منابع پایان نامه ارشد درباره نثر فارسی، زبان فارسی، زبان عربی، شعر فارسی

دانلود پایان نامه ارشد

هجری) با جمعی از درویشان و عزیزان به شهر قیصریه رسیده بود و در آنجا عزلتی اختیار کرده «و فراست و فراغت و جمعیت خاطر را غنیمت شمرد» و نخستین تحریر مرصادالعباد را «بالتماس جماعت اعزّه طلاب» از سواد به بیاض رسانید.» (همان، ص23)
در ملطیّه شیخ شهابالدین ابوحفص عمر سهروردی را دیدار کرد. و همچنین در قونیه ملاقاتی با مولوی و صدرالدین قونیوی داشته است.
دومین کتاب مرصادالعباد را در رمضان (618 هجری) نوشت و با درج کردن نام سلطان سلجوقی، کیقباد، کتاب را به وی اهداء کرد. ولی علیرقم ستایشهایش به دلیل ناسپاسی پادشاه، روم را همراه مریدانش ترک کرد. در ارزنجان «خلاصهای از مطالب مرصادالعباد را با طرحی نو بنام این فرمانروا آماده کرد و آن را «مرموزات اسدی در مزمورات داوودی» نامید» و به داوود بن بهرامشاه پادشاه ارزنجان که به دانش و ادب عشق میورزید و خود شعر فارسی میگفت هدیه کرد.
«مسلمانان ارزنجان هم «رو نیاورده سوی قبله او»، دلآزردهاش کردند، شاید ملک آن شهر هم بسبب گرفتاری به بیوفائی اطرافیان خود و قهر سلطان روم فرصت پرداختن به او نداشته و او ناچار شده باشد از همان راه به پایتخت ممالک اسلامی، بغداد رود.» (همان، ص25)
رازی تألیفات عربی خود را از جمله مناراتالسائرین و تفسیر را در همان سالها پدید آورد، سالهای اواخر عمر خود را در بغداد سپری کرد و در همان شهر در سال 654 هجری وفات یافت. و به قول جامی مزار وی در «شونیزۀ بغداد بیرون مقبرۀ شیخ سری سقطی و شیخ جنید قبری بود که میگفتند قبر وی است . والله اعلم» است.
3-5- آثار نجم الدین
1. مرصادالعباد من المبدأ الی المعاد:
«کتاب مرصادالعباد کتابی است ارزشمند به زبان فارسی که نجمالدین رازی آن را دربارۀ علم تصوّف و اخلاق و سیر و سلوک و آداب معاش و معاد، به نام علاءالدین کیقباد تألیف کرده است و مهمترین اثر او به شمار میرود و نجمالدین آن را در زمان پختگی و کمال عقل خود یعنی حدود پنجاه سالگی نوشته است. تحریر اول آن را تحفۀ درویشان کرده و در تحریر دوم کتاب را به سلطان کیقباد تقدیم کرده است.» (مرصادالعباد، رحمانی/ اقدامی، ص 23)
رازی عنوان این کتاب را از آیۀ شریفۀ «انّ جهنمّ کانت مرصادا» گرفته است . مرصاد یعنی گذرگاه ، و رصد نیز به معنی بر سر راه کمین کردن است. و معنی کتاب چنین است: «امیدوار باشند (سالکان) که قدم بر جادهی حق دارند و بر صراط مستقیم می روند … نام کتاب هم بر منوال احوال کتاب نهاده آمد. پس این راه، راهی است ایمن که به وسیلهی نگهبانان طریقت و شریعت پاسداری میشود.» (مرصادالعباد، ریاحی، ص 29 ،30)
موضوع کتاب نیز چنانکه خود مینویسد: بیان سلوک دین و وصول به عالم یقین و تربیت نفس انسانی و معرفت صفات ربّانی است. در مورد زمان تحریر کتاب در ماه رمضان سال (618 هجری) در قیصریّه آغاز کرده و در سال 620 هجری در سیواس به پایان برد. و کتاب را به خواهش مریدانش تألیف کرد.
