منابع پایان نامه ارشد درباره فورس ماژور، نقض قرارداد، اشخاص ثالث

دانلود پایان نامه ارشد

تصريح مي شود تنها نقض اساسي قرارداد مي تواند دليلي براي خاتمه باشد ونقض هاي جزيي و كم اهميت نمي تواند چنين عواقبي به دنبال آورد. نكته ديگر اينكه بايد توجه شود نقض قرارداد حتي اگر اساسي باشد، نبايد ايجاد حق فسخ كند چرا كه فسخ قرارداد جوينت ونچر بدون اينكه روابط طرفين تسويه شده باشد بي فايده است لذا نقض قرارداد ميتواند سببي براي خاتمه فعاليت مشترك و تسويه باشد و تنها بعد از تسويه است كه قرارداد نيز منفسخ مي شود. بعلاوه هنگام تنظيم قرارداد بايد توجه نموده كه آيا طرفين مايلند نقض اساسي قراردادهاي جانبي نيز از اسباب خاتمه محسوب شود يا خير . 142
تغيير در شخص كنترل كننده يكي از طرفين:
معمولاً طرفين يك جوينت ونچر دو شخص حقوقي هستند كه به وسيله اشخاص حقيقي يا حقوقي ديگر كنترل و اداره مي شوند. شخصيت شخص كنترل كننده طرف ديگر معمولاً يكي از عوامل و انگيزه هاي مهم براي ورود طرف مقابل به جوينت ونچر است. بعلاوه در بسياري از موارد اين نگراني وجود دارد كه يكي از رقباي تجاري با در دست گرفتن كنترل طرف ديگر به اطلاعاتي در مورد فعاليت جوينت ونچر دست يابد و يا عملاً آن را فلج نمايد. براساس اين دلايل معمولاً تغيير در كنترل يكي از طرفين قرارداد جوينت ونچر به طرف ديگر حق خاتمه جوينت ونچر را ميدهد.
ورشكستگي يا انحلال يكي از طرفين:
معمولاً ورشكستگي يكي از طرين يا انحلال يكي از طرفين در صورتي كه شخص حقوقي باشد، به طرف مقابل امكان خاتمه فعاليت را مي دهد. در موارد نادري كه ممكن است يك شخص حقيقي در جوينت ونچر شركت كند ، فوت يا حجر نيز همين نتيجه را مي تواند داشته باشد.
فورس ماژور:
در حقوق قراردادها و مسئوليت مدني، فورس ماژور معمولاً تنها بعنوان يكي از عوامل برطرف كننده مسئوليت مطرح مي شود؛ ليكن در مورد جوينت ونچرها ممكن است شرط شود در صورتي كه يكي از طرفين به دليل فورس ماژور نتواند همه يا بعضي از تعهدات اساسي خود را ايفا نمايد و اين فورس ماژور براي مدتي طولاني مثلاً شش ماه به طول انجامد، طرف ديگر حق داشته باشد به فعاليت خاتمه دهد. همچنين ممكن است پيش بيني شود در صورتي كه خود فعاليت مشترك به دليل فورس ماژور براي مدت معيني تعطيل شود هر يك از طرفين بتواند فعاليت را كلاً خاتمه دهد.
عدم سود دهي مناسب:
ممكن است عدم سود دهي مناسب بعنوان يكي از عوامل شناخته شود كه به يكي از طرفين و در برخي موارد خاص به هر دو طرف امكان خاتمه فعاليت را مي دهد. معمولاً در جوينت ونچرهايي كه اداره آن با يك شريك اكثريت است ممكن است براي شريك اقليت كه عملاً قدرت و اختيار چنداني براي مديريت شركت ندارد و در نتيجه نمي تواند در سود دهي يا ضرردهي شركت مسئوليتي داشته باشد؛ اين حق را قائل شوند تا در صورتي كه ظرف مدتي خاص ميزان سوددهي شركت به حد مورد انتظار نرسيد وي بتواند به فعاليت مشترك خود خاتمه دهد.
