منابع پایان نامه ارشد درباره هنر ایران، تفکر انتقادی، فرهنگ ایرانی، زبان و فرهنگ

دانلود پایان نامه ارشد

میدهد را میتوان در دو بعد کلی و جزئی در آثار اولیه ایشان یا در دوره اول فکریشان دید. ایشان هنگامی که با اتکا به مؤلفه های معرفتی سعی میکند در بعد تطبیقی وضعیت موجود تمدنهای آسیایی را در برابر مغرب زمین تشریح کنند از بعدی کلی به تفکر ایران به عنوان جزئی از شرق میپردازد و هنگامی که از بعدی تاریخی تفکر اشراقی ایران را بررسی میکند از بعدی جزئی وارد بحث میشود.
نمونه هایی از دیدگاه های شایگان در دوران اولیه فکری اش پیرامون بینش و تفکر ایرانی هنگامی که مشغول بحث های تطبیقی پیرامون شرقشناسی و غرب شناسی خویش است آشکار و واضح میگردد او میگوید: « تفکر غربی بیقرار است مدام در تکاپو و فزون خواهی و تکامل و پیشرفت است چیزی نیست که نکاود، مطلبی نیست که نشکافد مبارزهای نیست که نطلبد. تصرف، کنجکاوی و دقت، پشتکار، توجه کنجکاوانه به جزئیات، مخیل به طبقهبندی از جمله اوصاف بی شمارش است … اما تفکر آسیایی همواره معطوف به هدفی یگانه ماند که رستگاری و رهایی باشد. آنچه تفکر غربی را از تمدن های آسیایی جدا میکند از میان رفتن تجربه مبداً است» ( شایگان ،1372: 239). تجربه مبداً و یا همان خاطره قومی؛ یا بعبارتی بی قیدی به خاطر قومی و سنت.
تفکر غربی، تفکر فلسفی است. تفکر پرسشگر است از گذشته بریده است و جویای علت است شایگان نیز تاکید می کند: « فلسفه با پرسش آغاز میشود، تمام سیر تفکر غربی، نحوه پاسخ دادن انسان به پرسشی است که خود او طرح کرده است» (شایگان،1372: 241).
به زعم شایگان در جامعه سنتی که خاطره قومی هنوز منشاً اثر است، تفکر در واقع تذکر است. اگر تفکر جدید غربی با زدودن بتهای ذهنی و یا خاطره زدائی میآغازد تفکر در کشورهای آسیایی به صورت امانت و خاطره قومی محفوظ میماند « متفکران بزرگ مشرق زمین میکوشند اساس تفکر را در ارتباط با آن و در تذکر پیام موجود در آن، جستجو کنند، زیرا گسیختگی از مبداً خاطره قومی، در حکم بی ریشگی و در نتیجه بیگانگی و تعلیق روی ورطه نیستی است» ( شایگان ،1371: 38).
خاطره قوی به عنوان بخشی از فرهنگ ما ایرانیان است. وچون خاطره قومی هر ملت خواه نا خواه علم انساب او نیز هست و ارتباط او را با وقایع ازلی و اساطیریاش حفظ میکند، میتوان آن را خاطره ازلی نیز نامید ( شایگان ، 1371: 53)
باید دانست که صورت ازلی فرهنگ ما ایرانیان کدام است؟ در پاسخ با این پرسش شایگان بیان میکند: « صورت ازلی فرهنگ ما ایرانیان از سرزمین وارا جمشید در «اوستا» گرفته تا «ایران ویچ» در رسائل پهلوی، تا رساله ی حی ابن یقظان ابن سینا ، تا مفهوم « نا کجا آباد» سهروردی تا جسم هور قلیائی شیخ احمد احسایی ، همین بینش تخیلی و مثالی چون رشته ای نامرئی خاطرهی ازلی ما قوم ایرانی را تشکیل میدهد. از آغاز فرهنگمان گرفته تا لااقل آخرین دوره ی ساسانی، سلجوقی، تیموری و صفوی گرفت تا در هنر قالی بافی ، مینیاتور سازی، صور خیالی شعر فارسی ، تا غم غربتی که در موسیقی اصیل یا متذکر به همان خاطره ازلی است، یک « ارکتیپ» متجلی است و آن همان « ارکتیپ» بهشت است که به فارسی اوستایی بدان « پائیری دائزا» میگفتند و تجلی آنرا در عبادتگاه مقدس شینر تخت سلیمان می بینیم و آنرا در نمونههای بشقابهای نقرهای ساسانی، در باغ ایرانی، باز مییابیم. زیرا « پائیری دائزا» یعنی «محلی محصور» یعنی همان ماندالا همان نقطه ی « نیستی آفریننده» یعنی نقطه ای که قوم ایرانی هر بار بدان رجعت می کند تا خود را بازیابد و “تمامیت” بازیافته ی خود را در آیین هنری اش باز آفریند» (شایگان ، 1352 : 62).
