منابع پایان نامه ارشد درباره قانون مجازات، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

نمود.
مكتب زيست بوم انساني شيكاگو را مي توان به يك معدن طلا توصيف كرد كه امروزه نيز به غني كردن جرم شناسي ادامه مي دهد. شيوه هاي پژوهش شهري به مجموعه گسترده اي از مطالعات تجربي منجر شده اند و نــــظريه بي ساماني اجتماعي بنيان چندين نظريه ديگر را در جرم شناسي معاصر تــشكيل
مي دهد. نكته اصلي اين نظريه ها و پژوهش هاي تازه اين است كه جرم را نمي توان بدون شناخت زمينه اي كه در آن روي مي دهد فهميد. زمينه هاي بي واسطه محله هايي هستند كه مردم در آنجا زندگي مي كنند و وضـعيت هايي هسـتند كه سبك زندگي شان به دفعات در آنها به كار گرفته مي شود در حـــالي كه گسترده ترين زمينه توسط فعاليت هاي روزمره ي يافت شده در جامعه كلي تشكيل مي شود» ( ولد و ديگران 1380، 216)
3-1-3-4- نظريه معاشرت ترجيحي
ساترلند، اين نظريه را در دو مرحله ابراز نمود مرحله اول در سال 1939 و مرحله دوم در سال 1947 كه در شكل اصلي خود در كتاب جرم شناسي او منعكس است. ساترلند معتقد است (رفتار) در يك محيط اجتماعي، فرا گرفتني است، و بر اين مبنا يك نظريه عمومي از رفتار مجرمانه را ابراز نمود. تا قبل از نظريه ساترلند جرم را نتيجه عيوب ذهني يا جسمي فرد مي دانستند، ساترلند در مرحله اول نظريه خود با عنوان (اصول جرم شناسي) هر دو مورد بالا را رد نمود و به اين ترتيب (جرم شناسي جامعه شناختي) را به عنوان دليل ادعاي خود مطرح نمود. (سلاحي 1387، 38)
در نظريه معاشرت ترجيحي ساترلند در چاپ دوم كتاب (اصول جرم شناسي) خود چنين عنـــوان مي نمايد: «ابتدا هر شخصي قادر است هر الگوي رفتاري را آموزش ببيند و اگر قادر باشد آن را اجرا كند. در قدم دوم در صورتي كه فردي در پيروي از يك الگوي رفتاري و آموزش ديده شكست بخورد، اين شكست نتيجه ناهماهنگي در فاكتورهاي مؤثر براي هدايت فرد است سومين قدم، منازعه فرهنگها از اصول پايه اي است كه جرم را تشريح مي كند. (سلاحي 1387، 38)
خصوصيات اين نظريه عبارتند از: رفتار مجرمانه را مي توان آموخت، رفتار مجــرمانه در اثر تعامل با
ديگر افراد از طريق ارتباط آموخته مي شود، آموختن رفتار مجرمانه در درون گروه هايي كه افراد صميمي تشكيل مي دهند اتفاق مي افتد. ( سلاحي 1387، 39)
3-1-3-5- نظريه يادگيري اجتماعي
نظريه يادگيري اجتماعي به عنوان يك نظريه اثبات گرا مورد توجه است. اين نظريه در تركيب با ديگر انواع نظريه ها، به صورت مستقيم تر بر روي رفتار متمركز مي شود و اصلاح يا درماني روشن براي انحراف را ارائه مي دهد. به همين شكل، از آنجايي كه نظريه يادگيري بر روي فرد متمركز است لذا به راحتي نمي توان آن را به عنوان يك «نظريه كلان » طبقه بندي كرد حتي اگر اصول نظري به اندازه كافي عمومي باشند كه براي تمام رفتارها به كار گرفته شوند باز هم تلاشي مستقيم براي تشريح چگونگي روي آوردن افراد به رفتار مجرمانه وجود دارد. يادگيري اجتماعي يك نظريه «فرايندي» نيز هست. اين نظريه به تشريح فرايندي مي پردازد كه به واسطه آن، رفتار مجرمانه روي مي دهد و به ما مي گويد كه چرا آن رفتار روي داده است. (ويليامز و مك شين 1391، 223)
