منابع پایان نامه ارشد درمورد آخرالزمان، کتاب مقدس

دانلود پایان نامه ارشد

ماست همان است که از نزد خدا به موسي عطا شده است و قابل تغيير نيست74.
ابن ميمون يازده مورد از مراتب وحي را از درون کتاب مقدس استخراج نموده که در ادامه ميآيد:
اولين مرتبه و بالاترين مرتبه وحي اين است که خداوند هميشه در کنار نبي و مصاحب او باشد و او را براي انجام عمل صالح با ارزشي تحريک کند، مثل رهايي بخشيدن قومي فاضل از قومي ظالم. اين مرتبه از وحي را روح الله گويند يعني روح خدا در نبي حلول ميکند يا اينکه روح خدا در او مستقر ميشود و هميشه با او است. از جمله پيامبراني که حائز اين رتبه از وحي بودهاند حضرت موسي (ع) بودهاست که خداوند در رهايي خروج قوم از مصر و رهايي از مظالم فرعون و هدايت آنان به سوي سرزمين موعود همواره يار و همراه موسي بوده و او را در اين امر ياري نمودهاست. دومين مرتبه دريافت وحي و کلام الهي همراه با تأييد روح القدس بوده است. يعني مادامي که پيامبر در حال دريافت وحي بوده روح القدس او را تأييد ميکرده و از خطاي دريافت وحي مصون است. مانند مزامير داوود که وي اين کتاب را تحت تأييد روح القدس تأليف نمودهاست. در مرتبه سوم، شخص مي‌گويد: كلام پروردگار به من رسيد؛ چنان كه پيامبر در خواب، مثالي را مي‌بيند. زكرياي نبي(ع) بيشتر امثال خود را در عالم خواب ديده است75. در چهارمين مرتبه دريافت وحي پيامبر كلامي را در بيداري مي‌شنود كه محتواي آن كاملاً روشن است؛ هر چند گوينده‌ي آن را مشاهده نمي‌كند. صموئيل نبي، افاضهي الهي به خويش را اين گونه توصيف مي‌كند. پنجمين مرتبه اين است که كسي با پيامبر در حال خواب سخن مي‌گويد، همچنان كه برخي گونه‌هاي وحي حضرت حزقيال اين گونه رخ دادهاست. در ششمين مرتبه وحي فرشته‌اي با پيامبر در خواب سخن بگويد؛ چنان كه وحي بيشتر پيامبران اين گونه بودهاست. هفتمين مرتبه وحي پيامبر در خواب، گفتار خود خداوند را دريافت كند. وحي الهي به حضرت اشعيا اين گونه بوده است. در مرتبه هشتم وحي در حالت بيداري پيامبر و به صورت وجود خارجي تمثل بيايد؛ چنان كه براي ابراهيم پيامبر(ع) در بيداري و به هنگام روز، چنين مي‌شد. در نهمين مرتبه پيامبر كلامي را در خواب مي‌شنود؛ ابراهيم پيامبر(ع) گاهي اين گونه راهنمايي الهي را دريافت مي‌كرد. در مرتبه دهم شخصي در بيداري بر پيامبر وارد شود و با وي سخن بگويد. يازدهمين مرتبه دريافت وحي اين است که شخصي در خواب ملكي را ببيند كه با وي سخن مي‌گويد. اين مرتبه و مرتبه ي پيش از آن نيز در مورد حضرت ابراهيم(ع) رخ داده‌است76.
2-4- رستگاري
همه شرايع درباره اين حقيقت که نفوس پس از مرگ سعادت و شقاوت دارند، اتفاق نظر داشته ولي درباره چگونگي آن حالات و بيان آن زندگي براي انسانها اختلاف دارند. آخرتشناسي به دليل اينکه به آينده ناديده بشر ارتباط دارد و خبر دقيقي از آن نيست، همواره از بحث انگيزترين آموزههاي اديان بودهاست. در يهوديت هم عليرغم ابهام در منشأ اين آموزه که گروهي آن را تحت تأثير تلاقي انديشههاي يهودي ايراني در ايام اسارت بابلي ميدانند، مفاهيمي همچون ماشيح، رستاخيز مردگان، جهان آينده، آخرين داوري، بهشت و جهنم در اين دين وجود دارد.
