منابع پایان نامه ارشد درمورد آموزش و پرورش، تعلیم و تربیت، قرون وسطی، قانون اساسی

دانلود پایان نامه ارشد

وظایف فردی و به عنوان عضوی از جامعه، توسعه می بخشد. برقراری ارتباط با دیگران و فراگرفتن ارزش ها و اعتقادات اساسی، از مهم ترین اهداف اجتماعی شدن است که در سایه ی تعلیم و تربیت صحیح می توان بدان دست یافت.54
پس از ذکر مقدّمات فوق، در ادامه ابتدا بنا به ضرورت موضوع تاریخچه ای کوتاه از سیر آموزش و پرورش را بیان خواهیم کرد و در ادامه به بررسی نهاد های مؤثّر در امر تعلیم و تربیت و نقش آموزش و پرورش در پیشگیری از جرم خواهیم پرداخت.
گفتار اوّل: سیر تاریخی آموزش و پرورش (تعلیم و تربیت)
تعلیم و تربیت رسمی در طول عمر نسبتا طولانی خود که به بیش از سه هزار سال تاریخ مدوّن می رسد با فراز و نشیب های عدیده ای مواجه بوده است.
در اروپای قرون وسطی تعلیم و تربیت سرنوشتی غم انگیز و اسفناک داشته است. اگر تعلیم و تربیت را به کسب دانش و معرفت از یکسو و تعالی روح و کمال انسانی از سوی دیگر تعریف کنیم، در این صورت می توان با اطمینان گفت که اروپای قرون وسطی از هر دو این فضیلت محروم بوده است. مرحوم محمّد علی فروغی درکتاب سیر حکمت اروپا می نویسد: « در اروپای قرون وسطی نادانی و بی دانشی آن چنان غلبه داشت که حتی اوّلیاء دین هم از سواد و کمال بیبهره بودند.»55
در اروپای قرون وسطی علم و سواد مخصوص طبقه ی کشیش ها و یا متولیان کلیسا بود و دیگران از این امر بی بهره بودند. آموزشگاه ها و نهادهای آموزشی معمولا در صومعه ها و یا کلیساها تشکیل می شد و ارباب کلیسا بر آن نظارت داشت. هدف از آموزش و تربیت، آماده ساختن افراد برای وارستگی، عزلت از دنیا و دوری از گناهان و معاصی بود. روش های آموزشی با خشونت فراوان همراه بود و متعلمان از هر گونه آسایش جسمی و بدنی محروم بودند. محتوای تعلیم و تربیت از کتاب مقدس سرچشمه میگرفت و طبق نظر هرابنس میوروس درکتاب تربیت روحانیون، تنها از این طریق است که می توان به همه کمالات ممکن و دانش های لازم رسید و برای خدمتگزاری کلیسا آماده شد.56
نظام آموزشی_تربیتی اروپای قرون وسطی به هیچ وجه نمی توانست از فلسفه ی رایج زمان خود که همان فلسفه مدرسه ای ( اسکولاسیک) بود، متأثر نباشد و اگر از این دوران به عنوان عصر تاریکی علم و فکر یاد می شود، دلیلی جز این ندارد. این فسلفه دارای ویژگی های خاصی بود که از آن جمله می توان به: حجیت شمردن اقوال و آراء پیشینیان در حمل موضوعات و مسائل، عدم استقلال در فکر و آزادی در بیان، رأی و اندیشه و روی آوردن به روش جدل درکشف حقیقت اشاره نمود.57
