منابع پایان نامه ارشد درمورد استان خوزستان، استان اصفهان، استان فارس

دانلود پایان نامه ارشد

مرغزارها مي‌باشد.
ايليوت152 و همکاران (2005) در بررسي پوشش گياهي جنگلهاي پهن برگ شمال غربي کارولينا، 23 گونه را شناسايي کردند که مهمترين گونه‌ها در منطقه،Acer rubrum, Quercus rubra, Quercus prius Quercus alba بودند.
هگازي153 و همکاران (2009) منطقه‌اي در شمال غربي درياي سياه را مورد بررسي قرار دادند و 66 گونه گياهي که متعلق به 32 خانواده و 60 جنس بود را شناسايي کردند. بزرگترين خانواده اين منطقه را Astraceae و Fabaceae بودند.

2-4- مطالعات صورت گرفته در زمينه زادآوري
در ارتباط با زادآوري طبيعي گونه‌هاي درختي و درختچه‌اي تحقيقات چندي در دنيا انجام گرفته است.
کولين و باتاگليا154 (2008) در بررسي وضعيت زادآوري بلوط در جنگل‌هاي پهن‌برگ جنوب غربي آمريكا نشان داد پوشش لاشبرگ بر استقرار زادآوري بلوط بسيار مؤثر است.
حسيني و همکاران (1387) به بررسي و مقايسه کميت و کيفيت زادآوري در توده‌هاي بلوط غرب (Quercus brantti) در منطقه جنگلي هيانان استان ايلام در طبقات ارتفاعي مختلف پرداختند. جهت انجام اين تحقيق اقدام به آماربرداري به روش پهنه‌بندي گرديد. در داخل هر قطعه نمونه يک ميکروپلات مربعي 4 آري جهت آماربرداري تجديد حيات پياده و تعداد نهال‌ها به تفکيک گونه شمارش و ثبت شد. نتايج نشان داد که بيشترين تراکم زادآوري در طبقه ارتفاعي 2000 متر و کمترين زادآوري در طبقه ارتفاعي 2200 متر مي‌باشد.
جلالي و حسيني (1379) در بررسي زادآوري طبيعي گونه بلوط در جنگلهاي سوردار نور به اين نتيجه رسيدند که اين گونه در ارتفاعات پايين و دامنه‌هاي جنوبي و جنوب شرقي و شيبهاي کمتر، از زادآوري بهتري برخوردار است.
ميرزايي و همکاران (1385) به بررسي و مقايسه تراکم زادآوري طبيعي گونه‌هاي درختي و درختچه‌اي در رابطه با عوامل فيزيوگرافيک و خاک در جنگل‌هاي زاگرس پرداختند. نتايج اين بررسي نشان داد زادآوري دانه‌زاد بلوط ايراني در دامنه‌هاي شمالي، ارتفاعات بالا و روي خاک‌هاي غني و حاصلخيز تراکم بيشتري را داراست، در حالي که زادآوري شاخه زاد آن در دامنه‌هاي جنوبي و مناطقي با پوشش درختي کمتر از تراکم بيشتري برخوردار است. گونه کيکم، خاک‌هايي با ميزان شوري و وزن مخصوص کمتر را پسنديده و به هيچ يک از عوامل فيزيوگرافيک عکس العمل نشان نمي‌دهد. زادآوري دانه زاد آلبالو در دامنه‌هاي شمالي و روي خاک‌هاي حاصلخيز از تراکم بيشتري برخوردار است. نتايج همچنين نشان داد که نهال‌هاي زالزالک و ارغوان به عوامل خاکي و فيزيوگرافي عکس العمل کمي نشان مي‌دهند.
قنبري‌شرفه و همکاران (1389) به بررسي وضعيت زادآوري طبيعي سرخدار در جنگلهاي ارسباران پرداختند. نتايج بررسي نشان داد که در هر هکتار 520 نهال سرخدار وجود دارد که اکثريت آنها منشأ دانه‌زاد دارند.

