منابع پایان نامه ارشد درباره کرامت انسان، کرامت انسانی، ظلم و ستم، حقوق بشر

دانلود پایان نامه ارشد

بعضی از صاحبنظران52 حق حیات ودیعه‌ای الهی است که از سوی خداوند به انسان بخشیده شده و تنها خدا است که حق تصرف در آن را دارد. بنابراین، هرگونه نابودسازی مادی و معنوی بدون اذن پروردگار ممنوع است. به‌عبارت دیگر، حیات گذشته از حق، وظیفه‌ی انسان هم به‌شمار می‌آید و هیچ‌کس نمی‌تواند دوش خود را از این بار برهاند.
به‌علاوه‌ی لزوم احترام به حیات انسانی آن‌چنان به‌وسیله‌ی اسلام تأکید شده و دارای چنان اهمیتی است که خداوند کشتن و سلب حیات یک انسان را به منزله‌ی کشتن همه‌ی مردم و حیات به یک انسان را به منزله‌ی حیات بخشیدن به تمام مردم می‌داند؛ آن‌چنان که قرآن می‌فرماید:
«بر بنی‌اسرائیل مقرر داشتیم هرکس دیگری را نه به قصاص قتل یا ارتکاب فسادی در زمین بکشد؛ چنان است که همه‌ی مردم را کشته و هرکس که به او حیات بخشد، چون کسی است که به همه مردم حیات بخشیده است»53.
به تعبیر صاحب المیزان عبارت موجود در این آیه کنایه است از اینکه مردم همگی دارای حقیقت واحد انسانیتی هستند که در آنها متحد است، یکی با همه در آن برابر است، پس هرکس انسانیتی را در یک فرد از آنان قصد کند، پس انسانیتی که در همه موجود است را قصد کرده است»54. از آنجایی که فرد انسان از جهت حقیقتی که زندگی می‌کند و می‌میرد، تنها حامل انسانیتی است که همان حقیقت یگانه در همه‌ی افراد انسانی است و بعض و کل و فرد و واحد و افراد بسیار در آن یکی است و لازمه‌ی این معنا این خواهد بود که کشتن یک شخص به منزله‌ی قتل و کشتن همه‌ی انسان‌ها باشد و بالعکس زنده کردن یک فرد به منزله‌ی زنده کردن همه‌ی انسان‌ها باشد»55.
به قولی56 براساس این آیه‌ی «یک مساوی همه» . «همه مساوی یک» و این فرمول یک حقیقت فوق طبیعی است، نه اصل حقوقی معمولی.
و از آنجایی که جنگ تهدیدی جدی علیه حیات انسانی است، به این توصیف در تعرض با حق حیات انسانی و منتفی است.
2) حق کرامت. علاوه بر حق حیات، انسان دارای کرامت است و کرامت انسانی از ویژگی‌های ذاتی اوست. هر چند کرامت انسانی در گفتارهای قبلی به تفصیل بحث و بررسی شد، اما به نظر می‌رسد لازم است که به چند نکته اشاره شود.
همان‌گونه که حق حیات عامل مهمی در نفی جنگ است، حق کرامت انسانی نیز از چنین ویژگی برخوردار است؛ زیرا نفس جنگ در تعارض آشکار با این دو حق مهم انسانی است. در حالی که در نگرش اسلام به انسان، کرامت انسانی باید همواره مورد احترام واقع شود و هر عملی که در تعارض با آن قرار گیرد محکوم به نفی است. کرامت انسانی و احترام به آن تا آنجا مورد اعتقادو التزام است که حتی در جنگ مشروع هم ضرورت نظامی نمی‌تواند ونباید منجر به نفی کرامت شود. به تعبیری57 در اسلام حقوق بشر بر مبنای کرامت انسان بنا شده وانسان به دلیل مخلوق بودن مستحق کرامت وا حترام است. در ارزش‌های اسلامی احترام به دشمن یک التزام است و کرامت حتی منفورترین دشمنان هم در هیچ شرایطی نباید نادیده گرفته شود و… ضرورت نظامی در تمام جنگ‌ها در انقیاد ارزش‌های دینی و انسانی است.
