منابع پایان نامه ارشد درباره فرهنگ و تمدن، صدور انقلاب، فعال نمودن، نقشه راه

دانلود پایان نامه ارشد

ايرانيان پس از انقلاب داشته و در ساختار قانون اساسي و قانون‌گذاري سياست خارجي و در ذهنيت تصميم‌گيري راه يافته است كه سهم آن را نمي‌توان در تحليل سياست خارجي ناديده گرفت. (محمدرضا مجيدي و ديگران 1387 ص 5.)

4-22-2) جامع‌گرايي
عواملي مانند جغرافيا در كنار بروكراسي، بروكراسي در كنار نگرش نخبگان، نگرش نخبگان در كنار تحول در ساختارهاي تصميم‌گيري و ساختارهاي تصميم‌گيري در كنار پويايي‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي، بايد مد نظر قرار گيرند.

4-22-3) عام‌گرايي و خاص‌گرايي
از يك سو ايران پس از انقلاب شبيه هر كشور ديگري در پي تأمين امنيت خود و رشد اقتصادي و كسب احترام بين‌المللي بوده است (عام‌گرايي) و از سوي ديگر ايران، كشوري خاص به لحاظ جغرافيايي، تجربه تاريخي، ساختار اجتماعي، نياز اقتصادي، هويت فرهنگي، تركيب نخبگان و سامان سياسي است (خاص‌گرايي ). 1. (جان ال اسپوزيتو، 1382 ص 86.)
حال از ميان نظريات وسيع در روابط بين‌الملل كه صبغه فراملي‌گرايي دارند، “نظريه همگرايي منطقه‌اي” با منش ايران انقلابي مناسبت پيدا مي‌كند. همگرايي متقابل همراه با منطقه‌گرايي به عنوان راه‌ حلي جهت همكاري و نزديكي دولت‌هاي ملي در دهه‌هاي اخير به طور جدي مطرح بوده و اين مفهوم عمدتاً از اصول بنيادي كاركردگرايي الهام گرفته است. ارنست ‌هاس بنيان‌گذار تئوري همگرايي منطقه‌اي، اين تئوري را فرايندي مي‌داند كه به واسطه آن، بازيگران سياسي واحدهاي ملي ترغيب مي‌شوند تا انتظارات، وفاداري‌ها و فعاليت‌هاي سياسي خود را به سوي يك مركز جديد تعامل‌گرا معطوف سازند. بر اين اساس، هر پنج گفتمان انقلاب اسلامي، يعني گفتمان‌هاي مصلحت محور (1360 ـ 1357)، ارزش محور (1368 ـ 1360)، منفعت محور (1376 ـ 1368)، فرهنگ‌گراي سياست محور (1384 ـ 1376)، و گفتمان اخير ـ كه ما نام آن را اصول‌گراي كنش‌گر (از 1384 تاكنون) مي‌گذاريم ـ را به دليل تعاملات غالبي‌اش با منطقه قفقاز ـ علي‌رغم شعار ظاهراً مداخله‌جوي “صدور انقلاب” ـ مي‌توان بر اساس رهيافت “همگرايي منطقه‌اي” مطالعه نمود. (منوچهر محمدي، 1381 ص 71).

