منابع پایان نامه ارشد درباره عوامل انسانی، سازمان ملل، سازمان ملل متحد، فرسایش بادی

دانلود پایان نامه ارشد

براساس پارامترهاي اصلي اقليمي يعني مقدار بارش و درجه حرارت، مناطق بياباني و غير بياباني را از هم تفکيک مينمودند و يا پارهاي از اقليمشناسان از جمله آمبرژه براي گوياتر نمودن ويژگيهاي اقليمي از فاکتور پوشش گياهي آن‌ هم از ديدگاه نوع و ترکيب گونهاي و نه از بعد انبوهي و ميزان توليد بهره ميجستند [9].
به تعبير ديگر، بيابان مکاني است که در آن مشکلات محيطي، زندگي انسان را با مشکل روبرو ميسازد. در بوجود آمدن شرايط بياباني عوامل مختلف اقليمي، زمينشناسي، پوششگياهي، خاکشناسي، هيدرولوژي و ژئومورفولوژي نقش خاص خود را ايفا نموده و بر يکديگر نيز تأثيرگذار ميباشند [47].
در دستورالعمل تشخيص و نحوه واگذاري اراضي بياباني و کويري تبصره پنج ماده 34 قانون حفاظت و بهرهبرداري از جنگلها و مراتع، مشخصات بيابانهاي ايران آمده است که:
«نسبت بارندگي به تبخير و تعرق کمتر از 2/0 باشد، درصد تاج پوشش گياهان پاياي آن کمتر از 10 درصد و در مناطقي که رژيم رطوبتي خاک آکوئيک است، درصد تاج پوشش آن کمتر از 25 درصد باشد [56].
در اينجا به تعدادي از تعاريف و معيارهاي تفکيک بيابانها از ديدگاه اقليمشناسان جهان اشاره ميکنيم:
الف- تورنتوايت (1948): تبخير و تعرق بالقوه ماهانه و سالانه بیشتر از بارندگي ماهانه و سالانه باشد.
ب- گوسن (1952): بيابان به مناطقي اتلاق ميشود که متوسط بارندگي ماهانه آن کمتر از دوبرابر متوسط درجه حرارت ماهانه در تمام روزهاي سال باشد.
ج- دومارتن (1954): مناطق با ضريب خشکي کمتر از پنج را جزء مناطق بياباني ميداند.
د- آمبرژه (1955): بيابان به مناطقي اتلاق ميشود که داراي 12 ماه متوالي بدون بارش (خشک) باشد.
هـ- بوديکو (1956): بيابان به مناطقي اتلاق ميشود که شاخص تابش هواي خشک در آن ناحيه بيشتر از سه باشد. اين شاخص عبارت است از ميزان تابش موجود براي تبخير يک سطح مرطوب نسبت به ميزان تابش لازم براي تبخير ميانگين سالانه بارش.
همانطور که مشاهده ميشود تعاريف فوق تنها از ديدگاه اقليمشناسي به بيابان نگريسته و مفاهيم غير مبسوط و ناقصي از مناطق بياباني ارائه ميدهند که بيشتر به خشکي محيط و پارامترهاي اقليمي مؤثر در آن توجه ميکند؛ در حالي که عوامل ديگري از جمله پوشش گياهي، کاهش توان بيولوژيکي اکوسيستمها، شدت فرسايش و کاهش حاصلخيزي خاک، محدوديت منابع آب و نهايتاً تنگ شدن عرصه براي زيست ساکنين اکوسيستمها از ديگر عواملي هستند که بايد بيابان را با آنها محک زد [9].
2-1-3- بيابانزايي
واژه بياباني شدن؛ اولين بار به صورت غير رسمي توسط لوئيس لاودن8، دانشمند فرانسوي در سال 1927 ميلادي و در رابطه با تخريب اکوسيستمها و منابع گياهي عنوان گرديد.