مرصادالعباد بر پنج باب و چهل فصل بنا شده، و فهرست فصول در مقدمه آن آمده‌است. باب دوم مبداء موجودات یا آفرینش جهان و انسان است و در فصل چهارم و پنجم آن داستان لطیف دلاویزی از آفرینش آدم پرداخته که بی‌شبهه از دلاویزترین نثرهای شاعرانه در زبان فارسی بشمار می‌آید. باب سوم در معاش خلق مفصل‌ترین ابواب کتاب و قریب به نیمی از آن را شامل است و در آن طی بیست فصل اصول عقاید عرفانی آمده است. در باب چهارم در ضمن چهار فصل معاد نفوس مختلف نگارش یافته ‌است. در باب پنجم سلوک طوایف مختلف از پادشاهان تا پیشه‌وران و برزگران و وظایف اخلاقی و دینی هر طبقه در هشت فصل بیان گردیده، و این باب از نظر اشتمال بر جزئیات وضع اجتماعی عصر تألیف کتاب از ممتع‌ترین قسمتهای آن است.
«مرصادالعباد، در روزگار سلطان مراد بن محمد، بوسیلۀ قاسم بن محمود قرا حصاری به ترکی ترجمه شده است.» (کشفالظنون، ج2)
2. مرموزات اسدی در مزمورات داوودی:
نجم رازی این کتاب را در ده مرموز بنام علاءالدین داود دوم، پسر فخرالدین بهرامشاه بن داود ملک ارزنجان از آل منگوجک در قلم آورده، مقدمه و نیمه اوّل کتاب شبیه مرصادالعباد و متضمن ابوابی در معرفت، سلوک، سلوک ملوک، آیین جهانداری، نصیحت و مواعظ ملوک است و در آخر کتاب در مورد تاریخ ملوک از عهد آدم، و عید ظالم و کلمات حکما و امارات قیامت مطلبی آورده است این کتاب در سال (621 هجری) یعنی یکسال پس از خاتمۀ مرصادالعباد، تألیف شده است.
3. مناراتالسّائرین الی الله و مقاماتالطائرین بالله:
این کتاب به زبان عربی و در شرح مقامات عارفان و کرامات آنها نوشته شده است و همانطور که نجمالدین در مقدّمه یادآور شده است، این کتاب را سی و پنج سال بعد از تحریر مرصادالعباد، یعنی در اواخر عمر خود نوشته و مضمون کتاب، همان مطالب مرصادالعباد با تغییراتی در تنظیم مطالب، برای عربزبانان است.
4. بحرالحقایق و المعانی فی تفسیر سبع المثانی:
این کتاب نیز به زبان عربی است و شامل تفسیر ثلث قرآن میباشد.
5. رسالةالطّیور:
رسالهای کوچک است که نجمالدین در دوران جوانی و اقامت در شهر ری نوشته است و نامه گونهای است ادبی، آراسته به صنایع بدیعی با انشای مصنوع، از زبان ستمدیدگان ری، خطاب به وزیر وقت، جمالالدّین شرف سلغور.
6. رسالۀ عقل و عشق:
نجمالدین این رساله را در جواب یکی از دوستان خود نوشته است که دربارۀ قدرت عقل و عشق از او سؤال کرده بود که «شرح کمال عشق و شرح کمال عقل چیست و آیا اختلاف و مضادّتی بین آن دو هست یا نه؟ و سؤال کننده این نکته را گوشزد کرده بود که هر کجا عقل بیشتر و شریفتر باشد عشق برو ثابتتر و ظریفتر است و نیز گفته بود که عقل قسمی و نوعی از موجودات نیست بلکه جملۀ موجوداتست و وجود او راست از آنکه به عقل بر همۀ اقسام وجود محیط توان شد و هیچ قسم از اقسام موجودات بر عقل محیط نتواند شد.» و پاسخ او در حقیقت متضمّن نفی عقاید حکیمان و فیلسوفان است. نام این رساله در کشفالظّنون «معیارالصّدق فی مصداق العشق» آمده است. این رساله به نثری ساده و شیوا به شیوۀ عالمانه نوشته شده و از نثر مرصادالعباد یکدستتر و روانتر است و اشعار زیادی از قصیده و غزل و ترانه که متعلّق به خود نجمالدّین است، در این رساله آورده شده است.
