منابع پایان نامه ارشد درباره کانون توجه

دانلود پایان نامه ارشد

هاي شديد و احساس محروميتي است که توسط سير فزاينده شورش که در اثر حالت تنظيم ناکافي بروز مي نمايد ظاهر مي شود(ترنر،1373: 390).
ز) مرتون
رابرت مرتون32 نظريه پرداز کارکردگرا، مدت ها قبل نظريه فشار ساختاري33 را در تبيين انحراف مطرح ساخت.
وی استدلال خود را با معيار توافق جمعي درباره ي ارزش ها آغاز مي کند و معتقد است که تمام اعضاي جامعه در ارزش هاي مشترک سهيم اند. اما از آنجائي که اعضاي جامعه از لحاظ ساختارهاي اجتماعي در موقعيت هاي مختلفي قرار مي گيرند، براي درک ارزش هاي مشترک از فرصت هاي مساوي برخوردار نيستند. چنين وضعي ممکن است موجب انحراف شود. به بيان مرتون ساختار اجتماعي و فرهنگي جامعه براي رفتار منحرف اجتماعي مردمي که در جايگاه هاي مختلف قرار گرفته اند ايجاد فشار مي کند(صفوي،1370: 23).
تئوري مرتون توضيحاتي را درباره ي نرخ هاي متفاوت انحراف که توسط موقعيت هاي متفاوت افراد در درون يک ساخت فرصتي اشغال کرده اند مي دهد. به دليل شکاف هاي ساختي – اجتماعي بين آرزوها (اهداف مشترک) و دست يابي واقعي (دسترسي به ابزار اجتماع براي ررسيدن به آن اهداف). قدرت هنجارهاي اجتماعي مسلط (که گرداننده اهداف فرهنگي هستند) به منظور کنترل بعضي حوزه هاي کليدي رفتار اجتماعي طبقه بندي شده و آنومي در نظام اجتماعي هجوم آورده است(Farnworth & Leiber,1989: 263,Homilton,1987: 120-121).
مرتن ايالات متحده آمريکا را مورد مثال قرار داده و تئوري خود را به شرح زير طراحي مي کند(صفوي،1370: 23). تأکيد خاص در آمريکا به تبليغ اهداف است بدون توجه يکسان به حصول ابزار براي بدست آوردن اين اهداف، جامعه ي آمريکا به طور تاريخي و از طريق فرهنگي بيشترين موقعيت را براي ايجاد فشار ساختاري دارد. مرتن به رواج اهداف فرهنگي آمريکايي مسلط استناد مي کند و سپس مقاله تند وتيزي و ناقدي را ارائه مي دهد. او اشاره مي کند محدوده اي که در آنجا پول به عنوان عامل موفقيت سنجيده مي شود و شيوه اي که در آن ايدئولوژي مسلط هر نوع انتقادي از ساخت اجتماعي را در مقصر دانستن قرابانيان ناموفق تغيير جهت مي دهد، ميزان متفاوتي از انحراف بين افراد در موقعيت هاي اجتماعي متفاوت ديده مي شود که در جاي خود از اين موقعيت ها منشأ گرفته اند.
ساخت فرصت، شامل موقعيت هاي اجتماعي متعدد ديگري مي شود که بر حسب پذيرش ابزار در رسيدن به اهداف متفاوتند. اين موقعيت ها در سه دسته ي همنوا، منحرف و ناهمنوا سازمان يافته اند که به تفصيل عبارتند از:
– همنوايان34: پذيرش اهداف و ابزار رسيدن به آن
– نوآوران35: پذيرش اهداف ولي رد کردن ابزار رسيدن به آن
– شعائرگرايان36: رد اهداف اما ادامه دادن و دنبال کردن از طريق ابزار
– انزاواطلبان37: رد اهداف و ابزار رسيدن به آن
– طغيانگران38: رد اهداف و ابزار رسيدن به آن و جايگزين کردن شيوه هاي جديد براي آنها.
(Figueira, Mcdonough,1983: 263, Turner,1994: 195-196, Hamilton,1987: 121).