به اعتقاد شایگان در جوامع سنتی، سنت شفاهی نقش بسزایی دارد، چه بسا که دانسته ها سینه به سینه منتقل می شود. تربیت خانوادگی، صنفی و خاطره قوی نقش عمده ای در تعلیم و تربیت دارند. ولی آنگاه که تفکر از بستر تذکر خارج می شود، پیوسته در جستجوی مجراهای جدید است تا قرارگاهی نو بیابد و بستری دیگر برگزیند. تفکر غربی چند صد سال است که از بسترش منحرف شده و پیوسته در تکاپو و جستجو است : جویای هر علت و پویای هر مسئله است و به همین مناسبت این چنین غنی، گرانمایه و عمیق و رنگارنگ جلوه میکند (شایگان،1372: 103- 102 ). اما تفکر آسیایی عرفانی است و متکی به هدفی یگانه که همان رستگاری است.
شایگان معتقد است که جوامع شرقی، چون خودشان فاقد ارزشسازی هستند ارزشهای غربی را در مقابله با غرب به کار میگیرند و از طرف دیگر هنوز ته مانده بسیاری از مقولات فکری فرسوده گذشته هنوز در ذهن ما وجود دارد که چنین وضعیتی از تفکر ما معجونی می سازد که از یک سو کلمات معنی خود را از دست می دهند و از سوی دیگر فکر موضوع و محمل معین ندارد. زیرا نه متکی به خاطره قومی و نه متکی به تفکر تحلیلی و انتقادی غربی است.
در چنین وضعی راهحل به زعم نویسنده کتاب آسیا در برابر غرب :
« انتخاب و ترغیب شیوه تحلیلی و انتقادی است و دلیلش این است که تفکر انتقادی و تحلیلی میتواند راه خود را باز کند و چه بسا آن دیگر را نیز دریابد ولی تذکر فقط در متن خود موجه و زنده است ، نیاز به موطن دارد و خارج از فضای شکوفانندهی آن عاجز است ( شایگان ،1372: 107). بنابراین شایگان تاکید میکند با اتخاذ روش تفکر انتقادی به باززایی و احیای دوباره خاطره قومی بر حسب نیازهای امروزمان همت گماریم.
اما شایگان از بعدی جزئی تر نیز به ویژگیهایی از تفکر فرهنگی ایران اشاره میکند که، سبب شده است میراث فکری ایرانی همچون حلقه های زنجیری از ابتدا به نسل امروز منتقل شود. او میگوید:
ایران جزئی از دنیای اسلامی است، یعنی در پرداخت و شکفتگی آن نقش عمده و موثری داشته است، و از طرف دیگر، به علت زبان و فرهنگ باستانیاش، با تمدن آریایی هند خویشاوند است. این وضع خاص به ایران یک صفت دوگانه میدهد و ایران را حلقه رابط میان آسیای بزرگ و تمدن اسلامی و غرب می کند. در میان کشورهای اسلامی، سرزمینی که بیش از هر کشور دیگر رسالت تفکر داشت ایران است … راه تفکر در غرب دنیای اسلام، یعنی درآندلس با ابنرشد به پایان رسید. سرنوشت فلسفه ابن رشد عجین با تقدیر تفکر در غرب بوده است. آنچه به غلط در غرب “حقیقت دو گانه” معروف شد و تفکری شد زمینه ساز برای جدایی دین و فلسفه ، “تئوریا” و “پراکسیس ” ( عمل) . ( شایگان ، 1372:184-183).
