منابع پایان نامه ارشد درباره فرهنگ و تمدن، حوزه و دانشگاه، تعامل سازنده، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

ظرفيت هاي نهفته سياسي در آموزه هاي ديني را كه قبلا كشف نشده و يا مورد توجه قرار نگرفته بودند، كشف كرد و هم از اين ظرفيتها را با شرايط حساس آن زمان ايران بومي سازي كرد.
از ديگر آموزه ها و محورهاي مدنظر در پرورش نخبگان سياسي در منويات امام راحل و مقام معظم رهبري مي توان به: قيام و حركت براي خدا، اخلاص، خودباوري، اعتماد به نفس، ساده زيستي، خدمت به مردم، قاطعيت در برابر دشمنان اسلام، دفاع از هويت اسلامي و بومي، دفاع از حق، تلاش براي استقرار آزادي و عدالت، مبارزه با استبداد و استعمار و انجام تكليف الهي اشاره كرد.
همگرايي و تعامل سازنده حوزه و دانشگاه نيز ضامن پرورش نخبگاني متعهد در عرصه سياسي كشور است.
در كنار انگاره هاي فوق، بكارگيري تجربيات درس آموختگان مكتب انقلاب و دفاع مقدس كه مواجهه با بحران هاي سياسي را در كوران حوادث و مسائل متعدد آموخته اند و خود در خيل نخبگان نظام بشمار مي‎آيند بسيار راهگشاست. نقش دولت نيز در اين پروسه تكميلي و هدايتگرانه است و مجموعه دولت بايد در ارتباطي علمي و عملگرايانه با شناخت و اعلام نياز اركان اجرايي كشور به نخبگان سياسي، آموزش سياست را كاركردگرا نمايد. يعني اينكه انسان هايي آموزش ببينند كه اولا به فراخور نيازهاي جامعه باشند و همچنين خود الگوي رفتار قانونمند باشند. بحث الگوسازي و گسترش رفتار حسابگرانه و علمي مهمترين كاركرد دولت در اين حوزه هستند (محمود عباس‌زاده مشكيني1388ص6) .
البته ذکر اين نکته ضروري است که نخبگي سياسي اختصاصي به دانشجويان ندارد. از اين روست که رهبر معظم انقلاب آن را براي آحاد جامعه مهم مي دانند: ” بيشتر مردمى كه در كشورهاى پيشرفته هستند، درك و تحليل از مسائل سياسى ندارند و دولتها با تعصب‌هاى گروهى و حزبى و احيانا قوم‌گرايى و ناسيوناليستى، آنها را به اين طرف و آن طرف مى‌كشانند و در ميدانهاى سياست، از آنها استفاده مى‌كنند و اصولا توده و عامه‌ى مردم، تحليل سياسى ندارند.
. . اما در اسلام اين‌گونه نيست. همين حالا در جامعه‌ى اسلامى ما، مردم تحليل سياسى دارند”
(از بيانات مقام معظم رهبري (مدظله العالي)، 22/09/1387)

4-11) مشي وسيره نخبگان سياسي گذشته ومعاصر ايران
مشي و سيره نخبگان سياسي گذشته و معاصر ايران در عرصه سياست اسلامي نيز الگوي بديلي در مواجهه با پرورش نخبگان سياسي در كشور است، چراكه سياست اسلامي در پي آن است كه مواد خام سياسي را با كاهش تأثيرات شخصيتي و عقيدتي به بهترين نحو سازمان بندي كند تا بتواند واقعي ترين راهكار حل مسائل سياسي را ارائه كند.
در اين ميان انديشه سياسي امام خميني (ره) از نوعي تحول و تطور برخوردار بوده كه “عدم جدايي دين از سياست” مصداق بارز آن است. براي مثال، در اين دو گفته حضرت امام (ره) كه در يك جا فرمودند “انقلاب اسلامي يك معجزه الهي بود” و در سخنراني هاي ديگرشان فرمودند “در انقلاب ما ملت نقش اساسي داشت” ايشان هم ظرفيت هاي نهفته سياسي در آموزه هاي ديني را كه قبلا كشف نشده و يا مورد توجه قرار نگرفته بودند، كشف كرد و هم از اين ظرفيتها را با شرايط حساس آن زمان ايران بومي سازي كرد.