مرتن عقيده دارد که اعضاي قشرهاي پائين اجتماعي جهت رسيدن به موفقيت دومين شيوه (نوآوري) را پذيرفته و به روش هاي انحرافي بويژه به تبهکاري متمايل مي شوند. اين اقشار به احتمال زياد نمي توانند از راههاي عادي موفق شوند، از اين رو با فشاري که بر آنها مي آيد به انحراف گرايش مي يابند. معمولاً اين افراد از تحصيلات کافي و شغل مناسب برخوردار نمي شوند. به بيان مرتن، آنان براي کسب موفقيت به وسايل و راه هاي پذيرفته شده و قانوني، دسترسي ناچيزي دارند. از آنجائي که راه موفقيت براي آنها مسدود است، بدعت گذاري مي کنند و به تبهکاري که بيش از راههاي صحيح به آنها پاداش مي دهد، روي مي آورند(صفوي،1370: 23).
به طور خلاصه، مرتن در تحليل خود نشان مي دهد که چگونه فرهنگ و ساختار جامعه موجب انحراف مي شود. تأکيد بيش از حد بر هدف هاي فرهنگي در جامعه آمريکايي که به قيمت زير پا گذاشتن راه هاي متعارف کسب موفقيت تمام مي شود، تمايل به بي هنجاري را ايجاد مي کند. اين تمايل براي ايجاد انحراف فشار وارد مي سازد، فشاري که با توجه به پايگاه شخص در ساختار اجتماعي متفاوت است. همچنين شيوه واکنش شخص در مقابل اين فشار به پايگاه او در طبقه اجتماعي بستگي خواهد داشت(همان: 24).
ل) کلوارد و اهلين
اساس تئوري فرصت از ساخت تئوري مرتن نشأت مي گيرد(Quay,1965: 15).
کلوارد و اهلين معتقدند که مرتون فقط يک سوي سکه را ديده است. زيرا وي انحراف را بر حسب ساختار فرصت قانوني39 تبيين کرده اما ساختار فرصت غير قانوني را مورد ملاحظه قرار نداده است(صفوي،1370: 26). از نقطه نظر آنان بزهکاري نتيجه ي تلاش هاي ناموفق در رسيدن به اهداف برحق در يک جامعه است(بخصوص آن دسته از اهداف که در ارتباط با پول و قدرت هستند)، در نتيجه باعث مي شود که افراد به راه هاي غير قانوني متوسل شوند تا ثروت هاي مادي و پايگاه اجتماعي بدست آورند و نتيجه آن دزدي و يا جزو گروه تجاوزکاران شدن يا کناره گيري کردن از مشارکت و معتاد شدن است. در اين تئوري، تحقيقات به سوي ارزيابي اهداف اجتماعي هدايت مي شود، راههايي به سوي اهداف باز مي شود و به گروه هاي مختلف فرصت داده مي شود تا از اين راه ها عبور کنند، همچنين از روش هايي استفاده مي شودتا دست يابي را آسان کند، يا از روش هايي براي اصلاح کردن جاه طلبي ها به سمت اهداف قابل دسترس و تلقين کردن ارزش ها در هر راهي که باز است، استفاده مي شود. عملکرد شامل تبيين ساختارهاي اجتماعي براي بدست آوردن فرصت هاي مناسب در جهت اهداف و رسيدن به آن مي شود(Quay,1965: 16).
آنها معتقدند که همواره بر اعضاي طبقه کارگر فشار بيشتري براي انحراف وارد مي شود، زيرا براي نيل به موفقيت از راههاي قانوني، فرصت کمتري دارند. آنها عقيده دارند که واکنش هاي افراد طبقه ي کارگر به ايجاد سه نوع خرده فرهنگ منتهي مي شود. خرده فرهنگ جنايي، خرده فرهنگ ستيزه جو و خرده فرهنگ انزواطلب. پيدايش اين واکنش ها در افراد جوان به دسترسي آنها به فرصتي که براي دست زدن به اعمال خلاف دارند، بستگي دارد(صفوي،1370: 27).

