منابع پایان نامه ارشد درمورد آموزش و پرورش، پردازش اطلاعات، معلمان مدارس، روش شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

ارتباط بين بخش سنتي معلمان و دبيران و بخش نوين (پژوهشگران و نوآوران) نظام آموزش، بهبود يابد و شکاف فاصله موجود بين آنها کم شود.
2. وسايل ارتباط جمعي مي توانند ابزار مهمي براي حرکت نظام آموزشي به سوي نوگرايي باشند. اما با توجه به نتايج تحقيق نتوانسته اند با ايجاد رغبت و جلب مشارکت آنان، همگرايي مطلوبي را بين آنان ايجاد کنند.
3. رسانه هاي جمعي مي توانند با ايجاد بستر مناسب فرهنگي و اشاعه آگاهي هاي علمي، زمينه اجراي سريع تر و بهتر طرح هاي نوين را فراهم کنند.
4. براي تغيير در نگرش ها و عقايد معلمان و دبيران آموزشي و توجيه آنان براي اجراي طرح هاي نوين بايد از نشريات علمي و تخصصي به ويژه نشريات آموزش و پرورش بهره گرفت تا با مطرح کردن مطالب علمي و شيوه هاي نوين و برجسته سازي آنها فرآيند نوآوري را تسهيل کرد.
5. ضرورت دارد که ديدگاه ها، نظرات و تجربيات معلمان از طريق نشريات تخصصي به گوش مسئولان و معلمان ديگر برسد تا به نوعي احساس کنند در دگرگوني و تغيير نظام آموزشي نقش دارند.
6. لازمه تداوم نوآوري، تغييراتي بنيادي در شيوه هاي تصميم گيري است. واحدهاي تصميم گيري در نظام اموزشي، نوآوري هايي ايجاد مي کنند و معلمان آنها را مي پذيرند در حالي که به نتايج آن باور ندارند. بدون پذيرش اختياري نوآوري، ايجاد تغيير بسيار ناپايدار است. براي اينکه تصميم جديدي به مرحله عمل درآيد،زمان لازم است اما بيشتر مواقع در اين مورد غفلت مي شود.
7. انجمنهاي علمي،گردهماييها و همايشها در توسعه،گرايش ها و بينشهاي آموزشي بسيار اهميت دارند.
8. راه هاي ارتباطي مناسب در نظام آموزشي مي توانند کمک کنند که معلمان، نوآوري ها را باور کنند. يکي از اين راه هاي مناسب، ارتباطات فردي و خصوصي در اشاعه نوآوري هاست.
9. استفاده از کارشناس ارتباط به عنوان مشاور، در اشاعه نوآوري هاي آموزشي ، ضروري است.
” کوزما ” نيزدرمقاله‌اي‌تحقيقي با عنوان «فناوري، نوآوري و تغييرات آموزشي؛ يک چشم انداز جهاني» را در کنفرانس فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش در سال 2002 ارايه داد. وي در اين مطالعه با اشاره مختصر به اجراي پروژه «ماژول 2» مي گويد: برنامه ماژول 2، افزايش تعداد کامپيوترها در مدارس، افزايش دسترسي به اينترنت و تغيير در پاراديم هاي تعليم و تربيت بوده است. وي استفاده از فناوري را در اشاعه و به کار گيري نوآوري مورد تاکيد قرار مي دهد و معتقد است براي ايجاد تغيير لازم است نوآوري را پشتيباني نمود. همچنين در اين گزارش آمده است، در کشورهاي مورد مطالعه از اصلاحات آموزشي و پتانسيل فناوري اطلاعات و ارتباطات براي توسعه نوآوري آموزشي و پيشرفت دانش آموزان حمايت مي شود. سياستگذاري هاي ملي و محلي چشم اندازهاي کلي و خاص و نيز برنامه هاي حمايت از نوآوري با استفاده از فناوري را نيز تهيه کرده اند. همچنين گزارش ها درباره فناوري اطلاعات و فعاليت هاي کلاسي حاکي از به کارگيري اين ابزار براي اجراي تحقيقات گروهي دانش آموزان، مديريت اطلاعات از سوي معلمان و دانش آموزان و توسعه ارتباطات بيروني و اشاعه نوآوري دارد (امام جمعه، 1384).
در مورد به کارگيري نوآوري به گفته ريچ (1981)، پژوهشگراني که در زمينه به کارگيري نوآوري فعاليت مي کنند، به دنبال اندازه گيري ميزان جمع آوري اطلاعات مربوط به نوآوري، پردازش و بهره برداري از آنها هستند. پردازش اطلاعات مربوط به نوآوري و امتحان روايي و پايايي آنهاست. در فرآيند به کارگيري نوآوري ممکن است پذيرش يا رد آن را به دنبال داشته باشد. پژوهشگراني که به مطالعه به کارگيري دانش مي پردازند، ممکن است به علت بروز تغييرات منظم در افراد، سازمان ها و جوامع توجه نمايند. آنها همچنين ممکن است به استفاده کاربردي، استفاده ادراکي، استفاده تطبيقي، استفاده انتخابي، استفاده نابهنگام، عدم استفاده، توقف در استفاده و استفاده نادرست توجه کنند.
