منابع پایان نامه ارشد درباره کرامت انسان

دانلود پایان نامه ارشد

آنکه بدست شاعران خوش اقبال‌تر پس رانده شوند؛ از براي خويش ايده‌آلي ساخته بودند که همان ايده‌آل متملقان و جاه طلبان درباري بود. و زندگي همه‌ي آنان غالبا غم انگيز و به هزاران ماجرا آکنده بود. (عبد‌الجليل؛ 1373: 111)
هجاء نيز که يکي از راه‌هاي گذران زندگي شاعر بود نه تنها به ضعف نگرائيد بلکه به رشد چشمگيري دست يافت. همچنين فنون جديدي نيز در اين عصر پا به عرصه‌ي وجود نهاد، که از آن جمله‌ مي‌توان به شعر فلسفي و شعر صوفي اشاره نمود.
و از طرفي ديگر به قول مرحوم زرين کوب چون بيشتر خلفاي عباسي، اهل شعر، شاعري و شاعر پروري بودند؛ در نتيجه نقد ادبي در اين دوره بازار شعر گروهي از شاعران رواج پيدا کرد، چنانکه هر کس در جهت استخراج عيوب ديگران و مطرح کردن خود، تمام تلاش خويش را به کار‌ مي‌گرفت. اين علاقه به شعر و شاعري، موجب تشويق راويان و گردآورندگان اشعار قديم، توسط اميران و خلفا شد. در واقع همين تلاش گردآورندگان شعر و راويان بود که بقاياي شعر جاهلي را از آسيب رهانيد.(زرين کوب؛‌1361:‌1/142)
3-06 اوضاع و احوال شاعران عصر عباسي
در چنين اوضاع و احوال نابسامان و تحت‌تأثير‌ اوضاع سياسي، اجتماعي اين دوره بود که بسياري از شاعران از رسالت اصلي خويش فاصله گرفته و جهت مال و مکنت و رسيدن به دربار خلفاء به مديحه سرايي و با جهت تکسب به هجو روي آوردند زيرا مديحه راه تحصيل معيشت بود و بزرگان آن دوره هم براي آنکه مدايح خود را به چشم رقيب بکشند به شاعران نيازمند بودند و اين امور سبب شد که غلو و مبالغه تا حد بسياري در مدايح راه يابد. و هجا نيز همچنان از وسايل تکسب و يکي از راه‌هاي گذراندن زندگي شاعر بود. وبرخي از شاعران نيز تحت تأثير فساد و تباهي اجتماعي زمانه قرار گرفته بودند و شعر خود را در خدمت لذات زودگذر دنيوي نهاده بودند. (الفا‌خوري؛7 137: 279)
که در اينجا ما از باب نمونه به تأثير‌پذيري شعر چندين تن از شاعران مشهور اين دوره از اوضاع سياسي، اجتماعي عصر عباسي اول اشاره‌اي گذرا‌ مي‌نمائيم.
