منابع پایان نامه ارشد درمورد آمریکای لاتین، ریاست جمهوری، اقتصاد دانش، یارانه ها

دانلود پایان نامه ارشد

شباهت داشت. بدهی کشور به قدری سنگین بود که بهره بدهیها از کل بودجه کشور، تجاوز میکرد. همچنین در سال1984، دولت رونالد ریگان با تصویب بودجه برای حمله ای غیر منتظره به کشاورزان کوکا، بولیوی را به ورطه سقوط راند. این محاصره که بخش بزرگی از بولیوی را به یک منطقه نظامی تبدیل کرد، فقط تجارت کوکا را از بین نبرد بلکه منبع درآمدِ حاصل از حدود نیمی از صادرات بولیوی را قطع کرد و ماشه رکود اقتصادی را چکاند. بدین ترتیب، موجِ شوک، بلافاصله به بازار سیاهِ پررونقِ ارز اصابت کرد و بدین ترتیب یک هفته بعد از اشغال چاپاره262توسط ارتش125، دولت بولیوی مجبور شد، ارزش پزو را50% کاهش دهد. فقط چند ماه بعد، با افزایش ده برابری تورم، هزاران نفر بولیوی را در جستجوی کار به مقصد آرژانتین، برزیل، اسپانیا و آمریکا، ترک کردند. در چنین شرایط ناپایداری که تورم به14000 درصد رسیده بود، بولیوی انتخابات ملی تاریخی سال1985را برگزار کرد. برای مردم بولیوی این انتخابات مسابقه ای بین دو مهره آشنا بود: بنزر263 دیکتاتور سابق و پاز استنسورو264، رئیس جمهوری که در انتخاباتهای قبلی برگزیده بودند. میزان آرای دو رقیب، بسیار نزدیک بود بطوریکه تصمیم نهایی را باید کنگره بولیوی میگرفت. گروه بنزر که خود را برنده میپنداشت، قبل از اعلام نتایج، اقتصاددان سی ساله گمنامی به نام جفری ساکس265 را برای طراحی یک برنامه اقتصادی ضد تورمی، به کمک گرفت126. ساکس، ستاره در حال طلوع بخش اقتصاد دانشگاه هاروارد بود که جایزه های علمی را یکی پس از دیگری، تصاحب میکرد و داشت به یکی از جوانترین استادان دائمی دانشگاه تبدیل میشد. چند ماه قبل، هیأتی از سیاستمداران بولیوی از دانشگاه هاروارد دیدن کرده بودند و با دیدن کار ساکس از کله شقی وی تحت تاثیر قرار گرفته بودند. ساکس به آنها گفته بود که یکروزه به بحران تورم در بولیوی، پایان میدهد. ساکس در اقتصاد توسعه، تجربه ای نداشت ولی در مورد تورم فکر میکرد تقریباً هر چیزی را که اطلاع از آن لازم است، میداند. ساکس شدیداً تحت تاثیر بخشی از مطالب کینز یعنی ارتباط تورم لگام گسیخته و گسترش فاشیسم در آلمانِ بعد از جنگ جهانی اول، قرار داشت. ساکس علاقه داشت این هشدار کینز را نقل کند که”برای زیر و رو کردن اساس یک جامعه، راهی زیرکانه تر و مطمئنتر از ضایع کردن پول کشور وجود ندارد. این روند همه ی نیروهای پنهانِ قانون اقتصاد را در جهت تخریب به کار میگیرد”. ساکس با این نظر کینز موافق بود که این وظیفه ی مقدسِ اقتصاددانان است که اینگونه نیروهای مخرب را به هر بهایی که شده سرکوب کنند. ساکس می گفت هر آنچه که از کینز آموختم، این حزن عمیق و احساس خطری است که نکند همه چیز کاملاً آشفته شود. گرچه ساکس هم مثل کینز به قدرت اقتصاد در مبارزه با فقر باور داشت ولی در عین حال او محصول آمریکای دوره ی ریگان بود. در1985، ملهم از فریدمن، به تمام چیزهایی که کینز مظهر آنها به شمار میرفت، حمله میشد. احکام صادره از