پس از او در سال 1949 ميلادي، جنگلباني فرانسوي بنام اوبرويل9 اصطلاح بياباني شدن را با پيدايش شرايط و چشماندازي مشابه بيابانهايِ طبيعي که بر اثر عملکرد نادرست انسان و در نتيجهي تخريب پوشش گياهي و خاک در اراضي جنگلي مناطق حاره و نيمهحاره آفريقا بوجود آمده بود بکار برد [7].پس از آن اصطلاح بيابانزايي توسط کارشناسان و پژوهشگران ديگري براي تعيين وضعيت تخريب اراضي در ساير مناطق بکار گرفته شد و به مرور کاربرد اين اصطلاح بيشتر در سرزمينهاي خشک توسعه و تعميم يافت [49].
بر پايه يکي از جديدترين مطالعات ديرينهشناسي10 خاک، مشخص شده است که فرآيند بيابانزايي ناشي از فشارهاي باستاني در يونان باستان، از پيشينه‌اي حداقل 4500 ساله برخوردار است و اين فرآيندها نه تنها بر حاصلخيزي اراضي کشاورزي اثر گذاشته، بلکه در دراز مدت گرايش اقليمي منطقه را نيز به سوي خشکي بيشتر سوق داده است. چنانچه همان مطالعات، ثابت کرده است که ميانگين سالانهي ريزشهاي جوّي يونان باستان در سرزمين‌هاي با ارتفاع کمتر از 1000 متر به 932 ميليمتر مي‌رسيده است. اين واقعيت؛ يعني اثر متقابل بيابانزايي در تشديد روند تغيير اقليم و گرمتر شدن سرزمين‌هاي متأثر از آن را پيشتر هولم11و کِلي12 (1997) نيز در آفريقا به اثبات رسانده بودند[16].
بيابانزايي با دامنه‌ اثرگذاري در بيش از 100 کشور، زندگي حدود يک ميليارد نفر از مردم جهان را تحت تأثير خود قرار داده است. بيابانزايي نتيجه‌ تعامل‌هاي پيچيده در بين عوامل مختلفي همچون تغييرات اقليمي و فعاليت‌هاي انساني است. گسترش سريع بيابانزايي منجر به خسارات اقتصادي، تخريب محيط زيست، شرايط ناپايدار سياسي محلي و هرج و مرجهاي اجتماعي شده است؛ بر اين اساس دلايل بيابانزايي در بسياري از مطالعات مورد توجه قرار گرفته است [121]. بيابانزايي؛ مجموعه‌اي از پيامدهاي ناخوشايند محيطي را براي انسان بهبار مي‌آورد. گروهي از اين پيامدها به اثرات غيرمستقيم انساني همچون مهاجرت جمعي، فقر، کمبود آب و غذا و کشمکش بر سر منابع‌زميني و آبي مربوط مي‌شود و گروه ديگر مشکلات بهداشتي مربوط به کاهش کيفيت آب از ديد نمک و ذرات اضافي آن را شامل مي‌شود[82].در کنفرانس سال 1992 ميلادي جامعه ملل در باب محيط زيست و توسعه13 بيابانزايي را تخريب اراضي در مناطق خشک، نيمهخشک و نيمهمرطوب-خشک تعريف نمود که بهوسيله عوامل گوناگوني از جمله تغييرات اقليمي و فعاليتهاي انساني رخ ميدهد[43].
دفتر همکاريهاي زيستمحيطي وابسته به سازمان ملل متحد (1977 ميلادي) بيابان را اکوسيستمهاي تخريب شدهاي ناميده که توليد و توده زنده حياتي آنها کم شده و يا از بين رفته باشد. و اين امر علاوه بر شرايط آب و هوايي به عوامل ديگري نيز چون زمينشناسي، توپوگرافي، منابع آب و خاک بويژه دخالت انسان در محيط بستگي دارد [7].
2-1-4- مدل
مدل، ابزاري براي تحليل رفتار پديدهها و ساده کردن پيچيدگيهاي موجود در جهان واقعي و اهداف آن، افزايش دريافت ما درباره واقعيتها و فرآيندها در جهان است. فرآيند مدلسازي شامل شناخت مسأله، جمعآوري دادهها، گزينش معيارها و شاخصها، فرموله کردن و ارزيابي فرآيند مورد بررسي است؛ همچنين با اعمال روشهاي مختلفی صحت و دقت مدلها نيز بررسي ميگردد. مدلسازان تصاوير ايدهآلي از حقيقت را خلق ميکنند تا به کمک آنها، پارهاي از صفات خاص آن را نشان دهند [7].