3-1-3-6- نظريه نابهنجاري (آنومي)
نابهنجاري مفهومي است كه با دو نظريه پرداز يعني اميل دوركيم و رابرت مرتون داراي رابطه اي نزديك است. اگر چه عمر نظريه نابهنجاري مرتون به سال ها قبل يعني 1938 مي رسد اما هنوز در ميان موثرترين نظريه هاي جرم شناختي قرار دارد اين نظريه هنوز تفاسير و تحقيقات زيادي را به خود مشغول مي كند و تغييرات گوناگوني در ارتباط با آن ارائه شده است افزون بر آنكه عوامل نظريه نابهنجاري حداقل در بخشي از آن در بيشتر نظريه هاي جرم شناختي معاصر يافت مي شود. (ويليامز و مك شين 1391، 105)
شرح و تفسير نظريه نابهنجاري در نهايت بر اهداف فرهنگي تاكيد دارد و همراه پيام هاي فرهنگي است كه اهميت تلاش براي رسيدن به آن اهداف را بيان مي كند زماني كه ابزارهاي رسيدن به اهداف به صورت مساوي در جامعه توزيع نشده است تاكيد بيش از حد اهداف و نامساوي بودن ابزارها به نرخ هاي ساختار بندي شده و الگو بندي شده اجتماعي انحراف مي انجامد. گروه هايي كه داراي بيشترين راه دستيابي به ابزارهاي تاييد شده هستند بيشترين ميزان تطابق را نشان مي دهند. بر عكس گروه هايي كه داراي حداقل راههاي دستيابي به ابزار هستند داراي نرخ هاي بالاتري از انحراف مي باشند. (سلاحي 1387، 39)
3-1-3-7- نظريه فشار
بر خلاف مكتب شيكاگو كه مبناي نظريه دوركيم درباره دگرگوني اجتماعي سريع را حفظ كرده و آن
را از جوامع به گروه هاي كوچك يعني محله ها سوق داده است نظريه هاي فشار به ويژه نظريه رابرت مرتون كانون بحث را از دگرگوني اجتماعي سريع دور كرد و استدلال نمود شرايط اجتماعي نسبتاً ويژه اي وجود دارد كه با نرخ هاي فراگير در جامعه ونرخ هاي بالاتر جرم در طبقه هاي اجتماعي فرو دست همبسته هستند. وي براي توصيف اين شرايط اجتماعي اصطلاح «فشار ساختار اجتماعي» را به كار برد. كانون توجه اين نظريه (فشار) به جاي تمركز بر عوامل مرتبط با فرد، طبيعتي جامعه شناختي دارد بدين معني كه اين نظريه به ابعاد خاص از ساختار هاي اجتماعي و فرآيند يادگيري اجتماعي اشاره داشته و آن ابعاد را در ايجاد رفتارها و رهيافت هاي مجرمانه موثر مي شمارد. (نجفي توانا 1390، 76)
كانون عمده تحليل در نظريه فشار، بر فشارهايي متمركز است كه با فرصت هاي ساختاري و فرآيند هاي فرهنگي پيوند دارد. تصور غالب در اين نظريه اين است كه علت جرم را مي توان در ناكافي يا نامناسب بودن ابزارها يا فرصت هاي دستيابي به برخي هدف ها نهفته ديد.
دومين رويكرد كلي اين موضوع را به آزمون مي كشد كه در اوضاع و احوال گوناگون اجتماعي، افراد چگونه با كساني كه در برداشت هاي فرهنگي مربوط به دو دسته رفتارهاي پذيرفتني و ناپذيرفتني با آن سهيمند، پيوند خورده و به معاشرت مي پردازند.
در واقع دو گرايش عمده در نظريه هاي فشار وجود دارد. يكي ديدگاهايي كه بر «ساختارهاي فرصت» تاكيد دارند و ديگري ديدگاههايي كه در باب فراگيري هنجاري، ارزش ها و سرانجام، خصايص و ويژگي هاي خاص خرده فرهنگي سخن مي گويد.