مکتب اقتصادی شیکاگو مبنی بر تفوقِ بازار آزاد، سریعاً به اصل اعتقادی بی بروبرگرد دانشکده های اقتصاد دانشگاههای برتر ایالات متحده از جمله هاروارد، تبدیل شده بود و ساکس هم مسلماً از آن در امان نبود. او ایمان فریدمن به بازار و اصرار مداوم وی بر مدیریت پولیِ تمام عیار را میستود و آن را از استدلالهای مبهمِ ساختارگرایانه یا شبه کینزی ای که در جهانِ رو به توسعه، بسیار شنیده میشد، بسیار درستتر میدانست. آن استدلالهای به اصطلاح مبهم(یعنی اعتقاد راسخ به اینکه برای گریز از فقر، آمریکای لاتین باید با استفاده از سیاست های مداخله جویانه ی دولتی از نوع اصلاحات ارضی، حمایتهای تجاری و یارانه ها، ملی کردن منابع طبیعی و اداره کردن کارگاهها به صورت تعاونی، ساختارهای استعماریِ مالکیت را در هم شکند)، همانهایی بودند که یک دهه قبل در آمریکای لاتین با خشونت سرکوب شده بودند. ساکس نیز وقت زیادی برای اینگونه تغییرات ساختاری نداشت. بنابراین ساکس با آنکه از بولیوی و تاریخ طولانی استثمار آن کشور به دست استعمارگران و از سرکوب بومی هایش و از انقلاب سال1952بولیوی که به سختی و با زحمات زیاد بدست آمده بود، تقریباً هیچ چیز نمیدانست، ولی یقین داشت که بولیوی علاوه بر تورم لگام گسیخته، به رومانتیسم سوسیالیستی نیز مبتلا است، یعنی به زعم وی همان پندار واهیِ توسعه گرایی که نسل پیشین اقتصاددانان آموزش دیده مکتب شیکاگو کوشیده بودند در قیف جنوبی آمریکای لاتین، ریشه کن کنند. آنجاییکه راه ساکس، از اصول اعتقادی مکتب اقتصادی شیکاگو جدا میشد، ریشه در این باور داشت که سیاستهای بازار آزاد را باید با تسهیل بدهی و کمکهای سخاوتمندانه، تکمیل کرد. از دید این اقتصاددان جوان، دست پنهان بازار، به تنهایی کفایت نمیکرد. این تفاوت دیدگاه در نهایت باعث شد که ساکس، راه خود را از هم قطارانش که به اقتصاد آزاد بیشتر پایبند بودند جدا و تلاش هایش را منحصراً وقف کمک کند. اما سالها طول کشید تا این جدایی، پیش آمد. در بولیوی، ایدئولوژی التقاطی ساکس، صرفاً موجب تضادهایی عجیب و غریب شد. مثلاً وقتی او در لاپاز پایتخت بولیوی از هواپیما پیاده شد، خود را همچون کینزِ دوران جدید میدید که آمده است مردم بولیوی را از هرج و مرجِِ تورم لگام گسیخته، نجات دهد(اما باید توجه کرد که فایق آمدن بر تورم لگام گسیخته نبود که مردم آلمان را از رکود و پس از آن، از فاشیسم رهایند. ساکس در تمثیلهای بی وقفه خویش، هرگز این تناقضها را توضیح نداده است). با این وجود و در حالیکه اصل محوریِ مکتب اقتصادی کینز این است که در کشورهای دچار رکود شدید اقتصادی، بعنوان یک محرک اقتصادی باید پول تزریق کرد، اما ساکس، بر عکس این اصل عمل کرد و در حین بحران، از اتخاذ سیاستهای ریاضتی اقتصادی از سوی دولت و افزایش قیمتها(یعنی انقباض اقتصادی)، دفاع میکرد. توصیه ساکس به بنزر، صراحت داشت: فقط شوک درمانی است که میتواند بحران تورم لگام گسیخته بولیوی را درمان کند. پیشنهاد ساکس، افزایش10برابری بهای نفت، آزادسازیِ بهای طیفی از اقلام دیگر و کاهش بخشهای مختلف بودجه بود. ساکس در