منابع پایان نامه ارشد درباره مجلس پنجم، حداد عادل

دانلود پایان نامه ارشد

فهرست خود موافقت كردند، ولي بعدها تشكل‌هاي همسو بويژه حزب تأثيرگذار و تعيين كننده (جمعيت موتلفه اسلامي) با اين اقدام مخالفت كرد و در نهايت، جامعه روحانيت نيز با فن سالاران به توافق نرسيد83.
اين مسأله باعث شد كه ده نفر از وزراي دولت و چهار نفر از معاونين رئيس جمهور، شهردار وقت تهران و رئيس كل بانك مركزي با صدور بيانيه‌اي با شعار «عزت اسلامي، تداوم سازندگي، آباداني ايران» موجوديت جمعي از كارگزاران سازندگي ايران را اعلام كرده، اولين حمله خود را بر ضد جناح راست صورت دهند84.
علت عدم توافق اين بود كه بنظر جناح راست، كارگزاران ترجمان «بقاي در قدرت به هر قيمت» بودند و اصول فكري آنان را لزوم سوق‌دهي جامعه به سوي حاكميت ليبراليسم و دورنگه داشتن نيروهاي انقلابي از مسئوليت‌هاي كليدي تشكيل مي‌داد، مورد حمله جناح راست واقع گرديدند. البته برخي حركات اعضاي كارگزاران به خصوص فائزه هاشمي رفسنجاني نيز مؤيد اين نظر قرار مي‌گرفت.
با اين توصيف جناح راست در محورهاي قوة مجريه براي شكل‌دهي قوه مقننه، عدم رعايت تفكيك قوا، اشتباه گرفتن جاي رهبر و رئيس جمهور، سوء استفاده از اموال عمومي و بيت‌المال، ايجاد شكاف در دولت، ايجاد دسته‌بندي سياسي، نداشتن مواضع شفاف سياسي، اعتقاد به مذاكره با آمريكا و در نهايت تحقيق ليبراليسم مذهبي در مطبوعات خود به كارگزاران حمله ميكرد85.
مهمترين موضوعي كه پس از تشكيل مجلس پنجم فراروي جناح‌هاي سياسي قرار داشت، انتخابات هفتم رياست جمهوري بود كه در آن زمان جناح‌هاي سياسي و به تبع آنها فراكسيون‌هاي مجلس بر انتخاب نامزد خاصي براي رياست جمهوري هفتم اجماع نظر نداشتند، اما مدتي پيش كارگزاران سازندگي تلاش كردند كه طرح تغيير قانون اساسي در سال 1373 و تداوم رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني به دو هدف دست يابند، در صورت موفقيت طرح و انتخاب سومين بار رئيس جمهور؛ همچنان قدرت خود را حفظ كنند و در صورت عدم موفقيت طرح حداقل مانع پيشدستي جناح راست براي در دست‌گيري فضاي انتخاباتي شوند86. كه جناح راست و چپ هر دو در شهريور ماه 1375 بر ضد پيشنهاد كارگزاران موضع‌گيري مطبوعاتي و غيرمطبوعاتي گسترده كردند.

از تشكيل دولت خاتمي تا شكل‌گيري مجلس ششم شوراي اسلامي
انتخابات دورة هفتم رياست جمهوري كه با مشاركت 27/83 درصد از واجدين شرايط انجام گرفت از پرشورترين انتخابات تاريخ ايران به شمار مي‌رود. اين انتخاب را كه بدون خشونت پس از مشاركت عظيم سياسي مردم در براندازي نظام شاهنشاهي و استقرار نظام جمهوري اسلامي انجام گرفت به جرأت مي‌توان يكي از با شكوه‌ترين نمودهاي مشاركت سياسي به حساب آورد كه با استفاده از ابزار غير خشونت‌آميز يعني انجام رفتار انتخاباتي در درون نظام جمهوري اسلامي صورت پذيرفته است، اين مشاركت كه بر مبارزه و رقابت انتخاباتي واقعي در درون ساختار نظام استوار بود. مقبوليت ساختار نظام در ذهن مردم و دنبال نمودن اصلاحات لازم در چارچوب ساختار موجود را نشان داد. پيرامون انتخابات دوم خرداد سال 1376 تحليلها و قرائتهاي گوناگوني از زواياي مختلف مطرح شده است. فراواني تحليلهاي بعضاً متناقض از يك پديده، از يك سو ناشي از پيچيده بودن اين پديده و از سوي ديگر ويژگيهاي منحصر به فرد اين دوره از انتخابات در ايران است87.
