منابع پایان نامه ارشد درمورد آمریکای لاتین، دانشجویان، مکتب شیکاگو، ریاست جمهوری

دانلود پایان نامه ارشد

گذاشته بود. موفقیتهای دهه1950 در اقتصادهای مدیریت شده(در شمال پیرو مکتب کینز و در جنوب توسعه گرا) روزهای تیره و تاری را برای بخش اقتصاد دانشگاه شیکاگو رقم میزد. رقبای اصلی شیکاگویی ها در دانشگاههای هاروارد، ییل234 و آکسفورد235 برای رام کردن بازار، مرتباً طرف مشورت دولتمردان بودند اما ایده های جسورانه فریدمن ناظر بر اینکه گذاشته شود بازار حتی آزادتر از گذشته به راه خود رود، تقریباً مورد علاقه هیچکس نبود. با وجود این معدودی از صاحبان قدرت، شدیداً به ایده های مکتب اقتصادی شیکاگو، علاقه نشان میدادند. برای روسای شرکتهای چند ملیتی آمریکا، دست و پنجه نرم کردن با کشورهای در حال توسعه که آشکارا کمتر پذیرای شرکتهای مزبور بودند و مقابله با اتحادیه های کارگری قویتر در خود آمریکا با مطالبات روزافزونشان، سالهای شکوفایی پس از جنگ را تبدیل به اوقاتی دلهره آور کرده بود. اقتصاد به سرعت در حال رشد بود و ثروت عظیمی خلق میشد ولی مالکان و صاحبان سهام شرکتها مجبور بودند با پرداخت مالیات بر درآمد شرکت و دستمزد کارگران، مقدار زیادی از آن ثروت را بازتوزیع کنند. کار و بار همه شان خوب بود ولی بازگشت به قواعد اقتصادی دوره پیش از اصلاحات نوین، میتوانست وضع چند نفری را خیلی بهتر از اینها کند. انقلاب مبتنی بر قواعد مکتب کینز علیه اقتصاد آزاد، هزینه زیادی برای بخش خصوصی دربرداشت. روشن بود که بازپس گیری آنچه از دست رفته، مستلزم یک حرکت ضد انقلابی علیه سیاستهای اقتصادی کینزی است یعنی بازگشت به سرمایه داری ای که حتی در قیاس با پیش از رکود بزرگ هم، کمتر تابع مقررات باشد. وال استریت236 نمیتوانست رأساً رهبری چنین نهضتی را برعهده گیرد چون به ثروتمندان راهزن، شهره میشدند. اینجا بود که مکتب اقتصادی شیکاگو وارد صحنه شد چرا که اگر فریدمن صاحب مهارت در بحث و جدل، همین استدلالها را بکند، آنوقت همه چیز شکلی متفاوت به خود میگرفت. شاید استدلالهایش بعنوان افراطی یا انحرافی رد میشدند اما در مقایسه با یک سرمایه دار کلان، نظرات این استاد دانشگاه، شدیداً رنگ و بوی بی غرضی علمی به خود میگرفت. مزایای عظیم کانالیزه کردن نظرات شرکتها از مسیر نهادهای آکادمیک یا به ظاهر آکادمیک نه فقط مکتب اقتصادی شیکاگو را از سیل کمکهای مالی برخوردار کرد، بلکه در مدتی کوتاه، شبکه ای جهانی از ستادهای فکری دست راستی را نیز ایجاد کرد که سربازان پیاده نظام این نهضت را در سراسر جهان، پشت سرهم، بیرون میداد. ترجیع بند تکراری همه این سربازان، پیام قاطع فریدمن بود مبنی بر اینکه سیاستهای اصلاحات نوین روزولت، همه چیز را خراب کرد و از آن موقع بود که کشورهای بسیاری از جمله آمریکا به بیراهه رفتند. فریدمن برای بازگرداندن دولتها به مسیر صحیح، در کتاب سرمایه داری و آزادی، مطالبی را طرح کرد که بعدها به دستورالعمل بازار آزاد جهانی و در آمریکا به برنامه کار اقتصادی جنبش نومحافظه کار تبدیل شد100. 