“شوق آگاهي از سرنوشت، در سرشت آدمي نهاده شده است. با نگرشي كوتاه به تاريخ زندگي بشر درمي‌يابيم يكي از دغدغه‏هاي هميشگي انسان، چگونگي فرا رسيدن پايان اين جهان و حيات پس از مرگ بوده است. براي مباحثي پيرامون آمدن موعود، جاودانگي روح، پايان اين جهان و فرا رسيدن جهان ديگر، واژه “اسكاتولوژي77” به كار مي‌رود. اين واژه به معناي شناخت آخرالزمان‏ و آخرت، از كلمه “اسكاتوس” يوناني به معناي “آخر” يا “بعد” گرفته شده است. سه دين ابراهيمي يهوديت، مسيحيت و اسلام، از نزديك بودن آخرالزمان و آخرت سخن گفته‏اند. جمعي از يهوديان و همه مسيحيان، اين دو دوره را به گونه‏اي بر هم منطبق مي‌دانند؛ اما جمعي ديگر از يهوديان و همه مسلمانان، آخرالزمان و آخرت و يا به عبارتي، عصر ظهور و روز قيامت را دو دوره جدا از هم مي‌دانند78″.
2-4-1- آخرت به عنوان يکي از اصول اعتقادي يهود
گرچه در برخي کتب اپوکريفايي79، عباراتي همچون “روزگار ما به سان سايهاي ميگذرد و پس از مرگ بازگشتي براي ما نيست؛ زيرا گورهاي ما بسته ميشود و هيچ کس از آن باز نميگردد. پس بياييد تا همچون جوانان از لذت‌هاي کنوني به سرعت بهرهمند شويم80″، به چشم مي خورد، اما در هيچ جاي تورات، به صراحت سخني از معاد به معني بازگشت به عالم آخرت نيامدهاست. البته در مواردي کلمهي آخرت آمده ولي مراد از آن، چه بسا عاقبت دنيوي است نه آخرت اصطلاحي. امّا در کتاب تلمود که سنّت شفاهي يهود است از معاد به فراواني سخن گفته شده است.
همه بني اسرائيل از جهان آينده سهمي دارند به جز کساني که معتقد باشند رستاخيز در کتاب مقدس نيامدهاست. در کتاب دوم مکابيان آمده است: “… پادشاه جهان به کساني که در راه شريعتش ميميرند زندگي جاودانه خواهد بخشيد81”. در سفر تثنيه نيز چنين آمده است: “و شما به خداي خود ملحق شدهايد، همگيتان امروز زنده هستيد82”
2-4-2- جهان آينده
مرگ و آخرت از مسائل اختلافي است؛ دانشمندان دوران اوليه، دور? ماشيح را با جهان آينده يکي نميدانستند و معتقد بودند منجي موعود به وضع و نظام فعلي در اين جهان پايان داده، نظامي جاودان برقرار خواهد ساخت که در آن، افراد عادل و نيکوکار يک زندگي روحاني فارغ از قيد و بندهاي جسم را طي خواهند کرد. معلمان دورانهاي بعدي، دوره ماشيح را يک مرحله زودگذر واقع ميان دنياي فعلي و جهان آينده ميدانند. نکته مورد اتفاق با استناد به عبارت: اين جهان دالاني است در جلوي جهان آينده، خود را در اين دالان آماده کن تا بتواني داخل تالار شوي83، زندگي کنوني انسان اين در جهان مقدمهاي است براي حيات جاودان ديگري که از زندگي فعلي او بسي عاليتر خواهد بود. جهان آينده سرّي است الاهي. اين راز که افرادي که امتياز ورود به تالار را خواهند داشت، در آن چه خواهند ديد، بر هيچ کس، و حتي پيامبران اسرائيل فاش نشدهاست و فقط خداوند ميداند؛ حتي موسي گفت: من نميدانم به شما چه بگويم لکن به واسطه آنچه که براي شما آماده شدهاست، شما خوشبخت خواهيد بود84.