4-23) منازعات نخبگان سياسي و ثبات سياسي در جمهوري اسلامي ايران
نظام سياسي بيش از هر چيز نيازمند ثبات و آرامش سياسي است تا به دور از هر گونه تهديد و در کمال اقتدار به اهداف خود نايل آيد. تحقق چنين وضعيتي تا حدي مستلزم يگانگي فکري و عقيدتي ميان نخبگان سياسي است. در اغلب نظام‌هاي سياسي، مجموعه‌ي يکدستي از انديشه‌ها و افکاري که همه‌ي نخبگان سياسي به آن پايبند باشند، وجود ندارد ؛ در عين حال تضارب و اختلاف آراي نخبگان سياسي امري محترم و در بسياري از موارد ميمون و مبارک است. اما زماني که اين اختلاف آرا به صورت منازعه و دعواي سياسي در آيد، بي‌ثباتي سياسي را در پي خواهد داشت که حتي در مواردي به عنوان تهديدي جدي عليه نظام سياسي محسوب مي‌شود. نظام سياسي جمهوري اسلامي نيز همانند هر نظام سياسي ديگر شاهد منازعاتي بوده است، اما منازعات سياسي نخبگان در حدي نبوده که موجب بي‌ثباتي نظام گردد. بررسي مقاطع مختلف زماني در اين دوره نشان مي‌دهد هر زماني که منازعه‌ي سياسي ميان نخبگان حکومتي افزايش يافته، به دنبال آن ناآرامي‌ها و بي‌ثباتي سياسي نيز شدت گرفته است. شکل‌گيري جريان دوم خرداد 1376 به عنوان يکي از اين مقاطع حساس که منازعات سياسي نخبگان بالا گرفت، هر چند گسترش تضارب آرا و عقايد و نيز مشارکت سياسي بالا را به همراه داشت، اما نسبت به دوران پيش از خود به ميزان بسيار زيادي بي‌ثباتي و ناآرامي سياسي را به وجود آورد. بي‌ثباتي سياسي، منازعه‌ي سياسي و رقابت سياسي از جمله مهم‌ترين مفاهيمي هستند که از جايگاه خاصي در حوزه‌ي مباحث سياسي برخوردارند. بي‌ثباتي سياسي نتيجه‌ي مجموعه عوامل مختلفي است که در ميان آنها منازعه‌ي نخبگان سياسي، نقش مهمي را ايفا مي‌کند. بر اين اساس، بررسي تأثير منازعه‌ي نخبگان بر بي‌ثباتي سياسي مخصوصا در دوره‌ي بعد از خرداد 1376، که سرآغاز فصل جديدي از حيات سياسي ايران بود (امير عظيمي دولت آبادي 1387ص288)