سخنرانی خود در اتاق بازرگانی مشترک بولیوی- آمریکا، بار دیگر پیش بینی کرد که تورم لگام گسیخته میتواند ظرف یک روز، پایان یابد. ساکس نیز مانند فریدمن، قاطعانه باور داشت که با اتخاذ سیاست اقتصادی خاصی میتوان به اقتصاد تکانی آنی داد و آن را از یک بن بست ناشی از سوسیالیسم یا بن بست فساد جمعی یا بن بستِ برنامه ریزیِ مرکزی، خلاص و به سوی اقتصاد بهنجارِ مبتنی بر بازار، هدایت کرد. هنگامیکه ساکس، این قولهای جسورانه را میداد، برنده انتخابات بولیوی، هنوز نامعلوم بود. پاز که در انتخابات با بنزر، رقابت میکرد، در مورد نحوه مقابله با تورم لگام گسیخته، چندان به تفصیل سخن نگفته بود. پاز قبلاً در سه نوبت و آخرین بار در1964، به ریاست جمهوری برگزیده شده بود که بعداً با کودتایی، سرنگون شد. پاز قبلاً سیاستهای اقتصاد توسعه گرایی و ملی کردن معادن بزرگ قلع را اتخاذ کرده بود و مظهر دگرگونی بولیوی بود. وی همچنین تقسیم اراضی بین دهقانان بومی(سرخپوست) را شروع و از برخورداری همه مردم بولیوی از حق رأی، دفاع کرده بود. پاز همانند پرون آرژانتینی، مهره ثابت پیچیده ای بود که در صحنه سیاسی کشور، حضور فراگیر داشت و برای قدرت، پیوندهای سیاسی خود را بطور ناگهانی، تغییر میداد. در تبلیغات انتخاباتی1985، پازِ سالخورده، با گذشته ی انقلابیِ ملی گرایانه اش، بیعتی دوباره کرد و درباره مسئولیت دولت در قبال بودجه و مالیه عمومی، عبارات مبهمی بر زبان آورد. پاز سوسیالیست نبود ولی به جمع نولیبرال های مکتب اقتصادی شیکاگو نیز تعلق نداشت یا دست کم، با توجه به پیشینه ی وی، مردم بولیوی چنین میپنداشتند. حال که تصمیم نهایی درباره معرفی رئیس جمهور بر عهده کنگره بولیوی بود، مذاکرات پنهان و زد وبندها آغاز شده بود. اوضاع طوری پیش رفت که نقش محوری بر دوشِ سناتوری تازه انتخاب شده به نام گونزالو سانچز دِ لوزادا266، قرار گرفت127 که در بولیوی به گونی267 شهرت داشت128. او مدتها در آمریکا زندگی میکرد و با بازگشت به بولیوی، یکی از ثروتمندترین تجار کشور شده بود. گونی، مالک دومین معدن بزرگ خصوصی کشور بود(که بعداً مقام اول را از آن خود کرد). گونی، در جوانی در دانشگاه شیکاگو تحصیل کرده بود و گرچه اقتصاددان نبود ولی شدیداً تحت تاثیر نظرات فریدمن قرار داشت و میدانست نظرات این چنینی به سودآوری فوق العاده بخش معدن خواهد انجامید که هنوز در بولیوی تا حد زیادی تحت کنترل دولت بود. بدین ترتیب، گونی مجذوب طرحهای ساکس شد. پشت پرده هرگز برملا نشد ولی پاز به ریاست جمهوری رسید. چهار روز بعد، گونی از سوی پاز، بعنوان رئیس یک تیم اضطراری اقتصادی فوق العاده محرمانه با اعضایی از هر دو حزب رقیب، منصوب شد تا وظیفه تغییر ریشه ای ساختار اقتصادی را برعهده گیرد. نقطه شروع به کار این گروه، شوک درمانیهای ساکس بود ولی از تو صیه های ساکس نیز فراتر رفت. گروه، پیشنهاد میکرد که مدل اقتصادی متمرکز بر دولت که خود پاز چند دهه پیش بنا نهاده بود، به کلی برچیده شود. نسخه ای از طرح تثبیت اقتصادی ساکس نیز در اختیار پاز و تیمش قرار گرفت. حزب پاز، هیچ تصوری از