منابع پایان نامه ارشد درباره پوشش گیاهی، فرسایش بادی، فرسایش آبی، هیدرولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

شکار ممنوع دشت قشلاق بناب را مورد ارزیابی قرار داده و به کمک روش FAO-UNEP اقدام به تهیه مدل بیابانزایی در این منطقه نمود. وی در بررسی خود مهمترین عوامل بیابانزایی در منطقه را کاهش آب ورودی به تالاب، تغییر کاربری اراضی، احداث سازههای نامناسب در منطقه بالادست، تغییرات اقلیم و نزولات جوی و همچنین پارامترهای ژئوموفولوژی بر شمرده است. نامبرده در تحقیق خود منطقه مورد مطالعه را به 14 واحد کاری تقسیم بندی کرده و کلیه فرآیندها وعوامل بیابانزایی را در این واحدهای کاری در پنج کلاس غیر قبال ملاحظه، خفیف، متوسط، شدید و بسیار شدید ارزیابی نموده است، همچنین وی در پایان تحقیق خود ، منطقه مورد مطالعه را از نظر خطر کل بیابانزایی در دو دامنه با کلاس بیابانزایی خفیف تا بسیار شدید قرار داده است [51].
همتی (1380) در قالب پایان نامه کارشناسی ارشد خود، با استفاده از مدل فائو یونیپ و با تکیه بر سه فرآیند فرسایش آبی، فرسایش بادی و تخریب پوشش گیاهی به ارزیابی بیابان زایی اقدام نموده است. وی در نتیجه خود اصلی ترین فرآیندهای بیابان زایی در منطقه را ابتدا تخریب منابع گیاهی و پس از آن فرسایش آبی و در نهایت فرسایش بادی میداند و اظهار میدارد که روش فوق براساس ویژگیهای خاص منطقه قزل اوزون تنظیم گردیده است، لذا ممکن است که برای سایر مناطق با ویژگیهای متفاوت به منطقه مذکور، نتیجه مطلوبی ارائه ندهد، همچنین نامبرده نقش دخالت انسانی را موثرترین عامل بیابان زایی و عوامل طبیعی بویژه زیر عامل ژئومرفولوژی را در درجه بعدی از اهمیت دانست [23].
درویش (1387) ارزیابی روش فائو- یونیپ را برای تهیه نقشه بیابان زایی با توجه به اطلاعات و مطالعات کل کشور ارائه نمود. با توجه به مطالعات انجام شده در ایران و استعداد بالقوه خزانه اطلاعات کشور در این زمینه، مشخص گردید که حدود 2/69 درصد از شاخص های موجود در روش فوق، برای ارزیابی و تهیه نقشه بیابانزایی قابل اندازهگیری می باشد ولی سطحی از کشور که امکان اجرای روش مذکور با چنین درجه مقبولیتی را در بهترین شرایط داشته باشد، حدود 9/10 درصد از خاک کشور برآورد گردید [59].
2-2- 1-2- روش ارزیابی بیابان زایی موسسه تحقیقات بیابان ترکمنستان
در سال 1980 موسسه تحقیقات فرهنگستان علوم ترکمنستان طرحی جدید با دقت بیشتری نسبت به روش فائو یونیپ در زمینه ارزیابی و تهیه نقشه بیابانزایی ارائه نمود، در روش فوق که توسط خارین22 و همکاران تهیه شده بود، معیارهای زیر را به عنوان فرایندهایی که میتوانند موجب بیابانزایی در منطقه گردند، پیشنهاد دادند.
فرسایش بادی، فرسایش آبی، تخریب پوش گیاهی، شور شدن خاک، باتلاقی شدن، آلودگی محیطی، بیابانزایی ناشی از عملکرد جانوران [78].
در این روش پس از جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از منطقه، فرایندهای ذکر شده در بالا مورد ارزیابی و بررسی قرار گرفته و در نهایت موارد تخریب پوشش گیاهی، فرسایش بادی، فرسایش آبی، فشردگی و سله بستن خاک به عنوان چهار فرایند عمده بیایانزایی تشخیص داده میشوند [28].
