منابع پایان نامه ارشد درباره نفت و گاز، افغانستان، جهان اسلام، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

مي شد و چه امروزه که همه سرزمين و نواحي جغرافيايي در يک تعامل گسترده با يکديگر قرار گرفته اند. نکته جالب اين که در زمان هاي دور، يعني پيش از کشف قاره جديد سرزمين ايران در ميانه دنياي کهني قرار داشت که از يک سو به خاور يا چين (محل طلوع خورشيد) و از سوي ديگر به سرزمين مغرب در آفريقا (محل غروب خورشيد) ختم مي‎شد. به همين سبب بود که در داستان هاي افسانه اي و شاهنامه فردوسي، ايران را در سرزمين نيمروز که در ميانه جهان شناخته شده آن روز قرار داشت مي ناميدند. همچنين اين سرزمين همواره نقش پل ارتباط ميان قاره اي را ايفاه کرده، به همين سبب کليه مسيرهاي ارتباطي زميني، دريايي و هوايي ايران را که بعنوان يکي از کوتاه ترين مسيرهاست انتخاب مي کنند. بنابراين موقعيت گذرگاهي وجود ذخاير عظيم فسيلي چون نفت و گاز و. . موقعيت ژئوپلتيکي ايران را تحت تاثير قرار داده است. باتوجه به مطالب فوق نقش موقعيت جغرافيايي ايران به عنوان پل ارتباط ميان قاره اي از يکسو و مجاورت آن با تنگه هرمز به عنوان محل ترانزيت محموله هاي نفتي از سوي ديگر، هرگونه تحول ژئوپلتيکي در ايران با توجه به پيوستگي کشورهاي دنيا به يکديگر در حال جهاني شدن موجب برانگيخته شدن حساسيت هاي جهاني مي گردد (حيدري، 1384، 120) مي توان گفت جمهوري اسلامي ايران داراي فرصت ها و مزاياي مناسبي در زمينه عوامل ثابت ژئوپلتيکي که بيشتر مربوط به عوامل علمي به نظر مي رسد ايران داراي شرايط مناسبي در منطقه است (همان، 120 ).
ايران از لحاظ موقعيت جغرافيايي از سه ويژگي برخوردار است:
1- متصل به موقعيت بري اوراسيا است.
2- به سبب دارا بودن سواحل طولاني در خليج فارس و درياي عمان از موقعيت بحري برخوردار است.
3-به لحاظ در اختيار داشتن تنگه استراتژيک هرمز داراي موقعيت گذرگاهي است.
جايگاه ايران در منطقه جنوب غربي آسيا و نقش ارتباطي آن در استراتژي هاي بري و بحري از جمله مهم‎ترين عوانلي است که اقدامات سياسي و نظامي، آن را نسبت به همسايگان و قدرت هاي جهاني تحت تاثير قرار مي دهد. اين موقعيت به مثابه پلي بين خاورميانه، جنوب، غرب آسيا و بين روسيه و خليج فارس همچنين به وسيله تنگه هرمز بين روسيه و خليج فارس و درياي عمان و درياي عرب ارتباط برقرار مي کند. ايران از لحاظ وسعت هفدهمين کشور دنيا و از نظر جمعيت نيز هفدهمين کشور دنياست. يکي از دلايلي که به انتخاب ايران براي سياست دو ستوني امريکا در دهه 70 ميلادي منجر شد، ناشي از تاثير وسعت زياد کشور ايران بود. در زمينه منابع طبيعي خصوصا نفت و گاز تاثير اين منابع بر ژئوپلتيک ايران داشته است (مينائي، 1386، 151-141)

3-17) مسائل سياسي و جنگ
موقعيت خاص ايران همواره بيشتر مناسبي براي ايجاد تنش هاي سياسي و نظامي و به مخاطره افتادن امنيت ملي آن فراهم آورده است. قرارگرفتن ايران در کانون يکي از بزرگترين ذخاير انرژي جهان استقرار در مرکز جهان اسلام و سرانجام تنوع هاي فرهنگي و قومي از ديگر عواملي هستند که جمهوري اسلامي ايران با آن موا جه مي باشد (عزتي، 1388، 66).
