منابع پایان نامه ارشد درمورد امام صادق، سازمان های بین المللی، میزان استفاده، حسام الدین

دانلود پایان نامه ارشد

سازمان های بین المللی و حقوق بشر به ارائه منشورهای و قوانین پرداخته ا ند ؛تعیین حدود و میزان استفاده از روش تنبیه کودکان می باشد .
تنبیه یکی از روشهایی ا ست که در موارد و موقعیت های خاصی به عنوان یک روش اصلاحی رفتار عمل می کند و در حذف رفتار نامطلوب و یادگیری رفتار مطلوب تحت شرایط ویژه ای کمک کننده است. اما متاسفانه بکارگیری بی حد و حصر تنبیه به شکل بسیار مخرب و غالباً بدون نتیجه در بعضی موقعیت ها و وضعیت ها آن را به صورت عامل تخریبی جلوه گر کرده است. استفاده نادرست و نابجا از تنبیه نه تنها نمی تواند در دراز مدت موءثر واقع شود بلکه ممکن است اثرنامطلوب و سوئی به دنبال داشته باشد.

2-2-1- تنبيه بدنى‏

در برخى از روايات، به تنبيه بدنى كودك اشاره شده است ولى كمّيت و كيفيّت آن را نيز از نظر دور نداشته و تصريح كرده است كه چه‏كسانى اين حق را دارند و چه مقدارى مى‏توانند تنبيه كنند؟ و براى چه چيزى و چه مقدار مى‏توان كودك را تنبيه نمود؟. اين‏طور نيست كه در هر كارى شخص؛ اجازه دارد كودكى را تنبيه نمايد. ذيلاً به برخى از موارد كه مى‏توان تنبيه كرد، اشاره مى‏شود:
1. رسول خداصلى الله عليه وآله مى‏فرمايد: «نماز را در هفت سالگى به كودك ياد دهيد و در ده سالگى او را بر ترك نماز تنبيه كنيد»( متقی، علی بن حسام الدین، بی تا، ج‏16).
2. اسحاق بن عمّار مى‏گويد: از حضرت موسى بن جعفرعليه السلام سؤال كردم مقدار تنبيه كودك چقدر است؟ حضرت در پاسخ فرمود: «ده تازيانه و اندى، بين ده تا بيست تازيانه»( عاملى، حر، 1414 ه ق، ج‏18، ص 583).
3. همچنين امام صادق‏عليه السلام فرموده‏اند: «حدود شرعى درباره كودكان جارى نمى‏شود و لكن تأديب شديد مى‏شوند»( فرقانی،منصور، 1379، ص 64).
آنچه از روايات پيشوايان دينى به خوبى استفاده مى‏شود اين است كه فقه اسلامى تأديب و تنبيه بدنى كودك را به عنوان آخرين گام در روش‏هاى تربيتى مطرح ساخته است و ميزان تأديب كودك به حسب جرم و قدرت جسمى و روحى او فرق مى‏كند و تشخيص آن به نظر حاكم‏شرع يا مربّى كودك است چنانكه حديث اول به آن اشاره دارد و بيان مى‏كند كه تأديب به خاطر تربيت و اصلاح وى جايز شمرده شده است. چنانكه در روايت دوم و سوم تصريح شده است.
