منابع پایان نامه ارشد درمورد امام خمینی (ره)، امام خمینی، امام زمان (عج)، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

هنگامي به صحنه آمد كه چنين رهبراني اندك شمار ولي بسيار مغتنم بودند. باید معترف بود که در میان رهبران کاریزما در طی دو سده اخیر نمی توان کسی را رقیب امام خیمنی (ره) یافت. می توان مدعی بود که میان امام و پیروانش رابطه فراتر از نوع رابطه میان یک رهبری کاریزما با پیروان برقرار است.امام (ره) با ایمان راسخ وتوکل به خدا که متاثر از مبانی فقهی ودینی بوده بعنوان نائب امام زمان (عج) دارای کارکردهای مشروعیت زائی بود که اقبال مردمی رادر پی داشت.
رهبری کاریزمایی-الهی امام خمینی (ره) به عنوان برجسته ترین رهبر سیاسی – مذهبی جهان در قرن معاصر از جنس و سنخ رهبران فراکاریزمایی بوده است. چه اینکه با رحلت امام بزرگوار ارادت و عشق و علاقه باطنی و عاطفی بسیاری نسبت به ابعاد وجودی امام (ره) نه تنها کاسته نشده بلکه افزایش نیز پیدا کرده است. با توجه به اینکه حضرت امام خمینی (ره) رهبری شان مبتنی بر اصل امامت در تشیع و نظریه مترقی ولایت فقیه که استمرار امامت می باشد در این پژوهش رهبری حضرت امام خمینی (ره) علاوه بر دارا بودن جنبه های مثبت کاریزما دارای وجوه الهی وخدایی بودن نیز می باشد.
2-6-3-مردم باوري*
مردم به عنوان يكي از عناصر مؤثر در فراهم نمودن شرايط جهت تبديل وضعيت انقلابي بالقوه به وضعيت بالفعل و به ثمر رساندن تلاش هاي رهبران انقلاب در حوزه مباحث نظري و تجربي انقلاب ها مطرح مي شوند. برخلاف انقلاب هاي توده اي و فراگير كه در آن فرايند گذار از رژيم پيشين به نظام جديد انقلابي توسط اقشار مختلف مردم صورت مي گيرد در سطحي وسيع متكي بر حضور گسترده مردم ناراضي است كه تنها يك هدف را دنبال مي نمايد و آن ساقط نمودن رژيم حاكم است. در انقلاب هاي مردمي پرداخت هر گونه هزينه جاني و مالي بر دوش انبوه مردماني است كه خشمگينانه عليه قدرت حاكم به پا خواسته اند و اندك زماني بعد از آن نظام سياسي جديد را با معماري رهبري كاريزما و به كمك مصالح برگرفته از ايدئولوژي انقلابشان بر ويرانه هاي نظام پيشين بنا مي سازد.
