منابع پایان نامه ارشد درباره پوشش گیاهی، کاربری اراضی، سنجش از دور، فرسایش آبی

دانلود پایان نامه ارشد

معمولی از مقادیر مرکب تهیه گردد، تا بتوان از آن برای تامین دادههایی که بتوانند در شرایط مختلف، پایه و اساسی برای مدلسازی فرآیندها باشند، استفاده کرد [68].
بدین صورت یک پایگاه داده از دادههای زمین مرجع، ایجاد شد که شامل دادههای صحرایی و نیز مدل مدالوس و تصاویر سنجش از دور بود. این پایگاه منبع ارزشمندی از اطلاعات را برای تحقیقات بیابانزایی ارائه میداد و نقطه مبدأ برای پایش تغییراتی بود که ممکن است در آینده در سایت ها ایجاد شود.
محدودیت های فاز اول مدل مدالوس عبارت بودند از:
با وجود آن که هدف پروژه کاملاً تفهیم شده بود، تیم اجرایی یک روش به معنای واقعی منظم را برای مشکل ارزیابی بیابانزایی ارائه نکرده بود. علیرغم موفقیت آمیز بودن مدل، اجرا و بررسی یک مدل کامل، امکان پذیر نبود. با این وجود، موفقیتهایی که در سایتهای صحرایی کسب شد، موجب گرد همآوری علاقهمندان به مطالعه و مدلسازی گشته و روابط متقابل امیدبخشی را مابین دانشمندان علوم فیزیکی و زیستی که به مطالعه فرآیندها در مقیاس کوچک مشغول بودند، برقرار ساخت.
2- عملکرد و خصوصیات پروژه نشان داد که ارتباط متقابل کمی بین مطالعات صحرایی و مطالعات سنجش از دوری وجود دارد.
3- علی رغم داشتن درک کامل از فرآیندها در مقیاس محلی، همچنان نیاز به شناسایی و بررسی مشکل بیابانزایی در مقیاسهای بزرگ از قبیل سطح حوزه آبخیز و مقیاس منطقهای، احساس میشد.
4- واضح است که جنبههای سیاسی و اجتماعی– اقتصادی مسئله بیابانزایی، باید در مقیاس نواحی اداری بررسی شود و در پایان با استفاده از پیشنهادات مثبتی که ارائه میشود، روشی یکپارچه برای بررسی بیابانزایی ارائه شود. چرا که روابط متقابل ترکیبی بین نیروهای فیزیکی، زیستی، اجتماعی– اقتصادی در مقیاس مطالعات محلی قابل درک و شناسایی نیستند [79].
فاز دوم مدالوس
این مرحله از پروژه، 2 سال و نیم به طول انجامید و شامل مراحل زیر بود:
1- ادامه برنامه مطالعات صحرایی فاز اول با تأکید بر فرآیندهای فیزیکی و روابط متقابل بین آن ها و نیز توسعه و بسط مطالعات به سوی مطالعات اکوفیزیولوژیکی با تأکید بیشتر بر احیای اراضی رها شده یا تحت آیش.
2- انجام بررسی های ویژه که به منظور تعیین صحت مدل مدالوس طراحی شده بودند.
3- بسط برنامه مدلسازی ، مدل روی دامنه، را تا مقیاس حوزه آبخیز افزایش مقیاس داده و مطالعات صحرایی را نیز به منظور کالیبره کردن و معتبر سازی، وارد مدل کرد.
4- مقیاس مدل گردش هوای جهانی، به منظور سازگاری متغیرها در مقیاس منطقهای در مدلسازی آماری و ایجاد یک مدل منطقهای، کاهش داده شد و مطالعات جدیدی نیز بر روی مدل گردش هوای جهانی در نواحی مدیترانه ای انجام گرفت.
5- مطالعات اجتماعی – اقتصادی تکمیل شد، به ویژه در حیطه تغییرات کشاورزی، تاثیر سیاست جنگل کاری، نتایج آلودگی خاک در نواحی بیابانی شده، روش های جلوگیری از بیابان زایی و نقش تغییر اقتصادی.