2-2- مدلهاي ارزيابي بيابانزايي
مدلهايي که تاکنون در زمينه ارزيابي بيابانيشدن اراضي ارائه شده است، از نوع تجربي و ايستا14 و بر اساس دانش کارشناسي15 و عموماً داراي ساختار شاخص توصيفي – عددي است. مدلهاي موسسه تحقیقات بیابان ترکمنستان، فائو-يونپ16، مدالوس17و مدل‌هاي ايراني 18ICD ، MICD و IMDPA همگي در اين دسته از مدلها قرار ميگيرند. تا کنون در زمينه ارزيابي بيابانزايي، مدلهاي پويا (مبتني بر فرآيند ديناميک) ارائه نشده است؛ شايد يکي از دلايل آن کند بودن فرآيند بيابانزايي باشد [7].
2-2- 1- مدلهای ارزیابی بیابانزایی در جهان
2-2- 1-1- روش فائو-یونیپ
اولین فعالیتی که به صورت رسمی و گسترده در زمینه ارزیابی یا هدف درک بهتر از مسائل پیچیده پدیده بیابانزایی انجام شده، تهیه نقشه جهانی بیابانزایی ( نقشه UNCCD ) بود که توسط FAO، UNESCO و WMO 19در سال 1977و به دنبال مطرح شدن مسائل بیابانزایی انجام پذیرفت [75].
نقشه فوق که با مقیاس 25000000 :1 تهیه شد، مشخص کننده مناطق بیابانی به انضمام مناطق اطراف آنها که درمعرض خطر شدید بیابانزایی قرار داشتند بود. به طوری که با مراجعه به نقشه فوق سه دسته اطلاعات از هر منطقه قابل استخراج بود که عبارتند از :
الف) درجه خطر بیابانزایی مربوط به هر منطقه: در این بخش، مناطق مختلف از نظر خطر بیابانزایی به سه گروه بیابانزایی کم، شدید و بسیار شدید تقسیم گردیدند.
ب) فرایندهایی که منجر به ظهور پدیده مزبور گردیدهاند: در این بحث فرایندهایی که موجب پدیده بیابانزایی شدهاند مورد بررسی قرار گرفتند که طی آن فرایندهای فرسایش بادی، میزان حرکت ماسه ها و شور شدن اراضی به عنوان عوامل اصلی در بروز پدیده فوق ذکر شدند.
ج) عوامل انسانی و محیطی در ایجاد بیابانزایی: در این قسمت هم عوامل انسانی و هم عوامل زیست اقلیمی مورد بررسی قرار گرفتند تا در این رابطه عامل اصلی بیابانزایی مشخص شود [121، 120 ، 23].
قابل ذکر است که در بخش عوامل انسانی، فشار شدید انسان و دام بر محیط و عرصه، از جنبه افزایش جمعیت، اقدامات نامناسب و در بخش زیست اقلیمی، نوع اقلیم با توجه به طبقهبندی اقلیمی موجود که به فراخشک، خشک، نیمه خشک و نیمه مرطوب تقسیم شده بودند، مورد ارزیابی قرار گرفتند. در این نقشه خطر بیابانزایی در ارزیابی شرایط اقلیمی و آسیب پذیری ذاتی خاک در برابر فشارهای وارده به آن، به وسیله بشر و یا حیوانات به دسته ملایم، زیاد و خیلی زیاد تقسیم بندی شد.
در سال 1980 تحقیقی با هدف طراحی روش مقدماتی جهت ارزیابی و تهیه نقشه بیابانزایی توسط فائو و یوتپ آغاز شد که اهداف زیر را دنبال می نمود :
– توسعه روشهایی جهت ارزیابی و نقشه بندی بیابانزایی.
– اجرای این روشها و آزمون آنها در مناطق بیابانی دیگر .
– افزایش سطح دانش پرسنل مربوطه .