ورشكستگي شركت جوينت ونچر:
در جوينت ونچرهاي شركتي اصولاً عمده فعاليت از طريق شركت جوينت ونچر صورت مي گيرد؛ بنابراين اگر شركت جوينت ونچر ورشكسته شود، اصولاً بايد فعاليت نيز خاتمه يافته تلقي شود. با اين حال بايد توجه نمود اگر چه ورشكستگي شركت جوينت ونچر ممكن است به طور خود به خود سبب انحلال و تصفيه شركت جوينت ونچر شود اما خود به خود باعث خاتمه روابط طرفين در چارچوب جوينت ونچر نمي باشد: قرارداد جوينت ونچر كماكان به قوت خود باقي خواهد بود؛ قراردادهاي جانبي كماكان داراي اعتبار خواهند بود؛ تضميماتي كه طرفين به اشخاص ثالث سپرده اند برقرار خواهد بود … . به اين ترتيب بايد ورشكستگي شركت جوينت ونچر را ازجمله عواملي كه به طرفين امكان و اجازه خاتمه جوينت ونچر را مي دهند ؛ هر چند در اين مورد خاص به دليل اعمال قواعد امري مربوط به ورشكستگي، خاتمه جوينت ونچر و تسويه به طريق خاصي انجام خواهد شد.
مواردي كه مورد بحث قرار گرفت مهمترين دلايلي است كه ممكن است به خاتمه يك جانبه جوينت ونچر بينجامد. البته بر حسب شرايط و اوضاع و احوال خاص هر قضيه ممكن است در قرارداد جوينت ونچر موارد ديگري نيز براي خاتمه جوينت ونچر پيش بيني شود.
2-2- بن بست
ممكن است طرفين جوينت ونچر در جريان اداره امور جوينت ونچر اختلاف نظرهايي داشته باشند و اين البته امري طبيعي است. چنين اختلاف نظرهايي معمولاً با مذاكره بين طرفين در سطوح مختلف، حل و فصل مي شود و به اين ترتيب در اكثر موارد، تصميمات راجع به جوينت ونچر با اتفاق آرا اخذ مي گردد.143 علاوه بر اين در مواردي كه يكي از طرفين با در اختيار داشتن اكثريت آرا از اختيارات لازم وكافري براي اداره موثر جوينت ونچر برخوردار است ممكن است بتواند به تنهايي در مورد امور جوينت ونچر تصميم گيري نمايد و عليرغم اختلاف نظرهاي گاه به گاه، امور جوينت ونچر معمولاً روند عادي خود را طي نمايد.
اما در بعضي موارد ممكن است اختلاف نظر طرفين باعث شود تصميم گيري در مورد امور جوينت ونچر غيرممكن گردد و جوينت ونچر عملاً فلج شود و طرفين به اين نتيجه برسند كه روابطشان به بن بست رسيده است و ديگر امكان همكاري با هم را ندارند.
شركتهاي جوينت ونچر 50-50 داراي پتانسيل زيادي براي رسيدن به بن بست هستند، چه هر نوع تصميم گيري در اين شركتها تنها با اتفاق آرا انجام مي گيرد و در نتيجه مخالفت طرفين در مورد هر موضوع و مساله اي هرچند جزيي ممكن است زمينه ايجاد بن بست با فراهم كند. به همين دليل اين نوع شركتهاي جوينت ونچر را معمولاً شركت بن بست مي نامند.144 اما در مورد جوينت ونچرهاي با سرمايه نابرابر يكي از طرفين كه اكثريت سرمايه را در اختيار دارد در اغلب مسائل مي تواند راساً اتخاذ تصميم نمايد؛ ليكن به هر حال در مورد برخي مسائل خاصل و مهم شريك اقليت نيز حق وتو خواهد داشت و شريك اكثريت نمي تواند به تنهايي تصميم گيري كند. در نتيجه در اينگونه شركتها، احتمال وقوع بن بست كمتر است ودر واقع احتمال وقوع بن بست محدود به همان مواردي است كه شريك اقليت در موردشان حق وتو دارد. هر چه گستره حق وتوي اقليت بيشتر باشد، احتمال وقوع بن بست نيز بيشتر خواهد بود و هر چه گستره و موارد حق وتو كمتر باشد احتمال وقوع بن سبت نيز به همان ميزان كاهش خواهد يافت.