جامعه آماري اش 167 نفر از اعضاي نخبگان سياسي است ولي خود نويسنده عوامل تصميم گيرنده اصلي ايران را در آن زمان مورد مطالعه، به اين نخبگان سياسي محدود مي کند: ” مي توان نخبگان سياسي را به چهار نفر محدود کرد که عبارتند از خود شاه به عنوان اعليحضرت همايوني شاهنشاه محمد رضا پهلوي ؛ خواهر دوقلوي او، شاهزاده اشرف پهلوي؛ همراه دور? کودکي شاه که تنها ايراني قابل اعتماد شاه محسوب مي شود و در گذشته نخست وزير و حالا وزير دربار است (کتاب براي زماني است که علم، وزير دربار بود) يعني اسدا. . علم، و بالاخره نفر چهارم رئيس سازمان امنيت و اطلاعات کشور سرلشکر حسن پاکروان” (حسين بشريه، (1381) ص 14)
به اين نتيجه مي رسد که: “اطلاعات حاصله نشان مي دهد، هر چه يک نخبه سياسي ايران به مدت طولاني‎تر و بيشتر مشارکت دارد، عدم امنيت، بدگماني و بي اعتمادي بيشتري هم از خود بروز مي دهد. تلاقي اين عوامل در ميان اعضاي نخبگان سياسي پرقدرت تر، فعّال تر، مسن تر بالاتر از حد معمول پاسخ مجموعه نخبگان است. بنابراين، داده ها نشان مي دهند، افرادي که به تازگي به درون مناصب نخبگي وارد و درون الگوي آن اجتماعي شده و در سطوح سلسله مراتبي آن بالاتر مي روند، سطح بالاتري از بي اعتمادي، ناامني، و عدم تعهد را به نمايش مي گذارند. . به کلامي ديگر، هر چه اعضاي نخبگان سياسي بيشتر و بهتر فرهنگ سياسي را پذيرفته باشند، از يک طرف آن نگرش هاي سياسي را که جهت گيري عام آن ها را بهتر نشان مي‎دهد، بيشتر نشان مي گذارند و از طرف ديگر نگرش هاي سياسي نخبگان به ساختن زيربناي آن خط مشي هاي سياسي دولت ايران تمايل دارد که در نخبگان سياسي تأثير مي گذارد (حسين بشريه، (1381) ص 28ـ27)
در مورد جامعه ايران بايد گفت که مجموعه اي از شکافهاي تاريخي و ساختاري موجب شکل گيري ساختارنسبتا پيچيده اي از نيروهاي اجتماعي-سياسي شده است. با اين حال برخي ازاين شکاف ها در هر دوره اي بر حسب صورتبندي زندگي سياسي فعال تر مي شوند و برخي ديگر فعاليت خود را کم و بيش از دست مي دهند. سرعت نو سازي و تحولات اجتماعي همچنين در هر دوران خاصي شکافي ميان نسلهاي جوان تر و پيرتر از حيث محافظه کاري يا هواداري از تغييرات ايجاد کرده است. بعلاوه جامعه ايران دستخوش شکافهاي تاريخي مختلفي نيز بوده است. شکاف ميان دين و دولت، شکاف هاي مذهبي و فرقه‎اي و شکاف هاي قومي و نژادي و زباني سرنوشت تاريخي ايران را در طي قرون و اعصار رقم زده اند. نفس گسترش اسلام در ايران شکاف تاريخي پايداري ميان فرهنگ و تمدن ايراني و عربي (يا اسلامي) بوجود آورد. همچنين گسترش تشيع در ايران آن شکاف را از هر حيث تشديد کرد. مذهب تشيع زمينه هاي فرهنگي مساعدي در ايران پيدا کرد و آميزه پيچيده اي از برخي از عناصر فرهنگ ايران و اسلام صورت پذيرفت. پس از انقلاب اسلامي در آغاز، دولت موقت وضع موجود در مالکيت ارضي را که در نتيجه اجراي قوانين مذکور برقرار شده بود به رسميت شناخت. زمينداريهاي بزرگ بويژه در آذربايجان، کردستان و گرگان باقي