منابع پایان نامه ارشد درباره مراکز تحقیقاتی، دانشگاهها، جاری سازی، تجاری سازی

دانلود پایان نامه ارشد

هزینه ها می گردد. قابلیت های خارجی کسب شده همیشه مناسب با فرآیندها و سیستم های داخلی نمی باشد و نیازمند بازآموزی پرسنل و یا تغییر در جریان فرآیند تولید می باشد. این تغییرات می تواند باعث افزایش هزینه عملیات، ایجاد ناکارآمدی و کم کردن سرعت تجاری سازی فناوری گردد.استفاده بیش ازحد از منابع خارجی همچنین می تواند سرمایه گذاری ها در توسعه قابلیت های داخلی تولید را کاهش دهد، که می تواند موقعیت رقابتی یک بنگاه را تضعیف نماید. این عوامل منافع بالقوه حاصل از کاربرد منابع خارجی یک بنگاه را محدود می کند. (براون،2004)
با توجه به گفته جين که مهمترين کارکرد فناوري نرم ايفاي نقش به عنوان يک فناوري فرآيند براي انتقال فناوري، تجاري سازي فناوري و صنعتي سازي مي باشد؛ همچنين با توجه به اثرات فناوري نرم بر روي فرآيند تجاري سازي و موضوع مورد بررسي در اين تحقيق، در ادبيات اين موضوع ابتدا فناوري هاي نرم با ملاحظات مديريتي و سازماني مورد بررسي قرار مي گيرد. در ادامه به بررسي مولفه هاي تاثير گذار بر فرآيند تجاري سازي و مدل هاي تجاري سازي پرداخته مي شود.
2ـ4) فناوري هاي نرم با تاکيد بر فرآيند مديريتي:
مهمترين کارکرد فناوري نرم عبارت است از ايفاي نقش به عنوان يک فناوري فرآيند براي انتقال فناوري، تجاري سازي فناوري و صنعتي سازي. از اين ديدگاه مي توان به فناوري نرم به عنوان وسيله اي براي انتقال و حتي صنعتي کردن فناوري هاي ديگر نگريست بنابراين فناوري نرم هم ابزار و هم زمينه نوآوري فناورانه به شمار مي رود.
فناوری نرم فناوری اندیشمندانه خلق و نوآوری می باشد که بر روی فکر، عقیده ، احساس، ارزش ها، جهان بینی ها، رفتارهای فردی و سازمانی، و جامعه بشری تمرکز یافته است. هدف عملیاتی فناوری نرم رهبری، هماهنگ سازی و مدیریت، احساس، حالت فکرِ، ارزش ها، شیوه های رفتاری افراد، گروه ها و سازمان ها می باشد.فناوری نرم با تاکید بر مدیریت با هدف بهبود توانایی افراد جهت ایجاد هماهنگی، توازن و کنترل چیزهایی که مسوول آن ها می باشند، به کار می رود. فناوری نرم با تاکید بر مدیریت طیف گسترده ای از عناوین و چشم انداز وسیعی از حوزه های سازمانی، از امور ایالتی و روابط بین المللی گرفته تا صنایع، بنگاه ها، خانواده ها و افراد را تحت پوشش قرار می دهد. همچنین فناوری نرم سازمانی به شیوه ها و روش هایی اشاره داردکه به وسیله آن ها منابع انسانی سازمانی ممکن است تجدید ساختار شوند و تخصیص نیز بهینه گردد. این فناوری برای بهبود کارایی تخصیص منابع سازمان به کار می رود. یک ادغام کننده نوعی فناوری سازمانی خارجی می باشد که ساختار بنگاه ها و روابط خارجی همتای آن ها را مجددا سازماندهی می کند. حالت سازمانی، همچون سازمان صفی، سازمان وظیفه ای، سازمان پروژه ای، سازمان ماتریسی، سازمان شبکه ای، معروف ترین نوع فناوری های سازمانی داخلی می باشند.فناوری مدیریت یکی از حوزه های فناوری های نرم می باشد. فناوری های مدیریت و تمام فناوری های نرم مرتبط با مدیریت می توانند به سطوح پایین، متوسط و کلان دسته بندی شوند. برمبنای سطوح مدیریت این دسته بندی می تواند در سطوح فردی، بنگاهی، صنعتی و دولتی انجام گیرد(جين،2005)