«اريك هوفر» در كتاب «معتقد حقيقي» به تشريح گوشه اي از ماهيت و ويژگي هاي «جنبش هاي مردمي» و نقش توده ها در آن مي پردازد:
«تمام جنبش هاي مردمي نوعي آمادگي براي مرگ و ميل به اتحاد و همبستگي را در پيروان خود ايجاد مي كنند. اين جنبش ها بدون در نظر گرفتن مرامي كه تبليغ مي كنند و برنامه اي كه ارايه مي دهند، بذر تعصب، پشتكار، اميد پرشور، نفرت و نابردباري را مي پروانند و همگي قادرند جريان پرقدرتي از تلاش و فعاليت را در بخش معني از زندگي رها كنند. تمام آنها خواهان ايمان مطلق، تبعيت و وفاداري از صميم قلب مي باشند».( آشوري ،1366: 300 )
«مردم باوري»: عبارتي است به «اين مفهوم كه هدف هاي سياسي را مي بايد به خواست و نيروي مردم جدا از احزاب ونهادهاي موجود پيش برد. مردم باوري خواست«مردم» را عين حق و اخلاق مي داند و اين خواست را برتر از همه مكانيسم هاي اجتماعي مي شناسد و معتقد است كه بايد ميان مردم و حكومت رابطه مستقيم وجود داشته باشد».( رابرتسون ، 1375 : 220 )
بنا به تعبير«ديويد رابرتسون» از «جنبش هاي توده اي» در «هر جنبش عوام گرايانه جان كلام اين است كه توده هاي تهيدست جامعه بر ضد نهادهاي موجود كشور بسيج مي شوند اما عنان رواني آنها خيلي محكم در دست رهبري فرهمندانه است» ( آقابخشي و افشاري ،1379 : 456 ) در واقع انرژي اين غليان توده اي از سوي رهبري كاريزما و با تزريق ايدئولوژي انقلابي در باور و انديشه اقشار مردم فراهم مي آيد. مردم باوري در چنين مقطع مطرح مي گردد: نخست اينكه، بر اين امر تأكيد شود كه انقلاب ها كار مردم است و اين توده مردم هستند كه قادرند در برابر نظام حاكم پيروز شوند. دوم اينكه، پس از پيروزي انقلاب تا زمان تثبيت اوضاع سياسي نظام جديد مردم با حضور مستقيم خود در مقابله با بحران ها و مشكلاتي كه نظام سياسي را تهديد مي نمايد، حاكمان را حمايت نمايند.
توسل مستقيم و بلاواسطه به قدرت و نيروي گسترده مردمي جهت آغاز يك انقلاب عملاً در جوامعي امكان پذير است كه داراي بستر مناسب و مطلوب جهت اين گونه فعاليت باشد. صاحبنظران انقلاب و جامعه شناسي سياسي جوامع توده اي را اجتماعاتي مستعد پذيرش اين وضعيت مي دانند. يكي از علل گسترش توده گرايي در جوامع توده اي اين است كه رهبري كاريزما جهت بسيج توده ها بايد بلاواسطه و مستقيم با خود توده ها تماس داشته باشد. با بررسي و شناخت خصوصيات يك جامعه توده اي بهتر مي توان اين روابط را درك نمود.«در جامعه توده اي گسترده شباهت ميان افكار و عقايد توده ها بارزتر از تفاوت هاي موجود ميان آنهاست. اين وضعيت در شرايط دوران گذار از جامعه سنتي به مدرن پيدا مي شود. جنبش توده اي، بسيج و سازمان هاي سياسي گسترده، ويژگي هاي سياسي راه پيدا مي كنند. جامعه توده اي استعداد ويژه براي ايدئولوژيك شدن دارد زيرا ايدئولوژي براي جنبش توده اي با توجه به ويژگي هاي چنين جامعه اي داراي خصلتي التيام بخش است. جامعه توده اي داراي گرايش پوپوليستي است. تنها خواست هايي كه به اراده توده ها نسبت داده مي شوند مشروع به شمار مي روند. توده هاي جمعيت نيز در چنين جوامعي خود را به سهولت در معرض بسيج رهبران سياسي قرار مي دهند. جامعه توده اي تشنه ايدئولوژي و بسيج و رهبري است و مي كوشد همبستگي سنتي از دست رفته را به وسيله ايدئولوژي سياسي احياء نمايد.»( تاجيك ، 1379: 83 )