7. سراج القلوب:
رسالۀ کوچکی است به زبان فارسی به شیوۀ سؤال و جواب، شامل سی و سه سؤال فقهی و پاسخ آنها.
8. حسرتالملوک و تحفةالحبیب
9. رسالةالعاشق الی المعشوق:
در شرح گفتار شیخ ابوالحسن خرقانی که «الصّوفی غیر مخلوق» امیر علیشیر نوائی در تذکرۀ مجالسالنفائس از آثار نجمالدّین فقط به مرصادالعباد اشاره میکند و می نویسد: «شیخ نجمالدّین دایه نیز از جمله اولیاء عظامست و در راه خدا مرد تمامست و مرصادالعباد تصنیف اوست.»
3-6- عقاید نجم الدین
نجمالدّین به مذهب اهل سنّت و جماعت تعصّب داشت و از اهل بدعت پرهیز می کرد و مانند اکثر مردم دوران خود، پیرو اشعریان بود و این مطلب در فصل چهارم از باب چهارم کتاب مرصادالعباد مشهود است. او دشمن فلاسفه است، زیرا معتقد است که آنها فقط عقل را وسیلۀ ادراک حقایق میدانند و پای استدلالیان را چوبین و سخت بیتمکین میداند و فلاسفه را به گناه پیروی از عقل و تنها روی و اظهار عدم احتیاج به شیخ و اینکه صانع عالم را در ایجاد فعل اراده و اختیار نیست، کافر و گمراه و دوزخی میشمارد و فلسفه و زندقه را یکی میداند. (مرصادالعباد،رحمانی/ اقدامی،ص20)
و از میان فلاسفه، خیام را صریحاً مورد طعن قرار داده است. در مرصادالعباد می نویسد: تا یکی از فضلا که به نزد ایشان به فضل و حکمت و کیاست معروف و مشهور است و آن عمر خیّامست از غایت حیرت و تیه ضلالت او را جنس این بیتها میباید گفت و اظهار نابینائی کرد… (مرصادالعباد، ریاحی، ص 31)

3-7- سبک مرصادالعباد
«مرصادالعباد که تألیف آن مصادف با نخستین حملههای قوم خونخوار مغول است آخرین متن مهم منثور از آثار قبل از مغول بشمار میآید.» (مرصادالعباد، ریاحی، ص70)
«چنانکه میدانیم نثر فارسی، در طرح کلّی و عمومی، دارای سه یا چهار مرحله است، مرحلۀ نخست که تا حدود نیمۀ اوّل قرن پنجم در بسیاری از کتب مشاهده می شود، عصر شکل گرفتن در دوران بالندگی است امّا در نیمۀ دوم قرن پنجم و در قرن ششم و تا حدی نیمۀ اول قرن هفتم نوعی حالت جاافتادگی و ثبات و رسیدگی در آن مشاهده میشود. از اواسط قرن هفتم به بعد نثر فارسی در مجموع حالتی دارد میان بیماری و تکرار و کلیشه شدن تا باز در عصر اخیر زندگانی تازهای آغاز میکند. نیمۀ اول قرن هفتم ، در مجموع، ادامۀ دوران پختگی و جاافتادگی نثر فارسی است و در این عصر، نجمالدین رازی، یکی از موفقترین و خوشتقریرترین نویسندگان ادب صوفیه بشمار میرود.» (مرموزات اسدی، شفیعی کدکنی، مقدمه)
اگر چه نثر مصنوع در آن عصر متداول بوده است، ولی مرصادالعباد را به شیوۀ نویسندگی عارفان گذشته که همان ساده نویسی است، تحریر کرده است.
