منابع پایان نامه ارشد درباره هویت ایرانی، روشنفکران، تفکر انتقادی، عرفان اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

که جز خدا هیچچیز نمیبیند و همه تفاوتها رنگ میبازد و محو میشود و جامعه را همچون یک موجود زنده و ارگانیک تصویر میکند که اگر عضوی به درد آید دگر عضوها را نماند قرار. این بعد از اندیشه عرفانی است که وجدانی و انسانی است و بدور از فردگرایی و جزمگرایی میتواند در همهی زمانها به کار آید و راهگشا باشد.
او معتقد است ویژگیهای ایران باستانی همچون تساهل، مدارا در دوران اسلامی بر ادبیات عرفانی ایران نمود یافت و امثال سعدی، مولانا، و حافظ با امتزاج میراث قومی ایران با عرفان از آن فرهنگی ساختند که انسانی و جهانی است. آنها بدور از عرفان زاهدانه و افراطی، تفکرشان را در غالب عرفان ذوقی و عملی بیان کردند که عالمساز است و آدمساز و مسئول و با فردگرایی صرف بیگانه مینماید.
در قسمت ملزومات ادبیات جدید در آراء ایشان میتوان گفت که ادبیات ما با وجود داشتن گذشتهای پربار و فرهنگ ادبی پویا و زنده که آن را فراتر از زمان و مکان به تمام انسانیت و جهان پیوند میدهد، نباید از ملزومات دنیای جدید غافل بماند و پیوسته با حفظ سنت دیرینه خویش باید پاسخگوی نیازهای جدید انسان ایرانی نیز باشد.
در فصل آینده ضرورت نوگرایی و جایگاه فرهنگ غربی به عنوان بعد تازهپای هویت ایرانی در اندیشه این دو متفکر بیان خواهد شد.