واقعة دوم خرداد 1376 را از زواياي مختلفي مي‌توان بررسي كرد؛ مي‌توان از منظر سياست «خالص» به بررسي اين نكته پرداخت كه رقابت بر سر «چه» بود؟ چه نسبتي از كل قدرت سياسي در ايران در اختيار قوه مجريه است و در نتيجه انتخابات چه قدرتي در اختيارگروه برنده قرار گرفت؟ از منظري روانشناسانه نيز مي‌توان به بررسي انگيزه‌هاي فردي تيپهاي مختلف رأي دهندگان و دلايل گرايش آنان به اين يا آن كانديدا پرداخت و استراتژيهاي تبليغاتي نامزدها، چهره رسانه‌اي آنها و نيز مضامين تبليغات انتخاباتي در رسانه‌هاي ملي را مورد مطالعه قرار داد.
همچنين از يك منظر جامعه شناسانه نيز مي‌توان به بررسي رويداد پرداخت و به زمينه‌هاي اجتماعي، تحولات ساختاري و نيز نيروهاي اجتماعي جديد پرداخت كه ظهور آنها در عرصه سياسي اين تحول را ممكن كرد. قرائتهاي مختلفي نيز از پديدة دوم خرداد مطرح شده است. شايد بتوان در يك تقسيم‌بندي كلي آنها را در سه قرائت خلاصه كرد:
قرائت اول، دوم خرداد را يك نقطه گسست در تاريخ انقلاب اسلامي ارزيابي مي‌كند و آنرا يك جنبش جديد اجتماعي با گفتماني متفاوت با گفتمان رايج در دو دهة اخير مي‌داند.
قرائت دوم؛ انتخابات دوم خرداد را يك نقطه عطف در تاريخ انقلاب اسلامي ارزيابي نموده و آنرا بازگشت به شعارها و آرمانهاي اصيل انقلاب اسلامي مي‌داند كه به دلايل مختلف به محاق فراموشي سپرده شده بود.
قرائت سوم؛‌ دوره هفتم انتخابات رياست جمهوري را نه يك تحول و نقطه عطف، بلكه حادثه‌اي گذار مي‌داند كه تأثيري بر روند موجود گفتمان حاكم نداشته است88.
بدين ترتيب آقاي خاتمي كه كانديداي مورد حمايت «ائتلاف گروههاي خط امام» و مجمع روحانيون مبارز»‌و «جمعي از كارگزاران سازندگي» با 20 ميليون و 78 هزار و 178 رأي از كل 29 ميليون 76 هزار و 61 رأي كه 05/69 درصد كل آراء به عنوان پنجمين رئيس جمهور ايران اسلامي برگزيده شد. حضور گسترده بيش از بيست و نه ميليون مردم در اين انتخابات صرفنظر از اينكه به چه كسي رأي دادند، بزرگترين عاملي بود كه پايه‌هاي نظام اسلامي و استقلال كشور را استحكام بخشيد و پايه‌هاي مشروعيت سياسي آنرا تجديد كرد.
در يك نگاه كلي، اقبال عمومي نسبت به رئيس جمهور منتخب، بيان نوعي خواسته اجتماعي بود كه وجه برجسته آن «گرايش به تغيير» در برابر حفظ وضع موجود تشكيل مي‌داد. البته تغيير در درون نظام در چارچوب اصول و ارزشهاي اسلامي و قانون اساسي و نه تغيير ماهوي نظام، زيرا مشي غالب مخالفين يا تحريم و عدم شركت است و دلايل عدم شركت نيز متعدد است. حدود 17 درصد و با افزودن آراي باطله كه كمتر از يك درصد يعني 12/0% (درصد) بود بهر صورت تحولات اجتماعي سياسي سبب گرديد آقاي خاتمي بعنوان «سمبل» اين خواسته و موفق به برقراري ديالوگ با جامعه سريعاً متحول ايران اسلامي گردد89.