درمورد نقش معلم، نظر رایج آن بود که وی باید بتواند هدایت روح متعلمان را بر عهده بگیرد و یکی از ضرب المثل های معروف این بود: «دربیان همه مهارت ها بزرگترین مهارت، هدایت روح است.». با این حال علی رغم این توصیه، یکی از مظاهر زشت و تأسف آور تعلیم و تربیت قرون وسطایی اروپا این بود که طلاب یا دانشجویان مورد احترام نبودند و در جوّی از بی اعتمادی تحصیلات خود را آغاز می نمودند.58
در همین ایام بود که دفتر تعلیم و تربیت به نحوی دیگر رقم خورد و در جدیدی در آن گشوده شد. هنوز بیش از یک قرن از دوران تاریک قرون وسطای اروپائی نگذشته بود که نوری از مشرق بدرخشید، اسلام متولد شد و بنای اوّلین عبادتگاه آن یعنی مسجد گذارده شد و همچنین اوّلین نهاد آموزشی نیز افتتاح یافت. پس از چندی با پایان یافتن جنگ بدر اوّلین مکتب، در معنی واقعی کلمه، به وجود آمد و آموزش دو مهارت اساسی خواندن و نوشتن آغاز گردید. چون این کار برعهده ی مسلمانان گذاشته شد، مکتب در معنای اصطلاحی آن، که علاوه بر آموزش قرآن برنامههای دینی، ملی و اجتماعی را نیز در برمی گرفت، تجدید سازمان شد و رونق روز افزون یافت. جلسه های بحث و احتجاج و یا به دیگر سخن، محافل ادبی که دارای جنبه های آموزشی و تربیتی بسیار نیرومند بودند، رواج گرفت و هر چند در زمان مأمون عباسی به اوج خود رسیدند امّا از نظر زمانی ریشه در عمل شخص پیامبر(ص) و خلفای راشدین داشتند و بلأخره خانه ها و منازل علماء فقها و محدّثان بود که به صورت مراکز آموزشی در آمد و طالبان علم و فرهنگ را به سوی خود فرا خواند.
تأسیس و حضور این مراکز متعدد تربیتی و فرهنگی همراه با غناء، قرآن کریم، خاصه آیات مربوط به خدا، جهان هستی و کائنات و نیز خطبه ها و کلمات و مسایل مربوط به جهان شناسی موجود در نهج البلاغه امام علی(ع) و علل و عوامل فراوان دیگر، زمینه را برای رشد و ایجاد نهادهای آموزش عالی فراهم کرد که اوّلین دانشگاه در معنای واقعی، و یا مسجدی در مدینه که امام صادق(ع) در آن تدریس می فرمود و حدود چهار هزار شاگرد داشت از آن جمله بود. در این حوزه و یا حلقه درس، جابربن حیان ازدی را می بینیم که پدر علم شیمی است و حدود 3 هزار اثر، اعم از کتابت و رساله، به او نسبت می دهند. همچنین زراره بن اعین و شاگردان مبرّز دیگری را میبینیم که تدوین اصول فقه جعفری را بر عهده می گیرند. در جناح دیگر زنادقه، مشرکان، مادّیون و یا دهری مسلکانی چون ابوشاکر دیصانی، ابن ابی العوجاء و حتی بلدالله بن مقفّع حضور دارند که با امام صادق (ع) به بحث و مذاکره می نشینند و جواب می گیرند.59
این نظام تربیتی با چنین زیر بنا و اساسی محکم و استوار، دیری نپایید که به بار نشست و با ارائه ابتکارات و نوآوری هایی که بسیاری از آن ها برای اوّلین بار در جهان اتفاق می افتاد توانست برتری و کارایی آن را به نمایش بگذارد.