فصل سوم: مواد و روش‌ها

3-1-منطقه مورد مطالعه
استان كهگيلويه و بويراحمد با وسعتي بالغ بر 16264 كيلومتر مربع (1% مساحت كشور) در جنوب غربي ايران بين دو مدار ׳49 ْ52 تا׳51 ْ54 طول شرقي از نصف النهار گرينويچ و׳29 ْ49 تا ׳31 ۫28 عرض شمالي از خط استوا قرار گرفته است از شمال به استان چهارمحال بختياري از شرق به استان اصفهان و فارس و از جنوب به استان فارس و بوشهر و از غرب استان خوزستان محدود است شكل (3-1). اين استان سرزميني كوهستاني است كه كوههاي زاگرس با رشته‌هاي موازي سراسر شمال و شرق آن را در برگرفته است و از نظر فيزيوگرافي و اكولوژيكي به دليل واقع شدن در ميان فلات مركزي و دشت‌هاي سواحل جنوبي داراي اقليمي بسيار متغير و در نتيجه پوشش گياهي متنوع مي‌باشد. حدود 5/4 استان از ارتفاعات و تپه ماهورهاي پرعارضه تشكيل شده است. هر چه در امتداد اصلي كوههاي زاگرس از شمال شرق به جنوب غربي نزديكتر شويم از ميزان ارتفاع كوهها و از مقدار بارندگي و رطوبت هوا بطور محسوسي كاسته مي‌شود و متوسط دما افزايش مي‌يابد. در واقع استان كهگيلويه و بويراحمد در امتداد رشته كوههاي كماني ‌شكل زاگرس- مكران واقع شده است كه از شمال و شمال غربي به جنوب شرقي كشيده شده است (وب سايت سازمان مديريت استان کهگيلويه و بوير احمد، 1387). منطقه مورد مطالعه با وسعت 308 هکتار در 15 کيلومتري جنوب شرقي ياسوج واقع در رويشگاه وزگ در استان کهگيلويه و بويراحمد و در محدوده ״ 55 ׳ 39 ْ51 تا ״10 ׳41 ْ51 طول شرقي و״ 35 ׳30 ۫30 تا ״ 0 ׳32 ۫30 عرض شمالي قرار گرفته است. حداقل ارتفاع منطقه از سطح دريا 2100 و حداکثر 2600 متر مي‌باشد (شکل 3-2).

شكل 3-1- موقعيت استان كهگيلويه و بويراحمد

شكل 3-2- موقعيت منطقه مورد مطالعه در ايران و در استان کهگيلويه و بويراحمد

3-1-1-زمين‌شناسي
اين محدوده از استان در بردارنده پاره‌اي از ويژگي‌هاي زمين‌شناسي و زمين‌ساختي دو واحد تكتونيكي ايران است که اين دو واحد عبارتند از: 1- كمربند رورانده زاگرس 2- كمربند چين‌خورده زاگرس. محدوده مورد مطالعه از نظر ژئومورفولوژي در کمربند چين‌خورده زاگرس واقع و سازندهاي تشکيل دهنده آن عبارتند است از سازندهاي سروك و ايلام با رخساره‌هاي از شيست‌هاي بيتومين‌دار و آهك‌هاي رسي، سنگ‌هاي آهكي نازك لايه هيپوريت‌دار تا ضخيم، لايه تيره رنگ (سازند سروك) و سنگ‌هاي آهكي روشن (سازند ايلام) به گونه‌اي ناپيوسته بر گروه خامي جاي گرفته است.

3-1-2- خاكشناسي
خاكهاي اين منطقه از استان كه در مناطق كوهستاني در برگيرنده پوشش زيباي جنگلهاي بلوط است طي دوران سوم زمين شناسي از زير آب بيرون آمده است و بر اساس مطالعات انجام شده خاكهاي اين مناطق را مي‌توان در چهار واحد فيزيوگرافي طبقه‌بندي نمود.
1- تيپ اراضي كوهها و شيب‌هاي تند
2- تيپ اراضي تپه ها و فلات‌ها
3- تيپ اراضي دشت‌هاي آبرفتي و دامنه‌اي
4- تيپ اراضي دشت‌هاي آبرفتي و رودخانه‌اي
بافت خاك در تيپ‌هاي مختلف متفاوت مي‌باشد اما بطور كلي در تيپ اراضي كوهها و تپه‌ها عمدتاً با سنگ و سنگريزه همراه بود و از بافت متوسطي برخوردار مي‌باشند و در تيپ اراضي دشت‌هاي آبرفتي و دامنه‌اي از بافت متوسط تا سنگين همراه مي‌باشد. مطالعات زمين‌شناسي، حاكي از آن است كه 5/1 مساحت استان را تپه ماهورها و اراضي نسبتاً مسطح تشكيل مي‌دهد كه زمين‌هاي زراعي در اين محدودها نيز اغلب بصورت جلگه و دشت‌ها مي‌باشند.