بدیهی است آنچه می‌تواند انسان را ملتزم به پذیرش و عمل به این انقیاد کند؛ تربیت انسانی و هدایت وی به صراط‌المستقیم است. تربیتی بر مبنای تعالی انسانی که منجر به رسیدن به جامعه‌ای عاری از خشونت، تجاوز، ظلم و ستم می‌شود.
از نظر فرهنگ اسلامی58 افراد انسانی دو دسته‌اند؛ کسانی که متعلقات دنیایی هستند و عامل قهر و ظلم و جنگ و کسانی که ارزش الهی را در خود بارور کرده و به تهذیب نفس پرداخته‌اند. جنگ‌طلبی مرتبط با قوای باطنی و عدم تهذیب انسانی و غلبه‌ی قوای غضبیه و اشتغال آن است. از نظر اسلامی روابط بین‌الملل تحت تأثیر مهم‌ترین کارگزار خود یعنی انسان است. ثبات و آرامش یا منازعه، جنگ و خشونت بسته به این است که قدرت و سیاست در دست کدام انسان باشد.
در خاتمه می‌توان گفت نگرش اسلام به انسان و اینکه انسان به‌عنوان نایب و خلیفه‌ی خداوند به‌شمار می‌رود، زمینه‌ساز این مهم است که چون خداوند حق است، هرگز اراده‌ی ظلم نمی‌کند و… پس انسان مخلوق و خلیفه‌ی او نیز حق ندارد ظلم کند و نمی‌تواند غیرعدالت را در رفتار خود ملاک قرار دهد و تنها کسی ظلم می‌کند که خدایی بودن خود را فراموش کرده و براساس احکام الهی عمل نمی‌کند.
بند دوم : ترویج فرهنگ صلح
مطالب پیشین بیانگر اصل نفی جنگ از منظر اسلام و منبع وحی بود. آنچه باید در تکمیل بحث به آن اشاره شود، موضوع صلح و دیدگاه اسلام در خصوص آن است.
در حقوق بین‌الملل «صلح را دیپلماسی ادامه‌ی جنگ می‌گویند و عبارت است از خاتمه بخشیدن به درگیری‌ها و حل و فصل ادعاهای جدال برانگیز از راه مصالحه یا چشم‌پوشی و برقراری نظم جدید که صرف‌نظر از درست یا نادرست بودن آن، تأمین کننده‌ی ثبات، امنیت، آرامش و فراغ خاطر باشد».59
واژه جنگ و صلح همواره با یکدیگر در فرهنگ روابط اجتماعی مطرح شده‌اند و همچنان که عده‌ای معتقد به درونی بودن عامل جنگ در انسان هستند و غرایز انسانی و قوای غضبیه و … را در بروز جنگ و ستیزه‌گری مؤثر می‌دانند، گروهی هم به فطری بودن صلح‌گرایی انسان اعتقاد دارند و بیان می‌کنند که رشد و تعالی انسان‌ها و گرایش انسان به حق در بستر صلح محقق می‌شود و به همین دلیل اسلام پرچمدار صلح است و گواه این ادعا را موارد زیر برشمرده‌اند.
واژه اسلام از ریشه سلم است که یک معنای آن برکنار بودن از آفات و بیماری‌های باطنی و ظاهری است ومعنای دیگر آن صلح و سازش است.
شعار و درود اسلامی، سلام است60 و به زیبایی تفسیر شده که «سلام به عنوان شعار صلح تنها در برابر انسان‌‌های طالب صلح گفته نمی‌شود، بلکه در مقابل کسانی که با برخورد جاهلانه صلح را به مخاطره می‌اندازند هم سلام گفته می‌شود.61 و قرآن در برابر کسانی که شعار سلام را بر زبان آورند درشتی و ناباوری و بدگمانی را نمی‌پذیرند.62 توصیه‌ی اسلام به بر زبان راندن سلام و محسوب کردن سلام به‌عنوان یکی از اسماء الهی، دلیلی بر ترویج فرهنگ صلح و سازش در اسلام است.