3-1-3-8- نظريات فرهنگي و خرده فرهنگي
اين نظريه ها بر بحث هاي ساترلند درباه تضاد هنجارهاي فرهنگي استوار بوده و به محتواي يادگيري
توجه دارند اين نظريه ها همانند نظريه ساترلند بر نقش ايده ها در بروز رفتارهاي مجرمانه توجه مي كنند ولي ويژگي اين نظريه ها اين است كه معتقدند كه خود ايده ها و نه شرايط اجتماعي (آن گونه كه نظريه ساترلند مي گويد) به طور مستقيم علت رفتار مجرمانه اند.
در نظر كوهن ناهنجاري و يا پاشيدگي سازمان اجتماعي به يكسان در تمام قشرهاي جامعه مشخص نمي شود قشرهاي كارگران كهتر بيشتر تابع آن خواهند بود. همان گونه كه عملاً مشاهده مي شود تبهكاري به ويژه در محيط رنجبران شهرهاي بزرگ بيداد مي كند. در اين محيط ها خرده فرهنگ هاي بزهكاران تراوش مي كند. خرده فرهنگ هاي بزهكاران مخالف با فرهنگ غالب كه در فرهنگ طبقات متوسط است مي باشد. (ويليامز و مك شين 1391، 126)
3-1-3-9- نظريه كنترل اجتماعي
نظريه كنترل اجتماعي با همه معروفيت و اعتبار اخيرش نظريه اي نو نيست. افزون اينكه اين نظريه احتمالاً يك رهيافت نظري بسيار نزديك به مفهوم رايج درباره دليل مجرم شدن افراد است اينك يك نفر اعتقاد داشته باشد كه فرد به دليل معاشرت با دوستان ناباب، تربيت نادرست خانوادگي، كمبود عقايد مذهبي يا كمبود تحصيلات، مجرم مي شود به هر حال نظريه كنترل اجتماعي مي تواند منعكس كننده اين عقيده باشد افزون آنكه از نظر بوم شناسان اين نظريه شامل اجزاء مربوط به نظريه هاي نابساماني اجتماعي، معاشرت ترجيحي و نابهنجاري است كه آن را براي جرم شناساني كه نسبت به پذيرش نظريه هاي منازعه بي ميل بوده اند، جذاب جلوه مي دهد. (ويليامز و مك شين 1391، 199)
خلاصه آنكه نظريه كنترل اجتماعي ديدگاهي در مورد سرشت انسان بر مي گزيند كه بر آن اســــاس
انحراف به عنوان پديده اي طبيعي تلقي مي شود (كه موجب مي شود تا اين نظريه از اين جهت شبيه نظريه
بر چسب زني شود ) سپس مساله انطباق به يك سوال واقعي ارزشمند براي تشريح تبديل مي شود. نظريه كنترل اجتماعي با ارائه يك نظم اخلاقي يا يك چارچوب متعارف از جامعه نهادهاي اجتماعي مشترك را كه به تقويت قيود مي پردازند مورد توجه قرار مي دهند. زماني كه اين نهادها به هر دليلي تضعيف شدند قيودي كه فرد را به نظم اجتماعي گره مي زنند نيز تضـعيف مي شوند. اين قيود تضعيف شده به طور خودكار درجه اي بالاتر از انحراف را موجب مي گردند.
3-2- بزه ديده شناسي سرقت
3-2-1- مفهوم بزه ديده
معناي لغوي واژه بزه ديده در زبان فارسي به معناي گناه، خطا، عصيان و تقصير20 بكار برده مي شود بزه ديده نيز يكي از واژه هاي مركبي است كه از تركيب يك اسم با نام (بزه) و پسوند صفت ساز (ديده) حاصل شده است. بر اين اساس بزه ديده از نظر لغوي شخصي است كه عليه او گناه، خطا يا تقصيري رخ داده باشد.
