منابع پایان نامه ارشد درباره مسئولیت پذیری، جامعه پذیری، ارزش های اجتماعی، روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

معتقد است: «ارزش» یک نوع درجه بندی، طبقه بندی و امتیاز بندی پدیده ها است از خوب تا بد از مثبت تا منفی. (همان: 269).
چلبی تعریفی نسبتاکلی را به نقل از اولسن52 پیشنهاد می کند: ارزش ها را می توان مجموعه ای از پنداشت های اساسی نسبت به آنچه پسندیده است دانست که تجلی عمیق ترین احساسات مشترک نسبت به جهان (ها) در جامعه هستند. طبق تعریف اخیر ارزش ها «مفاهیمی» هستند که در خود «آنچه جامعه در جامعه پسندیده و تمنا پذیر» است خود تجلی احساسات عمیق مشترک اعضای جامعه می باشند(چلبی، 1383: 25).
باستانی به نقل از هلر53 معتقد است ارزش ها، تصاویر ذهنی هدایتگر کنش اجتماعی است. از این تصاویر ذهنی، ازنظر اجتماعی مطلوب یا به اصطلاح «خوب» و بعضی دیگر به عنوان بد مشخص می شود. بنابراین، ارزشها دربردارنده عنصری از مطلوبیت و یک جزء اخلاقی است که اشکال متفاوت رفتار بشری واهدافی را متمایز می سازد که انسان ها برای آن اهداف و رفتارهای بهتر یا بدتر و پذیرفتنی و نپذیرفتنی تلاش می کنند(باستانی، 1387: 19).
بر اساس نظریه روکیچ54 ارزش، عقیده یا باور نسبتا پایداری است که فردبا تکیه به آن، یک شیوه رفتاری خاص یا یک حالت غایی را که شخصی یا اجتماعی است، به یک شیوه ی رفتاری خاص یا یک حالت غایی که در نقطه مقابل حالت برگزیده قرار دارد، ترجیح می دهد(فرامرزی، 1378: 111).
دانشمندان اجتماعی معتقدند که ارزش ها بسیار مهم هستند و به عنوان اصول راهنما در زندگی افراد به کار می روند. همچنین ارزش ها برای فهم پدیده های روانی- اجتماعی متنوع اهمیت دارند. ارزشها یک سازه انگیزشی55 هستند که اهداف گسترده ای را نشان می دهند که در زمینه56 و زمان به کار می روند(بهادور و دوان، 2008: 75 به نقل از رستمی: 20).
گیدنز نیز ارزش ها را به منزله عقاید تعبیر می کند و در این مورد چنین می نویسد: عقایدی که افراد یا گروه های انسانی درباره آنچه مطلوب، مناسب، خوب یا بد است دارند. ارزش های مختلف نمایانگر جنبه های اساسی تنوعات در فرهنگ انسانی است. آنچه را که افراد ارج می نهند به شدت از فرهنگ ویژه ای که در آن زندگی می کنند تاثیر می پذیرد(گیدنز، 1376: 792).
با توجه به تنوع تعاریف از ارزش ها لاوتمن57 که در مورد واژه ارزش در متون جامعه شناسی به طور عمیق کار کرده است، پس از بررسی این واژه در بیش از 160 اثر دانشمندان مختلف،سه عنصر برای تعریف این واژه استخراج کرده است:
1. مقیاس، ضابطه، استاندارد.
2. موضوع و مفعول
3. خوب یا بد (رفیع پور، 1378: 8-267)
ارزش بر انتخاب شیوه ها، وسایل و اهداف موجود برای کنش اثر می گذارد. ارزش ها، بر حسب مضمون، معیارهای دانایی (درست/ غلط)، کارایی (مفید/ مضر)، زیبایی (زیبا/ زشت)، و اخلاقی (خوب/ بد)، برای تشخیص و انتخاب فراهم می نمایند. ارزش ها در فرآیند جامعه پذیری، ضمن درونی شدن با انگیزه ها (نیازها و سوائق) ترکیب می شوند(چلبی، 1383: 6-25).
