات متعددی از پیامبر (ص) و ائمه معصومین وارد شده است که از مجموع آنها می توان استفاده کرد که اصل تنبیه کودک به منظور تربیت و تادیب او جایز است .
روایات وارد شده در مورد تنبیه را می توان به دو دسته کلی تقسیم نمود:
دسته اول روایاتی هستند که در آنها تنبیه و زدن کودکان تایید شده است که ما در این مباحث آنها را روایات « موید تنبیه » می نامیم .
دسته دوم روایاتی هستند که در آنها از تنبیه و زدن کودکان نهی شده است که ما در این مباحث آنها را روایات « منع (رد) تنبیه »می نامیم:

الف- روایات موید تنبیه
روایات این باب خود بر سه گروهند:
الف- گروه اول روایاتی است که تنبیه کودک را در برابر گناهانی که انجام می دهد مانند سرقت ،زنا لواط و ..اجازه می دهند.
ب- گروه دوم روایاتی است که تنبیه را در جهت ترییت و تادیب او جایز می شمارند.
ج-گروه سوم روایاتی است که تنبیه کودک را بر ترک نماز و سایر عبادات جایز می شمارند.

ب- روایات مؤید تنبیه در برابر گناهان کودک
در اینجا ما به روایات وارده در باب سرقت و نظرات مطرح شده در باب آن اشاره می کنیم .و چون ملاک در سایر گناهان تقریباً یکسان است از اشاره به حکم سایر گناهان پرهیز می شود.
حد سرقت طبق آیه 28 سوره مائده قطع دست می باشد فقها برای تحقق قطع در سرقت (اجرای حد)اموری را از قبیل مخفی بودن ،از حرز،بلوغ،عقل ،عدم شبهه و……را ذکر نموده اند . همان گونه که در قسمت مسئولیت کیفری اشاره شد، کودکان مسئولیت کیفری ندارند بنابراین در صورت ارتکاب گناهان موجب حد یا تعزیر آنها را حد یا تعزیر نمی نمایند بلکه جهت عدم تکرار عمل خود و دور نمودن آنان از این گونه افعال آنها تادیب و تنبیه می کنند.اما در این که این تادیب چگونه و تحت چه شرایطی انجام می شود بین فقها اختلاف وجود دارد.
مشهور فقها گفته اند که حکم سرقت کودک تأدیب نمودن وی است حتی اگر سرقت تا پنج مرتبه یا بیشتر تکرار شود از جمله دلایل آنان روایاتی است که در زیر به یکی از آنها اشاره می شود:
وَ بِالْإِسْنَادِ الْأَوَّلِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ أَنَّ عَلِيّاً ع أُتِيَ بِلِصٍّ جَارِيَةٍ سَرَقَتْ وَ لَمْ تَحِضْ فَضَرَبَهَا أَسْوَاطاً وَ لَمْ يَقْطَعْهَا (نوری، میرزا حسین، 1408 ه ق، ج18،ص143)
قول دوم در این مسئله قائل شدن به تفصیل است یعنی اینکه در مرتبه اول بخشیده می شود ،اگر بار دوم تکرار کرد تادیب می شود اگر دیگر تکرار نمود انگشتانش را خراش می دهند تا خون از پوست در آید و اگر بار دیگر سرقت کرد نوک انگشتانش بریده می شود پس اگر بار پنجم سرقت کرد همچون فرد بالغ دست وی (چهار انگشت کف دست از مفصل کف دست قطع می شود اما انگشت ابهام و کف دست قطع نمی شوند )قطع می شود .شیخ طوسی در نهایه و قاضی ابن براج و علامه حلی در مختلف الشیعه بر این قولند. (مرعشى نجفى، سيد شهاب الدين، 1414، ج1، ص40)
دلیل اینان روایاتی است بسیار زیاد صحیح و غیرصحیح می باشد بطوری که بعضی از فقها (از حیث مضمون )احتمال تواتر معنوی یا جمالی در باره آنها داده اند(نجفی، محمد حسن بن باقر(صاحب جواهر)، 1370ه.ش، ص41) در زیر به یکی از آنها اشاره می شود :
عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ إِذَا سَرَقَ الصَّبِيُّ عُفِيَ عَنْهُ فَإِنْ عَادَ عُزِّرَ فَإِنْ عَادَ قُطِعَ أَطْرَافُ الْأَصَابِعِ فَإِنْ عَادَ قُطِعَ أَسْفَلُ مِنْ ذَلِكَ‏ (عاملی، حر،1414ه.ق، 1371، ج28، ص294، ح34801)
از ابن ابی عمیر از حماد بن عثمان از حلبی از حضرت امام صادق (ع) نقل شده که ایشان فرمودند : اگر کودک سرقت نمود (بار اول)بخشیده می شود اگر تکرار کرد تعزیر می شود اگر دوباره تکرار کرد اطراف انگشت هایش قطع می شود اگر تکرار کرد پایین تر از آن قطع می شود
در اینجا نکاتی قابل توجه است :
1-از کلیت روایات موجود نتیجه ای که در باب تنبیه گرفته می شود ، این است که حاکم شرع می تواند در مراحل دوم (در صورت تکرار برای بار دوم و از سن نه سالگی به بعد)یعنی سن تمییز می تواند از روش تنبیه در تادیب کودکان استفاده نماید .