به هر حال بن بست ممكن است به سه صورت بروز كند:
در سطح مديريت شركت: زماني كه سمتهاي مديريت در شركت به طور مساوي بين طرفين تقسيم شده يا زماني كه مديران يكي از طرفين در مورد برخي مسائل حق وتو دارند، احتمال بروز بن بست در هيات مديره شركت وجود خواهد داشت.
در سطح سهامداران: در مورد مسائلي كه تصميم گيري در مورد آنها به عهده مجامع عمومي شركت قرار داده شده احتمال دارد در مجمع عمومي بن بست ايجاد شود، اعم از اينكه طرفين حق راي مساوي (50-50) داشته باشند يا اينكه طرف اقليت از حق وتوي خود استفاده كند.
بايكوت كردن جلسات: چه در مورد هيات مديره و چه در مورد مجامع عمومي سهامداران همواره اين امكان وجود دارد كه يكي از طرفين از حضور در جلسات خودداري كند و به اين وسيله شركت دچار بن بست شود.
بايد توجه نمود كه صرف بروز اختلاف بين طرفين كه ممكن است مانع از تصميم‌گيري در هيات مديره يا مجامع شركت شود؛ نبايد بعنوان بروز بن بست تلقي شود. حالت بن بست تنها وقتي بروز كرده كه به دليل تكرار و امتداد مخالفت ها، امكان تصميم گيري در مورد اداره شركت واقعاً سلب مي شود و امور شركت عملاً مختل مي‌گردد. به همين دليل معمولاً در تعريف بن بست دقت زيادي مي شود و موارد بن بست به طور دقيق در قرارداد جوينت ونچر مشخص مي شود. به طور معمول ممكن است موارد ذيل بعنوان بن بست تلقي شود:145
– در مواردي كه حداقل بعد از دو يا سه بار راي گيري موضوعي به دليل مخالفت طرفين با يكديگر در سطح هيات مديره يا مجامع عمومي به تصويب نرسد. بديهي است همواره اين امكان وجود دارد كه يي از طرفين پيشنهادي را مطرح كند و طرف مقابل با آن مخالف باشد و به اين ترتيب با اعمال حق راي خود مانع از تصويب آن شود. اين امر به خودي خود بعنوان بن بست تلقي نمي شود. بلكه بن بست تنها مربوط به حالتي است كه موضوع براي پيشنهاد دهنده داراي اهميت اساسي و حياتي باشد و به اين ترتيب بعد از مخالفت طرف مقابل بخواهد مجدداً آن موضوع را طرح نمايد و درخواست راي موافق كند و باز هم طرف مقابل راي مخالف بدهد. به اين ترتيب بن بست ناشي از اصرار يكي از طرفين به اتخاذ تصميمي خاص و مخالفت طرف ديگر با آن تصميم است و نه صرف مخالفت طرفين با هم.
– در مورد ديگر كه ممكن است بعنوان بن بست تلقي گردد عبارت است تشكيل نشدن جلسات هيات مديره يا مجامع عمومي براي چند نوبت (مثلاً دو يا سه نوبت) متوالي. به اين ترتيب ممكن است اصلاً طرفين درباره موضوع خاصي اختلاف نظر نداشته باشند بلكه تنها به دليل عدم تعهد يكي از طرفين (يا هر دو) نسبت به امور شركت، از حضور در جلسات غفلت كنند و اين امر سبب فلج شدن امور شركت گردد و اداره شركت را ناممكن كند كه اين نيز يكي ديگر از موارد بن بست تلقي مي گردد. البته بايد توجه نمود عدم تشكيل جلسه ممكن است ناشي از عدم حضور عمدي يكي از طرفين باشد و با هدف از رسميت انداختن جلسه صورت گيرد تا به اين ترتيب امكان تصميم گيري در مورد موضوعي خاص از هيات مديره يا مجمع عمومي سلب گردد.