وی ارزش هایی را که به شیوه های رفتاری اشاره دارند، ارزش های ابزاری و آن ارزش هایی را که به حالتهای غایی تاکید دارند، ارزشهای غایی می نامد. وی ارزش های غایی را نیز به دو دسته تقسیم می کند:
الف) ارزش هایی که بر بعد فردی تمرکز دارند، مانند رستگاری58 هماهنگی یا انسجام درونی59.
ب) ارزش هایی که بر بعد اجتماعی دلالت دارند (مانند صلح جهانی، دوستی واقعی بین مردم) مشابه همین تقسیم بندی در ارزش های ابزاری نیز اعمال شده است:
الف) ارزش هایی که بر شایستگی ها60 و ویژگی های خاص فردی (بعد فردی) تمرکز دارند مانند منطقی بودن.
ب) ارزش هایی که بر بعد اخلاقی61 تاکید می کنند. (بعد اخلاقی) مانند امانت داری(رستمی، 1383: 23).
به نظر روکیچ ارزش های کلی پذیرفته یک فرد در چارچوبی کلی که همان باورهای کلی است، نظم می یابند. چارچوبی که با تعامل و ارتباط میان عناصرش توصیف شده، در رویکردها و ارزش های ابزاری و غایی جلوه می یابد و به کمک آن می توان اهمیت نسبی هر یک از عناصر باورهای کلی و میزان اهمیت سلسله مراتبی آنها را ترسیم کرد(رستمی، 1383: 23).
تا اینجا تلاش شد تقسیم بندی های مختلفی از ارزشها آورده شود، اما لازم به ذکر است که در کار حاضر محقق با توجه به تقسیم بندی چلبی از ارزش ها، به آن دسته از ارزش هایی پرداخته است که مصرف آنها در روابط اجتماعی باعث افزایش و تکثیر آنها در ساختار خانواده و در طی فرایند جامعه پذیری است چرا که همانطور که چلبی می گوید ارزش ها در سطح نظام فرهنگی چیزی جز مجموعه ای از «معیارها» نیستند ولی آنگاه که در سطح نظام شخصیت درونی می شوند و با احساس و انگیزه تلفیق می شوند، تولید الزام و تعهد ارزشی می نمایند(چلبی، 1383: 26).
آلن بیرو نیز در فرهنگ علوم اجتماعی آورده است که ارزش های اجتماعی را مدل های کلی رفتار، احکام جمعی، هنجارهای کرداری، که مورد پذیرش عمومی خواست جامعه قرار گرفته اند، تشکیل می دهند. ارزش های اجتماعی لزوما از دیگر اقسام ارزش (شخصی، فرهنگی، قضایی) متمایز نیستند. اینان شامل تمامی ارزش ها می شوند که مردم با آن حیات اجتماعی خود را می گذرانند و اعضای یک جامعه در برابر آنان به نوعی وفاق رسیده اند. در معنای محدودتر گاه از ارزشهای اجتماعی تحت عنوان ارزش های اخلاقی، فرهنگی و یا دینی سخن می رود که یکپارچگی را قوام می بخشند و به گسترش پیوندهای مبنی بر همبستگی می انجامند، بدین سان عدالت، انسان دوستی، دگرخواهی و … جزء ارزشهای اجتماعی شمرده می شود (بیرو، 1380: 386). بنا به تعریف نیز می توان گفت که در اینجا منظور ما از ارزش های اجتماعی در معنای محدود است(رستمی، 1390: 26).
در مطالعات مربوط به رشد اخلاقی غالبا حوزه هایی برای بررسی توسط صاحب نظران مورد توجه قرار گرفته است. به تعبیر دیگر مطالعات رشد اخلاقی، غالبا بررسی های خود را از شناخت هفت حوزه متمرکز ساخته اند(هافمن، 1984 به نقل از رستمی: 26).
