منابع پایان نامه ارشد درمورد آموزش و پرورش، عوامل خطر، تعلیم و تربیت، حقوق کودک

دانلود پایان نامه ارشد

ایفای نقش می کند. به عنوان مثال اگر محتوای کتب آموزشی به گونه ای طرح ریزی شود که بیاحترامی به فرهنگها و نژادهای مختلف آموزش داده شود قطعا بر روی رفتار دانش آموز نسبت به گروه های مختلف تأثیر می گذارد و منجر به رفتارهای پرخاشگرانه و مجرمانه علیه آن ها میشود. تحقیق انجام یافته در خصوص آموزش نژاد پرستی در برنامه های درسی اسرائیل، نشان میدهد که اسرائیلی ها در کتاب های درسی به ویژه کتاب های درسی دوره ابتدائی از یک سو نگرش منفی نسبت به اعراب را در ذهن و روح کودک و نوجوان اسرائیلی القا می کنند و آن ها را با صفات زشتی هم چون خزندگان، مار و افعی، دزد، وحشی و… وصف می کنند و از سوی دیگر با توصیف اسرائیلی ها به عنوان بهترین خلق خدا تمایل به جنگ را به عنوان تنها وسیله برای حفظ حقوق تاریخی خود در دانش آموزان تقویت می کند.128 در مقابل اگر محتوا منطبق بر ارزش و هنجار های مثبت و اخلاقی جامعه باشد درصد احتمال بروز این قبیل پرخاشگری ها و یا هر عمل خطر آفرین دیگری نسبت به گروهای خاص کاهش مییابد.

بند سوم : امکان رفع عوامل خطر
همانطور که در بند پیش ذکر شد، کاهش و رفع عوامل خطر یکی از عناصر مهم سیاست پیشگیرانه رشدمدار می باشد و این امر بیانگر امکان پذیر بودن رفع عوامل خطر می باشد.129
پیشگیری رشدمدار با تمرکز بر عوامل خطر درونی و ساختاری کودک از یکسو و عوامل خطر شناخته شده در محیط (خانواده ، مدرسه ، رسانه و گروه همسالان ) از سوی دیگر، رفع یا خنثی شدن عوامل خطر را بر اثر مداخلات پیشگیرانه ممکن می داند . این اصل متّکی به تحقیقات متعدد طولانی مدّتی است که طی آن ها با تأثیر گذاری بر عوامل خطر در ابعاد فردی و اجتماعی نتایج ارزشمندی در کاهش جرایم بر جای گذاشته است.130
اهمیت آموزش و مهم ترین ابزار آن یعنی کتب درسی از آن جا مشخّص می شود که همانطور که گفته شد برگشت پذیری از قابلیت های مهم انسانی است که با رفع عوامل سوء می توان به این مهم دست یافت. لذا برای جلوه گری این قابلیّت و رفع عوامل سوء ابزارهایی نیاز است که یکی از مهم ترین آن ها، تعلیم و تربیت در سایه ی نظام آموزش و پرورش و به طور خاص، اعمال از طریق کتب درسی است بنابراین اصل « امکان رفع عوامل خطر» تلاش برای تنظیم طرحی منسجم برای محتوای کتب درسی را توجیه می کند.
بند چهارم:تأثیر بیشتر مداخله در کودکی
دوران کودکی به دلایل گوناگون در مداخلات پیشگیری رشدمدار حائز اهمیت است. مطالعات روان شناختی نشان داده است که دوران کودکی و نوجوانی از حساس ترین دوره های زندگی فرد به شمار می آید زیرا توانایی ها و شناخت توان فردی کودک در این دوره افزایش مییابد.131 بدین معنا که در این دوران قدرت یادگیری انسان در اوج است، شخصیت وی در حال شکل گیری است و تثبیت ویژگی های شخصیتی و رفتاری و خصوصیّات روانی افراد تا حدود زیادی به چگونگی گذران این مرحله حسّاس بستگی دارد.
