منابع پایان نامه ارشد درباره مواد مخدر، مصرف مواد، اشتغال زنان، ازدواج مجدد

دانلود پایان نامه ارشد

عليه انواع مواد مخدر آغاز شد. هر چند هنوز هم در بسياري از نقاط کشور به دلايل فراواني، از جمله فقر، عدم ارتباط گسترده با جهان خارج، بافت فرهنگي، شرايط نابسامان اجتماعي، جنگ و … کاشت، مصرف و فروش مواد مخدر در جريان است. در پاسخ به نگراني هاي فزاينده بين المللي درباره اين بلاي خانمان سوز بود که مجمع عمومي سازمان ملل متحد «کنفرانس بين المللي مواد مخدر و تجارت ممنوع» را در سال 1987 در وين تشکيل داد (ستوده، c 1386 : 186).
دوم اين که مصرف مواد مخدر و در نهايت معتاد شدن معلول عوامل مختلفي است که از عوامل فردي و کاملاً شخصي گرفته، تا مسائل خانوادگي و اجتماعي را در بر مي گيرد. به دليل گستردگي حوزه علت هاي اعتياد نمي توان اين بلاي خانمان سوز را مختص يک طبقه خاص يا يک فرهنگ ويژه دانست.
مصرف مواد مخدر هم در اروپاي مدرن و فوق صنعتي و آمريکا در جريان است و هم در افغانستان. اعتياد هم در خانواده هاي ثروتمند و مرفه رايج است و هم در بين افراد فقير و نادار، هم شخصيت هاي معروف و صاحب نام در دام آن گرفتار شدند و هم افراد گمنام و فراموش شده جامعه بشري. هر چند اثرات اعتياد در تمام افراد يکسان نيست در عين حال اعتياد در هر گروه، دسته، طبقه، قشر و … که باشد امروزه وجه اجتماعي و فرهنگي خوبي نداشته و فاقد مطلوبيت اجتماعي مي باشد.
1) عوامل مؤثر بر اعتياد
الف) روابط اجتماعي ناسالم و روابط با دوستان ناباب
يکي از مسائلي که امروزه در ارتباط با آسيب هاي اجتماعي به خصوص اعتياد مطرح مي شود، بحث مربوط به ارتباطات مي باشد. لذا در جامعه شناسي انحرافات اين مسأله ممکن است اينگونه تبيين شود که هر چند عوامل گوناگوني در ابتلا به اعتياد نقش دارند اما يکي از عوامل قدرتمند در اين زمينه ارتباط با گروه همسالاني است که خود مبتلا به اعتياد مي باشند. هر چند جوانان به دليل کم تجربگي و حس زودباوري و خوش باوري دوستانه بيشتر در خطر کسب اين ويژگي هاي نادرست از سوي دوستان هستند اما تجربه نشان مي دهد که در بسياري از موارد افراد سالخورده، ميانسال، متأهل و … هم در اثر اين نوع روابط دچار مشکل شده اند. بنابراين بايد توجه داشت که روابط اجتماعي ناسالم و روابط با دوستان ناباب در ميان ساير عوامل مؤثر بر اعتياد، عاملي قدرتمند محسوب مي شود که مي تواند نقشي تأثيرگذار بر اعتياد افراد داشته باشد.
ب) لذت جويي و درد گريزي
آدم ها به صورت ذاتي به زيبايي، آرامش، آسايش، امنيت و لذت گرايش دارند، لذت و آرامش را سعي مي کنند به هر طريقي که ممکن است به دست آورند. گاهي انسان ها مسير يافتن لذت به اشتباه طي مي کنند از سوي ديگر زندگي بشر پر از حوادث مختلف که هر کدام اثرات جسمي و رواني خاصي دارد، مي باشد. برخي خوشحال کننده، برخي ناراحت زا، برخي همراه با صدمه و آسيب اجتماعي و گروهي همراه با لذت و تن آساني است. بنابراين به هنگام بروز يک واقعه نوع موضعي که فرد براي مبارزه با آن اتخاذ مي کند بسيار مهم است. به هنگام بروز سانحه يا واقعه اي چون تصادف، مرگ نزديکان، جدايي والدين، فقر، بيکاري، انزواي اجتماعي و … افرادي که ضعف شخصيتي رنج مي برند يا تکيه گاهها و پشتوانه هاي محکمي ندارند براي فرار از درد و اندوه به مواد مخدر روي مي آورند.