2- حکم شرعی سرقت درباره کودک حد نیست بلکه تادیب می باشد .
3-تنبیه به واسطه تکرار کودک در صورتی که در سن تمییز باشد مرحله به مرحله شدیدتر می شود همچنین اجرای حکم فقط به دستور حاکم شرع می باشد.
ج- روایات مؤید تنبیه به منظور تربیت و تادیب کودک
موضوع این دسته از روایات استفاده از تنبیه به منظور تربیت و تادیب آنها است شاید بتوان گفت که این مجموعه از روایات مهمترین و عمده ترین روایات در زمینه موضوع تحقیق باشند.وعلت آن:
اولاً: ارتباط مستقیم مطالب روایات با موضوع مورد بحث.
دوماً:فقها عظام پس از بیان نظر و فتوی خود در مورد تنبیه کودک غالباً در بیان دلیل نظر خود به این دسته از روایات استناد می نمایند.
این روایتها جمعاً هفت روایت می باشند که به دلیل رعایت اختصار به ذکر و توضیح مختصر دو روایت حماد بن عثمان ، روایت سکونی از امام صادق (ع) بسنده می کنیم.

د- روایت حماد بن عثمان
-عَن حِمادِ بن عُثمان قالَ قُلتُ لِاَبی عَبدِ اللهِ (ع)فِی اَدّبِ الصّبُیِ و المُمِلُوکِ فَقالَ خَمسهَ اِو سَتَه و اَرفِق. (عاملی،1414ه.ق، 1371، ج28،ص372)
از حماد بن عثمان نقل شده که گفت از امام صادق (ع) در باره (میزان)ادب کودک و بنده پرسیدم فرمود پنج یا شش ضربه و در آنها مدارا کن .
در این روایت راوی درباره ادب کردن کودک و عبد سئوال نمود و امام در پاسخ به او پنج یا شش ضربه را ذکر نمود ه و در آخر توصیه به رفق و مدارا نموده است. در مورد قوت و ضعف این روایت بین علما اختلاف نظر وجود دارد.در این جا بعضی از بحث های علما درباره این حدیث را نقل می کنیم :
در کتاب دیات آیت الله مدنی آمده است :
«و اما حدیث اول (روایت حماد بن عثمان ) راوی آن حسین بن محمد بن عامر از معلی بن محمدبن الحسن بن علی بن وشاء از حماد بن عثمان زیاد رواسی ملقب به نام می باشد و در هیچ کدام ضعفی وجود ندارد همانطور که از کتب رجال بعد از مطالعه کامل آن ظاهر می گردد.»(مدنی کاشانی،رضا،1408ه.ق، ص48)
در کتاب ریاض المسائل پس از نقل حدیث می نویسد :
«قیل و بمضمونه افتی الشیخ فی النهایه و یحیی بن سعید»(طباطبایی،سید علی بن محمد بن ابی معاذ،1418ه.ق، ج16،ص60)
(گفته شده که شیخ طوسی در کتاب نهایه و یحیی بن سعید به مضمون این حدیث (تا پنج یا شش ضربه)فتوی داده اند (یعنی مورد تایید ایشان است)
در کتاب مبانی تحریر الوسیله در بررسی خبر حماد بن عثمان آمده است :
« ادب کردن کودک ذکر شده در روایت در شمول آن جهت تأدیب تا کار نیکوتر انجام دهد ایرادی ندارد و بعید نیست که با اطلاق تأدیب کودک در روایت شامل تادیب جهت دوری از معاصی (زدن جهت دفع معاصی و تعزیر ) نیز بشود و ظاهر آن هم شامل جایز نبودن تجاوز کردن از شش ضربه می باشد همانطور که از حکم شیخ (از آنچه فهمیدی ) ظاهر است اما مگر اینکه سند این روایت ضعیف است » (مومن قمی،محمد،1377ه.ش ، ج2،ص523)
مطلب بعدی که با توجه به مضمون روایت به نظر می رسد این است که دست کم در موضوع تنبیه و تادیب کودک و عبد، بین آن دو اشتراک و جود داشته باشد؛ زیرا ما علاوه بر این روایت که در آن راوی از حکم تنبیه عبد و کودک طی یک سوال و بدون تفاوت سئوال نمود و امام (ع) برای آن دو یک پاسخ مطرح نموده و بین آنها تمایزی قائل نشده اند.
