منابع پایان نامه ارشد درباره عملیات روانی، امیرالمومنین، افکار عمومی، عبدالله بن زبیر

دانلود پایان نامه ارشد

گام در منجلابی فرو بردند که بیرون آوردن او نه با خیرخواهی خیراندیشانی چون امام علی (ع) میسر بود و نه عثمان حاضر بود که دست از تأیید و حمایت امویان بردارد و با توجه به خواستهای مردم خشم آنان را فرو نشاند. عثمان با وجود آنکه باید در می یافت که امویان نه دوستان واقعی او که دشمنان اصلی اش هستند، باز هم دست به دامن آنان شد و از عاملانش بخصوص معاویه استمداد جست.
معاویه خود نزد «حجاج بن خزیمه» اعتراف کرد که عثمان به او استغاثه نمود و استمداد خواست اما وی پاسخ مثبت نداد. (ابن اعثم،1372: 265)
یعقوبی نقل می کند که معاویه سپاهی را به مرزهای شام روانه کرد، عثمان برای اطمینان از یاری معاویه خود به منطقه رفت و وقت ورود سپاه به صحنه را پرسید. معاویه بی آنکه وقت مشخصی را تعیین کند کار را به آینده موکول می کرد. عثمان بخوبی تعلل معاویه را دریافت. و واقع بینانه گفت: «به خدا تو می خواهی من کشته شوم» معاویه پاسخ داد: «من ولی دم تو هستم، تو برگرد من مردم را می آورم» یعقوبی تصریح می کند که عثمان بازگشت اما معاویه به سراغ او نرفت تا کشته شد.(خاوری،1354: 46)