مانده بودند به موجب لايحه قانوني واگذاري و احياي اراضي که در ارديبهشت سال 1359 به تصويب شوراي انقلاب رسيد، به منظور حفظ امنيت در مناطق روستايي، کل نقل و انتقالات ارضي انجام شده بر اساس قوانين اصلاحات ارضي، قانوني شناخته شد. در عين حال هيات هاي هفت نفره واگذاري و احياي اراضي که به موجب آن قانون تشکيل شدند، موظف به واگذاري اراضي موات و اراضي مصادره شده وباير و داير متعلق به مالکان بزرگ مازاد بر حد نصاب قانوني گرديدند. با اين حال در برخي موارد زمين داران در پي تصرف املاکي برآمدند که به موجب قوانين اصلاحات ارضي ميان دهقانان تقسيم شده بود. برخي زمينداران نيز لايحه قانوني مصوب شوراي انقلاب درمورد تثبيت وضع موجود و منع تصرف اراضي را به اين صورت تعبير کردند که اصلاحات عرضي سال 1342 در حکم غصب اموال خصوصي بوده است. در همان سال ها بخشي از اراضي مزروعي که اتخاذ تصميم قانوني درمورد آنها به بعد موکول شد، به طور موقت واگذار گرديد. برخي از املاک و اراضي نيز که در طي انقلاب به تصرف دهقانان درآمده بود، با رعايت حقوق مالکان به منظور کشت موقت واگذار شد. بااين حال برخي از روحانيون و علما در همان دوران داراي داعيه سياسي بودند و بر نظريه امامت و ولايت و نيابت در شيعه تاکيد مي گذاشتند و معتقد بودند که صاحب منصب سلطنت بايد پيامبر يا امام يا فقيه و يا منتسب به امام باشد و يا دست کم با اخذ اذن و اجازه از علما حکومت کند. برخي ديگر حکومت را ذاتا متعلق به امام و در دوران غيبت ازآن نيابت عامه مي دانستند. در مقابل بعضي از علما اصولا به حق ولايت سياسي علما و فقها اعتقاد نداشتند و مخالف دخالت علما در سياست بودند. بعد ها تشديد روند نوسازي به شيوه غربي از جانب دربار سلطنتي از دهه 1340 به بعد واکنش هاي منفي در بخش هاي عمده اي از روحانيت بر انگيخت و شکاف ميان دولت و مذهب ابعاد تازه اي پيدا کرد و زمينه نظريه پردازي تازه اي تحت عنوان ولايت فقيه را از جانب امام خميني (ره)فراهم آورد. پس از انقلاب اسلامي در پرتو همين نظريه و رهبري سياسي امام خميني (ره) بخش‎هايي از روحانيت سازماندهي و تشکل بيشتري پيدا کردند و با تصويب قانون اساسي مبتني بر اصل ولايت فقيه، سازمان دولت خصلتي مشخصا ديني پيدا کرد. هسته اصلي طبقه روحاني حاکم را شاگردان و پيروان آيت الله خميني تشکيل مي داده اند که براي مدتي درون حزب جمهوري اسلامي سازمان يافتند. برطبق قانون اساسي مناصب عمده رهبري سياسي در دست علماي دين قرارگرفته است. بر اساس يک برآورد در ايران پس از انقلاب شمار روحانيون150000 و شمار طلاب علوم ديني 33000 بود. به طور کلي در تاريخ سياسي ايران در قرن بيستم بازار و بازاريان يکي از نيرو هاي سياسي عمده بويژه در دوره هاي بحران، شورش و انقلاب به شمار مي رفته اند و از گرايش هاي سنتي و مذهبي در سياست هاي ايران و بويژه از علما و روحانيون حمايت مي کرده اند. پس از انقلاب اسلامي بازار نقش سياسي قابل ملاحظه اي پيدا کرد. در سال هاي اوليه انقلاب هيات هاي