منابع پایان نامه ارشد درباره مدیریت بحران، سه مرحله ای، پیش فعال، شناسایی و تشخیص

دانلود پایان نامه ارشد

زمان
نمودار2-2: توسعه مسئله با دخالت و بدون دخالت مدیریت سازمان
همانگونه که شکل نشان می دهد یک بحران ممکن است قبل از رسیدن به مرحله بلوغ با اقدامات و دخالت های مدیریت سازمان ازبین برود.
مدل پیرسون ومیتراف
پیرسون میتراف مدل پنج مرحله ای برای مدیریت بحران پیشنهاد کرده اند(پیرسون و میتراف، 1993):
مراحل پنجگانه ای که این دو نویسنده ارائه کرده اند تقریبا در همه بحران ها کارساز است. این مدل شناسایی نشانه های اولیه بحران آغاز و با پیشگیری، محدود سازی، بازسازی، و یادگیری سازمانی ادامه می یابد.

شکل2-3: مدل پنج مرحله ای مدیریت بحران(پیرسون و میتراف)
در این مدل شناسایی نشانه های اولیه، اولین مرحله مدیریت بحران است. به جز موارد بسیار نادر، همه بحرانها قبل از وقوع، از خود نشانه های هشداردهنده بروز می دهند. متاسفانه در بسیاری از موارد، سازمان ها به این علائم بی توجه هستند و هیچ اقدام موثری برای جلوگیری از وقوع بحران انجام نمی دهند. البته دشواری در شناسایی علائم اولیه بحران نیز وجود دارد. با توجه به این که سازمان ها دائما در معرض بمباران اطلاعاتی مختلف هستند، در بهترین شرایط نیز شناسایی علائم بحران از اطلاعات روزمره دیگر، دشوار است( ایبید، 2003).
از آنجایی که بحران ها قادرند به سرعت گسترش بیابند، شناخت اولیه نشانه ها دارای اهمیت حیاتی است. فزون بر این، سازمان ها می بایست یک سلسله سازو کارهای موثری برای شناخت انواع بحران ها در اختیار داشته باشند. زیرا وسیله شناخت یک نوع بحران، لزوما برای شناخت انواع دیگر بحران مناسب نمی باشد(میتراف و انگنانس، 1381).
مرحله دوم مدیریت بحران، مرحله امادگی و پیشگیری است؛ این مرحله خاطر نشان می کند که سازمان از این ضرب المثل معروف که می گوید:«اگر نشکسته ای درستش نکن»، پیروی نمی کند. سازمان هایی که به صورت نظام مند و پیوسته خود را برای مواجهه با بحران های احتمالی آماده می کنند، دائما به دنبال نقاط آسیب پذیر می گردند و آن را اصلاح می کنند تا اوضاع غیر قابل تحمل نگردد. البته این بدان معنی نیست که هدف مدیریت بحران جلوگیری از وقوع همه بحران هاست، و یا استفاده از استاندارد مشخص برای مواجهه با همه بحران ها وجود دارد؛ بلکه هدف هدف آن است که تا حد امکان از وقوع بحران پیشگیری نموده و بحران هایی که علارغم اقدامات پیشگیرانه به وقوع می پیوندد را اداره نمود و از گسترش آن ها جلوگیری کرد(میتراف و پیرسون، 1993)25.
در مرحله دوم این مدل (پیشگیری) تشکیل تیم های بحران، علاوه بر آموزش و تمرین های شبیه سازی شده باید مورد توجه قرار گیرد. حتی با یافتن علائم و اجرای برنامه های آمادگی- پیشگیری، اجتناب از برخی بحران ها امکان پذیر نیست. حتی با بهترین برنامه ها و سازوکارهای تشخیص نشانه ها، نمی توان از بروز بحران اجتناب کرد. به همین دلیل یکی از مهمترین جنبه های مدیریت بحران ، مهار کردن میزان خسارت هاست. همانگونه که از اسمش بر می آید، هدف از مهار کردن میزان خسارت ها، این است که از گسترش اثرات ناخوانده بحران جلوگیری شود و بدین ترتیب، از تاثیر گذاری بحران به بخش های آسیب ندیده سازمان پیشگیری گردد. سازمان های انگشت شماری بحران را پس از وقوع مورد موشکافی قرار می دهند. سازمان هایی هم هستند که یا بررسی بحران را به درستی انجام انجام نمی دهند و یا اینکه یافته های خود را به کار نمی بندند. هدف از جلسات بررسی بحران پس از وقوع، این نیست که تقصیر یا گناه را گردن کسی بیندازند، بلکه منظور بررسی درسهایی است که باید آموخت تا کارکرد مدیریت بحران در آینده بهبود یابد. با کمال تاسف هنوز تنها درصد اندکی از سازمان ها طبیعت منظم مدیریت بحران را درک می کنند. به همین دلیل، شمار اندکی از سازمان ها لزوم ایجاد برنامه گسترده مدیریت بحران را حس می کنند. هدف اصلی مرحله محدود ساختن زیان ها، کاستن از اثرات مخرب بحران است. مدیریت موثر این مرحله شامل استفاده از طرح تفضیلی برای جلوگیری از انتقال اثرات بحران به بخش های دیگر سازمان که درگیر بحران نیستند، می باشد.
مرحله بعد مدیریت بحران، مرحله بازسازی است. در این مرحله، بهبود نقاط آسیب دیده از بحران مورد نظر است. بهترین سازمان ها، آن هایی هستند که دارای برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت برای بازسازی سازمان پس از مواجهه با بحرانند.
یادگیری، آخرین مرحله از فرایند مدیریت بحران است. این مرحله مربوط به واکنش موثر به بحران ها و بررسی تجربیات گذشته است. بدبختانه بسیاری از سازمان ها، این مرحله را مورد توجه قرار نمی دهند. بسیاری از افراد، بررسی رویدادهای ناگوار گذشته را باز نمودن زخمهای کهنه می دانند و به این ترتیب اکثر سازمان ها، مستعد مواجهه دوباره با بحرانهای گذشته هستند(ایبید، 2003).
مدل فینک
این مدل دارای چهار مرحله است: شناسایی علائم اولیه، مرحله حاد، مرحله مزمن، و مرحله تجزیه و تحلیل(دارلینگ، 1994)26.