کشور ايران که در اواخر قرن نوزدهم به ويژه بعد از شکست هاي پي در پي در جنگ هاي با روسيه تزاري تضعيف شده و در مقابل تهاجمات نظامي، سياسي و فرهنگي قدرت هاي سلطه گر زمان تاب مقاومت نداشته و با توجه به موقعيت استراتژيکي اين کشور صحنه قدرت هاي بيگانه قرار گرفته بود تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، ايران جولانگاه نفوذ و رقابت قدرت هاي جهان که بازيگران اصلي را در نظام هاي شکل گرفته جهاني بودند قرار داشت. انقلاب اسلامي در حالي به پيروزي رسيد که نه تنها هيچ کشوري از مجموع کشورهاي جهاني به ويژه بازيگران اصلي نظام دوقطبي از آن حمايت نکردند. بلکه در جهت تقويت رژيم سابق کوشيدند. برخورد ميان نظام نوپاي جمهوري اسلامي که بر خاسته از انقلاب اسلامي بود با نظام دوقطبي حاکم بر دنيا تا زمان فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و پايان جنگ سرد ادامه داشت. در دوران جنگ هشت ساله بين ايران و عراق همچنان بازيگران اصلي نظام بين المللي با تمام امکانات سياسي، نظامي و اقتصادي از رژيم عراق حمايت مي کردند (محمدي، 1387، 34-33).
ايران از لحاظ جغرافيايي و نظامي حلقه اتصال کشورهاي حاشيه خليج فارس به درياي عمان و اقيانوس هند است و اين عوامل باعث شده است که کشور ايران هميشه به صورت يک منطقه عملياتي در سياست هاي نظامي قدرت هاي جهاني مورد توجه قرار گيرد. جايگاه ايران در اين منطقه و نقش ارتباطي در استراتژي‎هاي بري و بحري از جمله مهم ترين عواملي است که اقدامات سياسي و نظامي، آن را نسبت به همسايگان و قدرت هاي جهاني تحت تاثير قرار مي دهد. (صفوي، 1384، 74)
بعد از فروپاشي نظام دوقطبي و طرح نظام سلسله مراتبي و بعبارت ديگر نظام تک قطبي، کشور ايران همچنان مواضع آشتي ناپذير خود را بانظام حاکم بر جامعه جهاني که آن را ظالمانه مي داند حفظ کرده و به همين دليل به عنوان اولين کشور ((متمرد و ياغي)) در نظام تک قطبي شناخته شد و دولت امريکا تلاش خستگي ناپذيري را براي تنبيه ايران به عنوان کشوري متمرد به کاربرد تا بتواند با تحکيم و تثبيت قانومندي اين نظام جديد به سلطه بلامعارض خود بر جامعه جهاني عينيت بخشد (محمدي، 1387، 35).
بطورکلي عوامل جغرافيايي زير در افزايش يا کاهش ژئوپلتيکي قدرت ايران نقش داشته و دارد. ويژگي ها و عوامل جغرافيايي موثر بر افزايش قدرت ملي ايران:
موقعيت جغرافيايي و مجاورت با خليج فارس و تنگه هرمز، برگ برنده ايران در سياسيت خارجي است که مي توان از آن استفاده کرد. در صورت کاهش وابستگي ايران در امر صادرات نفت به تنگه هرمز جمهوري اسلامي به عنوان عامل قدرت برتر مطرح خواهد شد.
1- حاکميت و تسلط بر نيمي از خليج فارس و تنگه هرمز.
2-داشتن منابع طبيعي نظير نفت، گاز، معادن فلزي و سنگ هاي تزئيني.
3-بالا بودن وسعت و سرانه فضايي در ايران.
4-تنوع اقليمي موجود در ايران که مي توان توسط آن ها الگو هاي مختلف کشاورزي داشت.
5-منابع آب شيرين موجود در حاشيه ايران.