2-4-3- تفاوت جهان کنوني و جهان آينده
علامت خاصي که دو جهان کنوني و آينده را از يکديگر متمايز ميکند، ارزيابي مجدد ارزشهاست. در جهان آينده عادلان و نيکوکاران بر تخت نشسته و تاجهاي خود را بر سر دارند و از فروغ و شکوه شخينا، نور جلال الاهي لذت ميبرند85. در جهان آينده ديگر، اميال و هوسهاي جسماني مزاحم انسان نخواهند شد و نفوذ و قدرت طبيعت عقلاني و روحاني شخصي بر او مسلط خواهند بود86. جهان کنوني بي ثبات است ولي زندگي در جهان آينده ثبات دارد و در آن تغيير و تبديلي وجود ندارد و عاليترين و بهترين صورت زندگي، صلح و صفاي کامل توأم با لذت حاصله از مشاهد? جلال الهي است. يک ساعت از چنين سعادتي و در شرايط چنان جهاني، از تمام دگرگونيها و فرصتهاي اين زندگي فاني بهتر و خوشتر است. مطالعه و آموزش تورات و به جا آوردن فرامين الاهي در دالان (جهاني کنوني)، شرط شايستگي ورود به محيط پاک و روحاني تالار (جهان آينده) به بهترين وجه است. دانش تورات و اعمال نيک انسان همراه او در جهان آينده هستند. دانشمنداني که در اين جهان خواب را از چشمان خود ميگريزانند، خداوند در جهان آينده آنان را از فروغ و شکوه شخينا سير خواهد کرد. و چون بيدار شوم از (ديدن) صورت تو سير نخواهم شد87. اگر از (حاصل) دسترنج خود بخوري، خوشا به حال تو در اين جهان و سعادت با تو خواهد بود88.
اينان از جهان آينده نصيب ميبرند: کسي که در سرزمين اسرائيل سکونت دارد؛ کسي که فرزند خود را علاقمند به آموختن تورات به بار مي آورد89؛کسي که فروتن و افتاده باشد و با رفتاري متواضعانه ميآيد و ميرود و پيوسته مشغول مطالعه و آموختن تورات است و براي خود اهميت و مقامي قائل نيست، اهل جهان آينده و عالم باقي خواهد بود90.
محرومان از جهان آينده و عالم باقي عبارتند از:
1- قائلان به عدم استنباط دليل رستاخيز مردگان از مطالب تورات؛
2- قائلان به آسماني نبودن کتاب تورات؛
3- پيروان عقيده اپيکوريان که کافر و لامذهب به شمار ميروند؛
4- شهوترانان و مفسدان91؛
5- کسي که همنوع خود را در ميان جمع شرمگين ميسازد و سبب ميشود که از خجلت رنگ ببازد؛
6- کسي که کتابهاي کفر آميز و گمراه کننده مطالعه کند؛
7- کسي که حروف اسم اعظم را همانطور که نوشته شده اند، تلفظ کند92.