2ـ5) مولفه ها و نهادهای تاثیرگذار بر فرآیند تجاری سازی:
بررسی ادبیات و تجارب کشورهای مختلف نشان میدهد که تجاریسازی میتواند از طریق قوانین، سازماندهی و چارچوبهای نهادی متفاوتی شکل بگیرد. فرآیند تجاری سازی یک محصول در یک صنعت می تواند متاثر از نهادها و سازمان های بیرونی باشد. با بررسی ادبیات و مطالعه گزارش سازمان توسعه و همکاری های اقتصادی مشخص گردید که مهمترین نهادهایی که می توانند بر فرآیند تجاری سازی یک صنعت موثر باشند دولت و سازمان های تحقیقاتی هستند که به دنبال آن برنامه ها و قوانین سخت دولتی الزام می سازد تا نهادهایی تحت عنوان نهادهای میانجی در این فرآیند وجود داشته باشند. همچنین مسلم است که صنایع همار در فرآیند زنجیره تامین می توانند یکی از اصلی ترین نقش ها را در فرآیند تجاری سازی محصولات یک صنعت داشته باشد. در ادامه در مورد هریک از این نهادهای موثر بر فرآیند تجاری سازی توضیح داده می شود.
2ـ5ـ1)نقش نهادهای علمی، دانشگاهی و تحقیقاتی در فرآیند تجاری سازی
برای اینکه فرایند تجاریسازی به طور کارا عملی شود، باید بتوان رابطه مناسبی بین بخشهای عرضه کننده و متقاضی تحقیقات، یعنی دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی از یک سو و مراکز صنعتی ایجاد کرد. این موضوع یکی از مهمترین موضوعات سیاستگذاری در چارچوب نظام نوآوری در کشورهای مختلف است. ایجاد این ارتباط میان دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی و شرکتها از طریق روشهای مختلف، امکان شکلگیری انتقال و انتشار دانش در سطح نظام نوآوری و کمک به خلق دانش و بهرهبرداری از دانش را فراهم میکند. استفاده از مکانیزمهای رسمی و غیررسمی برای ارتباط میان بخشهای علمی و صنعتی در کشورهای مختلف دیده می شود و می توان از تجارب آنها برای ایجاد این ارتباطات استفاده کرد.
با توجه به تحولاتی که در عرصه علم، فناوری و نوآوری و تعامل آن با اقتصاد شکل گرفته است، ارتباطات میان تحقیقات آزاد در دانشگاهها، تحقیقات مأموریتگرا در مراکز پژوهشی دولتی و تحقیقات منجر به تجاریسازی در شرکتها دچار تحولاتی شده و نقش و جایگاه این مراکز و تحقیقاتشان را دچار تحول کرده است. برخی از این تحولات عبارتند از (OECD،2005):
تحولات فناورانه و رشد بازارها در حوزههایی اتفاق میافتد که نوآوری در آنها ارتباط نزدیکی با علم دارد، مانند حوزههای زیست فناوری، فناوری اطلاعات و نانوفناوری.
توسعه سیستمها و شبکههای اطلاعاتی، باعث شده است که ارتباط میان محققان راحتتر و ارزانتر شود.
تقاضای بخش صنعت به بخش علمی به علت افزایش نیاز نوآوری به دانش بیرونی و بین رشتهای، زیادتر شده است و مباحثی مانند کوچکسازی و کاهش هزینههای تحقیق و توسعه از طریق برونسپاری، همکاری های تحقیقاتی و سرمایه گذاری مشترک (JV)13 باعث شده است که توجه بخش صنعتی به بخش علمی بیشتر شود.