3-6-01 بشار‌بن‌برد
شعر در زمان بشار يا وسيله تکسب بود يا آلت طرب. و بشار شاعري بود که مال را مهمترين وسيله رسيدن به خواستها و لذائذ مادي خود‌ مي‌شمرد و بدو سخت نيازمند بود و از اين رو نبوغ خود را در اختيار مطامع خود نهاد او هم به شيوه سنتي شعر‌ مي‌گفت و هم به شيوه نوين، هر گاه قصد سنت‌گرايان‌ مي‌کرد به ميل دل آنها قصيده‌اي به سبک قديم‌ مي‌سرود و چون‌ مي‌خواست رضايت مردم و نوخواهان را جلب کند شيوه نوين را برمي‌گزيد. در هر حال مجموعه قصايد بشار تصويري از روحيه ناپايدار اوست که از دو دوره اموي و عباسي تأثير گرفته است. پس بشار بن برد در مدايح خود آنجا که اقتضا‌ مي‌کرد و در سنت‌گرايي سودي نهفته بود سنتگرا‌ مي‌شد و لذا بيشتر مدايح او به شيوه قديم است و از آن طرف از نظر سبک‌هاي نوين چون بشار به زندگي واقعي آزمند بود و شعرش را وقف تصوير زندگي کرده بود او‌ مي‌ديد جامعه و محيط در همه سطوح خود رنگي نو به خود گرفته و تجديد و تجدد پي‌آمد انقلابي است که اوضاع سياسي و اجتماعي و ديني و علمي پديد آمده است و عناصر جديد انقلابي بر آن سلطه يافته و اين وضعيت با روحيه شاعر که همواره در پي رها شدن از بند‌رسوم و سنت‌ها و اوضاع جامد و معمول بود سازگار بود لذا در سبک شعري خود شيوه نوين را در پيش‌ مي‌گرفت. (همان؛ 1378: 287 – 286)
از نظر هجا و فخر نيز نخستين بابي که شعر را بر روي بشار گشود هجا بود او شخصيت‌هاي بسياري چون حماد عجرد و منصور و مهدي خلفاي عباسي را هجو گفته است گرچه هجاهاي بشار بر سه گونه است. گونه‌اي از جانب خود که صرفا براي ارضاء روح ماجراجويي اوست، گونه‌اي براي تکسب تا مردم را به وحشت‌اندازد تا آنان براي دفع شر او وجهي در دامنش بريزند و گاه نيز هجاي او براي دفاع از خويش است تا فرد مورد خشم خود را هدف تير تهمت‌ها سازد و از اين طريق از خود رفع تهمت نمايد. (الفاخوري؛ 1378: 288-286)
3-6-02 ابو‌نواس
دوره عباسي دوره آزادي‌ها و لذت جوئيها و رواج بازار ميکده و عشرتکده‌ها بود. در اين دوره باده گساري يکي از آشکارترين مظاهر زندگي آميخته به نوشخواري و ملاهي تمدن جديد عباسي بود و در اين زمان در همه بلاد اسلامي شرابخواري رواج داشت. در بغداد و حومه آن و بر سر راه قوافل و مسافران و دور از چشم شرطه و عبادو متدينان هر جا ميکده‌اي داير بود مردان و زناني خصوصاً از مجسوي و نصاري و يهوديان در آن به خوشگذراني سرگرم ناي و نوش بودند. ديرهاي مسيحيان که در بلاد پراکنده بودند فروش شراب يکي از راههاي معيشت راهبان آنها بود و افرادي که به قصد شکار و تفرج گاهي از شهر خارج‌ مي‌شدند گاها براي استراحت به اين ديرها وارد شده و مورد پذيرايي راهبان اين ديرها از شرابهاي تازه و کهن قرار‌ مي‌گرفتند و اين سنتي بود که از دوران اموي به جاي مانده بود.
در چنين حال و هوايي ابونواس يکي از شاعران دوره عباسي با دار و دسته باده خوار و لذت جويي خود گاهي به آن ميکده‌ها و گاه به آن ديرها سر‌ مي‌زد، مي‌نوشيد و زبان به وصف شراب و مستي‌ مي‌گشود و زيباترين نغمه‌هاي خويش را سر‌ مي‌داد.
به هر حال دوره عباسي مردم غرق در باده‌گساري بودند گرچه گفتگو و جدال درباره حليت يا حرمت آن بالا گرفته بود اما بعضي از شعرا از جمله ابونواس بي‌آنکه در اين گفتگو‌ها وارد شوند براي خود فتوي به حليت آن داده بودند و آشکارا از ولع خويش به شراب حکايت‌ مي‌کردند و همراه با شراب و کنيزکان خود در هر کاخ و سرايي بانگ نوشانوش- باده خواران با آواز مغينان در هم آميخته بود. البته عامل کشيده شدن ابونواس در دوران جواني در بصره شاعر ديگري بنام والبه بن الحباب که در زمره عشرت‌جويان زمانه بود‌ مي‌دانند زماني که بصره هم مرکز علم بود و هم اصحاب لهو و لعب در آنجا حضور داشتند و محفل گرم آنان بود اين شاعر که از هوشمندي و ذوق شاعرانه ابونواس در شگفت شده بود. او را به کوفه برد و به ‌تربيت و تعليم او در شعر همت گذاشت و در کنار آن او را همدم و دمساز خود در بي بند و باري و هرزگي و لا‌اباليگري در دار و دسته خراباتيان ساخت. گرچه نه غلطيدن به عوالم اوباش ابونواس را از علم آموزي مانع شد و نه علم آموزي مانع آن شد که خود را از جماعت اهل لهو و لعب کنار بکشد.