در مورد روايت دوم ممكن است اين سؤال مطرح شود كه آيا مراد حضرت اين است كه در تمام موارد، تأديب و تعزير كودك اين مقدار است؟ . در پاسخ بايد گفت اين روايت بايد حمل شود به اين كه امام‏عليه السلام در مقام تمثيل و بيان مصداق بر مورد مشخص چنين پاسخى را به اسحاق بن عمّار دادند، نه اين كه مراد روايت اين باشد كه تعداد ضربات تعزير همواره محدود و منحصر به اين مقدار باشد، زيرا با توجه به روايت ديگرى كه در مورد تعزير كودك آمده است، تعداد تازيانه در بعضى روايات كمتر از روايت مذكور و در بعضى ديگر بيشتر از اين مقدار ذكر شده است. مثلاً در حديثى ميزان تازيانه بر كودك سه ضربه معيّن و بيش از سه ضربه، موجب قصاص مؤدّب و تأديب‏كننده معرّفى شده است. و در روايت سوم بر اين امر تصريح دارد كه حدود الهى در مورد كودكان جارى نمى‏شود. اما تأديب‏و تعزير به حسب جرمى كه كودك انجام مى‏دهد، شدت و ضعف پيدا مى‏كند و اين عمل بستگى به تشخيص و نظر حاكم شرع دارد. بنابراين جمله «تأديب شديد مى‏شوند»(همان، ص 65). با توجه به صدر روايت است كه حضرت در جواب پرسش كننده چنين فرمودند، نه اين كه در همه موارد كودكان مستحقّ ادب سختى باشند.
چه كسانى مى‏توانند تأديب كنند؟ تا اينجا روشن شد كه تنبيه جايز است، اينك اين سؤال پيش مى‏آيد كه اگر تأديب كودكى لازم است، چه كسى مى‏تواند اين كار را انجام دهد و از نظر شرعى جواز بر اين كار دارد؟ «همه فقها اين اجازه را براى پدر، پدر بزرگ و جدّ پدرى و حاكم‏شرع اثبات كرده‏اند، اما در مورد معلّم و مؤدّب كودك برخى اين اجازه را مطلق دانسته و برخى ديگر آن را مشروط به اذن پدر و يا حاكم شرع دانسته‏اند»(حسينی زاده، سید علی، 1388، ص 26).
از آنجا كه تربيت به معناى فعاليت مربى و فرد تحت تربيت در مقام تربيت و اصلاح است و بنابراين رفتارها و فعاليتهاى جهت‏دار، آگاهانه، منطقى و براساس تشخيص مصلحت و مفيد در ميان جامعه است، مبتنى بر اهداف ويژه خود است و اگر مربّى براى رسيدن به اهداف مورد نظر از برخى ابزارها و شيوه‏هاى متناسب و مشروع استفاده كند، عمل وى مطلوب خواهد بود زيرا كه در آن، آثار تربيت هست. در اين ميان تربيت كودكان از وظايف خطير كسانى است كه در پى حفظ ارزشهاى اخلاقى و اجتماعى هستند. اين تربيت و ارائه راه درست و معقول پيش‏روى آنها به مثابه صيانت از كلّ جامعه است زيرا كه كودكان؛ بزرگان و شخصيت‏هاى آينده‏اند و اگر به درستى تربيت شوند، در واقع افراد جامعه اصلاح و هدايت شده‏اند و بنابراين براى انجام اين امر خطير استفاده از برخى روش‏ها براى زمينه‏سازى تربيت كودكان را نمى‏توان از نظر دور داشت و از آن جمله تنبيه بدنى كودكان است كه از شيوه‏هاى مشروع در روايات از آن نام برده شده است. وقتى با نگاه دينى وارد قلمرو احكام و تكاليف دينى مى‏شويم، در