امروزه دلایل قوی در این مورد وجود دارد که مسیری که کودکان در سال های نخست شکلگیری شخصیتشان در پیش می گیرند آثار مادام العمری درآنان پدید می آورد. اوّلین تجربیّات کودک سنگ بنای وضعیّت فرا روی او را تشکیل می دهد. وجود عوامل خطر بزهکاری و رفتار ناهنجار را می توان به مثابه حرکت گلوله برفی دانست که باید برای مداخله در آن قبل از این که انحراف به حدی برسد که دیگر قابل هدایت نباشد اقدامی کرد.132
افزونتر بودن آثار مداخلات پیشگیرانه در دوره کودکی به این دلیل است که از دیدگاه پیشگیری رشدمدار، پیش رسی بزهکاری نشانه ی تداوم رفتار بزهکارانه در بزرگی است، بدین معنا که هر قدر افراد زودتر از سن متعارف مرتکب بزه شوند به همین میزان احتمال استقرار بزهکاری در آنان بیشتر از دیگران است.133 در مقابل با توجّه به اینکه کودکان و نوجوانان در حال طی کردن مسیر رشد هستند و هنوز شخصیتشان تثبیت نشده تأثیر مداخلات پیشگیرانه بسیار افزونتر است.
بر مبنای اهمیت ویژه دوران کودکی، در 35 سال اخیر، برنامه های ویژه اوایل کودکی نیز اهمیّت زیادی یافته است. امروزه دست اندرکاران آموزش و پرورش درصدد هستند تا به گونه ای از تعداد دانش آموزان با نیاز های ویژه و در معرض خطر بکاهند و همین امر موجب شده است که به کمک های مداخله ای توجّه زیادی بشود. زیرا در بسیاری موارد این کمک های مداخله ای اوّلیه، فرد را از مداخلات جدّی تر و پیچیده تر، بی نیاز می کند.134
مدرسه به عنوان نهادی که کودک در سنین حسّاس و تأثیر گذار بر روی شخصیت آینده و به تبع آن رفتار های وی در بزرگسالی، ارتباط بیشتر و مستمری با او دارد و در حقیقت نهاد رسمی تعلیم و تربیت و آموزش وی است، جایگاه ویژه ای در اعمال مداخلات پیشگیرانه از نوع رشدمدار دارد. نهاد مدرسه برای اعمال مداخلات پیشگیرانه ی رشدمدار از ابزارهای گوناگونی چون برنامه های فوق برنامه، جلسه های مشاوره درمانی، آموزش از طریق محتوای کتاب های درسی و… استفاده می کند. در این بین کتاب درسی به دلیل اینکه نقطه ی عطف دغدغه و تمرکز کودک محسوب می شود و مهم ترین برنامه ی تحصیلی وی می باشد از اهمیت بالاتری برخوردار است.کودک و نوجوان ساعات زیادی را به یادگیری محتوای این کتب اختصاص می دهد و ارزشیابی تحصیلی وی نیز بر مبنای همین کتب صورت می گیرد لذا بیشترین و اصلی ترین یادگیری در دوران مدرسه از طریق محتوای کتاب های درسی ایجاد می شود. واضح است این ابزار مهم پیشگیرانه فضای بازی را برای اعمال مداخلات مربوطه دارا می باشد. علی الخصوص کتاب هایی چون علوم اجتماعی، فارسی و تعلیمات دینی که امروزه تحت عنوان هدیه های آسمانی نام گذاری شده است و به لحاظ محتوایی ارتباط وسیعی با مداخلات پیشگیرانه از جرم دارد.
