منابع پایان نامه ارشد درباره هوش معنوی، پرسش نامه، تعهد سازمانی، معنویت در محیط کار

دانلود پایان نامه ارشد

. تعاریف عملیاتی باید طوری انجام پذیرند که اگر پژوهشگران مختلفی در شرایط مشابه، به اندازه گیری سازه یا مفهوم مورد مطالعه بپردازند، نتیجه یکسانی بدست آورند(سرمد، بازرگان، حجازی، 1378، 4).

1-7-2-1) هوش معنوی
منظور از هوش معنوی میزان نمره ای است که یک فرد در آزمون پرسش نامه استاندارد هوش معنوی به دست می آورد.
1-7-2-2) تعهد سازمانی
میزان تعهد سازمانی یک کارمند با توجه به پرسش نامه سه بعدی آلن و می یر تعیین می گردد که شامل 24 سوال می باشد. این پرسش نامه سه مولفه تعهد عاطفی، تعهد مستمر و تعهد هنجاری را در یک فرد مورد ارزیابی قرار می دهد.
تعهد عاطفی: میزان آن بر اساس سوالات شماره 1 تا 8 پرسش نامه تحقیق سنجیده می شود.
تعهد مستمر: میزان آن بر اساس سوالات شماره 9 تا 16 پرسش نامه تحقیق سنجیده می شود.
تعهد هنجاری: میزان آن بر اساس سوالات 17 تا 24 پرسش نامه تحقیق سنجیده می شود.

قلمرو تحقیق
قلمرو این تحقیق از سه بعد موضوعی، مکانی و زمانی به شرح ذیل است:
1-8-1) قلمرو موضوعی
تحقیق حاضر به لحاظ قلمرو موضوعی در حیطه مباحث روان شناسی صنعتی، مدیریت منابع انسانی و رفتار سازمانی قابل تبیین و بررسی می باشد. این تحقیق به مباحث هوش معنوی و تعهد سازمانی و رابطه بین آنها می پردازد.
1-8-2) قلمرو مکانی
قلمرو مکانی تحقیق عبارت است از، واحد مدیریت تدارکات و امور کالای شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب ایران واقع در استان خوزستان، شهرستان اهواز می باشد.
1-8-3) قلمرو زمانی:
قلمرو زمانی این تحقیق پاییز و زمستان 92 می باشد.

2-1) مقدمه
مفهوم هوش معنوی که در دهه های اخیر مطرح شده است دربردارندۀ نوعی سازگاری و رفتار حل مسأله است که بالاترین سطوح رشد را در حیطه های مختلف شناختی، اخلاقی، هیجانی، بین فردی و غیره شامل می شود و فرد را در جهت هماهنگی با پدیده های اطرافش و دستیابی به یکپارچگی درونی و بیرونی یاری می نماید. (غباری بناب و همکاران، 1386).
هوش معنوی به دلایل زیر در سازمان ضروری است :
1- استفاده عمیق از منابع درونی فرد به واسطه بالا بردن ظرفیت توجه و قدرت تحمل و تطبیق پذیری؛
2- توسعه درک روشن وثابت افراد در زمینه ایجاد روابط کاری؛
3- قدرت تشخیص معنای واقعی حوادث و رویداد ها و توانایی در ایجاد کار معنی دار؛
4- تشخیص و تنظیم ارزش های شخصی با درک روشن از هدف؛
5- داشتن زندگی بدون خشونت و به موجب آن یکپارچگی و راستی.
برخی از مزیت ها و توسعه و کاربرد هوش معنوی در محیط کار عبارت است از توانایی سالم ماندن در هنگام مواجهه با بحران و هرج و مرج، نگرش نوع دوستانه و عاری از خودپرستی در ارتباط با دیگران، داشتن افکاری روشن و چشم اندازی امید بخش در زندگی (میک ،2006، 11).
مطالعات نشان مي‌دهند که تشويق معنويت در محيط کار مي‌تواند منجر به مزاياي زيادي شود. محققان بيان مي‌کنند که تشويق معنويت در محيط کار مي‌تواند منجر به مزايا و منافعي از قبيل افزايش خلاقيت (فریشمن, 2003)، افزايش صداقت و اعتماد (وانگر، 2000)، افزايش حس تکامل شخصي (بوراک، ۱۹۹۹)، افزايش تعهد سازماني (میلیمن3, 2003)، بهبود نگرش‌هاي شغلي کارکنان همچون افزايش رضايت شغلي، مشارکت شغلي، و نيز کاهش ترک شغل افراد (لبید، 2003)، افزايش اخلاق و وجدان کاري، انگيزش بيشتر (مارکز4، 2005) شود.
گرچه در مورد مفهوم تعهد سازماني و رابطه آن با ساير متغيرها، پژوه شهاي متعددي انجام گرفته است لیكن هوش معنوي به عنوان عاملي اثرگذار بر رفتار فردي، اجتماعي و به تبع آن رفتار سازماني، طي سالهاي اخير در ادبيات سازمان و مدیریت مطرح شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه هوش معنوی و تعهد سازمانی در شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب انجام گرفته است. بر اين اساس در این فصل ابتدا مباحث هوش معنوی و سپس تعاریف و مفاهیم تعهد سازمانی بررسی خواهد گردید. در ادامه به برخی از تحقیقات خارجی و داخلی مرتبط اشاره خواهد شد و در پایان مدل مفهومی تحقیق ارائه می گردد.