ایران اما به سوی تخیل مثالی راه یافت و فلسفه بوعلی که روزنهی تفکر اساطیری شاعرانه را باز میگذاشت، منشاً اثر شد. سهروردی این امانت را از بو علی( بخصوص رساله ی حی بن یقظان) گرفت و فلسفه ی اشراق پدید آمد. فلسفه اشراق علی رغم صورت ظاهر یونانیش در اصل پدیدهای ایرانی و آسیایی است. جملهی تضادهای پنهان در آغاز تفکر اسلامی که از میراث یونانیت گرفته شده بود- تضادهایی که در تفکر غربی موجب نابودی دنیای یکپارچه قرون وسطا شد- در ایران اسلامی سرنوشتی معکوس یافت و در “سنتز” بزرگ تفکر ملاصدرا ادغام پذیرفت. دین، فلسفه، اشراق و عرفان در قالب یکپارچه تفکری عظیم یکی شد و نیروی ادغام کنندهی تفکر ایرانی بر این دوگانگی ها چیره گشت “سنتز” رسالت ایران بود؛ ایران حکم کانونی را داشت که تفکر یونانی و اسلامی و اشراق را در وحدتی تجزیه ناپذیر یکی میکرد. تفکر اسلامی نیز شاید به اندازه مسیحیت زیر نفوذ یونانیت قرار گرفت اما سرنوشت دیگری پیدا کرد و سرانجام به خاطره قومی خود وفادار ماند و این وفاداری موجب شد که آرمان های کهن ایران در قالب اسلام صورتی نو پذیرد و ایران تمدنی آسیایی بماند و دچار سرنوشت فاوستی نشود. ( شایگان، 1372: 185) بنابراین به زعم شایگان یکی از صفات برجسته فرهنگ ایران جنبه ارتباطی و میانجی گری آن بود این خلصت بارز فرهنگ ایرانی سبب شد تا تمدن ایرانی به عنوان حلقه ی واسط بین آسیا و دنیای غرب به خصیصه جهان گرایی آراسته شود.
شایگان در این خصوص میگوید: ” ایران اولین قدرت جهانی آسیایی بود که با مهد تمدن غرب یعنی یونان ، روبرو شد. بعد از پیروزی اسکندر زیر نفوذ یونان قرار گرفت، ولی اشکانیان و ساسانیان سنتهای کهن ایرانی را از نو احیاء کردند. آیین ناشناختهی مغان در سرزمین مادها و حضورشان هنگام تولد مسیح، نقش پیچیده ای که سلمان فارسی نزد پیغمبر اسلام داشت، همتی که ایرانیان برای اشاعهی دین بودا صرف کردند ( گویا اولین مبشر دین بودا در چین یک ایرانی بوده است.)، نهضت های پیدرپی مذهبی (از زرتشت گرفته تا باب) که در این سرزمین برخاست؛ اثری که احتمالاً معتقدات ایرانی در سنت یهود و حتی در تفکر افلاطون داشته است؛ نفوذ دامنهداری که دین مهد در امپراطوری رم داشت؛ عشقی که ایرانیان در پرداختن و آراستن یک دین بیگانه (اسلام) بکار بستند؛ تاثیری که از راه هنر ( معماری، نقش پارچه و غیره) در غرب ( نفوذ معماری ایران در پیدایش هنر گوتیک) و در شرق ( از هند تا ژاپن) گذاشتند، دامنهی وسیع ادب فارسی در سراسر آسیا هنگام استقرار مغولها اهمیتی که زبان فارسی در آسیا به عنوان زبانی جهانی کسب کرده بود، به فرهنگ ایران دو جنبه داد: یکی گرایش به ارتباط برقرار کردن با فرهنگهای دیگر، یعنی تاثیر پذیرفتن و نفوذ بخشیدن، ملازم یکدیگرند، و دیگری قدرت “سنتز” این دو صفت فرهنگ ایران را جهانی کرد (شایگان،1372:187-186).