ج) فقر مادي
فقر مادي و مشکلات اقتصادي مسئله اي است که مي توان از آن به عنوان ريشه ي بسياري از ناهنجاري ها نام برد. نمي توان گفت همه افراد فقير يا بيشتر آنها خلافکار يا افراد نابهنجاري هستند اما متأسفانه بيشتر ناهنجاري ها و هنجار شکني هاي اجتماعي در محله هاي فقير نشين اتفاق مي افتد يا افراد هنجار شکن از آن محلات بر مي خيزند. هر چند هنجار شکني در افراد طبقه مرفه هم فراوان ديده مي شود ولي اين موضوع ارتباط چنداني با پژوهش حاضر ندارد.
فقر مادي جداي از آن که نياز مادي در فرد ايجاد مي نمايد پايگاه اجتماعي وي را تنزل مي دهد اين افول پايگاه، دو اثر کاملاً محسوس به همراه دارد. نخست آن که فرد خرده فرهنگ هاي همان طبقه پايين تر را مي پذيرد و دوم اين که ممکن است احساس حقارت و کوچک شدن در خود نمايد. حال وي براي حل اين مساله وکسب اعتبار يا انتقام گرفتن از جامعه اي که به باور وي مانعي در راه آرمان هاي او محسوب مي شود دست به ناهنجاري مي زند و با جامعه و ارزش ها و هنجارهاي آن به مقابله بر مي خيزد. نتيجه اين مقابله مي تواند بروز خشونت، سرقت، روسپي گري، قتل و اعتياد باشد.
د) بيکاري
شغل زمينه ساز آرامش و امنيت اقتصادي خانواده محسوب مي شود. هر چند درآمد همه ي مشاغل يکسان نمي باشد و هستند افراد زيادي که عليرغم داشتن مشاغل ثابت و غير ثابت در سختي و تنگناي اقتصادي زندگي مي کنند. اما نفس و فلسفه وجود شغل به خانواده اعتماد به نفس مي بخشد. بيکاري به همراه خود دو مسأله بزرگ را خواهد داشت:
نخست تنگناي اقتصادي و فقر مادي و دوم انزواي اجتماعي. فرد بيکار جداي از آن که نمي تواند نيازهاي مادي خود و خانواده ي خود را تامين نمايد آرام آرام پرستيژ اجتماعي خود را از دست مي دهد. وي از گروه هاي شغلي و ارتباط اجتماعي حاصل حذف مي گردد و اين مسأله منجر به از دست دادن اعتماد به نفس و اعتبار شخصيت فرد در وهله نخست نزد خودش و در مرحله ي بعد در جامعه مي گردد. فرد بر اساس نظريات کنش متقابل تصويري که از خود مي سازد تصويري نامناسب، سرگردان و حيران است که جامعه با ديدي خاص و از منظر محروميت و ناتواني به وي مي نگرد فرايندي که کولي به خودآئينه سان مي گويد. اين مسأله موجب جدا شدن وي از ارتباطات اجتماعي مي گردد، از سوي ديگر اعتماد و اعتبار اجتماعي وي نيز نزد ساير افراد در ارتباط تضعيف مي گردد در نهايت فرد منزوي مي گردد. در اين وضعيت فرد به دلايل مختلفي از جمله فراموش کردن دردها، مبارزه با جامعه، خروج از انزوا يا کسب درآمدي به سوي هنجار شکني و از جمله اعتياد مواد مخدر روي مي آورد.