در ایران باستان نیز، مشابه قرون وسطی، در دوران هایی آموزش و پرورش مخصوص طبقه ای خاص از اعضای جامعه بود.60 به مرور به دلایل متعدد نیاز بیشتری به دبیران و کارگزاران دولتی و مأموران مالیاتی احساس می گردد و از این رو آموزش و پرورش نسبت به گذشته تا حدی گستردهتر می شود. حتی ظاهرا تعداد بسیار معدودی از طبقات غیر اشراف و متوسط نیز از سواد و آموزش و پرورش اندکی برخوردار می گردند. در دوره ی قاجار و پیش از آن، مکتب خانه ها برای آموزش و تحت نظر آموزش یافتگان حوزه های علمیه تأسیس می شود. هدف از تعلیم در این مکتب خانه ها آشنایی مختصر با سوره های کوچک قرآن و اخلاقیات، شرعیت و الفبا بود. در این مکتب خانه ها نوشتن آموخته نمی شد و همه چیز شفاهی بود.61
نیمه ی اوّل قرن هجدهم میلادی دگرگونی های مهمی در ایران رخ داد که یکی از آن ها اقتباس آموزش و پرورش نوین از اروپا و تلاش شاهان و شماری از دولتمردان برای گسترش آن در شهرهای بزرگ آن روز و سپس در نقاط کوچکتر بود. لزوم تأسیس مدارس جدید و نارسایی مدارس قدیمی در برآورده کردن نیازهای آموزشی آن روز از سوی بسیاری از روشنفکران آن زمان با نگاه به فرهنگ، راه را به سوی تشکیل مدارس نوین هموار کرد. از جمله مدرسهی دارالفنون که توسط امیر کبیر تأسیس شد. با پیشرفت این مدارس، تحولی نیز در محتوای آموزشی رخ داد. مواد درسی که در این مدارس آموزش داده می شد عبارت بودند از: در کلاس اوّل کتاب «تعالیم الاطفال» تألیف مفتاح الملک و کتاب «علی » تألیف یحی دولت آبادی و چند کتاب دیگر از جمله کتاب کوچکی در باب جغرافیا و در سال های بعد عبارت بود از: تجوید قرآن، شرعیات از کتاب بدایه فارسی و….62
تاریخ آموزش و پرورش در ایران نشان می دهد که نخستین بار در نه آبان 1390 شمسی، مجلس شورای ملی، قانون اساسی معارف را تصویب کرد که در آن مدرسه به عنوان تأسیساتی برای تربیت اخلاقی، علمی و بدنی افراد دایر گردید.63 بر اساس قانون اساسی معارف، تعلیمات ابتدایی برای همه اجباری است و هرکس باید تا آن اندازه از معلوماتی را که دولت برای درجه ابتدایی معین نموده تحصیل نماید.64
در سال 1300 شمسی قانون شورای عالی فرهنگ جهت اداره امور کلیه مدارس تصویب شد. در سال های 1313- 1306شمسی، قوانین و تصویب نامه هایی درباره آموزش اجباری و رایگان در رابطه با دوره ی ابتدایی و همچنین آموزش غیر مجانی در دوره ی ابتدایی و همچنین آموزش غیر مجانی در دوره ی دبیرستان و عالی و تأسیس شبکه ی مدارس دولتی و روحانی و تأسیس دانشسرا و دانشگاه به تصویب رسید. برابر این مصوّبه، تمام مراکز تحصیلی، حتی مدارس و دانشگاه های غیر ایرانی، تحت نظارت وزارت فرهنگ قرار گرفت. تاسیس دانشسراهای مقدماتی و عالی برای تربیت معلم و دبیر، تاسیس دانشگاه تهران در سال 1312، گسترش مدارس در مراکز استان و شهرستان ها و بخش ها، ایجاد مدارس اکابر برای آموزش بزرگسالان درسال 1315 و اعزام دانشجو به کشورهای اروپایی به منظور استفاده از آنها در مراحل آموزشی کشور، از اهم اقدامات دولت در زمینه آموزش و پرورش از ابتدایی تا عالی بود. در قانون اساسی1322 خورشیدی دوره های تحصیلی عبارت بوده است از: آموزش ابتدایی شش سال و دوره متوسطه مشتمل بر دو دوره سه ساله که دوره اوّل عمومی و دوره دوم به بخش نظری و فنی و حرفه ای تقسیم می شد. در سال 1346 خورشیدی کلیه امور مربوط به دوره های