2-2) معنویت
در این بخش در ابتدا مروری گذرا بر تعاریف رایج در مورد معنویت خواهد سپس به بررسی رابطه و نسبت بین معنویت و دین از دید صاحبنظران پرداخته خواهد شد. در ادامه به ارایه تعاریفی مختصراز معنویت در محیط کار و سرانجام به مبحث نيازهاي معنوي كاركنان و دلایل ظهور پارادايم معنويت در محيط کار پرداخته خواهد شد.

2-2-1) تعاریف معنویت
از نظرگاه تاريخي و تطبيقي فقط ميتوان از كثرت معنويت سخن گفت. مكاتب مختلف تعابير فرهنگي خاصي را از آرمانهاي ديني سنتهاي گوناگون نشان ميدهند. گرايشهايي كه امروزه در معنويت رايج است، بيشتر بر موضوع و بافت “خود” تاكيد دارد و نيز به فهم متينتري از روانشناسي انسان پيوند ميخورد (لبید، 2003). در حوزههاي ديني و مذهبي بسياري از اديان معادل دقيقي براي واژه “spirituality “(معنویت) وجود ندارد، با اين وجود، امروزه مفهوم معنويت يك كليد واژه جهانشمول است كه نشاندهنده جستجوي جهت و معنا، كمال و تعالي است.
در جامعه سكولار و مدرن، معنويت پديده دوباره كشف شدهاي است كه در جهان بسيار ماديگراي امروزي گم شده يا حداقل پنهان گشته است (هانلس، 1999). از نيمه دوم قرن نوزدهم در اروپا و آمريكا بحثي تحت عنوان معنويت مطرح شد و بر اساس آن عنوان شد كه همه نظامهاي اجتماعي در چيزي تحت عنوان معنويت مشترك بوده و اديان و مذاهب مختلف در معنويت اشتراك دارند (ملكيان، 1377).