«شیوۀ سخن نجمالدین رازی شیوۀ وعاظ و مجلسگویان قرن ششم و هفتم است و از نظر طرح مطلب و نوع استدلال آثار منصور عبادی و مجلسی از شهرستانی و فیه مافیه مولانا و معارف بهاء ولد را پیش چشم میآورد. این شیوه را با چاشنی تصوف هر چه بیشتر درآمیخته و از آثار عارفان معروف قریب به آن عصر مایه گرفته و مکتب خاصی پدید آورده است. در این مکتب بیش از هر چیز اثری از نثر گرم و پر شور احمد غزالی و عین القضاة و میبدی پدیدار است. اما در سراسر کتاب شیوۀ مؤلف یکدست و یک نسق نیست. وی برای بیان هر نوع از مطالب شیوۀ خاصی را پیشنهاد خاطر کرده است.» (مرصادالعباد، ریاحی، ص71)
شادروان استاد ملکالشعرای بهار، در کتاب گرانقدر خود سبکشناسی در باب مرصادالعباد او چنین نگاشته است: «این کتاب از آثار ادبی ذیقیمتی است که هر چند در قرن هفتم انشا شده لیکن به شیوۀ انشاء قرن ششم شبیهتر است و در واقع نثری است میانۀ سبک و شیوۀ خواجه عبدالله انصاری از حیث اسجاع پی در پی و میانۀ عبارات پختۀ امام غزالی و از این جهت قدری از حیث صنعت ابتدائی است.»
در اثناء نثر کتاب نقل مستقیم آیات و احادیث و اقوال مشایخ و استناد به آنها دیده می شود که موجب آراستگی سخن گردیده است.
«نجمالدین شعر به سبک سنایی میگوید و اگر چه شعرش به استحکام متقدمان نیست اما در دقایق شعر پارسی استاد است و به رموز قوافی که متأخران از آن بیخبر بودهاند به درستی واقف، و افعال قدیم و قافیههای مخصوص متقدمان را در شرح صحیح و بیغلط بکار میبرد. از آن جمله او را قصیدهای است» که:
خسروا بشنو فزونی از چو من کم کاستی راستی بتوان شنود آخر هم از ناراستی
گر نه دنیا بیوفا بودی و آدم کش چنین در جهان حاکم کنون هم آدم و حواستی
(سبک شناسی، بهار، ص32)
در مورد اشعار او «نجمالدین بشیوه معمول روزگار خود، نثر را به نظم فارسی و عربی آراسته است مجموعاً (457) بیت شعر فارسی و بیست بیت شعر عربی در مرصادالعباد آمده است و دو ثلث مجموع اشعار، رباعی است. که یک ثلث آن از خود نجمالدین است بقیۀ اشعار از کتب متصوّفه مقدم بر شاعر استاد ذکر شده از جمله شاعر مورد ستایش او سنائی است.» (مرصادالعباد، ص 30)
بهار دربارۀ ویژگیهای لفظی و نحوی نجمالدین به مواردی اشاره کرده است:
1. فعل بودن را به تمام صیغهها استعمال میکند و گاه به ندرت به جای «بُود» به صیغۀ مضارع «هست» میآورد.
2. افعال انشایی را با یاء مجهول به صورت قدیم، کمتر در نثر به کار میبرد.
3. یاء تأکید بر سر افعال از مصدر و ماضی و فعلهای نفی نمیآورد.
4. افعال ثقیل قدیمی مانند: خفتیدن، خسبیدن، بیوسیدن، لخشیدن…ندارد.
5. اندر، ایدون، ایدر و سایر لغات کهنه را به کار نمیبرد و «اومید» به جای امید، «بیستاد» بجای به ایستاد و «به آمد» و به جای بیامد و سایر املاهای قدیمی را ندارد.
6. در همه جا برای موصوف مونّث، صفت مونّث به شیوۀ عربی نیاورده است.
7. لغات تازی دشوار نمیآورد مگر لغاتی که اصطلاح عرفانی است و ناگزیر به استعمال آنهاست.
8. در استعمال استعاره و کنایه و

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره عرفان و تصوف، تصوف عاشقانه، مصباح الهدایه، اختلافات مذهبی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره مصباح الهدایه، انسان کامل، فرهنگ اصطلاحات، رساله قشیریه