در جريان پيروزي انقلاب اسلامي فرآيند تحول توده هاي بي تفاوت به «مردم در صحنه» و كنشگر با شدت و غلظت بيشتري صورت گرفت.«ثقل انقلاب امام، برايده مردم عادي متمركز است تا ايده روشنفكران، او در جستجوي ايده هايي است كه « مردم در كنش»كه حوادث تاريخي تبلور و تجلي ايده هاي آنهاست خلق مي كنند» ( بيل،1371: 439 ) در اين گونه رهبري است كه امام (ره) خود را با توده هاي مردم محروم يكي مي سازد وبا اشارات مستمر به مستضعفين نيز آن را تقويت مي بخشد. به تعبير زيباي« جيمز بيل» «اين حقيقت كه اين افراد از مذهبي ترين طبقات جامعه بودند يك نيروي تقويتي قدرتمند براي سيستمي كه يك فقيه رهبري آن را بر عهده داشت ارايه مي داد. از نقطه نظر سياسي نيز اين سيستم رهبري بسيار مؤثر بود و هواداران مخلص بسياري به نخبگان سياسي جديد و امام عرضه كرد. اين پايگاه پشتيباني مردم، دليل بقاي جمهوري اسلامي در طول سال هاي دشوار نخست انقلاب بود.»( كلر و پير ،1362: 255 )
ميشل فوكو در توصيف مردم محوري و اهميت جايگاه توده ها در انقلاب اسلامي آن را با« اراده جمعي» حاضر در صحنه انقلاب تعبير مي نمايد. فوكو حضور گسترده مردمي در جريان انقلاب اسلامي را اين گونه تشريح مي نمايد:
«در ميان چيزهايي كه اين ماجراي انقلابي را مشخص مي كنند، يكي اين است كه ماجراي انقلابي اراده اي مطلقاً دسته جمعي آشكار مي كند. اراده جمعي، اسطوره اي سياسي است، يك اسطوره تئوريك است؛ اراده جمعي تاكنون به چشم ديده نشده است. اين اراده جمعي كه در تئوري هاي ما هميشه كلي است، در ايران در يك عينيت مطلقاً روشن و معين ثابت مانده است. ما در تهران و در تمام ايران اراده جمعي ملتي را ديديم. آنچه به اين اراده جمعي، هدف بخشيده است، رهبري امام خميني است كه بر رفتن شاه تأكيد مي نمايد.»( بيل ، 1371: 438 )
پس از استقرار جمهوري اسلامي بر طبق سنت سياسي شيعه رهبري كاريزمایی – الهی و توده هاي انقلابي از تعامل و درك متقابل بالايي برخوردار بودند. آن گونه كه«جيمز بيل» اين شرايط را با نحوه رهبري تشيع مقايسه مي نمايد كه «در آن مشخص ساختن نقطه دقيقي كه رهبر ،رهبري مي كند و پيروان پيروي مي كنند همواره دشوار است. رهبري بيشتر حالت دايره گردش را دارد تا سلسله مراتبي و در يك دايره غير قابل نفوذ تشكيل مي شود كه در آن رهبر رهبري و هم پيروي مي كند و پيروان نيز هم پيروي و هم رهبري مي نمايند».( كورز ، روزنبرگ ،1378 : 148 )
در نتيجه فرآيند مذكور به نظر مي رسد كه در كشور يك قدرت وجود داشت و«انقلاب در برگيرنده يك مرد مي شد» وآن امام بود وميليون ها پيرو او بدون اينكه بين آنها چيزي وجود داشته باشد.در اين ارتباط بلاواسطه توده هاي بسيج شده تجويز حضور خود در صحنه هاي مختلف جمهوري اسلامي را از كلام و بيان مقتداي خويش دريافت مي كردند.