فصل هفتم

غرب و هویت ایرانی

تلاقی جامعه ایران با دنیای مدرن غربی و تأثیرات این تلاقی بر وجوه مختلف زندگی ایرانیان، موضوع گفتمان پرتنش و بادوامی در میان روشنفکران و جامعهشناسان ایرانی بوده است که هنوز هم به قوت خود باقی است و بخش اعظمی از دغدغهی روشنفکری ایرانی را به خود اختصاص داده است. بسیاری از روشنفکران در دوران معاصر نسبت به غرب و سهم آن در هویتدهی به ایرانیان مواضع متعددی را اتخاذ کردهاند که در این میان داریوش شایگان و عبدالحسین زرینکوب نیز به عنوان دو متفکری که مسئله غرب و هویت ایرانی در مرکزیت اندیشهشان قرار دارد شایسته بررسی هستند.
نگارنده در این فصل اندیشه ایندو متفکر را در دو بخش مجزا آورده است که در بخش اول با توجه به اینکه اندیشههای شایگان در تجلیات فکریاش همیشه در حال تحول و تکامل بوده سعی شده است به مراحل تحول فکری شایگان از غربستیزی تا مدرنیته جهانشمول را در دو قسمت با عناوین «شایگان متقدم و مسئلهی غرب» و «شایگان متأخر و مسئله غرب» بررسی کند. بخش دوم نیز به اندیشه استاد زرینکوب پیرامون غرب، از رویکردی انتقادی تا ضرورت نوگرایی را در بر میگیرد. از آنجایی که ایشان هم به حضور جغرافیای غرب توجه داشته و هم به حضور فرهنگی غرب؛ به نظر نگارنده بر اساس آثار و آراء نامبرده میتوان شاهد دو گونه برخورد فکری با غرب بود که تلاش شد تا در سه قسمت: 1- غرب استعماری و 2- مدرنیزم در اندیشه زرین کوب، ودر نهایت 3- جایگاه هویت جدید غربی در فرهنگ ایران، بدان پرداخته شود.
مراحل تحول فکری داریوش شایگان پیرامون غرب
(از غرب ستیزی تا تجدد جهانشمول)
شایگان از جمله روشنفکران معاصر ایرانی است که هیچ گاه از بعد نوین هویت ایرانی (غرب) غافل نبوده است و کوششهای در خور توجهای در مفهومسازی بهتر و موشکافانه تر برای فهم بهتر و ضعیت ما در جهان کنونی انجام داده است. برخی از مفاهیم بر ساختهای که شایگان کوشیده است به کمک آنها ما را به فهم بهتر جایگاه و ایستارمان در جهان کنونی رهنمون شود عبارتند از : ایدئولوژیک کردن سنت30 ، روان پارگی فرهنگ31 ، تعطیلات در تاریخ3 ، روکش کاری4 ،جهل دوگانه5 ، هویت چهل تکه6 ، آگاهی چندلایه7 و تمدن سیارهای8 و….
البته باید توجه داشت که اندیشه داریوش شایگان ثابت و ایستا نبوده است و همیشه در حال تحول است. لکن این تحول به معنای انقطاع از اندیشهای به اندیشه های دیگر نیست بلکه جهانبینی او همچون لایهای بر روی لایه ای دیگر قرار میگیرد و به پشتوانه اندیشههای قبلی به نظریه پردازی میپردازد. ایشان با الهام از فروید (کتاب تمدن و ملالت های آن) و به کرات میگویند: « فروید رگه های روان انسان را با لایه های باستانی شهر روم مقایسه کرده است. زیرا همانگونه که لایه های باستانی نابود نمی شوند بلکه در زیر بناهای تازه تر مستور و پنهان می گردند ،رگه های مختلف روح انسان نیز ،هر چند که توسط سطوح ته نشین شده دیگر به واپس رانده شده اند،در جایی زنده می مانند» (شایگان ،1374: 124). بنابراین می توان با الهام از چنین دیدگاهی گفت که اندیشههای شایگان نیز با وجود تحول ، از بین نرفته اند و لایهای بر روی لایهای دیگر مستور شده است. چنانکه او به پشتوانه مطالعاتشان پیرامون شرق (آیین هندو و عرفان اسلامی ) بر فقدان معنویت در جهان معاصر تاکید دارند.
1-شایگان متقدم و مسئله غرب
در این دوره فکری شایگان با تاثیرپذیری از تفکر انتقادی و جنبشهای اجتماعی ضد غربی و به تبع آن تفکر بومیگرایی در ایران به نظریهپردازی پیرامون غرب و شرق میپردازد. او در این دوره به نوعی پاسدار سنت شرقی در برابر هجمه غربی بود یعنی نوعی دغدغه هویت انگارانه حفظ سنت در برابر دیگری آن یعنی غرب. دغدغهای که در دوره دوم فکریاش کاملاً شخصی و خصوصی میشود.
ایشان کتاب های «ادیان و مکتب های فلسفی هند» و «فلسفه هندو و عرفان اسلامی » و«بت های ذهنی و خاطره ازلی» و کتاب «آسیا در برابر غرب» را در این مرحله به نگارش در آوردند که آخرین اثرش در این دوره از اهمیت بیشتر نسبت به بقیه برخوردار است و مبنای اصلی پژوهش حاضر در این قسمت.