1- دولتها باید تمام قواعد و مقررات موجود بر سر راه انباشت سود را از میان بردارند. 2- دولتها باید داراییهای تحت اختیارشان را که شرکتها بتوانند به نحو سودآوری اداره کنند به فروش بگذارند.3- دولتها باید تأمین مالی برنامه های اجتماعی را به میزان چشمگیری کاهش دهند. درون این فرمول سه قسمتیِ حذف مقررات، خصوصی سازی و کاهش هزینه های خدمات رفاهی و اجتماعی دولت، فریدمن جزئیات کار را به تفصیل ارائه داده بود. مالیاتها در صورت ضرورت وجود، باید اندک باشد و از دارا و ندار با یک نرخ ثابت غیرتصاعدی وصول شود. شرکتها باید آزاد باشند که محصولاتشان را هرجای دنیا که خواستند بفروشند و دولتها نباید برای حمایت از صنایع محلی یا حمایت از مالکیت سرمایه داران محلی برصنایع، هیچ تلاشی به خرج دهند. همه قیمتها از جمله قیمت نیروی کار، باید بوسیله بازار تعیین شوند. وی در کتابش، خصوصی سازی عرصه های بهداشت و خدمات درمانی، پست، آموزش و پرورش، سازمان بازنشستگی و حتی پارکهای ملی را مطرح کرد. او بدنبال درهم شکستن اصلاحات نوین روزولت بود. البته مکتب شیکاگو بیش از این را مطالبه میکرد و میخواست آنچه را کارگران و دولتها طی چند دهه پرجوش و خروش به صورت پروژه های بزرگ دولتی با یکدیگر بنا کرده بودند، مصادره کند. داراییهای دولتی که فریدمن مصّر به فروششان بود، محصول نهایی سالها سرمایه گذاری منابع مالی عمومی و دانش فنی بود که به ساخت آن داراییها انجامیده و به آنها ارزش بخشیده بود. از نظر فریدمن، این ثروتهای عمومی باید به بخش خصوصی منتقل میشد. دیدگاه فریدمن اگرچه همیشه در لفافه ای از واژگان ریاضی و علوم بیان میشد ولی دقیقاً با منافع ابرشرکتهای چند ملیتی منطبق بود که به اقتضای طبیعتشان، تشنه بازارهای عظیم عاری از مقررات بودند. در مرحله نخستِ گسترش سرمایه داری، استعمار با کشفِ کذایی سرزمینهای جدید و تصرف اراضی بومیان، بدون پرداخت هیچ گونه وجهی و سپس استخراج ثروتهای آن اراضی بدون پرداخت تاوانی به ساکنان محلی، امکان بروز این نوع رشدِ آزمندانه را فراهم کرد. جنگ فریدمن علیه دولت رفاه و دولت بزرگ، سرچشمه تازه ای از ثروتهای بادآورده را نوید میداد. درینجا دولت، سرحد جدیدی بود که باید فتح میشد و خدمات عمومی و داراییهایش به بهایی بسیار کمتر از آنچه می ارزید، به حراج گذاشته میشد. در آمریکای دهه1950، حتی با حضور آیزنهاور237 جمهوریخواه دوآتشه در کاخ سفید، هیچ شانسی برای چرخش ریشه ای به راست، طبق نظرات مکتب شیکاگو وجود نداشت چرا که رأی مردم برای دور بعد مورد نیاز بود. اما آیزنهاور برای بیرون از ایالات متحده ظاهراً بسیار مشتاق بود که برای شکست سیاستهای اقتصادی توسعه گرایی اقداماتی سریع و ریشه ای صورت دهد و این مبارزه ای بود که دانشگاه شیکاگو سرانجام در آن نقشی محوری برعهده گرفت. این ایده که آمریکای لاتین نیز حق دارد سیاستهایی مانند اصلاحات نوین روزولت را درپیش گیرد، دشمنان قدرتمندی داشت. زمین داران فئودال آمریکای لاتین از وضعی که پیشتر حاکم بود راضی بودند، تا سودهای سرشار ببرند و از خیل نامحدود دهقانان فقیر در زمینهای زراعی و معادن