اغلب از عواطف و معنويت به عنوان جعبههاي سياه ياد ميشود، موضوعاتي كه ما به خوبي آنها را درك نميكنيم. در واقع چنين اصطلاحاتي واضح نبوده و نميتوان تعاريف مشخصي براي آنها ارئه نمود (فریشمن5 و تستچر، 2002). برخی (میتروف6 و دنتون) معنويت را به عنوان تمايل به جستجوي هدف نهايي در زندگي و زيستن بر اساس اين هدف تعريف مي‌کنند. برخی دیگر نیز (کاوانکه7) معنويت را نوعي معنا و نوعي آگاهي در زندگي تعريف مي‌کنند. محققان دیگری نیز مصرانه بر مفاهيم مذاهب و آيين‌هاي شرقي همچون تائوئيسم، بوديسم، و نيز اسلام تأکيد دارند. چنين محققاني ادعا مي‌کنند که اين جوامع غيرغربي بسيار بهتر توانستهاند ميان زندگي شخصي، کار، تفريح، عبادت، و ديگر جنبه‌هاي زندگي يکپارچگي ايجاد کنند.
با وجود ديدگاههاي چندگانه، نويسندگان از زوايايي مختلف به معنويت و معنویت در محیط کار نگاه كرده و تعاريف گوناگوني براي آنها ارائه داده اند به طوري كه مي توان گفت هيچ توافقي بر سر تعريف معنويت و معنویت در محیط کار وجود ندارد (فریشمن،1999). آندرهيل8 در كتاب زندگي معنوي درباره حساسيت تعريف معنويت مينویسد: درحالي كه از يك سو ناگزيريم از ابهام وانتزاع جلوگيري كنيم، از سوي ديگر بايد مانع تعاريف سخت و شتابزده شويم، چرا كه هيچ واژهاي در زبان انساني ما در مورد واقعيتهاي معنوي مناسب و صحيح نيستند (آندرهیل، 1993).
مایرز9(1995) ، معنويت را شامل جستجوي مداوم براي يافتن معنا و هدف زندگي، درك عميق ارزش زندگي، وسعت عالم، نيروهاي طبيعي موجود و نظام باورهاي شخصي می داند. بر خلاف تعریف وی که به مسائل معنوي در حوزه عوامل خارجي و ارزشي توجه کرده است، هینلس10(1995) ، با تاكيد به بعد ارزشي درون فردي، معنويت را تلاشي در جهت پرورش حساسيت نسبت به خويشتن، ديگران و نيرويي برتر می داند که به دنبال وحدت بخشيدن و هماهنگي اين حساسيت ها و حركت دادن انسان به سوي كمال است. از نظر واگان11 (2003،29) معنويت امري همگاني است و همانند هيجان، درجات و جلوه هاي مختلفي دارد. ممكن است هشيار يا ناهشيار، رشديافته يا رشدنيافته، سالم يا بيمار، ساده يا پيچيده، مفيد يا خطرناك باشد. ويگلنس ورس (2005)، معنويت را نياز دروني بشر به ارتباط با موجودي فراتر از خود مي داند که در دو طبقه قرار دارد. طبقه عمودي؛ در این طبقه به موجودي مقدس، نامحدود به زمان و مكان که منبع قدرت برتر و نهايت خودآگاهي است، اشاره دارد. انسانها تمايل به برقراری ارتباط و راهنمايي شدن توسط چنین منبعی را دارند. طبقه دوم که افقي نامیده شده است، شامل همة انسان هایی است كه افراد تمايل به خدمتگزاري به آنها را دارند.
تعريف ديگري كه تقريبا جامعتر از بقيه تعاريف ميباشد، معنويت را اين گونه تعريف كرده است: تلاشي در جهت پرورش حساسيت نسبت به خويشتن، ديگران، محيط طبيعي و ترانس فيزيك كه اين تلاش و كوشش همواره در پي وحدت بخشيدن و يگانگي به اين حساسيت ها و جهت دادن به سوي سعادت درجهت انسان شدن كامل ميباشد (هانلس، 1995).