از آن چه تاکنون گفته شد می توان نتیجه گرفت که محتوا ی کتب درسی بیشتر در مورد عوامل خطر درونی می تواند مؤثر باشد هر چند نقش آن در مورد عوامل محیطی را نیز نمی توان انکارکرد. به عنوان مثال همانطور که قبلا ذکر شد وقتی فرد تحت تأثیر گروه همسالان نابهنجار قرار می گیرد با آموزش و آگاهی دادن از طریق این کتاب ها می توان اثر منفی همسالان را خنثی کرد. در هر صورت آن چه واضح و غیر قابل انکار است همانا جایگاه ویژه ی کتب درسی در مداخلات پیشگیرانه رشدمدار می باشد.
مبحث سوم: اسناد و قوانین در حوزه ی آموزش و پرورش و محتوای کتب درسی
کودکان و نوجوانان همانند سایر افراد یک جامعه، از حقوقی برخوردار می باشند که می توان گفت حقوق تربیتی از جمله مهم ترین آن هاست.
حقوق تربیتی کودکان، مجموعه حقوقی است که بیانگر امتیازات کودکان در بهره مند شدن از آموزش و پرورش در راستای شکوفایی استعدادها و استکمال خود در ابعاد مختلف جسمی، عاطفی، اخلاقی و… است. حقوقی همچون حق بهره مندی از آموزش رایگان برای همه، حقوق کودکان در تربیت اجتماعی، دینی و… . در راستای احیا و احقاق این حقوق، مجموعه ای از دستور العمل ها، ساز و کارها و قوانینی پدید آمده و خواهد آمد که نهادهای عهده دار وظیفه تعلیم و تربیت کودکان را مشخّص و ساز وکارهای آن ها را سامان مند و جهت دار می کند و به نوعی، نظام حاکم بر نهاد های آموزشی و پرورش را معین می کند135.در مبحث حاضر به تبیین اسناد و قوانین داخلی و بین المللی در این زمینه خواهیم پرداخت.
لازم به توضیح است، همانطور که در فصل گذشته ذکر شد بار اصلی تحقّق این حقوق بر عهده نظام آموزش و پرورش به عنوان نهاد رسمی تعلیم و تربیت در هر جامعه می باشد. این نهاد با استفاده از ابزارهای اجرایی خود موظّف است این رسالت را به انجام رساند . در این بین کتب درسی نیز به عنوان مهم ترین ابزار نظام آموزش و پرورش در راستای احقاق حقوق تربیتی، مشمول ضوابط و ساز وکارهایی می باشد که در ادامه به بررسی آن ها نیز خواهیم پرداخت.
گفتار اوّل: اسناد و قوانین بین المللی
بند اوّل: اسناد و قوانین بین المللی در خصوص اهمیت آموزش و پرورش
اسناد بین المللی کلیّه کودکان را بلا استثناء دارای حق آموزش و پرورش دانسته و با تعابیری همچون: «حق هر کس »، «هر کس حق دارد »، « آموزش همگانی»، « هر فردی » و « حق کودک» بر عمومیّت حق برخورداری از آموزش وپرورش تأکید کرده است، به عنوان نمونه به ذکر برخی از مصادیق این اسناد می پردازیم:
-ماده 13 میثاق بین المللی حقوق اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی: «کشورهای طرف این میثاق حق هرکس را برای آموزش و پرورش به رسمیت می شناسند… علاوه بر این کشور های طرف این میثاق موافقت دارند که آموزش و پرورش باید کلیهی افراد را برای ایفای نقش سودمند در یک جامعه آزاد آماده سازد….»
– بند الف ماده 26 اعلامیه ی جهانی حقوق بشر : «هرکس حق دارد از تعلیم و تربیت استفاده کند. تعلیم و تربیت باید حداقل در مورد آموزش ابتدایی و اساسی رایگان باشد. تعلیمات فنی و حرفه ای باید برای همه ممکن باشد. دسترسی به تعلیمات عالیه باید برای همه و بنا به شایستگی هرکس امکان پذیر باشد.»
-ماده 20 رهنمود های ریاض: «دولت ها متعّهدند که تعلیمات عمومی را در دست رس همه ی خردسالان و نوجوانان قرار بدهند.»