تحصیلی به عهده وزارت آموزش و پرورش گذاشته شد. از سال 1345 به بعد به خاطر تحولات اجتماعی و دگرگونی های اقتصادی– اجتماعی که منجر به دگرگونی در ساخت جامعه شد، تغییر در برنامه های آموزش و تعیین اهداف جدید ضروری می نمود. لذا در راستای وصول به اهداف جدیدی چون تاکید بر سواد آموزی و تعمیم آموزش نیروی انسانی ماهر و متخصص، پرورش سیاسی برای مشارکت فعّال در زندگی سیاسی و اجتماعی و آگاهی به حقوق اجتماعی و احترام به قانون، پرورش ذوق هنری و جسمی ( تربیت بدنی )، تاکید بر اخلاق و فلسفه اجتماعی، تغییراتی اصولی در تشکیلات و برنامههای آموزش و پرورش به وجود آمد. به علاوه در این دوره برای انتقال قدرت تصمیم گیری از مرکز به سطوح پایین و ایالات، اقدامات مفیدی در منطقه ای کردن آموزش و پرورش به عمل آمد و به موجب آن اختیاراتی در جهت تصمیم گیری های لازم به شوراهای منطقه ای تفویض شد.65

گفتار دوم: نهادهای مؤثّر در تعلیم و تربیت
هانری مندراس، نهاد اجتماعی را مجموعه ای از هنجارها می داند که در یک دستگاه اجتماعی به کار بسته می شود و قانونی بودن یا نبودن هر چیز را در آن دستگاه تعریف می کند. در این معنا ازدواج، خانواده، مدرسه و… از نهادهای اجتماعی هستند.66
انسان در طول حیات خویش مراحل متعددی از رشد را طی می کند که در هر یک از این مراحل در موقعیت ها و گروه های مختلفی قرار می گیرد. تربیت نیز بر همین اساس مراحلی دارد که هر مرحله، متولّی خاص خود را می طلبد. افراد و گروه های مختلفی بر روی تربیت و به تعبیر دیگر جامعه پذیری فرد اثر می گذارند.67 در این جا به شناسایی اهم این موارد خواهیم پرداخت.
لازم به توضیح است که علاوه بر نهاد های زیر نهاد هایی چون پلیس نیز دارای برنامه های تربیتی تاثیر گزار می باشند ولی در عین حال یک آکادمی آموزشی (اعم از رسمی یا غیر رسمی) مستقل محسوب نمی شود به این معنا که فرد مکرّرا با حضور در بطن این نهاد آموزش نمی بیند بلکه نیروی انتظامی هم برنامه های آموزشی خود را اغلب از طریق رسانه ها یا حضور در مدارس به مخاطبان منتقل می کند.
بند اوّل: خانواده
خانواده اجتماع ثابت، قانونی و شرعی پدر و مادر و فرزندان است که مبتنی بر حقوق و تکالیف متقابل می باشد. خانواده مدل های مختلفی دارد(محدود و گسترده، والدینی و والدی و…) که خود این ساختارها بر نوع تربیت فرد تأثیر می گذارد بدین معنا که ساختار معیوب خانواده بر شخصیت فرد و جامعه پذیری وی لطمه وارد خواهد کرد.
خانواده کارکردهای متعددی دارد که یکی از مهم ترین آن ها جامعه پذیری و تربیت فرزندان است. والدین باید بتوانند هنجارها را به درستی به فرزندان آموزش بدهند. در اهمیت نهاد خانواده همین بس که سنگ بنای جامعه است. هرگونه اقدام و رشد اجتماعی درسایه ی خانواده حاصل می شود و عامل ثبات و سازش اجتماعی است، لذا سعادت جامعه تا حد زیادی در گروه آن است.68
بند دوم: گروه همسالان
همسالان و دوستان تأثیر مهمی در تربیت فرد دارند و می توان گفت یکی از مهم ترین عوامل اجتماعی شدن کودکان و نوجوانان به حساب می آیند. آن ها از طرق مختلف بر یکدیگر تأثیر

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد تعلیم و تربیت، ارتکاب جرم، آموزش و پرورش، امام خمینی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد آموزش و پرورش، تعلیم و تربیت، جامعه پذیری، کودکان و نوجوانان