شکل2-4 : مدل چهار مرحله ای مدیریت بحران فینک
در مرحله شناسایی علائم اولیه، متخصصان مدیریت بحران سعی می کنند از وقوع بحران جلوگیری کنند. نقش آن ها در این مرحله پیش فعالانه است نه واکنشی. مرحله حاد زمانی است که یک بحران بوجود آمده است و تاثیرات و زیان های آن آشکار می شود. میزان خسارت ها و آسیب های در این مرحله بستگی به میزان موفقیت مدیریت در مرحله شناسایی علائم اولیه دارد. شکست در مرحله اول به معنی اجبار مدیریت به اقدامات واکنشی به جای اقدامات پیش فعالانه است. مرحله سوم(مرحله مزمن) مربوط به تاثیرات و نتایج نهایی بحران بر یک سازمان است. برخی بحران ها مانند فجایع طبیعی سریعا اتفاق افتاده و تمامی تاثیرات و نتایج خود را ظرف چند دقیقه بروز می دهند، اما بروز تاثیرات اکثر بحران های سازمانی چند هفته یا چند ماه به طول می انجامد. مرحله سوم، نشانه عدم موفقیت مدیریت در مهار بحران در مرحله حاد است. در این زمان بحران توسعه یافته و تمامی سازمان را در بر گرفته است. اقدامات مدیریت در این زمان کنترل و به حداقل رساندن زیانهای ناشی از بحران است. مرحله تجزیه و تحلیل زمانی است که بحران کاملا رفع شده است و مجموعه ای از اقدامات برای بررسی و تحلیل بحران، عوامل تاثیر گذار، میزان خسارت ها و مواردی از این قبیل می پردازد( کاش و دارلینگ، 1998).
مدل فینک شباهت زیادی با مدل پنج مرحله ای میتراف دارد؛ اما دو تفاوت عمده هم بین این دو مدل در مرحله یادگیری و بازسازی وجود دارد:
اول اینکه میتراف در مرحله بازسازی بر فرصتهایی برای تقویت مدیران بحران تاکید دارد در حالیکه فینک در مرحله مزمن بر چارچوب زمانی بازسازی سازمان تمرکز می کند. دومین تفاوت بین این دو مدل مربوط به چرخه مدیریت بحران است. مرحله یادگیری مدل میتراف نشان می دهد که سازمان با بررسی بحران رویداده و یاد گرفتن از آن، مجموعه اقدامات لازم برای افزایش توانایی خود در مواجهه با بحران های دیگر را به کار می گیرد؛ در حالیکه مرحله تجزیه و تحلیل مدل فینک به سادگی از صحبت در مورد آینده خودداری می کند. میتراف چرخه مدیریت بحران را معرفی می کند؛ در حالیکه فینک فرایند مدیریت بحران را خطی در نظر می گیرد(بودریوکس، 2006)27.
مدل سه مرحله ای مدیریت بحران
کومبز اعتقاد دارد مدل سه مرحله ای بر بسیاری از مدل ها مدیریت بحران انطباق دارد. این مدل از سه مرحله قبل از بحران، حین بحران و پس از بحران تشکیل شده است.