3-1-3- اقليم منطقه
استان كهگيلويه و بويراحمد در پيش‌رس جريانات باران‌زاي مديترانه‌اي است كه از جنوب غربي و غرب وارد كشور مي‌شود و مقدار قابل توجهي از رطوبت جريانات را به صورت ريزشهاي جوي دريافت مي‌كند. رژيم بارندگي منطقه مانند ديگر نقاط ايران مديترانه‌اي و در نتيجه داراي يك دوره خشكي 5 تا 8 ماهه است كه از اوايل ارديبهشت تا پايان آبان و گاهي تا آذرماه ادامه دارد (شكل 3-3). نزديكي به درياي خليج‌ فارس، متأثر بودن از جريانات بادهاي باران‌آور متفاوت داراي بارش نسبتاً فراوان است.

شكل 3-3- منحني آمبروترميك منطقه مورد مطالعه (ايستگاه ياسوج)

به طور کلي عوامل آب و هوايي منطقه مورد مطالعه را بر اساس اطلاعات نزديکترين ايستگاه هواشناسي مي‌توان به صورت زير خلاصه نمود :
1-ميزان متوسط بارندگي در منطقه 750 ميليمتر كه نسبت به متوسط بارش سالانه كشور (275 ميليمتر) بيشتر و از متوسط بارش جهاني يعني 860 ميليمتر، كمتر است.
2-ميزان بارش از سمت جنوب و جنوب غربي به طرف شمال و شمال غربي افزايش مي‌يابد.
3-ميزان متوسط بارندگي در فصل زمستان 60% و در فصول پائيز، بهار و تابستان به ترتيب 20% ، 14% و 6% مي‌باشد.

3-1-5- وضعيت اقتصادي و اجتماعي منطقه
استان کهگيلويه و بويراحمد داراي مساحت 16264 کيلومتر مربع و از پنج شهرستان با جمعيتي بالغ بر 634 هزار نفر مي‌باشد. تعداد زيادي از جمعيت اين استان در مناطق روستايي و با تکيه بر بخش کشاورزي زندگي مي‌کنند. از نظر منابع طبيعي، بر اساس نتايج مطالعات و ارزيابي منابع و قابليت اراضي که در سال 1353 در کشور صورت گرفت، حدود 1200000 هکتار از اراضي اين استان داراي قابليت اراضي جنگلي و مرتعي مي‌باشند (مطالعه‌ي توسعه اقتصادي و اجتماعي استان کهگيلويه و بوير احمد، 1374). حوزه آبخيز وزگ داراي مساحت کل، 3789 هکتار مي‌باشد. اين حوزه داراي دو شکل زندگي روستايي و عشايري، حدود 60 درصد پوشش جنگلي و 35 درصد پوشش مرتعي بوده و رودخانه وزگ که از 19 چشمه اين حوزه سرچشمه مي‌گيرد، در آن جاري مي‌باشد. همچنين در حوزه آبخيز وزگ سه روستاي وزگ، قلات مرکزي حميدآباد و رضاآباد و يک منطقه ييلاقي عشايري به نام دره باهي وزگ قرار دارد. مردم ساکن در روستاهاي اين حوزه عمدتاً به باغداري و زراعت و دامداري مشغول هستند (محمدي کنگراني، 1389).