برای توصیف خطر کل بیابانزایی (TDH )، موارد وضعیت فعلی بیابان زایی (CS)، خطر ذاتی ( IH )، اثر دام ( LA )، درجه تاثیر انسان ( DAI ) و نرخ بیابانزایی ( DR )، تعیین می شوند ( معادله 2-2) [101].
معادله 2-2 TDH=GS+IH+LA+DAI+DR
به عنوان مثال در توصیف خطر ذاتی بیابانزایی که بیان کننده پایداری و ثبات اکوسیستمها است از ویژگیهایی نظیر ترکیب دانه بندی خاک، درصد شیب، مقادیر سنگریزهای و قلوه سنگی بودن، سیل خیزی و غیره، استفاده میشود [31 ، 78].
به دلیل آنکه اطلاعات قابل توجهی در زمینه تولید مراتع طبیعی در دست نبود، اثر دام (LA ) بصورت تجربی و یا کمک معادله CE=1/03(P)+21 تعیین شد که در آن، (P ) بارندگی برحسب میلی متر در سال و CE به عنوان تولید علوفه خوش خوراک بر حسب کیلوگرم در هکتار در سال است. به منظور برآورد درجه تاثیر انسان (DAI ) روش پیشنهادی موسسه تحقیقات بیابان ترکمنستان، مورد استفاده قرار گرفت. سرانجام در مرحله پایانی طرح، پس از پردازش رقومی و عددی، تصاویر ماهواره ای، نقشه و ضعیت فعلی، نرخ خطر ذاتی و نقشه خطر کل بیابانزایی مشتمل بر 70 واحد نقشه بندی تهیه گردید [78].
در 26 جولای 1991 در پایان سی و دومین نشست شورای اقتصادی و اجتماعی ملل متحد تصمیم گرفته شد تا در طی یک دوره هشت ساله ( 1997- 1991) مطالعهای در مورد تخریب اراضی و تاثیر آن بر روی مردم در منطقه جنوب آسیا انجام شود که هشت کشور از جمله ایران را در بر میگرفت. در تحقیق مذکور، هشت کشور به دو ناحیه بزرگ اقلیمی، ناحیه خشک شامل افغانستان، ایران، پاکستان و بخشهایی از هندوستان و ناحیه مرطوب شامل بنگلادش، بخشهایی از هندوستان، نپال، و سریلانکا تقسیم شده و فرآیندهای فرسایش بادی و آبی، ماندایی شدن، حاصلخیزی خاک، شور شدن و افت سطح آب زیرزمینی بعنوان انواع تخریب اراضی مورد ارزیابی قرار گرفتند. در این بررسی، تخریب اراضی نهایتاً در چهار کلاس، براساس شدت تخریب به شرح زیر تقسیم بندی شده اند. :
الف) شدت کم : که در برخی نقاط، تولید کشاورزی تقلیل یافته است.
ب) شدت متوسط : که تولید کشاورزی نسبتاً کاهش یافته است
ج) شدت زیاد که در سطح مزرعه قابل اصلاح نیست.
د) خیلی زیاد : که با فن آوری موجود در حال حاضر غیر قابل اصلاح و غیر قابل برگشت است.
در پایان این تحقیق، پیشنهاد گردیده است که در مناطق تپه ماهوری و کوهستانی اصلاح اراضی تحت عنوان ” طرح مدیریت آبخیز” اعمال گردد، زیرا ارزیابی تخریب اراضی براساس تقسیم بندی آبخیزها در کلاسهای بدون تخریب یا تخریب اراضی خیلی شدید بصورت مشابه امکان پذیر است که در این صورت نواحی کاری را نیز می توان انتخاب نمود [72].
2-3- 1-3- روش ارزیابی بیابان زایی مدالوس (MEDALUS)
کمیسیون اروپا در سال 1987 با هدف مطالعات بیابانزایی و تخریب اراضی تاسیس شد و پروژههای مختلفی در این زمینهها به انجام رسانید. روش مدالوس یکی از مهمترین این پروژه هاست که به مدت 9 سال و در سه مرحله از سال 1991 تا 1999 به طول انجامید.