ه) عوامل خانوادگي
نقش مهم والدين در آموزش رفتارهاي درست اجتماعي به کودک قبلاً مورد بحث قرار گرفت اما خانواده همچنان که مي تواند محل سلامت و رشد فرد و در نهايت جامعه باشد مي تواند محل زوال و اضمحلال جامعه و فرد هم باشد. برخي ويژگي ها مانند طلاق ( خانواده از هم گسيخته)، والدين معتاد، ستيزه در خانواده و … مي تواند منجر به تمايل افراد آن اعم از خود والدين يا فرزندان به سوي اعتياد باشد.
البته براي يافتن عوامل خانوادگي همواره نبايد به بروز يک حادثه يا آسيب مشهود که براي همه قابل درک باشد درون خانواده ها گشت. وجود نوع خاصي از روش هاي تربيتي که در نهايت منجر به پرورش کودکي با عزت نفس و اعتماد به نفس پايين که محتاج و تشنه يافتن تکيه گاهي است براي اتکاء و نيازمند گوشي است شنوا براي آن که بگويد و دهاني که برايش راهي بيابد، خود بسيار خطرناک است. خانواده ها و پدر و مادرهايي که شبانه روز در حال تلاش هستند تا بهترين ها را براي فرزندانشان بخرند، بهترين مدرسه در بهترين نقطه، بهترين کلاس هاي درسي، کلاس هاي فوق برنامه، رايانه، ويدئو، انواع وسائل شخصي و غيره فراموش نموده اند که رفاه اقتصادي تنها خواسته کودکشان نمي باشد.
کودک نياز به دستگاه توليد پول ندارد ( البته تنها) بلکه نيازمند مهر مادري و عطوفت پدري است. وي نياز دارد که از او پرسيده شود کجا بود؟ چه کرد؟ چه حرفي دارد؟ دوستانش چه کساني هستند؟ وي دوست دارد با والدين حرف بزند و اگر مشکلي دارد به دست آنها حل شود. وي پدر و مادر را تکيه گاهي استوار مي داند که اگر هنگامي احساس ترس کرد، اگر مشکلي داشت، احساس تنهايي نکند. عدم وجود اين تکيه گاه احساس ناامني و خلاء را در کودک ايجاد و تشديد مي نمايد و در نهايت کودک يا فرزند خانواده راهي جز پناه بردن به دوست، خيابان و تخلف نخواهد داشت.
البته قابل ذکر است که اين مشکلات تنها براي فرزندان نيست بلکه والدين هم در اثر اين مسائل مي توانند دچار مشکلاتي مانند اعتياد شوند.
البته عوامل و مسائل ديگري را هم مي توان به اين مقوله افزود و مسائلي مانند رفاه اقتصادي، رشد صنعت، مدرنيته، نابرابري هاي اقتصادي و اجتماعي، جنگ و بحران، و … که به مسائل مورد نياز ما چندان مرتبط نبوده اند لذا تنها به مسائلي که ارتباط بيشتري با کار ما در بحث آسيب هاي خانواده داشت به عنوان عوامل موثر بر اعتياد پرداختيم.

2-12) طلاق
طلاق در سراسر حياط بشر روند رو به رشدي را طي کرده است. به خصوص امروز با گسترش و فراگير شدن صنعت و تکنولوژي که شهرنشيني از پيامدهاي آن بوده طلاق به امري رايج مبدل شده که از قبح آن نيز کاسته شده است. هر چه به گذشته هاي دورتر مي رويم شاهديم که از فرآيند حقوقي و قانوني طلاق و پيچيدگي هاي مرتبط به آن کاسته مي شود. و گويا اولين قانون مدون مرتبط با طلاق به دوره حمورابي باز مي گردد. نگاهي به اين قانون و دستورات آن بيانگر اين واقعيت است که در طلاق و جدايي همسران نيز مانند ساير موارد حق تنها با مردان بوده و زنان از هيچ نوع حقوق قانوني و اجتماعي برخوردار نبوده اند. با ورود به عرصه هاي جديدتر مدنيت و پيدايش قانون و اديان آرام آرام دستورات ديني و اجتماعي بيشتري در مورد حقوق هر کدام از زوجين به هنگام ازدواج و طلاق صادر شد که سعي شده تا مسائل بيشتري در آن ها رعايت گردد. در هر صورت روحيه مرد سالارانه و پدر مآبانه حاکم بر جوامع بشري در آن عصرها اجازه اينکه بسياري از دستورات قانوني و حتي شرعي رعايت گردد را ندادند. قوانين عرفي و بومي جاي دستورات ديني را هم گرفته اند. تا جاييکه ما شاهديم در برخي از مناطق از کشورمان ازدواج هاي اجباري درون عشيره اي و طايفه اي رايج مي باشد.