-مقدمه کنوانسیون مبارزه با تبعیض در امر تعلیمات : « با عنایت به اعلامیه جهانی حقوق بشر که اصل عدم تبعیض را تأیید می کند و حقّ مسلّم یکایک افراد بشر را به برخورداری از امر آموزش و پرورش اعلام می دارد، نظر به اینکه تبعیض در آموزشّ تجاوز به حقوقی است که در اعلامیه مذکور ذکر شده است، نظر به اینکه سازمان تربیتی و علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) طبق اساسنامه خود وظیفه دارد همکاری بین ملل مختلف به وجود آورد تا حقوق بشر در تمام کشورها نسبت به همه افراد رعایت شود و همه افراد از آموزش و پرورش به نحو مساوی برخوردار شوند ….»
-ماده 28 پیمان نامه به حقوق کودک: «1-کشورهای عضو حق کودک را برای برخورداری از آموزش به رسمیت شناسند و برای دستیابی به این حق، به صورت تدریجی و بر پایه ی فرصتهای برابر به ویژه اقدامات زیر را اعمال خواهند کرد:
الف) اجباری کردن و در دسترس قرار دادن آموزش ابتدایی رایگان برای همه.
ب) تشویق و ایجاد و گسترش انواع مختلف آموزش متوسط، از جمله آموزش عمومی و حرفهای، فراهم کردن و قرار دادن آن ها در دسترس همه کودکان و به عمل آوردن اقدامات مقتضی از قبیل ارائه آموزش رایگان و اعطای کمک های مالی در صورت نیاز.
پ)در دسترس قرار دادن آموزش عالی برای همگان براساس قابلیّت و از هر طریق مناسب.
ت)فراهم کردن اطلاعات و راهنمایی های آموزشی و حرفه ای و قرار دادن آن ها در دسترس همه کودکان.
ث)به عمل آوردن اقداماتی جهت تشویق همگان به حضور منظّم در مدارس و کاهش موارد ترک تحصیل.»
از آن جاکه هدف اسناد و مقررات بین المللی از تعیین حقوق کودکان، هدفی صوری و شکلی نیست که بتوان آن را به صرف وجود تشکیلاتی به نام آموزش و پرورش و نهادی به نام مدرسه و آن گاه حاضر شدن کودکان و نوجوانان در مدارس محقّق و خاتمه یافته تلقی کرد، بلکه هدف از تأکیدات مشابه و مکرّر در اکثر اسناد بین المللی درباره حقوق کودک در مورد حق دسترسی به آموزش و پرورش، درواقع دسترسی کودک به سیستم مطلوبی از تعلیم و تربیت است که بتواند نیازهای آموزش و پرورشی کودک را ارضا نموده و امکانات لازم و کافی را برای رشد وی و شکوفایی ابعاد مختلف شخصیت در اختیاش قرار دهد. به همین دلیل اسناد بین المللی علاوه بر لزوم دسترسی کودکان به امکانات آموزشی و پرورشی، ضرورت کیفیت و اهداف جامع آموزش و پرورش مطلوب را مورد تأکید قرار داده اند.136 براساس این اسناد حق دسترسی به آموزش و پرورش باید شامل رشد کامل شخصیت، استعدادها و توانایی های ذهنی و جسمی کودکان باشد. ماده 29 پیمان نامه حقوق کودک در این خصوص مقرر می دارد:
« 1-کشورهای عضو اتفاق نظر دارند که آموزش کودک باید در راستای اهداف زیر باشد:
الف) رشد شخصیت، استعدادها و توانایی های جسمی و ذهنی کودک تا حد امکان.
ب) افزایش احترام به حقوق بشر و آزادی های اساسی و اصول مندرج در منشور سازمان ملل متحد.
پ)افزایش احترام به والدین کودک، هویت

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد مهارت های زندگی، کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، تحلیل محتوا Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد تعلیم و تربیت، تحلیل محتوا، کتاب درسی، محتوای آموزشی