3- واژه‌ی صلح در لغت به معنای مسالمت، سازش و از بین بردن نفرت میان مردم است و آیات متعددی در قرآن، مسلمانان و مؤمنان را به صلح‌گرایی و برقراری صلح توصیه و ترغیب می‌کند، از جمله:
بین مردم صلح برقرار نمایید (بقره، 244)- ای مؤمنان همه در صلح و سازش داخل شوید (بقره، 208)- تقوای الهی پیشه کنید و در میان خود صلح برقرار کنید.63- صلح و سازش بهتر است، منتهی مردم بخیل و تنگ‌نظر راضی به برقراری صلح نیستند.64
قرآن به مسلمانان دستور می‌دهد: «اگر آنها از در ستیز و جنگ وارد نشدند و با تو نجنگیدند و از در صلح درآمدند، خداوند به شما اجازه‌ی سلطه‌جویی نسبت به آنها را نمی‌دهد».65
ترویج فرهنگ صلح را در سیره و سنت پیامبر به عینه می‌توان مشاهده کرد و به گفته‌ی تاریخ اسلام در دوران حکومت اسلامی پیامبر داعیه‌ی صلح‌طلبی رادر موارد زیادی به اثبات رساند؛ از جمله با صلح حدیبیه و از همه مهم‌تر در فتح مکه، فرمان عفو و امان صادر می‌کند، مسلمان را انتقام‌جویی، مقابله به مثل، قتل و غارت نهی می‌کند و می‌فرماید امروز روز رحمت است و …. .
و نیز حضرت علی (ع) به فرمانده‌ی لشکر خود، مالک اشتر، فرمان می‌دهد: «هرگز پیشنهاد صلح و آشتی دشمن را رد نکن؛ زیرا صلح موجب آسایش و آرامش سپاهیان است و تو را از اضطراب درونی راحت می‌کند و امنیت بر شهرهای تو حاکم می‌شود».66
بنابراین شاید بتوان موارد صلح طلبی اسلام رادر مراحل زیر برشمرد:
– قبل از بروز جنگ، اسلام در برخورد با سایر افرادودولت‌ها مبنا را بر دعوت به وحدت کلمه و حکم مشترک67 میان مسلمانان و آنان گذارده و همزیستی مسالمت آمیز را ملاک ارتباط و تعامل با سایر انسان‌ها می‌داند.
– در هنگام بروز جنگ، توصیه، سفارش و تأکید قرآن68، پیامبر و پیروان راه وی، پذیرش پیشنهاد صلح است.
– پس از جنگ، راهبرد اسلام تلاش برای حفظ صلح و وفای به عهد است. 69
بند سوم : اصول و قواعد فقهی
علاوه بر تصریح قرآن کریم بر نفی جنگ و نهی از آغازگری جنگ و درگیری و توصیه به مدارا و همزیستی مسالمت آمیز و ترویج صلح و دوستی، اصول کلی و مبانی عملی هم به‌طور مستقیم و غیرمستقیم خشونت و درگیری میان انسان‌ها را نفی می‌کنند.
اندیشمندانی که درباره‌ی حقوق بشردوستانه در اسلام به تحقیق و مطالعه پرداخته‌اند، اصول متعددی را برشمرده‌اند؛ از جمله: اصل صلح و همزیستی مسالمت آمیز، اصل نفی سلطه‌گری و سلطه‌پذیری، اصل امنیت، اصل برابری و تساوی انسان‌ها، اصل تفاهم، اصل رحمت، اصل مودّت و دوستی، اصل وفای به عهد و از همه مهم‌تر اصل عدالت.
شاید بتوان گفت که ریشه‌ی همه‌ی این اصول، به فلسفه‌ی هستی انسان و خلیفه‌‌الهی او برمی‌گردد که مبنای تمام رفتارهای انسانی محسوب می‌شود. مبنایی که چارچوب قواعد و رعایت حقوق انسانی را در تمامی زمینه‌ها و زمان‌ها از جمله در جنگ به روشنی ترسیم و بیان می‌کند.
رعایت اصل عدالت با توجه به مفهوم آن، می‌تواند تا حد زیادی ما را از پرداختن به سایر اصول بی‌نیاز کند.