6-منابع انرژي خورشيدي
7-حوزه نفوذ فرهنگي و ايدئولوژي در اطراف ايران، مثل پاکستان، افغانستان، آسياي مرکزي و در واقع جهان اسلام.
8-جمعيت و نقش آن در دفاع

3-18) ويژگي ها و عوامل جغرافيايي موثر در کاهش قدرت ملي ايران
1- بستر نا امن و حادثه طبيعي (زلزله، سيل)
2- بستر ناامن اجتماعي همسايگان در شرايط جنگ و گريز
3- وابستگي غذايي و تسليحاتي
4- موقعيت تقريباً تک نقشي و تک محصولي در اقتصاد بين المللي.
5- وابستگي تکنولوژيکي.
6- جمعيت زياد و منابع نيروي انساني تجهيز نشده و سربار.
7- کاهش بهره وري از منابع مالي اعتباري و انساني به دليل تجزيه آنها از طريق گسترش سازمان ها و نهادهاي اداري در حال گسترش.
8- سيستم اداري حجيم، متمرکز و هزينه بر.
9- الگوي نامتعادل توزيع جمعيت و تحرک غير منطقي آن ها.
10- لزوم استراتژي جامع کاربري بهينه منابع ملي (مينائي، 1386، 155-154 ).
جمهوري اسلامي ايران با دو حوزه جغرافيايي و سياسي، يکي حوزه دنياي غرب و ديگري دنياي پيراموني داراي مشکلات زيادي است. ايران به عنوان پل ارتباطي اروپا، آسيا و آفريقا و کانون تلاقي فرهنگ ها و تمدن هاي کشورهاي آسياي مرکزي، شبه قاره هند، جهان عرب، کشور ترکيه و قفقاز از وضعيت جغرافيايي خاصي برخوردار است. در واقع موقعيت جغرافيايي ايران يکي از پايدار ترين و اساسي ترين عنصر تامين امنيت ملي ايران طي قرون گذشته محسوب مي گردد. دربعد منطقه اي و بين المللي، داشتن يا نداشتن رابطه سياسي با ايلات متحده آمريکا، حضور نيروهاي نظامي اين کشور در عراق، افغانستان و خليج فارس و تهديد امنيت ملي ايران، رابطه ((کج دار و مريض)) ايران با کشور هاي همسايه، تهديد مرزهاي شرقي و غربي توسط ترکيه و پاکستان که يکي عضو ناتو و در پي تعميم الگوي حکومتي لائيک خود در منطقه و ديگري قدرت اتمي با جاطلبي هاي پيدا و پنهان و حامي تمام عيار طالبان در زمان تسلط اين گروه بر افغانستان، اهميت و نقش حوزه خليج فارس به عنوان مهم ترين منبع تامين انرژي دنيا و حساسيت آمريکا، اروپا و ژاپن نسبت به تامين امنيت جريان صدور انرژي از اين منطقه، مسئله تاسيس جمهوري هاي تازه استقلال يافته در آسياي مرکزي و قفقاز و رابطه اين جمهوري ها با ايلات متحده، ترکيه، فداريون روسيه و اسرائيل، مسئله منابع زير زميني اي ن کشورها و راه هاي صدور آن به بازارهاي مصرف جهاني و بلاخره موضع گيري ايران در قبال روند صلح خاورميانه از جمله عمده ترين چالش هايي هستند که در سه دهه اخير ايران با آن ها مواجه بوده و آثار و تبعات گوناگون ژئوپلتيکي براي ايران در پي داشته است (ازغدي، 1388، 61-60).