وجه تشابه همه این حوزه ها توجه به مفهوم «در نظر گرفتن دیگران» است یعنی هسته اخلاق اجتماعی:
1.ارزشیابی رفتار «خوب و بد»
2. التزام62 به تجربه اجتماعی و جمعی
3. توجه به رفاه دیگران
4. مسئولیت برای عمل کردن با ملحوظ داشتن دیگران
5. توجه به حقوق دیگران
6. تعهد به صداقت
7. بروز واکنش های قضاوتی و احساسی به هنگامی که قواعد و قوانین مورد تخطی قرار می گیرند.
با توجه به دامنه وجه تشابه همه آنها، در کار حاضر سعی شده است ارزش هایی انتخاب و مورد بررسی قرار گیرند که اهمیت رشد و شکل گیری آنها در انسان، بیشتر در ارتباط با دیگران معنا می یابد و عدم الزام به آنها به آسیب های اجتماعی منجر می شود (رستمی، 1390: 26).
صداقت
لمبرن و همکاران در تحقیقی که در زمینه درک صداقت و مهربانی در روابط اجتماعی انجام داده اند،بیان می کنند که فهم این مفاهیم گستره ای از ابعاد را در بر می گیرد. به عنوان مثال پیاژه و همکارانش بیان کرده اند که فهم این مفاهیم متاثر از فهم افراد و توجه به قصد و منظور است.63 سلمن و همکاران نیز اشاره کرده اند که فهم صداقت و مهربانی تحت تاثیر درجه ای از دوری و نزدیکی افراد است(لمبرن و همکاران، 1994: 496).
برای تعریف صداقت می توان از تعاریف عکس آن،یعنی دروغگویی نیز استفاده کرد.سیلانی طوسی معتقد است برخلاف پندار نخستین به سختی می توان تعریفی جامع و مانع برای دروغگویی یافت، زیرا دروغگویی معلول عوامل متعدد و پیچیده است که نقش هر یک و تاثیر آن در انسان به طور دقیق معین نیست.دسته ای از این عوامل درونی و مربوط به خصوصیات روانی شخص است که در آن میان:دقت،حافظه،تخیل،احساسات، تلقین پذیری، تقلید، تداعی، قدرت ابداع،خودخواهی،کمبودها، ارضای یک میل ناشناخته، در گمراهی آدمی و اجبار او به دروغگویی نقش موثری دارند. دسته دیگر از عوامل مربوط به اجتماع و تعلیم و تربیت و جلب منفعت و دفع ضرر و کسب شهرت و انتقام گرفتن از دشمن، ساز و کار دفاعی فرافکنی و خودنمایی است. همچنین ریشه بسیاری از دروغگویی ها ترس است: ترس از مجازات، ترس از رسوایی و آبروریزی، ترس از دست دادن منفعت، ترس از دست دادن مقام و جاه یا برای دفع شر(سیلانی طوسی، 1379: 181).
کتبی معتقد است دروغ واقعیت قلب شده است که از جانب شخص یا اشخاصی، به صور معین، در موارد گوناگون زندگی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، خانوادگی در روابط بین اشخاص و حتی بر اثر نیازهای روانی برای شخص یا اشخاص دیگری گفته، نوشته و یا اجرا می شود و دانسته با توجه یا بی توجه به فایده ضرر آن برای خود یا دیگری به کار می گیرد(کتبی، 1377: 149 به نقل از رستمی: 28).
ادلستاین و همکاران به نقل از اکمان دروغ را به عنوان یک تحریف عمدی تعریف کرده اند که در آن هدف از پیش تعیین شده برای قصد شخص سخنگو برای دروغ گفتن وجود ندارد. این در تقابل با دیگر اشکال فریب (مانند جادوگرها یا بازیگران پوکر) است که در آن هدف مشخص شده است چه به صورت تلویحی یا آشکارا، که گمراهی ممکن است فراهم شود. (ادلستاین و همکاران، 2006 به نقل از رستمی: 28).
بنابر تعریف استاندارد فلسفی از دروغ، شما دروغ می گویید اگر شما چیزی را بگویید که اعتقاد دارید که غلط است با قصد فریب طرف مقابل (فالیس، 2010: 43).