مورين دابينز و همکارانش با استفاده از مدل راجرز در سال 2002 “چارچوبي را به منظور اشاعه و به کارگيري نوآوري براي اعمال سياست هاي بهداشتي – مراقبتي” ارايه دادند. اين چارچوب نشان مي دهد که فرآيند به کارگيري نوآوري در تصميم گيري هاي بهداشتي – مراقبتي تحت تاثير ويژگي هاي مختلفي قرار مي گيرد که به فرد، سازمان، محيط مربوط مي شوند. اين چارچوب همچنين روابط پيچيده به کارگيري نوآوري را با استفاده از پنج مرحله نوآوري راجرز نشان مي دهد. اين مراحل عبارتند از: دانش، ترغيب، تصميم، اجرا و تاييد. اگرچه اين چارچوب به صورت خطي نمايش داده مي شود، ولي بايد به خاطر داشت که فرآيند اتخاذ نوآوري به صورت خطي رخ نمي دهد (به نقل از ملايي نژاد، 1385).
در پژوهش ديگري که توسط سو هريس و آليسون کينگتون با عنوان استفاده از ” فناوري اطلاعات و ارتباطات در کلاس هاي درس نوين” که در مدارس اين کشور در سال 2002 انجام شد، اشاره مي شود که در اجراي موفقيت آميز نوآوري ها در اين مدارس عوامل متعددي سهيم هستند که مهم ترين آنها عبارتند از:
– تجربه قبلي با نوآوري (هم با فناوري و هم بدون آن)
– حمايت مديريت ارشد، نه تنها براي اجراي شيوه هاي جديد بلکه براي پرداختن به مشکلات مالي احتمالي
– حضور تعداد زيادي از کارکنان آموزشي مدرسه به گونه اي که فرهنگ حاکم بر مدرسه به صورت مشارکتي و حمايت متقابل گردد.
– تمايل به انجام ريسک واقدام به انجام کارهايي که ميزان موفقيت آنها مشخص نيست(امام جمعه،1384).
تحقيقات اندکي با موضوع نوآوري آموزشي در ايران به اجرا درآمده است. حسني (1385)، در مقاله علمي – پژوهشي خود با عنوان الگويي براي اشاعه نوآوري در نظام آموزش و پرورش ايران معتقد است در بررسي سير تحول نظام جديد آموزش و پرورش ايران، نوآوري ها به روش بخشنامه اي و دستوري بر بدنه نظام آموزشي تحميل شده اند. لذا در موارد زيادي ميزان موفقيت نوآوري در ورود به مدرسه، کلاس و فرآيند ياددهي – يادگيري دانش آموزان کم بوده و گاهي هم با شکست مواجه شده است. در اين تحقيق به الگوي رايج در انتخاب،اشاعه وبه کارگيري نوآوري درنظام آموزشي ايران اشاره شده و چهارمرحله را درآن تشخيص مي دهد:
1. انتخاب و گزينش نوآوري (تصميم گيري)
2. تبديل نوآوري به دستور العمل يا شيوه نامه (انطباق با تشکيلات)
3. ارسال و ابلاغ دستورالعمل (ارتباط با سطوح زيردست)
4. اجرا توسط زيردستان
اين الگو با توجه به تمرکز شديد در تصميم گيري شبيه نصب کردن يک قطعه مکانيکي در يک سيستم مادي يا خط توليد يک کارخانه است. در اين الگو، تصميم گيرندگان مشخص مي کنند که چه چيزي بايد تغيير کند و مجريان نقش چنداني در تصميم گيري ها ندارند. وي اين الگو را الگويي مکانيکي و به نقل از کايزر آن را ناقص و نامناسب براي نظام آموزشي مي داند.
حسني در اين تحقيق الگويي “تقاضا مدار” براي اشاعه نوآوري در نظام آموزشي ارايه مي دهد. اين الگو ضمن توجه به شرايط اجتماعي انتشار نوآوري ها و ارايه معيارها و شرايطي براي اجراي آنها در مدرسه، بنياد پذيرش و اجراي نوآوري را بر تصميم گيري گروهي در مدرسه بنا مي نهد که مراحل زير را شامل مي شوند:
“توليد نوآوري، اصلاح و متناسب سازي، انتشار و اطلاع رساني، پذيرش، ايجاد آمادگي و تقاضا، بررسي تقاضاي مدرسه، پشتيباني از مدارس متقاضي اجراي نوآوري و بازخورد اصلاح” . وي در ادامه مي گويد: بهبود در نظام آموزشي مستلزم تحول است و در روند تحول حداقل دو مرحله متمايز قابل تشخيص است؛ نخست، طراحي نوآوري مناسب يعني توليدودوم جايگزين کردن نوآوريهاي توليد شده با الگوهاي قديمي يعني اشاعه.
حسني معتقد است اين الگو از منظر فلسفي بر اراده و اختيار آدمي استوار است و با راهبرد اساسي در مديريت نظام آموزشي يعني حرکت به سوي تمرکز زدايي، به ويژه مديريت مدرسه محور، تناسب و هماهنگي نسبي دارد، زيرا در اين الگو اساس پذيرش نوآوري و کاربست آن،تصميم مدرسه و اولياي آن است(حسني، 1385).
منطقي (1384) نيز در تحقيق خود با عنوان “بررسي نوآوري هاي آموزشي در مدارس” نشان داد که بيشترين نوآوري هاي آموزشي معلمان و افراد اجرايي- آموزشي در شرايطي به وقوع مي پيوندد که نوآوري آموزشي عمدتاً در گرو ابداع و ابتکار خود فرد باشد. در اين پژوهش نوآوران در زمينه به کارگيري نوآوري ها، از مقاومت هاي بسيار سازمان آموزش و پرورش، مسئولان ادارات و نواحي و مناطق آموزشي، مديران مدارس، معلمان همکار، اولياي و گاه خود دانش آموزان در برابر نوآوريهاي آموزشي خويش ياد کرده اند. لذا محقق ضرورت فرهنگ سازي در زمينه نوآوريهاي آموزشي را در سطح آموزش و پرورش و جامعه پيشنهاد مي دهد.