– پیشنهاد این روش به منظور استفاده در ارزیابیهای بعدی در مناطقی که در معرض بیابانزاییاند.
– مستند نمودن روشهای مورد قبول و کاربرد آنها در مطالعات منطقهای.
در روشهای فوق، وضعیت فعلی، نرخ و خطر بیابانزایی مورد توجه قرار گرفته و به منظور بررسی آنها هشت فرایند بیابانزایی به شرح زیر تفکیک و مشخص شدند که عبارتند از :
1- فرسایش بادی 2- فرسایش آبی3- زوال پوشش گیاهی4- تخریب ساختمان خاک 5- شور و قلیای شدن خاک6- کاهش مواد آلی خاک 7- تجمع مواد سمی 8- ماندابی شدن اراضی
اطلاعات مورد نیاز برای انجام مراحل کار از مشاهدات زمینی، تفسیر عکسهای هوایی و تصاویر ماهواره ای، گزارشات پارامترهای مختلف، نقشههای توپوگرافی و سایر عوامل بدست آمده، که پس از آن ارزیابی و تهیه نقشه بیابانزایی به کمک مدلسازی آماری و در چهار کلاس خفیف، متوسط، شدید و بسیار شدید، انجام و طبقه بندی شد. همچنین طرح مورد نظر طی 4 سال کار میدانی در نقاط مختلف جهان از جمله مکزیک، تگزاس، ولتای علیا، سردان، تونس، سوریه، پاکستان، ترکمنسان و استرالیا مورد آزمون و ارزشیابی قرار گرفت که در سال 1984 تحت عنوان روش تحقیق مقدماتی برای ارزیابی و نقشه بندی بیابانزایی منتشر گردید که بیشتر برای کاربرد در شرایط مرتعی توصیه شده است [75].
روش UNEP – FAO (1984) بر اساس 22 شاخص جهت ارزیابی و تهیه نقشه بیابان زایی تعریف شد گروتیلت20 و همکاران در سال 1992 این روش را در مقیاس ناحیهای در حوزه دریاچه یارینگر21 در کنیا انجام دادند. نتایج بدست آمده از تحقیق آنها نشان داد که شاخصهای معرفی شده فائو و یونپ فقط در مقیاس محلی کاربرد دارند زیرا در مقیاس ناحیهای هزینه کار زیاد شده و فرآیند جمع آوری دادهها وقتگیر است [85].
در سال 1985، برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد طرح راهنمایی ارزیابی و نقشه بندی بیابانزایی را به مورد اجرا گذاشت .هدف از انجام طرف مذکور ارزشیابی روش فائو- یوتپ بود. با انجام طرح فوق الذکر مشخص شد که علاوه بر فوایدی که این روش جهت ارزیابی بیابانزایی دارد، دارای نواقص و ایراداتی نیز می باشد. که از آن جمله عدم کاربرد سامانههای اطلاعات جغرافیایی (GIS ) در این روش بود، اما با اجرای توام روش فوق و استفاده از GIS در انجام طرح، نتایج حاصله نشان داد که فوائد استفاده از GIS در این زمینه بسیار سودمند می باشد[85].
با اینکه این روش یکی از مناسبترین روشهای ارزیابی بیابانزایی است، اما دارای معایبی نیز می باشد که باعث میشود در ایران چندان قابل استفاده نباشد، از معایب این روش:
فقدان اطلاعات کافی برای ارزیابی فرآیندهای بیابانزایی
پیچیده بودن روش برای کاربران
نادیده گرفتن شرایط خاص بیومهای منطقه خاورمیانه از جمله ایران
همسنگ قرار دادن میزان اهمیت شاخصهای طبیعی و انسانی (که چندان مورد توجه قرار نگرفته است) در بیابان [5].
از جمله مطالعات صورت گرفته که در آنها جهت ارزیابی بیابانزایی از مدل فائو یونیپ استفاده شده است میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
منصوری ( 1382) بیابانزایی منطقه

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره فرسایش بادی، عدم قطعیت، پوشش گیاهی، عدم اطمینان Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره پوشش گیاهی، فرسایش بادی، فرسایش آبی، هیدرولوژی