فاز اول مدالوس :
در اولین فاز مدالوس، مهمترین اصل، تشخیص و بهبود فرآیندهای اقلیمی، هیدرولوژیکی و اکولوژیکی بیابانزایی در اراضی زراعی و زمینهای نیمه طبیعی رها شده در شرایط نیمه مرطوب و نیمه خشک بود. بدین منظور این پروژه مطالعات صحرایی و استراتژیهای مدلسازی را اتخاذ نمود [68].
در اولینگام وضعیت جوی مورد بررسی قرار گرفت. پارامترهای متغیر اقلیمی با استفاده از مدلی از فرآیندهای موجود روی دامنه، که با توجه به داده های تجربی صحرایی پارامترگذاری شده بود، استخراج شد. نتایج توسط مدل های تغییرات اجتماعی– اقتصادی و مطالعات صحرایی برآورد شدهاند که فرصتی برای معتبرسازی مدلها و نیز ایجاد شرایط معتبرتر در رابطه با فرآیندها، فراهم میآورد. این برنامه شامل 5 جزء بود:
مطالعات اقلیمی : این بخش شامل بررسی روند بارش و درجه حرارت در حال، گذشته و آینده می شد، که به منظور تهیه برآوردههایی از دامنه نوسانات اقلیم جاری در نواحی مدیترانهای، صورت گرفته بود. در این بررسی سریهای استثنائی اقلیمی در تمام کشورها همراه با مدلهای پیش بینی اقلیمی، به منظور برآورد گرایش اقلیم در آینده، به کار گرفته شدند. همچنین در مطالعات اقلیمی، تجزیه دادههای اتفاقی (بارش و درجه حرارت) در سایتهای مطالعاتی و موقعیت جوی که بر آن ها حاکم است، صورت گرفت. در این پروژه تلاش بر این بود تا با استفاده از ایستگاههای هواشناسی رسمی، زمینه تاریخی اقلیم عرصه ها به منظور پایش کنونی میکرو اقلیم ها مورد مطالعه قرار گیرد.
مشاهدات صحرایی فرآیندهای اقلیمی، اکولوژی، فرسایشی و هیدرولوژیکی در 9 سایت به شرح زیر انجام گرفت :
پرتغال : سه عرصه آلمو کروا23، آلنتجو24 و ویل فورموسو25
اسپانیا: عرصه های الاردل26، رومبا هوندا27 و آلمریا28
یونان و ساردینیا : اسپاتا29، آتن و پترالونا / هورتیاتیس30، تسالونیکی31
این سایتها در نواحی از اروپای مدیترانهای انتخاب شدند که اطلاعاتی از فعالیتها و مطالعات پیشین انجام شده در آن ها در اختیار بود. هر کدام از سایتهای مذکور به ابزار پایه هواشناسی مجهز شدند و یکسری از پارامترهای اساسی اقلیم، خاک و اکولوژی جمع آوری شد. به علاوه هر سایتی موضوع تحقیقاتی خاصی در ارتباط با بیابانزایی داشت که در ذیل آمده اند :
مطالعات خصوصیات خاک فرسایش در آلنتجو در مرکز فرسایش خاک ویل فورموسو که آمار 30 ساله فرسایش خاک آن منطقه موجود بود و نیز در ناحیه تولید غلات آلموکروا صورت گرفت.
در سایت صحرایی رامبا هوندا در المریای اسپانیا، مطالعات بر روی اکو فیزیولوژی گونههای مدیترانهای، به ویژه Stipa (علف اسپارتو) و نیز تولید بیوماس و فنولوژی در ارتباط با اقلیم و رژیمهای رطوبتی خاک انجام شد.
ساختار پوشش گیاهی و پویایی اراضی نیمه طبیعی احیا شده در سایت الاردل مورد بررسی قرار گرفت.
در سایت سانتا لوسیا32 مطالعات به تاثیر آتشسوزی بر فرسایش و نیز تاثیر آلودگی فلزات سنگین و نفوذ آب شور به آب زیر زمینی اختصاص یافت.
