منابع پایان نامه ارشد درباره فرهنگ ایرانی، هویت فرهنگی، امنیت اجتماعی، روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

فرهنگ با فرهنگ های کهن سرآغاز تاًملات نقادانه شایگان است..( هاشمی ، 1389: 5) بنابراین پژوهش حاضر نیز برای فهم چیستی سنت فرهنگی ایرانیان و نوع نگاه شایگان به آن، و جایگاه این سنت و تاریخ فرهنگی ایران در اندیشه ایشان، سعی میکند قسمتی از آن مهم را، از خلال نگاه ایشان به غرب و فرهنگ غربی در دوره اول فکریاش دریابد. شایگان در دوره ی اول کیفیت فکری خویش با کتابهای«هندوئیسم و تصوف»، «ادیان و مکتبهای فلسفی هند»، « آسیا در برابر غرب» و « بت های ذهنی و خاطره ازلی» سعی کرد تا تفاوت بین دید تاریخی غرب را با دید تاریخی ایرانیان و در معنای کلی شرق؛ و روابط اجتماعی غرب را با شرق نشان دهد. نگارنده سعی میکند خلاصهای اندیشهی ایشان را در این دوره فکری بر اساس ملزومات پژوهش توضیح دهد.
ایشان معتقدند سیر تفکر غربی در جهت بطلان تدریجی جمله معتقداتی بوده است که میراث معنوی تمدن های آسیایی را تشکیل میدهند. تمدنهای آسیایی در وضع کنونیشان در دورهی فترتند. تقدیر تاریخی تمدنهای غربی نیهیلسم است و تمدن های آسیایی نیز خواه ناخواه مقهور نیروی نابود کنندهای هستند که در نحوه صدور و تکوینش کوچکترین دخالتی نداشتند. اما آگاهی یا نا آگاهی تمدنهای آسیایی از ماهیت تفکری که بر آنان تسلط یافته است در سرنوشت آنان موثر است. ما با تمام کوشش پیگیری که در حفظ « هویت فرهنگی» خود میکنیم، خاطره قومی ما رو به زوال است. در چنین وضعی بحث دربارهی ضرورت یا عدم ضرورت سنن و هویت و غیره ، بدون بحث ریشهای درباره نیروهایی که مورد معارضه هستند، قشری است و تا موقعی که این بحث صورت نگیرد و ما موجودیت خود و تمدنی را که معروضش هستیم، نشناسیم و مورد پرسش قرار ندهیم، در اینباره توفیقی نخواهیم یافت. مورد پرسش قرار دادن، یعنی اتخاذ روش تفکر فلسفی فقط با این روش است که میتوانیم به ماهیت تفکر غربی و هویت خودمان پی ببریم ( شایگان ، 1388: 5-3).
محمد منصور هاشمی میگوید: شایگان در عرصهی مواجهه فرهنگها و تمدنها ، برای معرفت یافتن نسبت به هویت خودی شناخت ماهیت تفکر بیگانه را پیشنهاد میکند، یعنی شناخت ماهیت تفکر غربی را. او پیشنهاد میکند برای شناخت خودمان باید دیگری را بشناسیم و دیگری را نیز باید به روش خودش بشناسیم. (هاشمی ، 1386: 302-301).
شایگان با طرح تفکر فلسفی به مفهوم تقدیر تاریخی میرسد و سه پرسش اساسی را مطرح میکند : 1.تقدیر تاریخی تمدن های آسیایی چیست ؟ ؛2. تقدیر تاریخی تفکر غربی چیست؟ ؛ 3. آیا می توان سخن از جوهر مشترک و تجربه معنوی آسیا به میان آورد؟
او میگوید « تقدیر تاریخی تمدن های آسیایی در واقع حاصل غفلتی مضاعف است که ارتباطی با دو پرسش دیگر دارد یعنی عدم آگاهی از تقدیر تاریخی غرب و ماهیت فرهنگ خودمان.» ( شایگان ، 1382: 7). حاصل این توهم و غفلت نیز غربزدگی و بیگانگی از خود است که منجر به دوره ی فترت میشود. ( شایگان ، 1382 :8).دوره ی فترت دوره ی «نه اینی» و « نه آنی» است. یعنی نه در کانون تفکر غربی راه داریم و نه به خاطره قوی خود.( شایگان ، 1382: 46)همه ارزش هایی را که ما قرنها حفظ کرده بودیم و توجهی که براساس این ارزش ها به پرورش روحی و بینش خود از جهان مبذول میداشتیم ، ناگهان به صورت توهماتی تلخ بر ما نمودار گشتهاند و ما پیبرده ایم که واقعیت جز ولع به قدرت و ارادهای که داغش چهره «هوموتکنولوگی کوس» را نشاندار میسازد چیز دیگری نیست. ( شایگان ، 1371 : 17) .
این مسائل از برخورد با غرب بوجود آمد و گویی معارضه جویی را ماند که در برابر ما قد علم میکند، ما را به مبارزه می طلبد و به پیکار دعوت می کند (شایگان ،13761: 13). ما در این معارضه جویی معاصر امکان انتخاب نداریم چون آنچه بر ما تحمیل می شود جزئی از چیزی نیست که ما بتوانیم آنرا تجزیه کنیم و از آن میان، عناصر مناسب با حال خود را برگزینیم. آنچه بر ما تحمیل میشود یک ساختمان ، یک هیئتکلی تجزیه ناپذیر است (شایگن، 1371: 25).