معامله های پس پرده رهبرشان نداشتند و جز وزیر دارایی و وزیر برنامه ریزی که عضو این تیم مخفی بودند، سایر اعضای کابینه انتخاب شده اش نیز درباره وجود این تیم اقتصادی، اطلاعی نداشتند و مردم نیز تا دو دهه از این تمهیدات پشت صحنه بی اطلاع نگه داشته شدند. پاز میدانست که تنها شانس وی برای موفقیت این است که بیدرنگ به پیش بتازد. بدین ترتیب، گروههای دهقانی و اتحادیه های کارگری فوق العاده مبارزه جوی بولیوی، غافلگیر میشدند و فرصتی برای سازماندهی واکنش به دست نمی آوردند. علت چرخش180 درجه ای پاز بلافاصله بعد از انتخابات 1985، به صورت یک معما باقی ماند و هرگز معلوم نشد برسر اجرای برنامه شوک درمانی بنزر معامله شده بود یا پاز از ته دل، دچار یک نوکیشی ایدئولوژیک شده بود. البته سفیر وقت آمریکا در آن زمان با همه احزاب بولیوی دیدار کرده بود و به صراحت گفته بود که شرط برخورداری از کمکهای آمریکا، درپیش گیری راه شوک درمانی است. پیش نویس یرنامه شوک درمانی نمونه مبتنی بر حذف یارانه های مواد غذایی، لغو کلیه کنترل قیمتها و300% افزایش بهای نفت به وزیر برنامه ریزی ارائه شد. با وجود اینکه در این کشور بسیار فقیر، قرار بود هزینه زندگی، خیلی گرانتر شود، برنامه مزبور حقوق و دستمزدهای پایینِ بخش دولتی را به مدت یکسال تثبیت کرد و نیز خواستار کاهش شدید مخارج دولتی در عرصه خدمات عمومی(بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و…)، گشودن مرزهای بولیوی به روی واردات نامحدود و کوچک کردن شرکتهای دولتی بعنوان سرآغازی برای خصوصی سازی شد129. با پایان کار تهیه پیش نویس قوانین، اعضای گروه هنوز حاضر نبودند که آنها را با نمایندگان منتخب ملت در میان گذارند، چه رسد به رأی دهندگان که هرگز رأی خود را به نفع چنین برنامه ای به صندوقها نریخته بودند. این تیم هنوز تکلیفی دیگر را باید انجام میداد. آنها به صورت تیمی به دفتر نماینده صندوق بین مللی پول در بولیوی رفتند و به وی گفتند که قصد انجام چه کاری را دارند. واکنش وی در آنِ واحد، هم روحیه بخش بود و هم آزار دهنده: این همان چیزی است که همه مسئولان صندوق بین مللی پول، آرزویش را داشته اند. اما اگر درست از آب درنیاید، من که خوشبختانه مصونیت سیاسی دارم و با اولین پرواز، پا به فرار میگذارم. وزیر برنامه ریزی در واکنش به نگرانی از واکنش مردم، تیم برنامه را به خلبانان هواپیماهای جنگی تشبیه میکرد و میگفت: ما باید مثل خلبان مأمور بمباران هیروشیما باشیم که وقتی بمب را پرتاب میکرد، نمیدانست دارد چه کار میکند ولی وقتی ابر انفجار را دید، گفت” آخ، ببخشید” و این درست همان کاری است که ما باید پس از اقدامات لازم انجام دهیم”. فرض در شوک اقتصادی(همانند دکترین نظامی منتشر شده آمریکا در 1996 با عنوان”شوک و ارعاب، نیل به سلطه آنی”که در2003در عراق بکار

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سازمان ملل، تولید ناخالص داخلی، توسعه انسانی، منابع مالی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد درآمد سرانه، مواد مخدر، حقوق و دستمزد، بازنشستگی