وی در دوره اول فکری خویش بر مبنای دو کتاب اخیر ذکر شده، غرب را در ذیل عنوان نیهیلسم تعریف می کند، به اعتقاد وی غرب کلیت تجزیه ناپذیری است که اجزای آن قابل تفکیک از هم نیست و نمی توان بخشی را پذیرفت و بخشی را به عنوان وجه منفی کنار گذاشت او میگوید سیر حرکت تمدن غربی رو به نزول بوده است و از زیر به زبر حرکت میکند، نزول از تفکر شهودی به تفکر تکنیکی، نزول از صور جوهری به مفهوم مکانیکی ، نزول از جوهر روحانی به سوائق نفسانی و نزول از غایت اندیشی و معاد به تاریخ پرستی .(شایگان ،47:1372)
از نظر شایگان ویژگی اصلی چنین جامعه و انسانی، یقینا رو به پوچی32 است. برای چنین انسانی نه خوبی معنا دارد و نه بدی، نه مسؤول است، نه گناهکار، نه اصلاح طلب است نه انقلابی، به عبارت دیگر او در بی تعهدی محض سر میکند و گرفتار چهار حرکت نزولی ذکر شده. اومی گوید: «غور چندین ساله ما در ماهیت تفکر غربی که از لحاظ پویایی ،تنوع ، غنای مطالب و قدرت مسحور کننده، پدیده ای تک و استثنایی برکره خاکی است، ما را به این امر آگاه ساخت که سیر تفکر غربی در جهت بطان تدریجی جمله معتقداتی بوده است که میراث معنوی تمدن های آسیایی را تشکیل می دهد.» (شایگان ،3:1372) و از این جاست که دو تمدن در برابر یکدیگر قرار میگیرند و ما به رغم کوشش پیگیری که در حفظ هویت فرهنگی خود میکنیم خاطره قومی ما رو به زوال است. به زعم ایشان آنچه که آسیا را در برابر غرب قرار می دهد، ماهیت دینی تمدنهای آسیایی است که همین دینی بودن نقطه ی اشتراک آنها را تشکیل می دهد.(شایگان ،9:1372) ایشان می گوید جهل نسبت به غرب و سیر نزولی تمدن غربی سبب غربزدگی میشود به اعتقاد ایشان غربزدگی «حاصل تقدیر تاریخی و روح زمانهای است که در شرق در حال گذراندنش هستیم ، غرب زدگی یعنی جهل نسبت به غرب، یعنی نشناختن عناصر غالب تفکر که مآلا غالب ترین و مهاجم ترین شیوه جهان بینی موجود بر روی زمین است.» (شایگان،51:1372) بنابراین می توان گفت جهت گیری شایگان در این دوره نسبت به غرب انتقادی است و نوعی حالت نوستالژیک نسبت به خاطره قومی دارد ایشان تحت تاثیر جریان بومیگرایی در ایران و محافل فردید پس از مشاهده بعد غربی هویت ایرانی سعی کردند به هشدار غربزدگی بپردازند البته ایشان در فصل آخر کتابش از شدت مدعیاتش علیه غرب کاسته و از بکارگیری تفکر انتقادی که محصولی غربی است سخن می گوید. از نظر وی ما برای دفاع از میراث تمدنی خویش و توجیه آن ناگریز از بکار گیری این محصول غربی هستیم. او ستیز افراطی با غرب و بازگشت به ریشه ها را مفید ندانسته و سبب شکل گیری تاریک اندیشی جدید می داند به زعم ایشان تاریک اندیشی جدید یعنی «استغراق دوباره در نوعی جهل که خود را ذیحق می داند و حکیمانه جهلی که ناشی از غم غربت است و غربزدگی شرق مآبانه» (شایگان ،301:1372) و «گفتن اینکه ما چنین بودیم و چنان هستیم و تفکر فلسفی ما اشراقی بوده است و غرب مهد شیطان است و تکنولوژی بلای آسمانی؛ نه حکمت شرق را احیا می کند و نه ما را از چنگ تکنولوژی رها. پرداختن به اموری که در کنه با آنها آشنا نیستیم و ایجاد فضایی که درک را به هوا دل تنزل دهد و تحقیق را به تعصب جز اینکه موجب بروز تاریک اندیشی جدید شود دردی را درمان نخواهد کرد.» (شایگان ،293:1372)
بنابراین می توان بدین نتیجه رسید که شایگان در این دوره فکری نه با اختلاط عناصر تفکر شرق و غربی موافق است و نه با بازگشت جاهلانه به ریشه های قومی و یا خاطره قومی. فصل آخر کتاب وی به نوعی دریچه ای است به سوی اندیشههای شایگان در دوران مدرن. پایان شایگان متقدم همزمان با وقوع انقلاب اسلامی ایران و با مهاجرت ایشان به فرانسه همزمان است، فرصتی که در اختیار اوست تا با نگاهی دقیق تر و از بیرون به مسائل و دغدغه های هویتی ایران بنگرد.

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره فرهنگ ایرانی، ایدئولوژی، هویت ایرانی، دوران اسلامی Next Entries منابع و ماخذ تحقیق تجارت الکترونیک، تجارت الکترونیکی، سند رسمی، مدیریت اسناد