توانمندی پاسخگویی به نیازهای جدید اجتماعی (مانند پیرشدن جمعیت، مسائل زیست محیطی و امنیت) نیازمند تعامل هرچه نزدیکتر بخشهای علمی و صنعتی و انتقال توانمندیهای مکمل در بخشهای تحقیقاتی خصوصی و دولتی است.
تغییر در قوانین، نهادها و سازماندهی باعث شده است که حرکت به سمت تجاریسازی دستاوردهای تحقیقاتی و خلق دانش موردنیاز در بازار افزایش یابد.
محدودیتهایی که در بودجههای تحقیقاتی دولتی به وجود آمده است، باعث شده است که دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی دولتی به سمت تجاریسازی دستاوردهای تحقیقاتی و تعامل نزدیکتر با بخش صنعتی حرکت کنند.
روندهای مختلفی در زمینه تعاملات بخش علمی و بخش صنعتی در سطح بینالمللی مشاهده می شود که نشاندهنده فرآیندها، نهادها و روشهای جدیدی برای ایجاد این تعاملات است. بررسی این روندها میتواند به شکلدهی نهادهای موردنیاز در سطح ملی کمک کند. برخی از مهمترین روندهای حاکم بر تعاملات بخش علمی و بخش صنعتی در فرآیند تجاری سازی عبارتند از:( گوئینت،2002)
تغییر در اهداف و نیازمندیهای اجزای درگیر در فرایند تجاریسازی: روندهایی در زمینه تغییر در اهداف و نیازمندیهای اجزای درگیر در فرایند تجاریسازی دیده میشود که نشاندهنده تغییراتی در مأموریتها و اهداف این ذینفعان شده است. دولتها توجه بسیار زیادی به اجزای درگیر در این فرایند میکنند و تلاش دارند تا از طریق شکلگیری تعاملات بین این اجزا، شکستهای سیستمی موجود در زمینه خلق و انتشار دانش در سطح نظام نوآوری را کاهش داده و شرایط را برای بهرهبرداری هرچه بیشتر از سرمایهگذاریهای عمومی در زمینه تحقیق و توسعه و دستیابی به منافع اقتصادی و اجتماعی را در این زمینه فراهم کنند. از طرف دیگر، دانشگاهها نقش مهمتری در زمینه تجاری‌سازی دستاوردهای تحقیقاتی برعهده داشته و با توجه به روند کمرنگ شدن نقش مراکز تحقیقاتی دولتی، به نظر میرسد که نقش دانشگاهها در این زمینه بسیار پررنگتر شده است. به علت مأموریتگرا شدن مراکز تحقیقاتی دولتی، توجه آنها به بخش صنعت و تعاملات نزدیکتر با این بخش بسیار مهم و کلیدی شده است. از طرف دیگر، دانشگاهها به علت دغدغههای موجود در زمینه جذب فارغالتحصیلان دانشگاهی به بخش صنعت، توجه زیادی به ارتباط با این بخش کردهاند. به‌روزکردن برنامههای تحصیلی دانشجویان با توجه به نیازهای بخش صنعت، دریافت کمکهای مالی از بخش صنعت به منظور گسترش فعالیتهای تحقیقاتی با توجه به نیازهای این بخش، از روندهای کلیدی این حوزه است. گسترش قراردادهای همکاری راهبردی میان دانشگاهها و بخش صنعت به منظور واردشدن به شبکههای دانشی و استفاده از این شبکهها برای روزآمدکردن توان دانشی دانشگاهها و بخش صنعت نیز روندی کلیدی است که در این حوزه دیده میشود. توسعه مراکز تحقیقاتی دولتی بینرشتهای نیز باعث شده است که تعاملات نزدیکتر با بخش صنعت برای به‌دستآوردن توانمندیهای مکمل زیادتر شود. از طرف دیگر، بخش صنعت نیز به علت دغدغههایی که در زمینه دستیابی به نیروهای انسانی متخصص و کارآمد دارد، سعی کرده است که تعامل نزدیکتری با بخش دانشگاهی داشته و در تربیت و توسعه منابع انسانی موردنیاز خود مشارکت کنند. لزوم دستیابی به دانشهای روز و نزدیکتر شدن مرزهای تحقیقات پایه و کاربردی و توسعهای در بسیاری از حوزههای صنعتی که بر پایه علم شکل گرفتهاند، باعث شده است که توجه بخش صنعت به بخش دانشگاهی بیشتر شود.