احساس مسئولیت
روانشناسی رشد بر اهمیت خانواده در پرورش حس مسئولیت کودکان تاکید می کند. والدین به عنوان عاملینی دیده می شوند که فرزندان از طریق آنها رشد می کنند. این بحث شبیه همان نظریه های جامعه پذیری در جامعه شناسی سنتی است. نظریه های جامعه پذیری بر اهمیت رفتارهای فرزندپروری والدین برکودکان اشاره می کنند. طبق این نظریه ها، مسئولیت به عنوان چیزی که به وسیله الگوها آموخته می شود، ادراک می شود(ساچ و واکر، 2004: 232 به نقل از رستمی: 28).
واژه مسئولیت پذیری در معنای اصلی آن پاسخگو بودن در برابر انجام شغلی، ماموریتی و وظیفه ای اشاره دارد. مسئولیت پذیر به کسی می گویند که اراده ای قوی برای کنترل خواسته های خود و پاسخ به نیازهای دیگران داشته باشد، با این توضیح که توجه به نیازهای دیگران حساس بودن در قبال نیازهای آنان، فقط یک جنبه از مسئولیت پذیری است، جنبه دیگر آن توجه به نیازهای خود و حساسیت در قبال سلامتی جسمانی و روانی خود فرد می باشد(گولد و کولب، 1376 به نقل از رستمی: 29).
از نظر گالو، مسئولیت پذیری به این معنی است که اثرات آنچه را که انجام می دهیم در نظر بگیریم. خواه در کوتاه مدت یا بلند مدت، خواه بر مردم، خواه برطبیعت. همین طور به این معنی است که ما نشان و ارزش همه افرادی را که ممکن است تحت تاثیر رفتار یا تصمیم ما قرار گرفته و به آن احترام بگذاریم (گالو، 2004: 9).
فورد مسئولیت پذیری را پیروی از قوانین اجتماعی و برآورده ساختن انتظارات فرد از جامعه می داند. این قوانین متاثر از نقش های اجتماعی است و در واقع بیانگر هنجارهای اجتماعی و فرهنگی می باشد و می تواند بیانگر میزان تعهد و التزام فرد نسبت به سایر افراد جامعه هم باشد(رستمی، 1390: 29).
مدارا و بردباری اجتماعی
برای این مفهوم واژه های متفاوتی تا کنون ارائه شده است. مدارا، تحمل، بردباری و یا دگرپذیری ترجمه های مختلفی از این مفهوم است. به بیانی ساده نگرش بردبارانه ناشی از علاقه و احترام به سایرین متفاوت است(بهمن پور، 1378: 3).
فلچر معتقد است مدارا عملی است که به مردم اجازه می دهد عقاید یا ویژگی های دیگران را دوست نداشته باشند یا حتی از آنها متنفر باشند، اما بدون اقدام به جنگ آزاردهنده علیه آنان. بدین معنی که مدارا، آزاد گذاشتن دیگران برای داشتن ویژگی های شخصی یا نگهداری عقاید و اعمالی را توصیف می کند که دیگران آن را به عنوان عملی اشتباه یا تنفر انگیز درنظر می گیرند (دنیس ییتس، 2007، به نقل از رستمی: 30).
فردی که دارای ویژگی بردباری در سطح نظام شخصیت است با افراد مختلف که دارای سلیقه ها، بینش، طرز تفکر، مذهب یا قومیت مختلف هستند، می تواند ارتباط داشته باشد و با شیوه گفتگو و مجاب سازی برخورد نماید (بهمن پور، 1378: 4).
وگت64 مدارا را یک «گرایش رفتاری» در نظر می گیرد؛ یعنی نگرش را از خلال رفتار در می یابد که در این معنا، مفهوم فوق در

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره جامعه مدنی، جامعه مدرن، جامعه پذیری سیاسی، بهره مندی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره روابط اجتماعی، اعتماد تعمیم یافته، حقوق اجتماعی، اعتماد بین شخصی