به زعم ایشان ما در مقابل این تحمیل برای حفظ هویت فرهنگی خویش هیچ کاری نمیکنیم و برخلاف میراث و ارزش های خویش عمل میکنیم. البته باید توجه داشت شایگان در این دوره فکری خویش تحت تاثیر فضای غرب ستیز دهه 40 و جریان بومیگرایی بوده است جریانی که در عام ترین مفهوم ، بازگشت به خویشتن خویش را توصیه می کند.
ایشان توصیه میکنند که باید همه چیز را از نو انجام دهیم، باید همهی مفاهیم وارداتی یک قرن اخیر را بازشناسی کنیم، به عبارت دیگر ما باید اندیشیدن را از نو بیاموزیم و خود را نه آنچه که فکر میکنیم هستیم بلکه در آنچه واقعاً هستیم بازشناسیم و آن شویم که هستیم (شایگان ، 1371: 31). امروزه ما در خطر تغییر رابطهی انسان با جهان و طبیعت قرار داریم و این معارضه جویی را ماند که نه فقط گفتگوی بین تمدن ها را میسر نمیکند بلکه حکم انحلال تمدنها را از طریق تمدنی دارد که دیگر جهانگیر شده است.
اما به این معنا ما هم به سهم خود در جریانی نیهیلیستی که “نیچه” شاید به عنوان تنها پیشگوی قرن گذشته انگشت روی آن نهاده است میغلتیم. در چنین جریانی چشم انداز حیاتی ما چیزی جز غروب خدایان، انحطاط و تورم ارزشهای متافیزیک نیست، در حالی که غرب در جهت خنثی کردن آثار نیهیلیسم است، ما هنوز دوره اعتقادات ساده لوحانه قرن نوزدهم را میگذرانیم و با چنان خوشبینیای از آینده علم میگوییم که انگار انتظار مسیح آخرالزمانی را میکشیم. دو گانگی بیمار گونی که میدان کشمکشهای دو وجه متناقض وجودی ماست کوششهای ما را فلج میکند، مانع تحرک ما میشود و راه را بر شکفتگی فکریمان میبندد. و فکر در صورتی خلاق و زاینده است که یا متذکر به خاطره باشد …. یا کاملاً مستقل باشد، یعنی بستر قومی تذکر را ترک گوید و خود را به آب و آتش بزند تا به مبانی جدید دست یابد. اما ما مشرق زمینیها در برزخ بیثباتی و بیقراری که چنین ما را آسیب پذیر و واکنش هایمان را غیر قابل پیش بینی میسازد ، گرفتار شدهایم ( شایگان ، 137: 35). ما در وضعیت برزخی به سر میبریم که نه این هستیم و نه آن.
در نهایت شایگان بیان میکند، آیا می توان سازشی میان دو وجه وجودی که یکی ما را به امنیت اجتماعی یک ایدئولوژی معیّن و غایات و وسائل محدود دعوت میکند و دیگری ما را به گفته ی “اکهارات” به “کویر هستی” یا به گفته حافظ به بانگ جرس میخواند ایجاد کرد؟ هرگاه این معما را بگشائیم و یا لااقل این سئوال را مطرح سازیم آنگاه تا حدی خود را دریافتهایم ( شایگان ،1371: 36).
این سئوال به عنوان اساسی ترین دغدغه شایگان پیرامون هویت تا آخرین آثارش تا به امروز مطرح می باشد سئوالی که او را وا میدارد تا ذهنش را از این دو آلیته شرق و غرب و سنتی و مدرن خارج کند تا به هویت چهل تکه انسان امروزی راه یابد . با این ایضاح معنایی از دوره اول زندگیشایگان، حال باید دید میراث قومی ما ایرانیها چیست؟
میراث قومی ایران در اندیشه شایگان:
هر تمدن و هر فرهنگی دارای اجزائی است که یک کل ارگانیک را تشکیل میدهد به همین اعتبار داریوش شایگان نیز سه عنصر؛ تفکر، هنر و ادبیات را به عنوان تجلیگاه فرهنگ ایرانی میداند بنابراین به منظور دریافت ویژگیها و عناصر فرهنگ ایرانی یا میراث ایرانی و ویژگیهای این فرهنگ و نوع نگاه شایگان به آن، پژوهش حاضر با وجود توجه به آثار شایگان در دورهاول فکریاش، با منظور دو اثر جدید ایشان با نامهای”در جستجوی فضاهای گمشده” و ” پنج اقلیم حضور ایرانی” سعی دارد تا دید جامعتری از اندیشه شایگان پیرامون فرهنگ ایرانی ارائه دهد.
1-تفکر ایرانی
دیدگاه شایگان در مورد تفکر ایرانی به عنوان نمودی از فرهنگ آن، که از گذشته تا به امروز وجود دارد و در مجموع بینش ایرانی را تشکیل

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره تاریخ فرهنگی، هویت فرهنگی، تاریخ ایران، تاریخ نگری Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره هنر ایران، جهان بینی، قرن نوزدهم، دوره صفوی