سایت اسپاتا، اصلیترین سایت زراعی در مدالوس (1) بود. در وهله اول، تلاش برآن بود تا تاثیر محدودیت بارش بر روی تولید غلات، جهت ایجاد یک عامل زراعی که در مدل رشد گیاه به کار می رفت، بررسی شود. در پایان، سایتهای صحرایی پترالونا و هورتیاتیس به بررسی تاثیر چرا بر احیای دوباره بوته زارها و رژیم تغییر ترکیب گونهها اختصاص یافت.
3- بررسی مدلسازی شامل توسعه و ارتقاء مدل مدالوس بود. مدل برآورد شیب، مکانیسمی را برای بررسی نقش تغییرات اقلیم، پوشش گیاهی و خاک بر هرز آب و تولید رسوب در مقیاس پلات فرسایشی یا شیب تپه فراهم میآورد. این مدل براساس ورودیها که متغیرهای اقلیمی یک ساعته بودند، بنا نهاده شده بود و نسبت به بارش بسیار حساس بود.
چنانچه پوشش گیاهی زیاد باشد، میتواندگیرش گیاهی، تبخیر و تعرق را تعیین کند. برای این کار ابتدا باید نفوذ و جریان آب سطحی را توسط خصوصیات خاک مشخص نمود. رطوبت خاک، میزان رطوبت قابل دسترسی برای رشد گیاه را تعیین میکند. از این طریق نسبت ( سرعت)رشد گیاه برای انواع ساختاری پوشش گیاهی ( مانند درختان، بوته ها، علفیان و اراضی بایر) تعیین شد.
جریان سطحی، سرعت فرسایش را بر روی سطوح غیرعادی برآورد کرده و ظرفیت حمل رسوب، اندازه ذرات و میزان رسوب را تعیین می کند. این مدل در شرایط متنوع با استفاده از داده های سایتهای صحرایی آزمایش شد.
4- ارزیابی تاثیر سناریوهای متنوع تغییر اقلیم، اجتماعی– اقتصادی بر پویایی کاربری اراضی با استفاده از مدل سیستم های ترکیبی. این ارزیابی به منظور ارتقا مدل و معتبر سازی کاربردآن به جزایر کرت اختصاص یافت.
5- ارتقاء تکنیک های سنجش از دور، که در سایتهای صحرایی، برای آنالیز وضعیت پوشش گیاهی و خاک کالیبره شد. مطالعات سنجش از دور، زمینه گستردهتری برای اجرای مطالعات صحرایی فراهم آورده و امکان گسترش مدل ها را در سایت های صحرایی افزایش می داد. همچنین، کارشناسان با تلفیق نقشه برداری صحرایی و مدل های ارتفاع رقومی، ورودی هایی تهیه نمودند که، برای ارزیابی نواحی پاسخ متداول به بیابانزایی که « واحدهای پاسخ به بیابانزایی»33 نامیده می شوند، به کار می رفت. این واحدهای نقشه برداری شده به منظور کاربرد در مدیریت و سازماندهی کمک به کاهش بیابانزایی طراحی شده بودند.
اهداف عمومی مدالوس، افزایش شناسایی فرآیندها و دلایل اصلی تخریب خاک و بیابان زایی در نواحی نیمه خشک مدیترانه ای بود، که نیاز به حجم داده زیادی داشت. برای تهیه این داده ها، برنامه ای مرکزی در 8 سایت صحرایی در طول خط ساحلی مدیترانه ای شمالی از آلنتجوی پرتغال در غرب تا پترالونای یونان، در شرق انجام شد. برنامه مرکزی، مقادیر متنابهی از پارامترهای مختلف زیستی و غیر زیستی را در شرایط سایت های اندازه گیری و سنجش، تحت پوشش قرار داد. در ابتدا لازم بود که برنامه ای

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره عوامل انسانی، سازمان ملل، سازمان ملل متحد، فرسایش بادی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره پوشش گیاهی، کاربری اراضی، سنجش از دور، فرسایش آبی