با وجود اين طلاق در بسياري از کشورها چنان شيوع پيدا کرده که امروزه زوج هاي جوان به راحتي سخن از جدايي مي زنند و به سرعت از هم جدا و اقدام به ازدواج مجدد مي نمايند. گسترش تکنولوژي که همراه با استيلاي فرهنگ شهر نشيني و استفاده از رسانه ها بوده و بسياري ستاره هاي دنياي سينما، ورزش، مد و … به عنوان الگوهاي زندگي جوانان مطرح مي شوند زشتي اين عمل را نزد جوانان و حتي خانواده ها از بين برده است.
نکته اي که لازم مي آيد در اينجا يادآوري شود بحث مربوط به اشتغال زنان مي باشد هر چند اشتغال زنان از نظر اقتصادي کمک به وضع معيشت خانواده بود اما جدايي زنان از محيط خانواده، ارتباطات اجتماعي گسترده تر، آگاهي از توانايي ها و قابليت ها بر فرو ريختن ترس از برخورد با مشکلات اقتصادي و بسياري از دلايل ديگر از اين گروه زنان را به حق خواهي و استقلال شخصيت رهنمون شدند. لذا زناني که به نوعي درگير در فعاليت اي اقتصادي بيرون از خانه بودند ديگر به مانند گذشته تسيلم خواسته ها و هنجارهاي پدرسالارانه مردان نمي شدند، البته اين امر امروزه نيز شدت بيشتر ي گرفته است به اين معنا زنان شاغل خود را در بسياري از حوزها برابر با مردان تصور مي کننداين بدين معناست که فرايند طلاق در خانواده هاي امروزي امري رايج و عامه پسند است چرا که به نظر آنها طلاق کانالي است که از طريق ان زنان و مردان مي توانند خود را از تأثير جانکاه خانواده نجات دهند.
مطالعه آماري طلاق حاکي از آن است که از سال 1365 تا 1370 بيشترين ميزان طلاق مربوط به 1370 39336 مورد و کمترين آن مربوط به 1367 با 33114 مورد بوده است. ميزان وقوع طلاق را به شيوه ي ديگري هم مي توان بررسي کرد و آن مقايسه نسبت طلاق به ازدواج در طول يکسان است بر اساس آمار نسبت طلاق به ازدواج طي سال هاي 68 تا 80 به ترتيب 10.3 و 9.6 و 9.1 و 7.4 و 8.3 و 88 و 7.75 و 7.74 بوده است.
اما طلاق به تنهايي و اين که باعث جداي دو نفر از هم و فروپاشي همبستگي يک نهاد اجتماعي مي گردد مورد بحث ما نيست هدف بررسي اثرات اين فروپاشي بر جامعه است. آسيب هاي اجتماعي ضمن اينکه هر کدام خود موجب ايجاد مشکل براي فرد يا جامعه مي گردند در صورتي که با آنها عقلاني و منطقي برخورد نشود موجب پيدايش آسيب هاي فراوان ديگري مي گردند و به همين شکل موجب گسترش ناهنجاري هاي اجتماعي مي شود. در قسمت بعدي پديده طلاق تعريف خواهد شد که درک روشنتري از آن به تصوير کشيده

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره زنان شاغل، زنان خانه دار Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره دفاع مقدس