4-24) نخبگان و بسط دايره گفتماني انقلاب اسلامي
همگان معترف اند که انتخابات سال 84 رياست جمهوري انتخاباتي براساس گفتمان سازي مبتني بر انقلاب اسلامي شکل يافته بود. اين گفتمان سازي پس از سال ها حاکميت گفتمان تکنو کرات و سکولار برخاسته از دولت هاي هاشمي رفسنجاني و محمد خاتمي توانست نگاهها را به سمت انقلاب اسلامي و حقيقت آن جلب نمايد. اما به راستي اين انقلاب گفتماني يا بلوغ گفتماني که باعث شد تا پايه هاي چند ين ساله حاکميت تکنوکراسي را در کشور متزلزل نمايد حاصل چه تلاش ها و چه برنامه هايي بود و از اين پس براي ارتقاي سطح ان چه بايد کرد؟
واقعيت آن است که بنيانگذار انقلاب اسلامي- رحمت الله عليه- و رهبري فرزانه انقلاب – مدظله- تدابير ارتقاي سطح معرفتي جامعه و نيل به اهداف بلند مرتبه انقلابي را از سال هاي دور طراحي کرده و به اجرا نهادند. اينکه مقام معظم رهبر ي در مقطعي در جمع بسيجيان فرمودند که اگر شبکه سلطه براي پيشبرد برنامه هاي خود همواره به برنامه ريزي مشغول است، انقلاب اسلامي نيز در راستاي نيل به اهداف داراي برنامه هاي کوتاه وبلند مدت است، نشان مي دهد که سطح فعاليت انقلابي، سواي سطح بيروني و رسانه اي و يا حتي سطوح نخبگي داراي سطوح عميق برنامه ريزي و هدايت آفريني در لايه هاي انقلابي است.
اينکه هر از چندي مقام معظم رهبري بر اساس همان برنامه هاي بلند مدت، به ترغيب يا انذار جامعه پرداخته و فراز ها و فرودهاي حرکت انقلابي را ترسيم مي نمايند از همين حقيقت حکايت دارد. اينکه هم ايشان اهتمام جدي به برنامه ريزي هايي نظير سند چشم انداز يا توليد سند مهندسي فرهنگي يا برنامه ريزي باري طراحي الگوي راهبردي پيشرفت و عدالت دارند و تمام ظرفيت کشور را در همين راستا به خط مي‎کنند حاکي است که نظام اسلامي در حال جهش از سطح يک پوسته انقلابي به سطح عمق بخشي انقلاب در تمامي ابعاد است و اتفاقا در همين راستاست که دولت ها و مجالس بايد به صحنه آمده و با بر دوش کشيدن وظايف، اين اهداف را محقق نموده و يا حداقل گام هايي براي نيل به آنان برداشته شود.
اما وقتي سخن از گفتمان حاکم شده در طي دولت هاي نهم و دهم به ميان مي آيد به واقع نبايد زمينه چيني‎هاي گسترده رهبري براي اين حکومت را ناديده انگاشت. اين نشان مي دهد که رهبري براي تحقق بلند مدت اهداف انقلاب اسلامي حاکميت گفتمان انقلابي را برگزيدند. و اتفاقا تاکيد دوباره و چند باره رهبري در ديدار با اعضاي هيئت دولت بر غلبه نگاه انقلاب اسلامي در اين دولت و تجليل ايشان از آن نشان مي‎دهد که ايشان همواره همين نگاه را پيش برنده و تکميل کننده در ادامه مسير مي دانند.
از سوي ديگر اين تاکيدات نشان مي دهد که از نظر رهبري اهداف عاليه گفتمان انقلابي هنوز محقق نشده و اينجاست که وظيفه نخبگان براي پالايش و ارتقاي هر روزه اين گفتمان جدي تر مي نمايد. اگر سال ها خون دل خوردن هاي رهبري و سربازان خط مقدم پاسداري از ولايت باعث شد تا سطح اول گفتمان انقلاب اسلامي در دولت هاي نهم و دهم به منصه ظهور رسد، بايستي انديشمندان و نخبگان دلسوز انقلاب اسلامي براي معرفي ابعاد جديد تر گفتمان انقلاب و نشان دادن آن به مردم در دستور کار قرار گيرد. بي‎شک اگر در تاکنون ساده زيستي، سر دادن شعارهاي عدالت خواهانه، مبارزه با اشرافي گري و تجمل خواهي، پرکاري و خستگي ناپذيري و دهها صفت برجسته ديگر مورد تحسين رهبري قرار گرفته است، ابعاد ديگر اثباتي و ايجابي گفتمان انقلاب اسلامي نظير ايده پردازي براي مديريت صحنه بين المللي بر اساس الگوهاي اسلامي و ايراني و تقويت باورهاي جهانيان بر کارآمدي تفکر انقلاب بايد واکاوي شود. اين محتاج آن است که نخبگان سياسي بدون ورود به منازعات بي حاصل و سطحي سياسي، وارد سطوح عاليه شده و برنامه سطح دوم گفتماني انقلاب اسلامي را به جامعه عرضه نمايند (محمدسعيد ذاکري1389ص12).
(http: //www. rajanews. com/detail. asp?id=137666)

4-25) طراحي الگوي اسلامي ايراني پيشرفت
4-25-1) علت طراحي الگوي اسلامي ايراني پيشرفت چه بود؟
انسان براساس فطرت الهي خويش همواره در آرزوي تکامل، پيشرفت، ترقي و بهبود اوضاع خود مي‌باشد، اين خصيصه مشمول گذر زمان نگرديده، در همه عصرها و نسل‌ها دستيابي به وضعيت مطلوب و پيشرفت و توسعه مدنظر بوده است، اگر چه ميزان و کيفيت پيشرفت، چشم انداز، راهکارها و اولويت‌هاي هريک متفاوت بوده است. انقلاب اسلامي تحولي بنيادين بر‌اي تغيير و دگرگوني اوضاع در مسير رساندن انسان به رشد و تکامل مطلوب خويش و هدايت جامعه درمسير پيشرفت همه‌جانبه و شکوفايي استعدادها و بهره‌گيري از ظرفيت‌ها و توانمندي‌هاي بالقوه و بالفعل جامعه مي‌باشد.
نظام مقدس جمهوري اسلامي در دهه اول حيات پربرکت خويش به تثبيت نظام و استقرار امنيت، تامين استقلال و آرامش جامعه از طريق مرتفع ساختن چالش‌ها، مديريت بحران‌ها و سرکوب عوامل نا‌امني اهتمام ورزيد. بديهي است امنيت مهم‌ترين پيش نياز هرگونه پيشرفت مي‌باشد، جوامع نا‌امن فرصت سرمايه‌گذاري و برنامه‌ريزي پيدا نمي‌کنند، سرمايه‌گذاران نيز خطرها و ريسک سرمايه‌گذاري در نقاط ناامن و بي‌ثبات را به جان نمي‌خرند ناامني‌ها موجي از تخريب‌ها را به همراه دارند. ملت و مسئولان کشورمان در دهه دوم و سوم انقلاب اسلامي نيز با چهار برنامه پنج ساله و چشم‌انداز بيست ساله مسير پيشرفت همه جانبه را در پيش گرفتند، شتاب حرکت پيشرفت در ايران سريع‌تر از شتاب توسعه کشورهاي پيشرفته در آغازين مراحل توسعه‌يافتگي آنها بوده است، لکن اين تلاش‌ها و مجاهدت‌ها فاقد يک الگوي جامع و بومي و اسلامي پيشرفت بوده است. خلاء الگوي يادشده سبب گرديد تا مقام معظم رهبري در سال 1389 به مفهوم‌سازي، تشريح الزامات و شاخصه‌ها و تشکيل هياتي از نخبگان کشور براي طراحي الگوي اسلامي ايراني پيشرفت اقدام نمودند و نوشتار حاضر به تبيين اين مهم مي‌پردازد.