در اين ايام که شاعر به سن سي سالگي رسيده بود و از دانش و ادب خود اطمينان يافته بود چشم به بغداد دوخته بود زيرا در بغداد بود که‌ مي‌توانست مالي به چنگ آورد و از مصاحبت زيبا رخان تمتعي برگيرد و به اصطلاح به آنچه که آن را خوشبختي‌ مي‌دانست دست يابد و لذا در اين زمان که دوران خلافت‌هارون الرشيد بود به بغداد آمد و به برمکيان پيوست ولي در آغاز جرئت آن را نداشت که به دربار خليفه وارد شود زيرا نه شيوه‌ي زندگيش اجازه اين کار را‌ مي‌داد و نه سبک خاص شعرش. لکن در سال 187 هـ پس از سرکوبي برمکيان که فضل بن ربيع بر کرسي وزارت استقرار يافت به پايمردي او به دربار خلافت نزديک شد و‌هارون الرشيد را پس از پيروزي وي بر نقفور(قيصر روم) در همان سال مدح گفت.
و از آن پس قصايدي در مدح خليفه سرود و گويا تا‌اندازه‌اي توانسته بود نظر رشيد را به خود جلب کند و خود را به او نزديک سازد، اما پس از مدتي رفتار شاعر به مذاق خليفه خوش نيامد و به جرم زنديق و بيان قصيده‌اي در بدي قبيله عدنان و قريش خليفه او را به زندان‌انداخت و پس از مدتي با عذرخواهي او وي را آزاد ساخت سپس همين شاعر به دربار امين راه يافت و نديم و مداح او گرديد اما اين وضعيت بيش از دو سال طول نکشيد و پس از بالا گرفتن اختلاف ميان امين و مامون به گوش خليفه رسيد که حسن بن سهل در خراسان گفته است چگونه کشتن امين جايز نيست در حالي که ابونواس شاعر و نديمش‌ مي‌گويد:

1- لِاَ فاسقَنْي خَمْراً وَ قُلْ لي هِيَ الْخَمر

و َ لَا تَسْقِني سِراً اِذَا امْکَنَ الْجَهر

ترجمه
1- مرا شراب ده و بگو اين شراب است و اکنون که به آشکار‌ مي‌توان، در نهان شراب‌اند.
و خليفه از اين سخن بيمناک شد و براي کوتاه آمدن زبان طاعنان ابونواس را به زندقه متهم نمود و مدتي او را زنداني و سپس آزاد کرد و از باده نوشي منعش نمود.
با اينکه ابونواس قصايد طرديه و زهديات داشته و غزل‌هايي متصنع و ساختگي دارد اما خمريات او مشهور است و در اين باب از شعر همتايي نداشته و شراب از نظر ادبي واقعا عروس شعر اوست.
گرچه تفاوتهايي بين سبک شعري ابونواس و بشار بن برد که هر دو شاعر از پيشوايان نوآوري عصر عباسي هستند وجود دارد اما از ناحيه تقليد ميان هر دو شاعر تشابهي هست. زيرا هر دو مجبور بودند براي ارضاء خاطر قدرتمنداني که مداحيشان را‌ مي‌سرودند و جهت دست يابي به صلات و انعامات آنها که براي گذراندن زندگي به آن نيازمند بودند در مدايح خود سبک و شيوه قدما را مراعات کنند.(الفاخوري؛ 1378: 304-296)
3-6- 03 ابو‌العتاهيه
يکي ديگر از شاعران اين دوره ابو اسحاق اسماعيل بن القاسم بن کيسان معروف به ابو العتاهيه است، وي در زمان خلافت مهدي عباسي (159-169 هـ) به بغداد آمد و در زمره مقربان خليفه درآمد، او در تمام طول حيات خود ملازم خلفاء و ديگر اعاظم زمان خود بود. و براي ارضاء آنها و گرفتن ديناري چند انواع حيل را به کار‌ مي‌برد. وي قصايد زيادي در مدايح خلفاء عباسي سرود. ولي همه اين مدايح بيش از آنکه جنبه صادقانه عاطفي داشته باشد جنبه تجاري داشتند و بهترين آنها همانهايي بودند که براي مهدي عباسي و‌هارون الرشيد گفته است.