بازخور
شکل 2-5 : مدل سه مرحله مدبریت بحران(بود ریوکس، 2006)
مرحله قبل از بحران شامل تمامی اقدامات برای جلوگیری از بحران است و در برگیرنده برنامه ریزی، سازماندهی، ایجاد تیم بحران، تدوین برنامه بحران و تمامی اقداماتی که برای جلوگیری از بحران مورد نیاز است، می باشد؛
مرحله حین بحران مربوط به گامهایی برای پاسخ ومقابله با بحران است؛ این مرحله شامل شناسایی و تشخیص بحران، گرد آوری اطلاعات و … می باشد؛ مرحله پس از بحران نیز از زمان رفع بحران وحل مسئله شروع می شود و شامل اطمینان از رفع بحران، اطمینان از امنیت سازمان و یادگیری از رویداد به منظور جلوگیری از رخ دادن مجدد آن می باشد(ایبید، 2003).
کومبز و سینگر معتقدند که مدل سه مرحله ای چارچوبی برای یکپارچه نمودن مراحل فرعی که می توانند بر اساس متغیرهای چندگانه تغییر کنند، بوجود می آورد. نوع و تاثیر یک بحران ، پوشش رسانه ای یک رویداد، اندازه و فرهنگ سازمانی که تحت تاثیر بحران قرار گرفته، همگی از جمله متغیر های تاثیر گذار هستند.
کومبز توضیح می دهد که مدل های مدیریت بحران فینک و میتراف هردو برای پارامتر های عمومی مدل سه مرحله ای مناسب هستند. به اعتقاد وی مراحل اولیه هر دو مدل میتراف و فینک را به راحتی می توان در قالب مرحله پیش از مدل سه مرحله ای نشان داد.
تیم مدیریت بحران
یقینا اداره کردن تمامی فعالیت ها و اقدامات ضروری برای از پیش رو برداشتن یک بحران از عهده یک نفر خارج است. بدون توجه به اندازه و حیطه یک بحران، به افرادی با مهرت ها و تجارب گوناگون برای اطمینان یافتن از اینکه تمامی جهات مشکل شناسایی شده است، نیاز داریم. بنابراین داشتن یک تیم مدیریت بحران با یک زنجیره فرماندهی شفاف، برای اداره اثربخش یک بحران ضروری است(جانین، 2000)28.
یک تیم مدیریت بحران باید یک واحد دائمی که به منابع داخلی و خارجی دسترسی دارد، باشد.این تیم باید از افرادی تشکیل شده باشد که نه تنها دارای دانش مورد نیاز باشد، بلکه آن ها باید توانایی کار تیمی در شرایط پر استرس نیز داشته باشند. تیم مدیریت بحران باید قادر باشد تصمیمات مهم را سریعا اتخاذ کند؛ زیرا بحران به آن ها اجازه نمی دهد که برای اتخاذ یک تصمیم ، زمان زیادی را به کنفرانس ها و جلسات مختلف اختصاص دهند.نبود زمان، خلا اطلاعات برای اتخاذ تصمیماتو استرس شدید، برای بسیاری از افراد غیر قابل تحمل است.درک اینکه چگونه افراد تحت فشار تصمیم گیری می کنند، برای انتخاب اعضای تیم مدیریت بحران بسیار حیاتی است. باید بدانیم زمانی که اتفاقات غیر منتظره به وقوع می پیوندد، رفتار افد تغیر می کند(ایبید، 2003).
پس از انتخاب شدن، اعضای تیم باید حداقل هر شش ماه یک بار برای بررسی بحران های احتمالی و راه های جلوگیری و اداره آن ها ، تشکیل جلسه دهند. اعضای تیم باید از بخشهای مختلف با مهارت های گوناگون باشند تا بتوانند اطلاعات مورد نیاز را از تمامی قسمت های سازمان دریافت کنند؛ بدین ترتیب آن ها می توانند بحران های احتمالی که ممکن است سازمان با آن ها مواجه شود را شناسایی کرده و نحوه مواجهه با آن ها را مشخص نماید(کاش و دارلینگ، 1998).
هریک از اعضای تیم باید شرح خلاصه ای از مسئولیت ها و وظایف خود در زمان بحران داشته باشد. تمامی افرادی که ممکن است درگیر بحران شوند، باید برنامه بحران را قبل از وقوع بحران مطالعه کنند. در این صورت متوجه می شوند که: چگونه از برنامه مدیریت بحران استفاده کنند، چگونه موقعیت های بحرانی را شناسایی کنند و چگونه بحران ها را اداره نمایند(جانین، 2000).
تیم مدیریت بحران برای تصمیم گیری در مورد فعالیت هایی که باید در آینده برای کنترل بهتر بحران ها انجام شود، تشکیل می گردد نه فقط برای اداره سازمان در زمان بحران؛ بد بدبختانه بسیاری از مدیران فکر می کنند که یک تیم بحران باید در زمان وقوع بحران تشکیل شده و به اداره امور بپردازد و پس از رفع بحران هم منحل گردد؛ در حالیکه این درست نیست(ایندرسان، 2005)29.
بدون توجه به نوع یا برنامه بحران، اعضای تیم مدیریت بحران مهمترین عامل موفقیت مدیریت بحران هستند؛ بنابر این آمادگی آن ها در مواقع بحرانی بسیار حیاتی است. بهترین راه آمادگی اعضای تیم برای مواجهه با بحران های احتمالی، آموزش آن هاست. به عنوان نمونه می توان از راه های زیر برای آمادگی اعضای تیم استفاده نمود(بلاند، 1995)30:
آموزشهای تئوریک: این آموزش به افراد کمک می کند تا با

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره مدیریت بحران، چرخه زندگی، سوانح طبیعی، ورشکستگی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره جامعه آماری، مدیریت بحران، ارتباطات سازمانی، مدیران مدارس