بنابراین شایگان معتقد است قدرت هم آمیزی، ادغام و ویژگی تلفیقی تفکر ایرانی (قدرتی که در تفکر ایرانی به فلسفه ملاصدار انجامید) سبب شد تا دوگانگیهایی که در تفکر مغرب زمین (سبب جدایی دین و فلسفه، روح و جسم) منجر به تفکیک علوم از یکدیگر شد، نتوانست در برابر عشق به یگانگی و وحدت تفکر ایرانی دوام آورد. و این وحدت به عنوان جزئی از ویژگی فکری ایرانی در آثار هنری و بخصوص در عرفان ایرانی نمودی بارز دارد.
2- هنر ایران
شناخت راستین یک فرهنگ، صرفا با درک آثار مکتوب و فلسفی و ادبی حاصل نمیشود، بلکه هنر نیز جزئی لاینفک از همان فرهنگ است و یا به بیان شیوای داریوش شایگان، چه بسا هنرمندان با بصیرتی به مراتب عمیقتر و رساتر از اسرار ورموز آن فرهنگ پرده برمیدارند و انسان را با سرشت راستین و کنه روح آن رهنمون می شود ( شایگان ، 1392 :4). به زعم او هنر ایران بازتابنده روح ملتی است که هنوز حرف آخرش را نزده و در آینده همچنان و بیش از پیش شگفت زدهمان خواهد کرد. ( شایگان ،1392 :5) شایگان هنر ایرانی را نمود تفکر ایرانی میداند و معتقد است همخوانی و تطابقی که میان هنر و تفکر ایرانی وجود دارد، روح فرهنگ ایران را تشکیل می دهد .«آنچه در هنر ایرانی برایم جالب توجه است آنست که حتی برغم تفاوتی که میان هنر و تفکر وجود دارد، بیشک روابط زنده و حیاتی میان آن دو برقرار است. به نظر من میان پدیده تاًویل یا «کشف محجوب» که گذار از ظاهر به باطن است و پدیده «تعدد سطوح » که در هنر قالی و مینیاتور ملاحظه می شود، نوعی توازی وجود دارد . گویی که این دو، دو جنبه و شیوه عمل رخنه کردن در ذات چیزها هستند». «در مورد تفکر نیز، این همنوازی سطوح متعددرا ،در این امرکه هر معرفت واقعی گذاری از یک سطح به سطح دیگر است، باز مییابیم. اهمیت تاًویل یا تفسیر باطنی، که این تغییر جهت و این بازگشت رادر دیگر مقامهای وجود ممکن میسازد، دقیقاً از همین جا بر می خیزد».(شایگان،1372 :212 )
شایگان معتقد است علاوه بر مسیر موازی وهمنوایی بین تفکر و هنر ایران، این همنوایی را بین هنر و دیدگاه شعرای ایرانی، نیز میتوان مشاهده کرد، مصداق این دیدگاه را میتوان در شباهتی که بین دید شاعرانه حافظوار و هنر ایران وجود دارد، دید: «چکیده همه نبوغ قرنها هنر ایران معجزه وار در اثر او گنجیده است: تعادل خردمندانه صورت و معنا، استفاده درست از ابزار و صناعات، ایجاز چشمگیر در بیان اندیشههای خلافآمدعادت ،ضرباهنگ موًثر و سحر بیان در پردهها و گوشههای گوناگون پیوند و پیوستگی رمز و نمادهای رنگارنگ و بالاخره جمال فریبندهی «بانوی ازلی» که به صورت های دلکش بسیار در آینههای جهان منعکس است و یا در جایی دیگر میگوید :«در هنر کم نظیر این شاعر (حافظ) بیهمتا جوهر هنر ایران را میتوان یافت: زبر دستی تمام عیار زرگرانی که بر جام هایی بسیار ظریف چنان قلم زده اند که

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره تاریخ فرهنگی، هویت فرهنگی، تاریخ ایران، تاریخ نگری Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره هنر ایران، جهان بینی، قرن نوزدهم، دوره صفوی