در دهه نخست هم از بحران ها جهت بسيج سياسي و همبستگي سياسي توده ها بهره برداري مي شد و هم در جهت رويارويي با بحران هاي اين دوره از توده هاي بسيج شده استفاده مي شد. از بعدي ديگر بروز بحران ها باعث شد كه پوپوليسم و راديكاليسم ايدئولوژيك و انقلابي در جو راديكال پس از پيروزي انقلاب در جهت حمايت از گروه هاي مذهبي و نظام جمهوري اسلامي هدايت شود و همچنين پشتوانه بسيج توده ها نيز باشد. به علاوه شخصيت كاريزمايی – الهی امام خميني (ره) و ساختار قدرتي كه در اختيار گروه هاي اسلام گرا قرار گرفته بود ابزار لازم براي مشاركت توده را فراهم ساخت و گروه هاي مذهبي از آن طريق به تحكيم مواضع پرداختند. تأكيد و سفارش رهبر انقلاب به وحدت و حفظ اتحاد انقلابي در جريان بسيج سياسي توده ها ناظر بر خطراتي است كه انسجام توده ها را تهديد مي نمايد و بايد انقلابيون آن را در كانون توجه خود قرار مي دادند و البته اين انسجام به خاطر بروز بحران هاي متعدد تا پايان جنگ تداوم يافت. به نظر مي رسد كه اصول و بنيان هاي نظري و تجربي زير بيانگر نقش انديشه مردم باوري (پوپوليسم) به عنوان يكي از راه هاي مؤثر در مواجهه با بحران هاي دهه اول جمهوري اسلامي بوده است:
1-هنر رهبري توانمند هر انقلاب اين است كه اين وضعيت را ماهرانه به كنترل در آورد و از آن در راستاي رويارويي و مقابله با بحران هاي انقلاب بهره گيري نمايدو تأكيد نظام سياسي و رهبران آن به حضور مستقيم مردم در جريان بحران ها و تهديدات حاكي از اين روند در جمهوري اسلامي بوده است.آن گونه كه اين امر در جريان جنگ عراق و ايران صورت گرفت.
2-«جنبش توده اي، همبستگي سياسي تازه اي در جامعه ايجاد مي كند كه اساس اين همبستگي روابط غيرشخصي ايدئولوژيك است و از همين رو همبستگي تصنعي جامعه توده اي شكننده است»( قوام ،1371 : 75 ) و نياز به عامل يا عوامل استحكام بخش دارد. در يك انقلاب مردمي بروز بحران هاي از يك سو باعث تداوم همبستگي توده اي شده و از سوي ديگر از اين حضور به عنوان ابزار تدبير بحران ها بهره گيري مي شود.
3-رهبر انقلاب اسلامي به عنوان مهمترين عامل تصميم گيرنده همواره در تصميمات و مواضع خود خواسته ها و انتظارات توده مردم انقلابي را رعايت مي نمايد و خود را با آن تطبيق مي دهد. از اين رو رهبران انقلابي نيز از شور و هيجان توده هاي انقلابي در رويارويي با بحران ها تحت تأثير قرار مي گيرند.
4-در شرايط فقدان نهادها و دستگاه هاي تثبيت كننده نظام سياسي و فقدان يك نيروي سياسي و نظامي سازمان يافته و نيرومند – حزب قدرتمند، گروه هاي چريكي و …- براي دفاع از نظام جديد در برابر حملات دروني و بيروني فقط با تداوم بسيج سياسي توده ها امكان حفاظت از نظام نوپا وجود دارد. همان گونه كه در جمهوري اسلامي نيز رهبري انقلاب مكرر به آن تأكيد مي نمودند و بروز بحران ها زمينه اين حضور را فراهم مي ساخت.
2-6-4-ايدئولوژي انقلابي
يكي ديگر از عناصر سه گانه هر انقلاب كه نقشي اساسي در وقوع انقلاب ها ايفا مي نمايد، ايدئولوژي انقلاب است. ايدئولوژي در واقع منبع تغذيه انرژي و نيروي محركه هر انقلاب به شمار مي رود. عمدتاً بخشي از طرح و برنامه سياسي برآمده از انقلاب ها نيز بر اساس ايدئولوژي انقلابي صورت مي گيرد. همچنين براي درك و فهم بخش عظيمي از تحولات و حوادث هر انقلاب بايد منبع اصلي آن را كه ايدئولوژي انقلاب است شناخت.
در واقع كاركرد و ماهيت انقلابي ايدئولوژي در هر شكل آن در همنشيني با رهبري كاريزما و توده هاي انقلابي قابل بررسي است. ايدئولوژي انقلابي به عنوان حلقه استراتژيك انقلاب ها، قدرت توده هاي انقلابي را با نيروي خارق العاده رهبران كاريزما پيوند مي زند. اينجاست كه

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد انقلاب اسلامی، اعتماد متقابل Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد روش تحقیق، ریاست جمهوری، انقلاب اسلامی، رژیم پهلوی