6- توسعه و بسط سه مطالعه موردی که به منظور کنار هم قرار دادن سه جنبه اجتماعی – اقتصادی، فیزیکی و زیستی بیابانزایی در یک چهارچوب منطقهای، انجام شده بود. این نواحی ناحیه هدف نامیده شده و شامل نواحی زیر بودند:
– دره گوادالنتین34 در جنوب شرق اسپانیا
– زیر حوزه سوارو35 در دره آگری36 واقع در باسیلیکاتای37 ایتالیا
– زیر حوزههای پیومبا38 و سینگو39 از حوزه پسکارا40 واقع در آبروزوی41 ایتالیا
در هرکدام از این موارد ارزیابیهای بیابانزایی با استفاده از مطالعات قبلی، منطقهای کردن و طبقه بندی واحدهای فیزیوگرافیک در حوزه ها و با تکنیک های مدلسازی و ارزیابیهای کارشناسان محلی صورت گرفت [68].
فاز سوم مدالوس
فاز سوم مدالوس در سال 1996 آغاز شد و شامل آخرین افزایش مقیاس تا مقیاس تحت ملی، با تاکید بر شاخصهای بیابانزایی در مقیاس منطقهای بود که بر اساس تکنیکهای سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی صورت گرفته بود.
ساختار مدل مدالوس کامل شد و سایتهای صحرایی از نظر تعداد کاهش و از حیث وسعت افزایش پیدا کردند. فعالیتهای تازهای نیز برای از بین بردن فضاهای خالی در قسمتهای قبلی برنامه صورت گرفت، به ویژه در زمینه بررسی تاثیر خندقها و کانالهای موقتی بر بیابانزایی.
نواحی هدف به منظور اجرای برخی مطالعات یکپارچه در آلنتجو تغییر کرد ولی در آگری و گوادالنتین بررسیها برای شکلگیری اجزای کلیدی مدل یکپارچه منطقهای ادامه یافت. در این نواحی و در سطح منطقهای تاکید بر ایجاد روشی برای شناسایی، گزارش و ارزیابی نواحی حساس به بیابانزایی (DeSAs)42 و مقایسه آن با نواحی که از نظر زیست محیطی حساسند، بود. این مسئله نقطه پایانی و هدف این پروژه بود که در سال 1991 تحت عنوان تهیه روشی برای مکان یابی بیابانزایی در نواحی جنوبی اتحادیه اروپا، از آن نام برده شده بود.
آنچه که از این پروژه اقتباس شد به روش ارزیابی و تهیه نقشه بیابانزایی که در مرحله سوم این پروژه بدان پرداخته شده است مربوط میشود و در نهایت در سال 1999 به عنوان شاخص های کلیدی بیابانزایی و تهیه نقشه مناطق مستعد بیابانزایی (ESAS) 43 بین سال های 1985 تا 2000 ارائه شده است [79].
با توجه به مزایای بسیار زیاد این روش و از جمله جمعآوری آسان دادههای مورد نیاز و استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی، این روش ارزیابی بیابانزایی میتواند جایگزین روشهای رایج سنتی گردد. در این مدل از چهار شاخص برای ارزیابی و تهیه نقشه استفاده شده است که هر شاخص دارای پارامترهایی است که با توجه به میزان تاثیری که در بیابانزایی دارند، وزنی بین یک تا دو به آنها اختصاص داده شده است. وزن یک بیانگر کمترین تاثیر در بیابانزایی و وزن عددی دو بیشترین تاثیر در بیابانزایی را نشان میدهد [26].پس از وزندهی از میانگین هندسی این پارامترها میتوان نقشه هر شاخص را به دست آورد و در نهایت نقشه نهایی نیز از میانگین هندسی شاخصهای محاسبه شده به دست میآید. دادههای مورد استفاده در این مدل عبارتند از:

– معیار خاک
دادههای خاک که شامل پارامترهای درصد پوشش سنگریزهای در سطح خاک، بافت خاک، عمق خاک، مواد مادری، زهکشی و شیب زمین میشود. اطلاعات مربوط به هر کدام از این پارامترها را می توان از منابع مختلفی به دست آورد و هر کدام به صورت یک لایه وارد محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی میشود، هر پارامتر با توجه به تاثیری که در بیابانزایی دارد وزن دهی شده و با الگوریتم زیر نقشه نهایی کیفیت خاک محاسبه می گردد :
رابطه (2-1)
شاخص کیفیت خاک = 6/1 ( بافت * مواد مادری * پوشش سنگی* عمق* شیب* زهکشی)
– معیار پوشش گیاهی
پوشش گیاهی بر حسب نوع و درصد ارزیابی میشود، بر اساس نوع پوشش میتوان پارامترهای خطر آتش سوزی و توانایی دوباره سبز شدن، حفاظت در برابر فرسایش و مقاومت در برابر خشکسالی را به صورت لایه های مجزا محاسبه کرد و نقشه نهایی کیفیت پوشش گیاهی را به دست آورد.
رابطه (2-2) :
شاخص پوشش گیاهی = 4/1 ( خطر آتش سوزی* حفاظت در برابر فرسایش* مقاومت در برابر خشکسالی* درصد پوشش)
– معیار اقلیم
کیفیت اقلیم بر اساس پارامترهایی که بر میزان آب قابل دسترس گیاه تاثیر میگذارند مانند:
مقدار بارندگی، دمای هوا و خشکی ارزیابی میشود. برای محاسبه خشکی از شاخص ساده خشکی بگنولد – گوسن به صورت رابطه زیر استفاده شده است:
رابطه (2-3) BGI= (2Ti-Pi).K
که در این رابطه
BGI = شاخص خشکی بگنولد – گوسن
Ti = میانگین دمای هوا برای ماه i بر حسب درجه سانتیگراد
Pi = کل بارندگی برای ماه i بر حسب میلیمتر
K = تعداد ماههایی که 2Ti-Pi 0 باشد.
بعد از محاسبه و وزن دهی 3 لایه شاخص کیفیت اقلیم را میتوان به صورت زیر محاسبه کرد:
رابطه (2-4) : شاخص کیفیت اقلیم = 3/1 ( بارندگی * خشکی* جهت شیب)
– معیار کیفیت مدیریت یا درجه استرس ناشی از عملکرد انسان
برای محاسبه این شاخص اراضی بر طبق نحوه استفاده از آنها در بخشهای زیر طبقه بندی می شوند:
– اراضی کشاورزی : اراضی زراعی
– منابع طبیعی: جنگل، بوته زار، اراضی بایر و مراتع
– مناطق معدنی
– مناطق تفریحی : پارکها و …
– اقدامات زیربنایی : ساخت جادهها
بعد از مشخص کردن نوع کاربری اراضی منطقه، شدت کاربری اراضی و سیاستهای اجرایی در حفاظت محیط زیست ارزیابی می شوند و در نهایت شاخص کیفیت مدیریت نیز همانند شاخصهای قبلی محاسبه می شود:
رابطه (2-5) شاخص کیفیت مدیریت = 2/1 ( نوع و شدت کاربری اراضی * سیاستهای اجرایی)
مرحله نهایی شامل جمع بندی کیفیتهای فیزیکی محیط ( خاک، اقلیم، پوشش گیاهی، مدیریت) می باشد:
شدت بیابانزایی = 4/1 ( کیفیت مدیریت* اقلیم* پوشش گیاهی * خاک)
رابطه (2-6) : ESAs = ( SQI*CQI*VQI*MQI)1/4
که در آن:
ESAs 44مناطق حساس به بیابانزایی
SQI 45 معیار کیفیت خاک
CQI 46 معیار کیفیت اقلیم
VQI 47 معیار کیفیت پوشش گیاهی
MQI 48 معیار کیفیت مدیریت
را نشان می دهد.