افزایش تجاریسازی تحقیقاتی دولتی: تجاریسازی دستاوردهای تحقیقاتی در بخشهای دولتی و دانشگاهی از طریق سازوکارهایی مانند ایجاد و توسعه شرکتهای واسطه ای، خدماتی و زایشی14 و توسعه پتنت از روندهای کلیدی موجود در این حوزه است. توجه هرچه بیشتر به ثبت اختراعات و فروش آنها از سوی مراکز تحقیقاتی دولتی و دانشگاهی روندی کلیدی است که مورد توجه ویژه قرار گرفتهاند.
جهانیشدن تحقیقات: جهانیشدن تحقیقات به ویژه در مراکز تحقیقاتی شرکتهای بینالمللی، و جستجو برای یافتن نیروهای تحقیقاتی متخصص باعث شده است، تحولاتی در عرصه رقابت ایجاد شود. بنابراین ساختارهای سلسلهمراتبی و متمرکز در سازمانها، جای خود را به ساختارهای تعاملی، شبکهای و غیرمتمرکز داده است. بنابراین، با توجه به این تغییرات صورت گرفته در عرصه جهانی، نقش و جایگاه صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر افزایش یافته است. شرکتهای بینالمللی، استفاده بیشتری از مراکز تحقیقاتی دولتی و دانشگاهها بهعمل میآورند. جهانیشدن تحقیقات باعث شده است که مراکز تحقیقاتی دولتی و دانشگاهها در مأموریتها و نقشهای خود تجدیدنظر کرده و همکاریهای استراتژیک را توسعه دهند. در این شرایط است که مفهوم جدیدی تحت عنوان نوآوری باز15 بسط و توسعه یافته است. نوآوری باز به معنای بهره گیری حداکثر از تعاملات و شبکه های دانشی در شکل گیری و ارایه نوآوری ها است و به طور گسترده ای از سوی مراکز تحقیقاتی چه در دانشگاه ها و چه در مراکز صنعتی مورد توجه و بهره برداری قرار گرفته است.
2ـ5ـ2)نقش دولت در بهبود مکانیزمهای تعاملی در فرایند تجاری سازی
به منظور ایجاد تعاملات فعال میان بخش های تحقیقاتی و صنعتی در فرآیند تجاری سازی لازم است که موضوعات مختلفی مانند قوانین و مقررات مرتبط با جابهجایی و استخدام محققان ازطرف دولت مورد توجه قرار گرفته و همچنین ایجاد شرایط مساعدتر از نظر مالی در بخش صنعت میتوانند از محرکهای کلیدی در فرایند تجاریسازی باشند. مهمترین موانع قانونی موجود در این زمینه در کشورهای مختلف عبارتند از (OECD،2005):
قوانین استخدام دولتی: در بسیاری از کشورها، تعداد زیادی از محققان در بخش دولتی استخدام هستند. بنابراین وجود قوانین استخدامی سخت میتواند مانع جابهجایی آنها شود. تا همین چند سال گذشته، محققان مراکز تحقیقاتی دولتی و دانشگاهی در فرانسه و ژاپن با توجه به قوانین استخدامی به صورتی کاملا واضح از همکاری با بخش صنعت منع میشدند. در ایتالیا نیز همین موضوع وجود

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره جاری سازی، تجاری سازی، تجاری سازی فناوری، موفقیت تجاری Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره مراکز تحقیقاتی، تحقیق و توسعه، دانشگاهها، جاری سازی