واژه بزه ديده يكي از مشتقات واژه انگليسي victim به شخصي گفته مي شود كه به دنبال رويداد يك جرم آسيب و زيان يا آزار مي بيند و در نوشتگان پارسي به معني قرباني است. در ادبيات لاتيني واژه victim در اصل در مفهوم خاصي به معناي آيين قرباني كردن (يعني، زماني كه جان يك شخص يا حيوان به منظور خشنودي خدايان ستانده مي شود) در تمدن ها و فرهنگ هاي باستاني به كار مي رفت. با اين وجود، واژه victim به مفهوم قرباني ناگزير نمايانگر درد رنج وارد بر فردي كه كشته مي شود، نيست و بــراي اولين بار در سده نــوزدهم بود كه معـناي وسيـع تري علاوه بر كشتن، زيان يا آسيب را نيز در بر مي گرفت گسترانده شد. (رايجيان اصلي 1390، 312)
در نوشتگان علوم جنايي، هر گاه آسيب و زيان يا رنج و سختي از رفتار مجرمانه انسان برخواسته باشد، به فرد زيان ديده «مجني عليه» يا «بزه ديده» مي گويند. در قوانين جزايي، مقنن به جاي واژه بزه ديده، اغلب از معادل هاي عربي آن چون مجني عليه (مواد 22، 266، 278، 284 و 292 قانون مجازات اسلامي مصوب 1370) مصدوم (مواد 717 و 719 قانون مجازات اسلامي مصوب 1370) و متضرر از جرم (ماده 12 قانون آيين دادرسي كيفري 1290) استفاده كرده است.
در اصلاح حقوقي مولف ترمينولوژي حقوق، «مجني عليه» را كسي مي داند كه جرمي به ضرر او واقع شده است. (لنگرودي 1387، 621)
در تعريفي ديگر «مجني عليه» عبارتند از: «مفعول جرم، يعني آنكه جرم درباره وي انجام پذيرد. وي ممكن است انسان باشد مثل اكثر جرايم از قبيل، قتل، ايراد ضرب و ممكن است شخصيت حقوقي باشد مثل جرايم عليه امنيت كشور يا كلاهبرداري نسبت به يك شركت تجاري يا اختلاس.
3-2-2- سرقت و بزه ديده
3-2-2-1- نقش بزه ديده در اجراي حد
در اجراي حد سرقت شرايطي لازم است كه مربوط به بزه ديده مي باشد:
اول : بزه ديده (صاحب مال) نزد قاضي شكايت كند يعني قطع دست سارق يعني اجراي حكم سرقت منوط است به شكايت و مطالبه بزه ديده و صاحب مال با بيان شكايت و طرح شكايت نزد حاكم و بنابراين اگر بزه ديده اقامه دعوي نزد حاكم نكند دست سارق قطع نمي شود.
دوم: بزه ديده پيش از شكايت سارق را نبخشيده باشد چنانچه بزه ديده پيش از شكايت سارق را بخشيده باشد اجراي حد موقوف مي گردد. اين مساله نيز مستند به روايات شرعي است كه مختصراً به آن اشاره مي شود.
امام صادق (ع) فرمود: «هر كس دزدي را دستگير كند و او را ببخشد چنين حقي دارد اما اگر شكايت خود را نزد حاكم طرح كند اما حد را بر سارق جاري مي سازد و اگر مالباخته بگويد مال را به او (سارق) مي بخشم حاكم باز هم حد را جاري مي كند زيرا بخشيدن سارق تا زماني است كه شكايت مطرح نشده باشد چرا كه خداوند مي فرمايد: (اينان حافظان حدود الهي هستند) پس وقتي شكايت نزد امام مطرح شد هيچ كس نمي تواند جلوي اجراي حد را بگيرد. (حر عاملي 1400ه.ق، 330)
اگر مالباختگان چند نفر باشند و برخي از آنان شكايت كنند يا برخي از آنان شاكي را

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره سازمان ملل، سازمان ملل متحد Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره جبران خسارت، قانون مجازات، برنامه سوم توسعه، حل اختلاف