2-2-2) نسبت بین دین و معنویت
هر چند بین واژه دین و معنویت رابطه تنگاتنگ و عمیقی وجود دارد، اما بین آنها تفاوت نیز میباشد. ریشه این تمایز حداقل به آغاز قرن جدید، اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، و تمایزی که ویلیام جیمز در کتاب خود با عنوان “تنوع تجربه های دینی ” بین دین شخصی و دین نهادی تمایز قائل شد، باز میگردد . در تمایز بین دین و معنویت، برخی ادعای استیلای معنویت بر دین دارند و برخی دیگر بالعکس. در حقیقت، واژه دین از لغت لاتین “Religion ” نشات گرفته است که معمولا به اجبار یا در قید و بند بودن معنا میشود، اما معنویت از واژه لاتین اسپیریتیوس به معنای نقش زندگی یا روشی برای بودن و تجربه کردن است که با آگاهی یافتن از یک بعد غیر مادی به وجود می آید.
معمولا سفر معنوي افراد با جستجو در مورد كشف حقيقت خود و جستجو براي كشف معنا و هدف واقعي زندگي آغاز مي شود. البته اين سفر معنوي لزوماً محدود و محصور به چارچوب مذهبي خاصي نميباشد و در اصل فرايند تمركز دروني براي آگاهي از وجود خود و معناي واقعي كار و زندگي ميباشد. پس در اين سفر معنوي ما ميتوانيم عمق شخصيت خود، چگونگي ارتباط ما با جهان پيرامون، اهداف عالي و توانايي هاي بالقوه خود را درك كنيم. به اين ترتيب معنويت، مترادف با مذهب نيست. بر اساس تحقيق راف كه ميان مذهب و معنويت تفاوت قائل شد احساس مي شود كه مذهب، يك مفهوم نهادي است كه شامل آيينهاي مذهبي، وفاداري به اصول ديني و مراسم مذهبي است. اما معنويت اغلب در ارتباط با انگيزههاي عميق درون افراد و روابط عاطفي آنها با خداي خود ميباشد(مک کورمیک، 2003). به عبارت ديگر ميتوان گفت مذهب در ارتباط با پاسخها و معنويت در ارتباط با سئوالات ميباشد (کال،2003) (جدول شماره 1).
بنابراین می توان نتیجه گرفت بین دین و معنويت تفاوت وجود دارد. آندره هيل نیز در كتاب زندگي معنوي، معنويت را قلب دين و زندگي معنوي را زندگي اصيل و كاملي كه انسانيت براي آن آفریده شده است، می داند.
مارالاک (2008، 305) ضمن بيان كليه سوالات مهم مطرح در خصوص تفاو تهاي دين و معنويت به تفاوتهاي اين دو مفهوم از ديد جك هولي (1993) اشاره ميکند. از ديدگاه وی دين متولد زمان و مكان معين، موكد گروه، تجويزي، سيستمي از تفكر، مجموعه اي از عقايد، رسم معمول، انجمني براي به اشتراك گذاشتن مشكلات زندگي و راهي براي زندگي است در حالي كه معنويت بيش از يك مسير براي زندگي، تاكيدكننده بر فرد، محتوي عناصر مشترك در تمامي اديان، حركت به سوي منبع معين، فراتر از احساس و تفكر، پرس و جوكننده حقيقت فرد و حركت از عدم اطمينان به سوي حقيقت است.
اما درباره رابطه دین و معنویت دو دیدگاه عمده وجود دارد؛ در دیدگاه نخست سه حالت متصور است: 1. برخی معنویت و دین را یکی دانسته و جدایی آن را غیرممکن میدانند، 2. برخی دیگر معنویت را اعم از دین و قلمرو معنویت را بیشتر از دین میانگارند و سر انجام 3. برخی دیگر، دین را اعم از معنویت و حوزه و قلمرو آن را گستردهتر میدانند. در دیدگاه دوم، بین معنویت و دین رابطه چندانی وجود ندارد و جدایی این دو مقوله ممکن گشته است. بنابراین در دیدگاه نخست، فردی معنوی است که دیندار نیز باشد و معنویت آن باید مبتنی بر دین وی نیز باشد، اما در دیدگاه دوم فرد میتواند معنوی باشد بدون اینکه دیندار باشد (رستگار، 1385).

جدول شماره 2-1 تمایز بین دین و معنویت (Kale & Shrivastava, 2003)
 
عوامل گروهي
عوامل فردي
هدف اندازه‌گيري
معنوي
– توانمند سازي
– اثربخشي

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره هوش معنوی، تعهد هنجاری، تعهد مستمر، تعریف مفهومی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره هوش معنوی، معنویت در محیط کار، کسب و کار، اخلاق کار