قرآن کریم می‌فرماید: خداوند شما را به عدل و احسان فرمان می‌دهد.70
خداوند به انسان دستور می‌دهد که به عدالت رفتار و احسان پیشه کند و عدالت پیشگی را به پرهیزکاری و تقوی نزدیک می‌داند.71 علاوه بر این، حکم کلی عدالت در جنگ را نیز مورد توجه قرار داده و به صراحت دستور می‌دهد:
«دشمنی با قومی، شما را وادار نکند که از جاده‌ی عدالت خارج شوید و عدالت را رعایت نکنید».72
اگر بپذیریم که ظلم و ستم نقطه‌ی مقابل عدالت است یا به تعبیر بهتر، «ظلم و عدالت دو روی برخورد با حق است و در هر رابطه‌ای حقی نهفته است که مراعات آن، عدالت و نقض آن ظلم است».73
بنابراین عدالت- محوری در اسلام به معنای نفی ظلم و ستم و تجاوزگری در هر زمان و در هر شرایط است.
رعایت مبنای عدالت و تقوی پیشگی علاوه بر تلاش برای ایجاد صلح و امنیت و پیشگیری از وقوع جنگ، حتی در شرایط جنگی هم الزام به رعایت حقوق انسانی دیگران را در افراد معتقد ایجاد می‌کند؛ زیرا بر مبنای آموزه‌های دینی، خداوند انسان‌ها را از نفسی واحد آفریده74 و اگر برادر دینی و هم مسلک انسان نباشند، مخلوق خداوندند ودر خلقت همانند وی75. پس باید مورد تکریم قرار گرفته و حقوشان رعایت شود.

فصل دوم : بررسی اصول حقوقی حمایت از اسیران مخاصمات مسلحانه در پرتو حقوق بین الملل بشردوستانه

مبحث اول : بررسی حقوق بشر دوستانه بین المللی و اسلامی

انسان، نزد خداوند و در عالم هستی، به عنوان اشرف مخلوقات محسوب می‌شود که با کرامت آفریده شده و باید از عزت نفس برخوردار باشد. از جمله ویژگی‌های بارز انسانی، میل به زندگی جمعی در جامعه است و به این سبب از آغاز آفرینش، انسان‌ها کوشیده‌اند تا شرایطی را فراهم آورند که بتوانند در کنار یکدیگر به حیات خود ادامه دهند و از مهارت‌های گوناگون همدیگر بهره‌مند شوند. اما تاریخ حیات بشر، متأسفانه گواهی می‌دهد که همزیستی نوع بشر با یکدیگر، همواره به صورت مسالمت‌آمیز نبوده است و همیشه به دلایل مختلفی آتش جنگ و خشونت میان فرزندان آدم (ع) زبانه کشیده است. حتی در عصر حاضر هم که شاهد بیشترین پیشرفت‌های علمی و فن‌آورانه در جوامع بشری هستیم؛ باز دیده می‌شود که انسان را از جنگ گریزی نیست و حتی علم او در خدمت صنایع نظمی قرار گرفته و جنگ‌افزارهای سده بیست و یکم به هیچ روی ملایمتی با انسان و جوامع بشری ندارند. برخی از این جنگ‌افزارها حتی به گونه‌ای تعبیه شده‌اند که مرگ قربانی هم برای آنها پایان کار نیست، بلکه برای مدت مدیدی محیط زیست و نسل‌های آتی را هم مورد هجمه قرار می‌دهند.
عبارت‌های بالا ما را به این حقیقت تلخ رهنمون می‌شود که جنگ‌ها را به عنوان بخشی از واقعیت‌های موجود این جهان بپذیریم. البته این حقیقت، مانع تعریف و تمجید از حقوق بین‌المللی مربوط به توسل به زور نیست. بلکه باید گفت گرچه منشور سازمان ملل متحد که به دنبال جنایت‌های گسترده‌ی حادث در جنگ‌های جهانی اول و دوم به تصویب جامعه جهانی رسیده است، هر نوع جنگ تجاوزکارانه را

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره حقوق بشر، حقوق بشردوستانه، حقوق بین‌الملل، حقوق اسلامی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره توسل به زور، سازمان ملل متحد، سازمان ملل