2-4-4- رستاخيز از منظر سعديا گائون
سعديا بن يوسف در قرن نهم ميلادي اظهار داشت که اصل اعتقادي رستاخيز را تمام يهوديان باور دارند و بيشتر آنان آن حادثه را، با آخرالزمان يکي مي دانند. او در کتاب الامانات و الاعتقادات مينويسد: “تا آنجا که به اصل اعتقادي رستاخيز مردگان مربوط ميشود – که سرور ما از وقوعش در آن دنيا به ما خبر داده تا اعمال مجازات را ميسر گرداند – موضوعي است که امت ما درباره آن کاملاً اتفاق نظر دارند. در نتيجه ما هيچ يهودي را نميشناسيم که با اين عقيده مخالف باشد”. نويسنده در همان کتاب در جاي ديگر ميگويد: “خداوند همچنين ما را مطلع کرده که در طول اقامت موقت ما در اين عالم عمل، گزارشي از اعمال هر کس را نگاه ميدارد. ليکن او جزاي آن اعمال را براي عالم ديگر نگاه داشته که عالم جزاست، آن عالم ديگر او را به وجود خواهد آورد؛ زماني که تمام موجودات ذي شعور که حکمت او آفرينش آنها را مقدر فرموده به کمال خود برسند. در آنجا او از همه انسانها بر طبق اعمالشان بازخواست خواهد کرد”. اين نقل قول به خوبي نشان ميدهد که دين يهود به روز داوري نهايي اعتقاد دارد، روزي که خداوند به اعمال نيک و بد همه رسيدگي خواهد کرد و همه بر طبق آن مجازات و کيفر خواهند يافت. علماي يهود، اعتقاد به رستاخيز را موضوع يکي از دعاهاي “برکات هجدگانه” که بخش مهمي از نمازهاي روزانه است، قرار دادند. و آن دعا چنين است93: “تو تا به ابد جبار هستي، اي خدا تو زنده کننده مردگان هستي… و چه کسي شبيه توست اي پادشاهي که مرگ و زندگي به دست تو است و نجات را ميروياني و تو امين هستي که مردگان را زنده ميکني. متبارک هستي تو اي خدايي که مردگان را زنده ميکني”. در پاسخ به منکران معاد مقرر شد در پايان دعاهاي بيت هميقداش بگويند: از اين جهان کنوني تا آن جهان آينده94.
سعديا با بحث در مورد معتقدات يهود پيرامون زندگى پس از مرگ، مىپرسد که چرا نيکوکاران رنج مىبينند و بدکاران کامياب مىشوند. او در اينجا پاسخهاى سنتى به اين مسئله را تلخيص مىنمايد: پرهيزکاران به عنوان مجازاتى براى گناهانشان رنج ميبينند؛ درد و رنج افراد نيکوکار آزمايش و راهى براى تزکيه آنان است. ولى چون در جهان درد و رنج بيش از خوشى و سعادت است، عدالت الاهى ايجاب مىکند که نفس جاودانه باشد تا از پاداش مناسب در جهان آخرت بهرهمند شود. به نظر سعديا، نفس يک جوهر محض و نورانى است که از طريق تجسد جسمانى عمل مىکند. به همين دليل جسم چيز ناپاکى نيست. بدن به همراه نفس زنده خواهد شد تا آدمى با تمامى شخصيت خود بتواند در جهان آينده از سعادت بهره‌مند شود. به نظر سعديا، از آنجايى که خدا جهان را از عدم خلق کرده است، پذيرفتن اينکه خدا مىتواند اجسام مردگان را دوباره خلق کند مشکل عقلى ايجاد نمىکند.95
در نظريه سعديا دو مرحله نهايى براى زندگى بشر وجود دارد: دوره مسيحايى که در آن بازماندگان نيکوکاران اسرائيل که اجازه مشارکت در احياى پادشاهى به آنها داده مىشود زندگى خواهند کرد؛ در اين مرحله فقر، ظلم و نزاع از بين مىرود، و سرانجام جهان آينده بنيان نهاده مىشود و مردگان تمام ملتها از طريق وساطت نور الاهى پاداش خواهند ديد. نيکوکاران غرق نور و سرور خواهند شد، در حالى که بدکاران با آتش سوزانده مىشوند. سعديا در ارائه اين نظريات اولين متفکر يهودى است که در بيان و تدوين الاهيات حاخامى به گونهاى نظام مند عمل کرده است. وى در سراسر نوشتههايش با استفاده از مبانى کتاب مقدس و سنت حاخامها از اعتقادات اصلى يهوديت دفاع مىکند. او مثل معتزليان مىخواست تفسيري عقلى از دين ارائه دهد.96
سعديا چنين استدلال مىکند که

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد کتاب مقدس، فلسفه ارسطو Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد کتاب مقدس، آخرالزمان