جبهه دوم خرداد بطور نسبي حضور خود را در صحنة سياسي با تأثيرگذاري بر نحوه شكل‌دهي به دولت خاتمي تثبيت كرد. خاتمي در گزينش وزراي كابينة خود تنها دو وزير را كه تعلق سياسي به جناح راست داشتند انتخاب كرد و وزارت اطلاعات و جهاد سازندگي را به آنان اختصاص داد و 20 پست وزارتي باقي مانده، به وزرايي تخصيص داده شد كه كاملاً از جناح راست فاصله داشتند. در اين ميان تنها وزارت بازرگاني به محمد شريعتمداري اختصاص يافت كه عضو جمعيت دفاع از ارزش‌هاي انقلاب اسلامي بود، 19 وزارتخانة ديگر به كساني تعلق گرفت كه يا عضويت آنان در جبهه دوم خرداد كاملاً آشكار بود، يا تعلق فكري به آن داشتند يا حداقل در ائتلاف با جناح چپ به سر مي‌بردند90.
جبهه دوم خرداد در اولين اقدام پس از پيروزي خاتمي تلاش كرد رياست مجلس را نيز تصاحب كند، لذا حجت الاسلام عبدا.. نوري و حجت السلام حسن روحاني را در مقابل ناطق نوري به طور رسمي نامزد كرد91. در فضاي سنگيني كه عليه جناح راست در مجلس و جامعه ايجاد شده بود، اين اقدامي بود كه در صورت عملي شدن توازن سياسي، جامعه را كاملاً به نفع جبهه دوم خرداد بر هم مي‌زد و موجب اضمحلال كامل رقيب مي‌گرديد. براي جلوگيري از چنين پديده‌اي داور نهايي؛ مقام رهبري به نمايندگان مجلس توصيه كردند كه به نامزد اكثريت راي دهند كه به همين دليل نامبرده، ناطق نوري، تنها نامزد رياست بود كه به 211 رأي به رياست مجلس انتخاب گرديد.
وقتي جبهه دوم خرداد از دست‌يابي به اين جايگاه بازماند تلاش خود را براي تصاحب مابقي سنگرهاي قدرت و تداوم حضور خود در دولت پس از استقرار اوليه «استراتژي فتح سنگر به سنگر»، مناصب نظام را در پيش گرفت، در اين راهبرد، بهره‌گيري از مطبوعات، تشكل هاي سياسي و بهره‌گيري از تحولاتي كه در جامعه رخ مي‌داد جايگاه ويژه‌اي داشت و نيز انگشت نهادن بر حساسيت‌هاي ديني و سياسي جناح رقيبت، نقطه كانوني اين راهبرد را تشكيل مي‌داد.
سابقه رقابت جناح راست با جناح چپ در انتخابات هفتم رياست جمهوري نيز اولاً مي‌توانست شاهدي بر مدعاي سابق به حساب آيد، ثانياً با شروع رياست جمهوري خاتمي، هاشمي رفنسجاني به رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام منصوب شد. انتصاب وي به رياست مجمع، موجب تقويت مجمع از راه سازماندهي آن با بهره‌گيري از برخي مديران غير دوم خردادي گرديد و چنين وانمود شد كه مجمع به منزله كنترل كننده دولت عمل مي‌كند و اين نيز شاهدي بر مدعاي جبهه به حساب آمد و ثالثاً انسجام و گسترة مطبوعاتي دوم خرداد توانست از اين شعار واقعيتي بسازد كه همگان آن را باور كنند.
جناح راست در مقابل چنين شعاري دو گزينه داشت: 1ـ عقب‌نشيني از صف اول جبهه در مجلس. 2ـ ماندن در صف و دفاع تا پايان مهلت قانوني.