4-25-2) مفهوم شناسي موضوع
در الگوي اسلامي ايراني پيشرفت چند مفهوم کليدي به چشم مي‌خورد که با تجزيه موضوع مي‌توان
مهم‌ترين آنها را الگو، اسلامي، ايراني، پيشرفت دانست.

4-25-3) الگو
الگو چارچوب نظري و ذهني است که پايه و معيار حرکت قرار مي‌گيرد. الگو، نقشه راه است. رهبري معظم انقلاب اسلامي، الگو را نقشه جامع دانستند که به ما مي‌گويد به کدام سمت و براي کدام هدف داريم حرکت مي‌کنيم. بدون نقشه جامع، دچار سردرگمي خواهيم شد، همچنان که در طول اين سي سال به حرکت‌هاي هفت و هشتي، بي هدف و زيگزاگ مبتلا بوديم و به اين در و آن در زديم.
براي طراحي الگو بايد نهضت نرم‌افزاري و جنبش توليد علم را جدي گرفت، گفتمان‌سازي، نظريه‌پردازي و تئوري‌پردازي لازم دارد، يک شأن نخبگاني است که بايد در دراز مدت تحقق پيدا کند. اتاق‌هاي فکر راه انداخت، نشست‌هاي راهبردي و همايش‌هاي تخصصي برگزارکرد و با فراخوان مقالات و ميزگردهاي علمي و فعال نمودن کميته‌ها و کارگروه‌هاي کارشناسي به بررسي موضوع پرداخت و با تعريف و طراحي پروژه‌هاي پژوهشي و طرح‌هاي تحقيقاتي به بررسي‌هاي کارشناسي ابعاد، گستره وعمق بيشتري بخشيد.

4-25-4) اسلامي
اسلامي بودن الگو به معناي استخراج مباني، چارچوب‌ها و الگوي پيشرفت از منابع و مباني اسلامي مي‌باشد، مبتني بر مباني نظري و فلسفي اسلام باشد، تمامي مراحل و فرايند طراحي و اجراي الگو بايد برخواسته از اسلام باشد. تقليد از انديشه‌هاي غير اسلامي و چارچوب‌هاي غربي و غير‌بومي در اين زمينه زيانبار است اگر چه استفاده از نقاط مثبت دستاوردهاي فرهنگ و تمدن بشري پس از بومي‌سازي مد‌نظر خواهد بود. (مقام معظم رهبري/9/89 درنخستين نشست انديشه‌هاي راهبردي)
اين الگو اسلامي است، به خاطر اين‌که غايات، اهداف، ارزش‌ها و شيوه‌هاي کار، همه از اسلام مايه خواهد گرفت، يعني تکيه ما به مفاهيم اسلامي و معارف اسلامي است.

4-25-5 ) ايراني
ولي امر مسلمين عليرغم پذيرفتن نگاه کارشناسان و نخبگان در خصوص منظور از ايراني بودن الگو

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره صدور انقلاب، کرامت انسان، ارزش ها و نگرش ها، نماز جماعت Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره فرهنگ کار