هفت نفره واگذاري و احياي اراضي که به موجب لايحه قانوني واگذاري و احياء اراضي مصوب شوراي انقلاب در سال1359، تشکيل شده بودن، در حل مسائل مالکيت ارضي نقش عمده اي ايفا کردند. به موجب لايحه مذکور، آن هيات ها موظف به واگذاري اراضي موات و منابع ملي، اراضي مصادره شده در طي انقلاب و اراضي باير و داير متعلق به مالکان بزرگ مازاد بر حد نصاب قانوني، به کشاورزان فاقد زمين يا کم زمين بودند. به موجب بررسي هاي ستاد مرکزي هيات‎هاي هفت نفره تا سال 1372 اقدامات زير در جهت واگذاري اراضي به کشاورزان صورت گرفته بود:
1) احياء و واگذاري 644 هزارهکتاراراضي موات ومنابع ملي به حدود 109 هزارخانوار کشاورزي به صورت مشاع يعني به شکل تعاونيهاي توليد مشاع؛
2) واگذاري قطعي اراضي داير و باير مصادره اي و مالکانه به 120 هزار خانوار کشاورزي ؛ اين اراضي قبلا به صورت کشت موقت واگذار شده بود.
طبقه متوسط جديد پس از انقلاب اسلامي به تدريج مواضع سياسي خود را از گروه هاي سنت گراي اسلامي متمايز ساخت و با عرضه تعبيري دموکراتيک تر از اسلام زمينه اجتماعي اپوزيسيون سياسي در جمهوري اسلامي را تشکيل داد. پس از پيروزي انقلاب جبهه ملي خواستار تصويب قانون اساسي جديدي به سبک قانون اساسي کشور هاي دموکراتيک اروپاي غربي شد. همچنين جبهه ملي از نظام بازار آزاد و مالکيت خصوصي و سياست هاي ليبرالي دفاع مي کرد. به هر حال جبهه ملي پس طي سالهاي پس از انقلاب رو به ضعف و انقراض رفت. اختلا فات داخلي موجب انشعاب جبهه دموکراتيک ملي (به رهبري متين دفتري) شد. پشتيباني جبهه ملي از جهت گيري مذهبي انقلاب به رهبري روحانيون در درون آن اختلافاتي بر انگيخته بود. بويژه جبهه دموکراتيک ملي مخالف مداخله فزاينده روحانيون در سياست بود. در بين احزاب و گروه هاي ليبرال طبقه متوسط، نهضت آزادي گرايش مذهبي بيشتر وآشکارتري داشت و رهبران عمده آن پس از انقلاب، بواسطه ائتلاف با روحانيون و گروه هاي اسلام گرا، در حکومت موقت انقلابي صاحب مناصبي شدند. با اين همه نهضت آزادي هم هوادار دموکراسي پارلماني و مخالف تئوکراسي يا حکومت ديني بود. همچنين نهضت آزادي از نظام بازار آزاد و بخش خصوصي در اقتصاد حمايت مي‎کرد. يکي از احزاب ليبرال دموکراتيک جديدي که در طي سال هاي اوليه انقلاب پيدا شد حزب جمهوري خواه خلق مسلمان بود که در آغاز در بين هواداران آيت الله شريعتمداري شکل گرفت که از آرمان هاي دموکراتيک همايت مي کرد. حزب مذکور به تدريج پيروان و هواداراني در بين روشنفکران صاحبان حرفه‎هاي آزاد و طبقه ي متوسط جديد پيدا کرد. با شفاف شدن آروان هاي حزب ميان جناح روحاني و غير روحاني آن اختلاف افتاد و عمده ي روحانيون آن را ترک کردند. حزب جمهوري خواه خلق مسلمان خواهان تصويب قانون اساسي غير مذهبي به شيوه قوانين اساسي اروپا و

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره استقراض Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره روشنفکران، استادان دانشگاه، سلسله مراتب، صاحب نظران