3-19) مسائل ژئواکونومي
از ديد ايلات متحده امريکا منطقه خليج فارس و درياي کاسپين، به عنوان دو منطقه اصلي انرژي قرن بيست و يکم، اهميت فراواني دارند. اين اهميت به ويژه از آن جهت چشمگير است که در هر پيش بيني ژئوپلتيک به کنترل در آوردن منابه کمياب به خصوص منابع تامين کننده انرژي، يک ضرورت اجتناب ناپذير است. موقعيت جغرافيايي ايران ميان خليج فارس و درياي کاسپين و اين حقيقت که ايران از ظرفيت منابع انرژي در اين دو حوزه بر خوردار است بنابراين پيوند ژئوپلتيک و ژئواکونوميکي ايران در دو منطقه خليج فارس و درياي کاسپين از موقعيت ژئواکونوميکي ايران در عصر کنوني است (مجتهدزاده، 1381، 283 ). از ديد جغرافيايي ميدان هاي مهم نفت و گاز در سواحل خليج فارس واقع شده اند که يکي از مهم ترين آن ها ميدان عظيم گازي (پارس جنوبي) است که بين ايران و قطر مشترک است. بيشتر ميدان هاي نفت و گاز ايران در امتداد سواحل شمالي خليج فارس واقع شده اند. در حقيقت، کليه نفت خروجي ايران به باار جهاني از راه تنگه هرمز صورت مي گيرد (کمپ وهارکاوي، 1383، 205-204 ).
واشنگتن رفته رفته با اين واقعيت ژئوپلتيک کنار مي آيد که تنها ((هارتلند)) به دنياي مطالعات ژئوپلتيک بازگشته است، بلکه از محل قديمي خود به سوي جنوب حرکت کرده و در ميان دو درياي کاسپين و خليج فارس جاي گرفته است، آن گونه که ايران در قلب اين هارتلند جديد قرار مي گيرد. درک اين حقيقت مي‎تواند براي ايران ((کشنده)) يا ((سازنده)) باشد. اگر ايالات متحده امريکا بتواند براي ايجاد کنترل بر هارتلند جديد با ايران کنار آيد، آشکار است که ايران مي تواند بهره سياسي، اقتصادي و ژئوپلتيک فراواني از موقعيت ژئواکونوميکي ببرد. اما اگر واشنگتن به اين نتيجه برسد که براي ايجاد چنين کنترلي نمي تواند با ايران کنار آيد، ممکن است به انديشه جانشين کردن چند کشور کوچکتر به جاي ايران افتد. (مجتهدزاده، 1381، 285-284)
علم جغرافيا به دو شاخة اصلي جغرافياي طبيعي و انساني تقسيم مي شود. جغرافياي سياسي شعبه اي از جغرافياي انساني است و همانطور که از نامش بر مي آيد يک دانش بين رشته اي است و با هر دو علم جغرافيا و سياست ارتباط مي يابد.
براي شناخت سياست در يک سرزمين ناچاريم دسته اي از واقعيت هاي جغرافيايي مربوط به آن سرزمين را که مي توانند بر مسائل سياسي تأثير نهند و يا عملاً تأثير مي نهند مورد توجه قرار دهيم. به عبارت ديگر، شناخت جغرافيا يکي از پايه هاي شناخت سياست در يک سرزمين است. در عين حال براي شناخت دقيق مسايل و جريان هاي سياسي در يک سرزمين به جز توجه به واقعيت هاي جغرافيايي بايد به عوامل فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، روانشناختي، حقوقي و سياسي و نظريه هاي علم سياست نيز توجه کنيم. توجه به اين مسائل در بسياري از موارد اهميتي بالاتر دارد و صرف توجه به عوامل جغرافيايي نمي تواند گرهي از حقايق علمي باز نمايد.
در حقيقت دو مفهوم ماهيت و قلمرو جغرافياي سياسي نيز با تعريف اين واژه مرتبطند. ابتدا دو واژه جغرافياي سياسي و ژئوپولتيک را از هم تفکيک و تعريف مي کنيم:
مفهوم ژئوپلتيک بيانگر حيطه اي از بررسي جغرافيايي است که عامل فضا را در شناخت چگونگي شکل‎گيري روابط بين الملل مهم تلقي مي کند. کاربرد فعلي اين واژه نبايد با واژه ژئوپلتيک آلمان که شکل خاصي از جبر محيطي بود که براي مشروعيت دادن

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره نفت و گاز، جهان اسلام، انتقال اطلاعات، قرن نوزدهم Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره طبقه حاکم، قرن نوزدهم، روم باستان