در این رابطه ESAs نهایی به صورت تیپ های مختلف حساسیت مناطق بیابانزایی مشخص میشود.
دامنه ESAs برای هر تیپ شامل 3 زیر کلاس می باشد که دامنه بین 2 ( شدت زیاد) تا 1 ( شدت کم) را به خود اختصاص داده است.
این مدل در کشورهای مختلف اروپایی و بعضی کشورهای خاورمیانه مورد آزمایش قرار گرفته و نتایج مثبتی را نیز نشان داده است [72].
در زیر به برخی از مطالعات صورت گرفته و نتایج بدست آمده از کاربرد این مدل در مناطق مختلف اشاره شده است:
آریا49 و همکاران (2009) به بررسی ارزیابی فرآیند بیابانزایی در کشور هندوستان پرداختند. در این تحقیق با استفاده از روش مدالوس و با هفت شاخص پوشش گیاهی، فرسایش بادی، فرسایش آبی، شورهزایی، برجستگیهای یخبندان و لغزش توده ای در نظر گرفتهاند.نتایج این تحقیق نشان داد که سطح تخریب اراضی حدود 35 درصد میباشد که عمدهترین عوامل تخریب فرسایش آبی و پوشش گیاهی و فرسایش بادی در منطقه مورد مطالعه گزارش شد[64].
لادیسا50 و همکاران (2002)، نوع و شدت بیابانزایی منطقه باری ایتالیا51 را با بهره گیری از روش مدالوس بررسی نمودند. با استفاده از سه شاخص کاربری اراضی، مدیریت کیفیت و شاخص فشار انسانی به کمک میانگین هندسی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این تحقیق نوع شدت و نقشه بیابانزایی را در منطقه بدست آورد [94].
زهتابیان و همکاران (1387) به بررسی معیارهای آب و خاک در روند بیابانزایی منطقه خوش دهلران پرداختند. در این تحقیق از روش مدالوس با بهرهگیری از هشت شاخص برای معیار آب و هشت شاخص برای معیار خاک منظور گردید. نتایج این تحقیق نشان داد که معیار آب با میانگین ارزش عددی 517/1 در کلاس شدید و معیار خاک با متوسط وزنی 381/1 در کلاس متوسط طبقه بندی می گردد و بیابانزایی در منطقه شدید بوده و درحال گسترش است[27].
سپهر (1384) برای ارزیابی آبهای زیرزمینی با استفاده از مدل مدالوس اصلاح، شاخصهای هدایت الکتریکی، میزان کلر، نسبت سدیم جذبی و سطح ایستابی آب در منطقه فیدویه- گرمشت را در نظر گرفت. نتایج نشان داد در حدود 38 درصد از منطقه در وضعیت متوسط و نه درصد در کیفیت بالا قرار دارد. همچنین 53 درصد از منطقه در وضیعت نامناسب کیفی میباشد که خود از عوامل اصلی بیابانزایی به حساب میآید[31].
بخشنده مهر (1387) در بررسی بیابانزایی در منطقه سگزی با استفاده از مدل مدالوس با معیار خاک از شاخص های: بافت خاک، درصد سنگریزه، عمق خاک، زهکشی، درصد گچ خاک، هدایت الکتریکی، نسبت جذب سدیم و درصد مواد آلی استفاده کردند. نتایج نشان داد که معیار کیفیت خاک در دو کلاس متوسط و پایین قرار میگیرد که هر کدام به ترتیب مساحتی برابر با 38/15 و 62/84 درصد از کل منطقه را به خود اختصاص دادند. همچنین طبق ارزیابی آنها، شاخص ماده آلی در این معیار بیشترین تاثیر را در بیابانزایی منطقه داشت[14].
پروانه و همکاران (1388) وضعیت بیابانزایی منطقه طبس مسینا را

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره پوشش گیاهی، فرسایش بادی، فرسایش آبی، هیدرولوژی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره شرایط آب و هوایی، آبهای زیرزمینی، استان خراسان، پوشش گیاهی