در لسان فقها نیز معمولا به هنگام طرح مسائل مربوط به تادیب و تربیت کودکان و بندگان آنها را با یک حکم جمع می کنند آیت الله بهجت (ره) در کتاب جامع المسائل می نویسند:
تأديب صبىّ و مملوك، در مفاسدى كه ردع از آنها با قدرت، واجب است از باب نهى از منكر با شروط آن، واجب است؛ و در غير آنها جائز است. و در مراتب زدن و اصل آن، بين حرمت و كراهت و رجحان، بحسب خصوصيات عمل و عامل فرق مى‏كند، با رعايت صلاح و فساد عامل (اگر چه مخالفت اوامر و نواهى اولياء باشد در امور عقلائيه مشروعه) نه ضارب و مشتهيات و مكروهات نفسانيه او. (بهجت ،محمد تقی،1420ه.ق ، ج‏5، ص، 187)
با توجه به نکته فوق به نظر می رسد روایاتی که در زمینه تنبیه کودکان و بندگان می باشند شامل هر دو گروه باشد و اگر در روایتی در این زمینه به حکم یکی از آن دو گروه از حیث تادیب اشاره ای شده باشد می توان آن را برای گروه دیگر تعمیم داده و همان حکم را دریافت کرد.
مطلب دیگر این است که آیا عدد 5 و6 ضربه تخییری است یعنی اینکه در صورت نیاز به تأدیب آنان به هر کدام از دو عدد می توان اکتفا کرد یا اینکه تفصیلی است بدین معنی که مثلاً عدد پنج برای بنده و عدد شش برای کودک باشد و یا عکس آن.
در جواب باید گفت که حرف عطف (او) در زبان عربی اگر در جمله خبری وارد شود معنی شک ، ابهام و یا تفصیل می دهد و اگر در جمله امری باشد معنی تخییر و یا اباحه خواهد داد ابن منظور در لسان العرب گفته:«قالَ الجُوهَري: أََو حَرفٍ إِذا دَخَلَ الخَبَرُ دَلََّ عَلى الشَّكِ و الإِِبهامِ، و إِذا دَخَلَ الأَمرُ و النَّهيُ دَلَّ عَلى التَخِييرِ و الإِباحة»(جوهری گفته است که حرف (او) هنگامی که در جمله خبری وارد گردد دلا لت بر شک وابهام می کندووقتی که بر جمله امری ونهی وارد شود دلا لت بر تخییر واباحه دارد)( ابن منظور،جمال الدین محمد بن مکرم،1414 ه ق، ج‏14، ص55)و چون در این جا در قالب جمله امری آمده است ،پس بر تخییر و اباحه دلالت دارد .یعنی تأدیب کنند مخییر است در صورت نیاز به تنبیه کودک را پنج یا شش ضربه تنبیه نماید. این قبیل عبارات افاده تفصیل نمی کنند بلکه بر تخییر دلالت دارند

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد امام صادق، سازمان های بین المللی، میزان استفاده، حسام الدین Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد امام صادق، تنبیه کننده، تغییر رفتار، میانجی گری