ک) ساترلند
ادوين ساترلند40 بيشتر کار خود را پيرامون مفهوم ارتباطات نسبي سازمان داد(Akers,1992: 5). کانون توجه او نه تنها بر ارتباطات ميان افراد، بدان گونه که اين عبارت بر آن دلالت مي کندبود، بلکه بر پيوندهاي افکار مربوط به رفتار مي باشد. تز اصلي ساترلند اين بود که افراد تنها زماني رفتار جنايت آميز دارند که چنين رفتاري را قابل پذيرش تعبير مي کنند(Hagan,1985: 157).
طبق نظريه ساترلند رفتار جنايي، مثل رفتار غير جنايي در تعامل با افراد ديگر ياد گرفته مي شود.
«فرد به خاطر افزوني تعاريف مطلوب درباره ي تخلف از قانون نسبت به تعاريف نامطلوب درباره ي تخلف از قانون منجر مي شود(Rowe & Osgood,1984: 527, Laub & Sampson,1991: 143). نتيجه اينکه اين افراد مستعد ارتکاب اعمال انحرافي مي شوند، بويژه هنگامي که آنها در سالهاي اوليه ي زندگي با موقعيت هاي انحرافي مواجه مي شوند و با کساني که رفتارهاي انحرافي را تحسين مي کنند و بدان تمايل دارند، تعامل طولاني مدت دارند. همچنين ساترلند به شدت بر فرهنگ در تحليلش از جنايت تأکيد مي کند، با اين بحث که جامعه شامل يک تعداد از گروه هاي گوناگون با فرهنگ هاي متفاوت است و در وراي پديده رفتارهاي ورائي رفتار جنائي اصل تضاد فرهنگي است که به ارتباطات نسبي منتهي مي شود، که در نتيجه به سوي رفتارهاي جنائي هدايت مي شود.
س) والتر رکلس
والتر رکلس41 اعتقاد دارد که همه ي افراد به نحوي از نيروهاي متنوع تحريک کننده در جهت جرم و بزهکاري و همچنين از نيروهاي متنوع ديگر بعنوان بازدارنده از جرم و کجروي متأثر مي شوند. نيروهاي تحريک کننده به جرم و کجروي يعني آنچه که رکلس آنها را فشارهاي اجتماعي42 ناميده شامل شرايط زندگي مغاير، تعارضات خانوادگي، منزلت گروهي، کمبود و فقدان فرصت ها هستند. نيرو هايي که شخص را از زندگي مطابق هنجارهاي مورد قبول جامعه باز مي دارند، يعني آنچه که رکلس آنها را جاذبه ي اجتماعي43 ناميده شامل همنشيني بد، خرده فرهنگ جنائي يا بزهکار، گروه هاي منحرف، وسايل ارتباط جمعي و نظاير آن مي باشد. همچنين درون افراد فشارهاي زيستي و روانشناختي وجود دارد که هر کدام به نوعي سبب متمايل شدن فرد به جرم و کجروي مي گردد و مثل نارضايتي، تنش هاي دروني، خصومت و بدگماني، نياز به اميال آني و زودگذر و نظاير آن، در برابر اين نيروها صفي از نيروهاي متضاد قرار دارد که تعهد به بازدارندگي از درون و بيرون را بر عهده دارند و مانع از حرکت فرد به سمت بزهکاري مي گردند. خودمنعي بيروني44 شامل تأثير زندگي خانوادگي، حمايت گروهي و همچنين شامل عباراتي در مواجه اخلاقي، تعريف نهادي هنجارها و انتظارات مورد قبول نظارت و انضباط مؤثر پرورش احساس تعلق و همانند آن است. خود منعي دروني45 محصول فرايند دروني کردن است که شامل کنترل خود46، خود قوي، خود برتر، تحمل محروميت، احساس مسووليت و توانايي در برآورده کردن نيازهاي ضروري ومانند آن است. رکلس در ادمه بيان مي کند که تئوري تعهد به سبب عام بودنش نسبت به ساير تئوري ها که فقط به يکي از انواع فشارها يا تعهدها تأکيد مي کنند بهتر مي تواند جرم و کجروي را توصيف و تبيين نمايد( Vold & Bernard, 1986: 230؛صديق،1367: 61).