كنترل آسيب‏هاى اجتماعى عرصه‏هاى جديدى به روى ما گشوده مى‏شود. در نظام تربيتى و فقه اسلامى به وظائف افراد در قبال خود و ديگران اشاره شده است. براى مثال وظائف اولياء و مربيان و چهارچوب و اولويت‏بندى نسبت به امور همانند تربيت كودك مشخص شده است و قلمرو اختيار آنها در مورد تربيت، تأديب و راهكارهاى رفتار معلوم گرديده است. در تربيت و شيوه‏هاى تربيتى، اسلام؛ به نتايج و بار مثبت آن تكيه شده و از آن بهره گرفته شده است. در حوزه فقه سفارش شده است كه نبايد فراتر از اختيار اشخاص ذى‏حق در امر تنبيه كودك اقدام شود و وقت تنبيه بدنى از آسيب‏هاى جسمى، جنبى و فيزيكى روى كودكان نيز نبايد غافل بود كه در غير اين صورت پيشوايان دينى آن را مورد نكوهش قرار داده‏اند.
در چه سنّى مى‏توان كودك را تنبيه؟ تنبيه كودك شرائط و معيارى دارد كه بايد براساس آن و رعايت و لحاظ آن انجام گيرد، بنابراين تناسب شخصيت خانوادگى، محيطى و سنّى در تنبيه وى بسيار مؤثر و مورد توجه فقه اسلامى و پيشوايان معصوم‏عليهم السلام بوده است. در اين خصوص كه تأديب و تنبيه كودك در مواردى بايد صورت بگيرد، يتيم و غير يتيم وجود ندارد ولى قدرت تميز و درك حق از ناحق و قبيح از غير آن مطرح مى‏باشد و اگر كودكى از عقل برخوردار باشد و خلاء روحى نداشته و اجبارى در كار نباشد، بايد تنبيه شود. در روايت آمده است: امام على‏عليه السلام فرمود: «در مواردى كه فرزند خود را تأديب مى‏كنى، يتيم را نيز تأديب كن»( نوری،میرزا حسین، 1408 ه ق، ج‏15، ص 167).
در تنبيه كودك علاوه بر سن، بايد رشد بدنى او را نيز در نظر گرفت و مى‏توان گفت كه تنبه در سنينى بايد صورت بگيرد كه كودكان بر حسب تفاوتهاى فردى مى‏توانند بين خوب و بد تشخيص بدهند و مسائل را به درستى درك كنند و بدى چيزى را بدانند.
روايتى از امام صادق‏عليه السلام منقول است كه آن حضرت در خصوص كودك كه دزدى كرده بود، فرمود: «از او بپرسيد آيا مى‏داند كه دزدى عقوبت دارد، اگر مى‏دانست، بپرسيد عقوبت آن چقدر است، اگر نمى‏دانست رهايش كنيد»( عاملی،حر،1414ه.ق، ج‏18، ص 125).
آنچه از اين روايات به دست مى‏آيد اين است كه علم به عقوبت و تشخيص بدى از خوبى در تنبيه كودك دخالت دارد و بنابراين بدون توجه به سنّ و آمادگى ذهنى كودك نمى‏توان او را تنبيه بدنى نمود و اگر مربّى يا ولىّ بدون رعايت شرايط مذكور و يا تجاوز از حدود مشخص شده در متون فقهى و روايى، به تنبيه كودك بپردازد، مثلاً زيادتر از اندازه تعيين شده ضرب بر او وارد سازد، بايد قصاص شود و طبق گفته روايات، عقوبت اخروى را در پى دارد.