3-2-روش جمع‌آوري داده‌ها
3-2-1- روش نمونه‌برداري از پوشش گياهي
پوشش گياهي منطقه بر اساس مکتب براون-بلانکه يا زوريخ- مونپليه مورد مطالعه قرار گرفت (قهرمان و عطار، 1377). در اين روش ابتدا با استفاده از نقشه توپوگرافي و با مراجعه به منطقه حدود آن روي نقشه مشخص گرديد. در مرحله بعد با استفاده از روش پلاتهاي حلزوني155 حداقل سطح قطعه نمونه به ابعاد 30*15 متر (450 متر مربع) محاسبه گرديد (شکل 3-4). محل استقرار قطعه نمونه اول به صورت تصادفي و قطعه نمونه‌هاي بعدي به طور سيستماتيک با فواصل يکسان (200 متر) در طول ترانسکت‌هايي در جهت شمالي-جنوبي مشخص شدند و در نهايت 61 پلات در طول 7 ترانسکت برداشت شد. برآورد پوشش گونه‌هاي درختي و درختچه‌اي به صورت عيني و به صورت درصد يعني برآورد دقيق پوشش تاجي با اندازه‌گيري سطح تاج پوشش پايه‌هاي هر گونه در داخل هر قطعه نمونه بيان گرديد (هدمن156 و همکاران، 2000.، گرانت و لونرگان157، 2001). جهت برداشت پوشش علفي در داخل هر پلات به صورت سيستماتيک چهار ميکرو پلات به ابعاد يک متر مربع (2*5/0 متر) (دانتيا و ايوانچي، 1994، هدمن و همکاران، 2000.، گرانت و لونرگان، 2001) برداشت شد و نوع گونه و درصد پوشش آن به روش براون- بلانکه (جدول 3-1) تخمين زده شد (کنت و کوکر، 1994.، مولر-دامبوس و النبرگ، 1974.، بريدنکمپ158 و همکاران ، 1986.، کواج159 و همکاران 1990 و فولس160 و همکاران، 1993). در اين جدول درصد پوشش براون-بلانکه به پوشش نسبي تبديل گرديد (فونتين161 و همکاران ، 2007).

شکل 3-4- منحني سطح – گونه منطقه مورد مطالعه

ميانگين‌پوشش(درصد)
پوشش (درصد)
توصيف پوشش
امتياز


نادر(يک فرد)، بدون پوشش
R


کم (3 تا20فرد) بدون پوشش
+
5/2
5-0
فراوان (20 تا 100 فرد) با پوشش کم
1
15
25- 5
خيلي فراوان (100 فرد)
a2
5/37
50- 25
متعدد کمتر از 50% پوشش
b2
5/62
75-50
متعدد کمتر از 75% پوشش
3
5/87
100- 75
متعدد بيشتر از 50% پوشش
4
جدول 3-1- فراواني پوشش براون بلانکه

3-2-2-نمونه‌برداري از عوامل محيطي
3-2-2-1-نمونه‌برداري از خاک
به منظور بررسي اثرات عوامل خاکي، در هر پلات 3 نمونه از خاک در عمق 20-0 سانتيمتري تهيه و با يکديگر مخلوط و يك نمونه تركيبي برداشت گرديد (مارانون162 و همکاران، 1999). نمونه‌هاي خاک بعد از انتقال به آزمايشگاه در معرض هوا خشک گرديد و با عبور از الك 2 ميليمتري قطعات بزرگ و ناخالصي‌ها جدا شد.

3-2-2-2-نمونه‌برداري از عوامل فيزيوگرافي
در هر قطعه نمونه اصلي، متغيرهاي ارتفاع از سطح دريا به متر به وسيله آلتيمتر، شيب به وسيله شيب‌سنج سونتو و جهت شيب با استفاده از قطب‌نما اندازه‌گيري شد. همچنين جهت آناليز خصوصيات محيطي مانند شيب دامنه در سه طبقه (جدول 3-2)، ارتفاع از سطح دريا در چهار طبقه (جدول 3-3) و جهات جغرافيايي در چهار طبقه (جدول3-4) ثبت شد.

کد
طبقات ارتفاعي(متر)
1
2250-2100
2
2400-2251
3
2550-2401

کد
طبقات شيب
1
30-10 درصد
2
50-31 درصد
3
70-51 درصد

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد استان لرستان، استان خراسان، استان همدان Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سي، اندازه‌گيري، گرديد