– يكي ديگر از مواردي كه ممكن است بعنوان بن بست تلقي گردد عبارت است از عدم تصميم گيري به موقع در مورد برخي موضوعات حياتي مانند بودجه سالانه شركت و يا رسيدگي به وضعيت حسابهاي سال مالي شركت كه براساس قانون يا به موجب اساسنامه شركت بايد در يك محدوده زماني خاص انجام گيرد. به اين ترتيب معمولاً ذكر مي شود در صورتي كه ظرف مدت معيني در مورد اين مسائل تصميم گيري نشود شركت دچار بن بست شده است. واضح است عدم تصميم گيري ممكن است ناشي از اختلاف نظر طرفين باشد يا ناشي از اهمال در اداره شركت و به هر حال عدم تصميم گيري در اين موارد، مثلاً در مورد برنامه و بودجه سالانه، عملاً باعث مي شود شركت نتواند به فعاليت خود ادامه دهد.
در مورد نحوه برخورد با بن بست نيز بين حقوقدانان دو مكتب فكري مختلف وجود دارد: گروه معتقدند بايد از همان ابتدادر قرارداد جوينت ونچر تا حد امكان به مساله بن بست پرداخت و موارد آن را مشخص نمود و روشهايي را براي اجتناب از بن بست و نيز تكنيكهايي را براي برون رفت از بن بست مشخص نمود. در مقابل طرفداران مكتب دوم معتقدند كه لازم نيست در قرارداد جوينت ونچر بيش از حد بر اين مساله تاكيد شود بلكه بايد موضوع به زماني احاله شود كه احتمالاً اين بن بست بروز نمود و تنها در صورت بروز بن بست بايد با مذاكره و تبادل نظر به حل آن پرداخت . 146
اما به نظر مي رسد بهتر است از همان ابتدا و در زمان تنظيم قرارداد جوينت ونچر به موضوع پرداخته شود و از احاله موضوع به آينده و اميد به اينكه در زمان بروز بن بست طرفين با مذاكره خواهند توانست مساله را فيصله دهند خودداري نمود. به اين منظور معمولاً در قرارداد جوينت ونچر برخي توافقات در مورد مساله بن بست گنجانده مي شود و چند دسته تدابير مختلف پيش بيني مي گردد. اين تدابير معمولاً در طول يكديگر ممكن است مورد استفاده قرار گيرند. دسته اول تدابيري هستند كه به منظور اجتناب از بروز بن بست انديشيده مي شوند و هدف از آنها اين است كه تا حد امكان احتمال بروز بن بست كاهش يابد. دسته دوم تدابيري هستند كه به در صورت بروز بن بست به كار مي روند و هدف آنها برون رفت از بن بست به طريقي مسالمت آميز و ادامه فعاليت جوينت ونچر است. دسته سوم تدابيري هستند كه هدف از آنها خاتمه جوينت ونچر در صورت عدم امكان برون رفت مسالمت آميز است.147
پيشگيري از بن بست:
در برخورد با مساله احتمال بروز بن بست ها، اولين تدبيري كه بايد انديشيد ، از بين بردن شرايط ايجاد بن بست است. به اين ترتيب قبل از هر چيز بايد در قرارداد جوينت ونچر تدابيري اتخاذ شود كه امكان بروز بن بست را منتفي كند يا به حداقل برساند. مهمترين و معمول ترين تدابيري كه در اين مورد به كار مي رود به قرار زير است:
– ممكن است از

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره شخص ثالث، اشخاص ثالث، انتقال سهام، فورس ماژور Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره شخص ثالث، نقض قرارداد