2-2-2- هدف اصلاحى تنبيه‏

در هر كارى و طرحى اهدافى منظور است كه انجام دهنده كار در نهايت آن را منظور مى‏دارد و لذا براى نيل به آن، روش‏ها و ابزارهايى را به كار مى‏برد. در برنامه‏هاى تربيتى اسلام كه فقه تعيين‏كننده معيارها و ضوابط و حدود و شرايط آن بوده است، به نهايت و سرانجام آن مى‏انديشد مثلاً در خصوص تربيت و اصلاح رفتار كودكان ظرفيت روحى و جسمى آنها لحاظ مى‏گردد. در فقه اسلامى آمده است كه اگر كودك چندبار دست به دزدى بزند، و تمييز و فهم او معلوم باشد و اختيار داشته باشد، مجازات(تعزيرى) مى‏شود. هدف شريعت اسلام تزكيه اخلاق و كنترل رفتار افراد است و به پيشگيرى از جرم مى‏انديشد تا اجراى كيفر و مجازات، يعنى هدف فقه و سياست كيفرى در اسلام تنها توجه به مجازات نيست تا منتظر باشد چه‏وقت شخصى مرتكب جرم مى‏شود و يا دست به كار خلاف مى‏زند، تا او را به مجازات رساند، بلكه پيش از همه، زمينه تربيت و اصلاحات را فراروى افراد مى‏گذارد و شرايط را طورى فراهم مى‏سازد كه كسى ميل به كج‏روى نداشته باشد و اگر دست به كار خلاف هم زد، اقدامات اصلاحى را فراموش نمى‏كند و زمينه را براى ندامت، پشيمانى و توجه وى فراهم مى‏آورد زيرا كه غايت و هدف مجازات، تنبيه، جريمه نقدى و… اصلاح نفس و تعديل رفتار شخص مى‏باشد و تنبيه بدنى كودك كه در فقه و روايات، بر جواز آن حكم شده است، بيشتر به خاطر آثار تربيتى آن بوده و مقصود از آن اصلاح كودك است:
«هدف، قصد و غايت واژه‏هاى مترادف هستند كه جملگى در بردارنده مفهوم «نهايت و سرانجام كارى» هستند با اين تفاوت كه گاهى نهايت امرى است عينى و خارجى مانند هدف در تيراندازى كه به آن هدف و غايت گويند. و گاهى امرى است ذهنى و وجدانى مانند احساس لذت از بوئيدن گل كه به آن قصد، غرض، انگيزه و شوق گفته مى‏شود»( عرافى، عليرضا، 1381، ج‏1، ص 33.).
هدف از تربيت در نظام تربيتى اسلام در دو بعد و محور قرار مى‏گيرد: بعد مثبت و بعد منفى. در بعد مثبت برنامه‏ه‏اى تربيتى جهت‏دهى فرد به سمت كمال، ايجاد خلاّقيت و فراهم نمودن زمينه رشد و شكوفايى در شخص مورد تربيت مى‏باشد.
و اما در بعد سلبى آن كه همان بعد منفى باشد، هدف تربيت حالت بازدارندگى و اصلاح صفات و رفتارهاى منفى شخص مورد تربيت است و بنابراين در قسمت دوم است كه مربّى تلاش مى‏ورزد تا جلوى كارهاى خلاف كسى را بگيرد و يا احياناً از تكرار آن جلوگيرى نمايد و طبعاً در اين راستا تنبيه بدنى كودك در حد متعارف و معمول كه آسيب به وى نرساند، ضرورى به نظر مى‏رسد و شريعت و فقه تربيت در اسلام نيز آن را جايز مى‏شمارد.
شکی نیست که تادیب و تنبیه کودک در موارد منصوص و به عنوان آخرین راه حل و روش درمان و به عنوان یک روش ثانوی در اصلاح رفتار، به اتفاق و اجماع فقهای شیعه و حتی علمای عامه جایز است؛ زیرا این روش در جهت اصلاح و سعادت کودک و رشد اخلاقی و تربیتی اوست، همچنین در حفظ کودک از مفاسد اخلاقی و انحرافات رفتاری مؤثر می باشد. این عمل حتی گاهی ممکن است مستحب و در بعضی از اوقات، حتی واجب باشد و این به دلیل سیره مستمر فقهاست که روایات و اخبار مستفیض نیز در این باب وارد شده است. حتی برخی از بزرگان در کتب روایی بابی تحت عنوان «باب تادیب ولد» قرار داده اند که در اصل و جواز استفاده از این روش، اختلافی نیست و اگر بحثی هست در کمیت و کیفیت تادیب می باشد.
محقق کرکی(ره) در جامع المقاصد، در شرح قول مرحوم علامه ادعا می کند که «اما ان له الضرب المعتاد فلا بحث فیه.» (محقق کرکی، ج 7، ص 280) مرحوم عاملی در مفتاح الکرامة می گوید: «و للمعلم ضرب الصبیان للتادیب…. اما ان له الضرب المعتاد فلا بحث فیه کما فی الجامع المقاصد و هو کذلک اذا کان الصبیی ذا عقل و تمیز کما نبه علیه فی التذکرة و التحریر و الحواشی لانه یاخذ و نه مسلما…» (می گوید: معلم می تواند کودکان را به قصد تأ دیب بزند ولی در این که باید رعایت حال او رابکندوبصورت معمولی ومتعارف باشد بحثی در آن نیست چنانکه در جامع المقاصد آ مده در صورتی که کودک عاقل ومتمز باشد همین را گفته ومرحومه علامه در کتاب تذکره وتحریر نیز حواشی آن را مسلم گرفته) .(عاملی،جواد بن محمد حسینی،1419ه ، ج 4، ص 273)
و همچنین شیخ در نهایه می فرماید: «وَ الَصّبیُ و المَملُوکُ اِذا اِخطاَء ادَبا بَخِمسِ ضرباتِ اِلیَ ستِّ و

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد امام صادق، امام علی (ع)، رسول خدا (ص)، رفق و مدارا Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد امام صادق، مسئولیت کیفری، فرق و مذاهب، مذاهب اسلامی