خود، بهره کشی نمایند. شرکتهای آمریکایی و اروپایی فعال در آمریکای لاتین نیز به دولتهایشان گلایه میکردند که محصولاتشان در مرزها متوقف میشود و کارگرانشان نیز دستمزد بیشتری میطلبند و حتی ممکن است از معادن تحت مالکیتشان تا بانکها، ملی شوند. فشار شرکتهای بزرگ، جنبشی را در محافل سیاست خارجی آمریکا و بریتانیا به راه انداخت تا دولتهای توسعه گرا را به درون منطق دوشقی جنگ سرد بکشانند(یعنی با سرمایه داری باشند وگرنه با کمونیسم محسوب میشوند). این محافل به دولتمردان خود هشدار میدادند که نگذارید ظاهر میانه رو و دموکراتیک دولتهای توسعه گرا، خامتان کند زیرا ملی گرایی جهان سوم، گام نخست در مسیر استبداد کمونیسم است و باید در نطفه خفه شود. ازجمله اعضای این محافل برادران دالس238 بودند که وکالت شرکتهای متضرر از توسعه گرایی را در دفتری حقوقی بر عهده داشتند. با ورود این برادران به دولت(یکی وزیر خارجه آیزنهاور و دیگری رئیس سازمان جدیدالتأسیس سیا)، نتایج تفکر چنین محافلی بی درنگ آشکار شد. اولین کودتاهای سیا در1953 و1954، شکل گرفتند و عجیب اینکه هر دوی این کودتاها علیه دولتهای جهان سومی صورت گرفتند که بیشتر با کینز وجه اشتراک داشتند تا با استالین، یعنی دولتهای دکتر محمد مصدق در1953 بعنوان اولین کودتای سیا و دولت آربنز در گواتمالا در1954. اما چون توسعه گرایی در قیف جنوبی آمریکای لاتین ریشه دوانیده بود، ریشه کن کردن آن دشوارتر بود. رسیدن به راهی برای هدف مزبور، موضوع بحث پترسون239 رئیس اداره همکاریهای بین مللی ایالات متحده در شیلی(که بعدها به آژانس آمریکایی توسعه بین مللی تبدیل شد101) و شولتز240، رئیس دانشکده اقتصاد دانشگاه شیکاگو، دو آمریکایی بود که در1953 در سانتیاگوی شیلی با هم ملاقات نمودند. نفوذ آزار دهنده پِربیش و همکارانش، فکر پترسون را بیش از پیش به خود مشغول کرده بود لذا بدنبال تغییر افراد با هدف تاثیرگذاری بر امر آموزش بود تا ترکیب فعلیِ از نظر او بسیار بد، عوض شود. شولتز نیز عقیده داشت که کشورهای فقیر فقط از طریق رابطه با آمریکا و پی گرفتن راه و روشِ مورد توصیه آمریکا برای رسیدن به توسعه اقتصادی، باید برنامه های نجات اقتصادی خود را طراحی کنند تا اقدام کافی برای مبارزه با کمونیسم، صورت گیرد. این دو تلاش کردند تا سانتیاگو یعنی کانون اقتصاد دانان دولت محور را به ضد خود یعنی آزمایشگاهی برای جدیدترین تجارب بازار آزاد، تبدیل کنند و چیزی را دراختیار فریدمن قرار دهند که آرزویش را داشت: کشوری برای آزمودن نظریاتش. در این طرح،آمریکا مخارج اعزام دانشجویان شیلیایی برای تحصیل در رشته اقتصاد در دانشگاه شیکاگو را تأمین میکرد و مخارج شولتز و همکاران دانشگاهی اش را برای انجام پژوهش درباره اقتصاد شیلی و استادان شیلیایی را نیز میپرداخت. این پروژه در سال1956، رسماً آغاز شد و تا1970، صد دانشجوی شیلیایی عازم شیکاگو شدند. این برنامه در سال1965 به دانشجویان سراسر آمریکای لاتین، گسترش یافت و تأمین مالی آن از طریق بنیاد فورد241 صورت میگرفت. این پروژه چیزی بود که خط سیر تاریخ منطقه و حتی جهان را شکل داد. دانشجویان دانشگاه شیکاگو به بررسی برنامه های قوی تأمین اجتماعی، حمایت از صنایع ملی، موانع تجاری در مقابل واردات و برنامه کنترل قیمت در شیلی میپرداختند تا نیاز به اصلاح آنها را ملکه ذهن خود نمایند و یاد میگرفتند که تلاشهای دولت برای کاهش فقر را تحقیر کنند. بسیاری از پایان نامه های آنان به تشریح بلاهتهای سیاستهای اقتصادی توسعه گرایی در آمریکای لاتین، اختصاص داشت. نظامهای بهداشت و درمان و آموزش و پرورش شیلی که در آمریکای لاتین جزء بهترینها بود، بعنوان تلاشهای ابلهانه شیلی برای زیستن ورای امکانات توسعه نیافته اش، قلمداد میشد. بازگشت این دانشجویان به شیلی موجب راه اندازی مکتب شیکاگو در شیلی گردید با همان ادعای مصرانه نسبت به شناخت ناب و علمی اقتصاد. از این پس صدها نفر میتوانستند در خود شیلی به این مکتب بپیوندند. بروبچه های شیکاگوی شیلی به آرژانتین و کلمبیا سفر میکردند تا نمایندگیهای دیگری از دانشگاه شیکاگو را در آن کشورها برپا کنند. با وجود چنین شکلی از امپریالیسم فرهنگی، مساله این بود که فعالیتهای بروبچه های شیکاگو، راه به جایی نمیبرد چون محلی از اعراب در هدایت کشورهایشان نداشتند. در اوایل دهه1960 بحث اصلی اقتصاد در کشورهای قیف جنوبی آمریکای لاتین راجع به سرمایه داری اقتصاد آزاد در برابر توسعه گرایی نبود بلکه درباره این بود که چگونه باید به بهترین وجه، توسعه گرایی را مرحله ای دیگر به پیش برد و استدلال میشد که کلید اصلی پیشبرد توسعه گرایی، همکاری وسیعتر اقتصادی میان کشورهای آمریکای لاتین با هدف تبدیل منطقه به یک بلوک تجاری قدرتمند در رقابت با اروپا و آمریکای شمالی است. مردم نیز به چپها گرایش داشتند. در1962 با ریاست جمهوری گولارت242(اقتصاددان ملی گرا که خود را نسبت به تقسیم اراضی، افزایش حقوق و دستمزدها و طراحی جسورانه برای اجبار چند ملیتیهای خارجی به سرمایه گذاری درصدی از منافعشان در اقتصاد برزیل به جای خروج تمام منافع از کشور، متعهد میدانست)، برزیل حرکت به سوی چپ را قاطعانه در پیش گرفته بود. در آرژانتین دولت نظامی، حزب خوان پرون را از شرکت در انتخابات منع کرده بود تا مانع تحقق اهداف چپگرا در آن کشور شود. در شیلی با وجود حضور قویتر بروبچه های شیکاگو، در انتخابات سال1970، کشور به حدی به سمت چپ حرکت کرده بود که هر سه حزب عمده سیاسی، طرفدار ملی کردن مس(بزرگترین منبع درآمد کشور) بودند که در آن زمان تحت کنترل غولهای صنعت معدن آمریکا بود و اصولاً در طیف انتخاباتی شیلی، حتی نامی از برو بچه های شیکاگو نیز مطرح نبود. اما وقوع رویدادی، این دانش آموختگان مکتب شیکاگو را از گمنامی نجات داد: ریچارد نیکسون243 به ریاست جمهوری آمریکا رسید. دولت اتحاد مردمی سالوادور آلنده244 با برنامه ای در انتخابات سال1970 شیلی پیروز

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سازمان ملل، اقتصاد دانش، مکتب شیکاگو، آموزش و پرورش Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سازمان ملل، تولید ناخالص داخلی، توسعه انسانی، منابع مالی