ابوالعتاهيه با آنکه مذهب شيعه داشت بني عباس را مدح‌ مي‌گفت. ولي بعدها کوشيد که شعر خود را از کشمکش‌هاي سياسي که ميان عباسيان و علويان بود دور نگه دارد. اما اين بي طرفي هرگز به خيانت نکشيد و براي تمتع از عطاياي بني عباس به مذمت آل علي (ع) و اهل البيت آن حضرت زبان نگشود.
به عبارتي ديگر گرچه ابوالعتاهيه مرد طماعي بود ولي از روي سياست و دانايي هم ممدوحان خود را خشنود مي‌ساخت و هم خود را راضي نگه‌ مي‌داشت و به کرامت انسانيتش خدشه وارد نمي‌ساخت. و به ساحت اهل البيت (ع) جفا نمي‌نمود.
او در مدايح خود شيوه قديم را به کار‌ مي‌برد بدين طريق که قصيده يا تغزلي و گاه چند بيتي در وصف موضوعي همچون شراب آغاز‌ مي‌کرد ولي در اين مقدمات اطاله کلام نمي‌داد و در معاني و مضامين مدايح خود نيز همان سبک کهن را رعايت مشي کرد و مقام خلافت را سخت تمجيد‌ مي‌نمود و از مقام و منزلت او در نزد خدا حکايت‌ مي‌کرد و حتي آن را در حد اعجاز معرفي‌ مي‌نمود.
در مجموع شعرهاي ابوالعتاهيه شامل قصيده- غزل- مدح و رثا- هجا و عتاب و امثال آن است. هجاء او گاهگاهي براي دفاع از خود يا براي پاسخ به رقيب يا بيان نوميدي از عطاياي ممدوح بود. و غزليات او بيشتر وقف زني بنام عتبه بود که شاعر در اولين روزهايي که به بغداد آمده بود دلباخته او گرديده بود و ديگر نمي‌بينيم که بنام زن ديگري غزل گفته باشد مگر غزلي که در کوفه براي کنيزکي موسوم به سعدي سروده بود زيرا سعدي شکايت او را به مولاي خويش برده بود و او نيز دستور داده بود تا شاعر را صد تازيانه بزنند.
اما عشق شاعر به عتبه عشقي صادقانه بود همراه با رنج و نياز عاشق و نفرت و ناز معشوق، غزل‌هاي شاعر براي معشوق غالبا بصورت تشبيب و تغزل در آغاز قصايد مدحيه او با سوز وگذار آمده و بر خلاف غزل‌هاي مرسوم زمان از هرزگي و بي عفتي و فجور و پرده دري عاري است، پس غزل او شرح يک عشق درد ناک حقيقي است.
اما شيوه سبک شعر ابو العتاهيه در نوآوري و نو جويي به همان مسيري افتاد که شعر و ادب زمانش افتاده بود که گفته شد پيشوايان اين حرکت بشار بن برد و ابونواس بودند و مراد از آن اين است که شعر تصويري از زمان بود به طوري که مردم آن را همان گونه که هست بفهمند. ابو العتاهيه در اين راه با آن دو همقدم بود يعني هم در معاني به نوع آوري پرداخت هم در لفظ. و در نوآوري مانند بشار و ابونواس گرايش فردي خود را ميزان قرار داده ولي چون به مسائل جدي زندگي گرايش داشت به جنبه‌هاي جدي زندگي عصر خود پرداخت، حال آنکه بشار و ابونواس

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره آداب و رسوم، خاندان نوبخت، ابوسلمه خلال Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره امام صادق