فصل سوم

روش شناسی تحقیق

در اين فصل، نوع و روش تحقيق، ابزار گردآوري داده‌ها، جامعه آماري، حجم نمونه، روش نمونه‌گيري و شيوه تجزيه و تحليل داده‌ها به طور مبسوط مورد بررسي قرار گرفته است.

3-1. روش تحقیق
يكي از رایج ترین انواع تحقيقات، تحقيق توصيفي‌ مي‌باشد. این نوع تحقيق آنچه را كه هست، توصيف و تفسير مي‌كند و به شرايط و روابط موجود، عقايد متداول ، فرايندهاي جاري ، آثار مشهود يا روندهاي در حال گسترش توجه دارد(خاكي به نقل از جان بست42،1388). بنابراين پژوهش حاضر به لحاظ روش، از نوع توصيفي و به دليل ميداني بودن( پهنانگر) آن پيمايشي و در طبقه بندي‌تحقيقات بر اساس هدف، به دليل كاربردي ‌بودن، از نوع پژوهش هاي‌كاربردي‌ مي باشد، كه در اين روش با توجه به عملکرد مديران به عنوان متغير ملاک، سبک‌هاي رهبري مديران به عنوان متغيرهاي پيش بين مورد شناسايي قرار گرفته است. در اين پژوهش سبك هاي رهبري مديران در شش طبقه دسته بندي شده اند، با توجه به انتخاب تصادفي اوليه، ناظر بر اين معني است كه تقريباً‌تنها تفاوت مديران در عملكردشان در سبك هاي منتخب رهبري آنهاست (كه به عنوان موضوع مورد مطالعه)، که از ا ين جنبه مورد مقايسه قرار می گیرند.
3-2. جامعه آماري
در اين پژوهش جامعه آماري مورد بررسی معلمان مدارس ابتدايي شهر قم می باشد،که عبارتند از معلمان پايه هاي اول تا ششم و ساير معلماني که در مدارس با عناوين مختلف(مانند مربي پرورشي، ورزش، بهداشت و..)در سال تحصیلی92-1391درمدارس مشغول به خدمت مي باشند که این تعداد 3491 نفر در چهار ناحیه آموزش و پرورش شهر قم می باشد.
3-3. حجم نمونه و روش اندازه گیری
بر اساس محاسبات از طریق جدول مورگان 346 نفر نمونه آماری مورد مطالعه می باشد.

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد آموزش و پرورش، عوامل بازدارنده، کاهش استرس، صاحب نظران Next Entries پایان نامه با کلید واژه های محدودیت ها، جامعه آماری، تحلیل اطلاعات، تمرینات مقاومتی