مطالبي که در بالا آورده شد دو مفهوم اصلي پژوهش يعني خانواده و آسيب اجتماعي را از ابعاد مختلف مورد بررسي قرار مي دهد در ادامه به صورتي مشخص تر به بررسي چهار نوع از آسيب هاي اجتماعي که در بين خانواده ها معمولاً رواج بيشتري دارند خواهيم پرداخت، اين آسيب ها عبارتند از: خشونت خانوادگي، اعتياد، طلاق، خودکشي.

2-10) خشونت خانوادگي
اثبات اين نکته ديگر غير ممکن نيست که خشونت در شکل نهادي( خشونت در خانواده)، فردي( خش.نت خياباني) و گروهي يا شکل وسيع اجتماعي(تجربه ي نازيسم) جزء لاينفک مناسبات جهان مدرن شده يا حداقل اينکه اين پتانسيل را در خود داراست که در آينده نيز به منصه ي ظهور برسد، در حالي که تمام نهادها و جنبش هاي اجتماعي با وجود خشونت در تمام عرصه هاي اجتماعي مخالفند و وجود هر نوع از انواع آن را امري ناصواب مي دانند. گسترش شهر نشيني، تبادل فرهنگ ها و تغييرات سريعي که اجازه جابجايي عناصر جديد و عناصر قديمي را به صورت مطلوب نمي دهد هدف ها و وسائل دسترسي به اهداف را در شرايط متنوعي قرارداده که در بسياري از موارد افراد براي دسترسي به اهداف مورد نظر دست به خشونت مي زنند اما در ميان همه انواع خشونت، خشونت هاي خانوادگي يا خانگي از مهم ترين مسائلي است که جامعه شناسي امروز با آن درگير مي باشد.
الف) پيشينه ي خشونت و بد رفتاري در خانواده
اين که پدر ومادر امروزين، خود ايام کودکي را در چه خانواده اي از نظر رفتار ميان والدين با کودکان گذرانده باشند امر مهمي است. هر چند نمي توان گفت که تمام کودکاني که در دوران بچگي در خانواده اي با خشونت ( ديدن يا تحمل خشونت) بزرگ شده اند امروز خود هم به به آن روي مي آورند اما اکثر خانواده هايي که درگير خشونت هستند نشانه هايي از خشونت گذشته را در خود دارند.
شايد بتوان عکس العمل هاي حاصل را از دو بعد فرهنگي و رواني تحليل نمود. در بعد رواني فشارهاي دوران کودکي به صورت انتقام گرفتن از جامعه و سايرين بروز مي کند و کودک ديروز و مرد امروز تمام تحقيرها و عقده هاي فرو خفته قبلي را امروز بيرون مي ريزد و از ديدگاه فرهنگي با توجه به اين که خانواده نقش تربيت و جامعه پذير کردن کودکان را دارند و عملاً براي وي اين باور را که به کار بردن خشونت عليه فرزندان و همسر يک امر رايج و عادي است توليد مي نمايد و کودکي که در سنين کمتر شاهد و ناظر اعمال خشونت بود امروز برايش امري ملکه ذهن و باور فرهنگي است که سخت دروني و نهادينه شده است.
ب) خشونت در خانواده
خشونت در خانواه عبارت است از وارد آوردن آسيب بدني يا رواني از طرف يک يا چند عضو خانواده عليه يک يا چند عضو ديگر … خشونت در محيط هاي خانوادگي اساساً يک قلمرو مردانه است اما خشونت خانوادگي عبارتست از وارد آوردن آسيب رواني از

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره رفتار پرخاشگرانه، قرن نوزدهم Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره مواد مخدر، مصرف مواد، خانواده گسترده، قرن نوزدهم