عقب‌نشيني در صورتي تحقق مي‌يافت كه جناح راست بطور مشخص نيروهاي اصلي خود را از رياست مجلس هيئت رئيسه و كمسيونها فرا خواند و مجلس را به فراكسيون مجمع حزب اله كه طرفدار رئيس جمهور بود واگذارد تا شائبة ايجاد مانع به اين وسيله از بين برود، شايد جناح راست احساس مي‌كرد حتي با عقب‌نشيني جبهه دوم خرداد همچنان به كار خود ادامه خواهند داد، به همين دليل همچنان در صف مقدم حضور خود را حفظ كرد و رقابت خود را در همان جا با رقيب ادامه داد، اين رقابت هزينه زيادي بر جناح راست تحميل كرد.
نتيجة انتخابات مجلس ششم، قرار گرفتن جناح راست در اقليت و جبهه دوم خرداد در اكثريت بود؛ چرا كه رفتار انتخاباتي مردم، اغلب ليستي بود. بيشتر مردم به فهرست حزب مشاركت رأي دادند و تنها دو نامزد از فهرست جناح راست توانست به مجلس راه پيدا كند و اين دو نفر؛ هاشمي رفسنجاني و دكتر حداد عادل پس از تثبيت ورود هاشمي به مجلس در انتخابات تهران بلافاصله جبهه دوم خرداد، تلاش ديگري براي انصراف هاشمي آغاز كرد.
در نهايت، انصراف رفسنجاني نگراني جبهة مشاركت و دوم خرداد را بطور كلي رفع كرد و اين جبهه توانست با تشكيل اكثريتي مركب از كارگزاران، جبهه مشاركت، مجمع روحانيون و ساير تشكل‌هاي دوم خردادي اكثريتي در برابر اقليت جناح راست (نمايندگان مورد حمايت ائتلاف پيروان خط امام و رهبري) قرار دهد، البته مطابق سابق در مجلس ششم، فراكسيوني از مستقل‌ها نيز حضور يافت92. با يك نتيجه گيري از انتخابات و بررسي رقابت در دوره 12 ساله حيات جمهوري اسلامي كه طي صفحات پيش پرداخته شد اينگونه استنباط مي‌شود كه:
1ـ رقابت سياسي در دوره‌اي هم كه جنگ شدت يافته (1367ـ1364)، بين طيف‌هاي سياسي، نيروي مذهبي ادامه يافت. اين تجربه نوپا و جديد بدون وقفه تكامل پيدا كرد.
2ـ مساعدت به نهاد سازي رقابت سياسي، ايجاد تعادل بين جناح‌هاي رقيب، تلاش براي ايجاد و تصحيح فرهنگ رقابت سياسي سالم از راه توصيه‌هاي اخلاقي به جناح‌ها ابتكارهايي در عرصه سياست و حكومت در حوزه اختيارات ولي فقيه براي رفع تنگناهاي سياسي (توسل به حكم حكومتي) و كوشش براي عادي‌سازي رقابت سياسي جناح‌ها، توسط رهبر فقيد انقلاب اسلامي به شدت به نهادينگي هرچه بيشتر اين تجربة نوپا كمك كرد.
3ـ در دوره جنگ با انحلال برخي نهادهاي اصلي رقابت سياسي، رقابت سياسي توأم با انقباض نهادي ادامه يافته است.
4 ـ با تغيير موضوع، رقابت سياسي از مسايل بنيادين نظام سياسي به مسائل اقتصادي- اجتماعي از صبغه هويتي رقابت سياسي كاسته شده و بر صبغه اجتماعي ـ اقتصادي آن افزوده شده است.
5 ـ در دوره پس از جنگ رقابت سياسي توأم با انبساط نهادي ادامه يافت.
6ـ در رقابت انتخاباتي مجلس سوم و رياست جمهوري هفتم، درگيريهايي در حد برهم زدن جلسات نطق‌هاي انتخاباتي رقبا صورت گرفته و بدين وسيله بي‌ثباتي سياسي آشكار شده است.
7ـ در رقابت انتخاباتي مجلس چهارم، آشوب‌هاي شهري (حداقل در سه شهر چون فارسان، نطنز، اهر) در اعتراض

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره مجلس پنجم Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره صاحب نظران