3- پیراهن خونین عثمان، دروغ بزرگ بنی امیه
آنچنان که گذشت نه معاویه و نه عایشه و نه بسیاری دیگر از علمداران مخالفت با عثمان، تصور نمی کردند که پس از او مردم علی (ع) را وارد سیاست کنند. لذا می بینیم معاویه پس از رسیدن نامه استغاثه و استمداد عثمان، در جواب «مسوربن مخرمه» که مرگ عثمان را پیش بینی و معاویه را به یاری او دعوت کرد، چنین گفت: «… عثمان در آغاز خلافت به مقتضای رضای الهی عمل می کرد اما چون تغییر روش داد خداوند نیز اوضاع را دگرگون کرد. آیا از من می خواهی چیزی را بجویم که خداوند آن را تغییر داده است؟» (ابن اعثم،1372: 228)
اما دو کس از ابتدا مخالفت خویش را علنی کردند: اول عایشه که به محض آنکه خبر ولایت علی (ع) را شنید، در حالی که هنوز پژواک صدای اعتراض او به عثمان در گوش مدینه بود، گریه کنان عثمان را مظلوم نامید و گفت: «… دیگر چه باک اگر آسمان بر زمین فرود آید، به خدا عثمان مظلومانه کشته شد و من خونخواه او هستم». (شریعتی،1351: 270-269).
دوم معاویه بود که پس از آنکه امام پیک خویش را برای اخذ بیعت به همه جا گسیل داشت و همه بلاد مختلف بیعت خویش را اعلام کردند، وی آشکارا از بیعت امتناع نمود و ابراز مخالفت کرد. (خاوری،1354: 32) بدین ترتیب معاویه و عایشه به این دروغ بزرگ دامن زدند، تکنیک دروغ بزرگ در عملیات روانی عبارتست از این که پیامی را كه به هیچ وجه واقعیت ندارد، بیان می كنند و مدام بر «طبل تكرار» می كوبند تا ذهن مخاطب آن را جذب كند، بنی امیه پس از این همواره بر خونخواهی عثمان تاکید داشت و خود را خونخواه عثمان معرفی می کرد، در این راستا جنگ جمل برای بنی امیه بسیار تاثیر گذار بود از این رو که هم به جریان مخالفت با امیرالمومنین علی (ع) به صورت علنی دامن زد و هم پرچم خونخواهی عثمان را برافراشت.
3-1 تثبیت حزب اموی
عایشه پس از شنیدن خبر امتناع شام از بیعت با علی (ع) و به پشتوانه این مخالفت جدی، قصد خروج داشت که طلحه و زبیر به بهانه عمره از مدینه خارج شده و به او پیوستند و «عبدالله بن زبیر» و «محمد بن طلحه» نیز آنان را همراهی کردند.(شریعتی،1351: 269-268) شکست این حزب که در پی جنگ جمل و در فاصله میان بصره و کوفه اتفاق افتاد، استقرار حکومت امام را مسجل تر و بالطبع مخالفت حزب معاویه را با ایشان جدی تر ساخت.(شریعتی، 1351: 294-293)
چون خبر بیعت مردم با امام و سپس پیروزی علی (ع) در جنگ جمل به معاویه رسید، وی حزب خویش را در معرض شکست دید و کابوس دستیابی بنی هاشم به خلافت و قدرت که او و پدر و همفکرانش در طول سالیان سال به طرق مختلف سعی در ممانعت از آن را داشتند، در آستانه تحقق دانست. معاویه ای که گاه در مقابل پیامبر ظاهر می شد و چندی بعد به عنوان فرمانده لشکر اسلام عازم نبرد با کفر می گردید، روزی یاور صدیق خلیفه می نمود و پس از آن موضع ناظری ساکت را در مواجهه با شورش علیه وی اتخاذ می کرد. امروز ولی خون و طالب قصاص قاتلین همان خلیفه بخت برگشته و دین به دنیای یاران خویش فروخته، معرفی شد و به این بهانه علم مخالفت با حکومت مرکزی را برداشت. امام خطاب به معاویه نوشت:
«… کسی جز تو عثمان را نکشت و او را خوار و زبون نکرد»(امینی،1372: ج9، 150)
همچنین در نامه دیگری این گونه نگاشت:
«اما بعد، به خدا قسم پسر عمویت را کسی جز تو نکشت و من امیدوارم که تو را به جرم همان گناهی که او مرتکب گشت و بلکه خطایی بزرگتر از اشتباهات او، بدو ملحق سازم». (امینی،1372: ج9، 76)
معاویه ابتدا در مقابل فرستاده امام برای اخذ بیعت و الغای حکم امارت او بر شام تسامح و بی اعتنایی کرد و سپس با علنی ساختن مخالفت خود با امام به سمپاشی علیه او پرداخت و رفته رفته عملیات روانی وسیع تری را آغاز کرد و تلاش کرد که ابتدا موجهین جامعه اسلامی را به بهانه خونخواهی عثمان از حول محور علی (ع) دور کند و در کنار خودش گرد آورد و سپس با ایجاد تحرک و اضطراب و هیجان عمومی میان مردم، حرکت سراسری امت اسلامی را نیز در جهت مخالفت با وی شکل دهد. پیراهن خونین عثمان و انگشتان «نائله» همسر عثمان که برای دفاع از او حین تهاجم مردم بریده شده بود. (شریعتی، ص 295)، با همین نیت در مساجد و معابر عمومی بویژه در شام پیش چشم مردم قرار گرفت و مردم بی ثبات و بی ریشه و تحریک پذیر را علیه امام شورانید. اما پاسخ بسیاری از آگاهان جامعه آن روز در مقابل دعوت معاویه برای خونخواهی عثمان بسیار گویا بود:
«ابو ایوب انصاری» به معاویه نوشت:
«…آن کس که به انتظار عاقبت عثمان نشست و اهل شام را از یاری او باز داشت تنها تو بودی…». (امینی،1372: ج9، 151)
همچنین «شبث بن ربعی» به او نوشت:
«…معاویه، به خدا از ما پوشیده نیست که تو برای اغواء مردم و جلب افکار عمومی و به اطاعت درآوردن آنان راهی بهتر از این ادعا نیافتی که خلیفه شما مظلومانه کشته شد و من خونخواه او هستم… حال آنکه ما می دانیم که تو در یاری او کوتاهی کردی و مرگ را برای او پسندیدی تا کار بدینجا برسد و تو خونخواهی او را بهانه کنی…». (گودرزی،1387: 73)
خونخواهی عثمان در واقع نقطه عطف عملیات روانی امویان (بویژه معاویه) علیه معصومین (ع) به شمار می آید، پس از این دوره است که معاویه بویژه در شام به طور جدی به فکر ایجاد یک سد تبلیغاتی مستحکم در مقابل ورود و عرضه اندیشه های اسلام اصیلی افتاد که در پی بیست و پنج سال انحراف تدریجی پس از رحلت پیامبر(ص)، در دوره حکومت امام، بار دیگر گوش امت اسلامی را می نواخت و می توانست مانع استقرار و استمرار حکومت حق در جهان اسلام باشد.
بالاخره فعالیت های معاویه در تشکیل حزب مخالف امام با بهانه خونخواهی عثمان و در واقع دامن زدن به آمال بر نیامده عناصر بسیاری در حکومت علی(ع) در سال 37 هجری و در قالب جنگ صفین به عنوان اولین نمود مواجهه جدی در مقابل امام، ظهور کرد.

4- جنگ جمل
وقتي عثمان در محاصره واقع شد، مروان بن حكم دو نامه به شام و يمن فرستاد. محتواي نامه‏ها اشاره به دشمني مردم (صحابه) با بني‏اميّه و درخواست ياري از معاويه و يعلي بن منيه، استانداران شام و يمن بود. او در نامه آورده بود كه عثمان ستون خانه‏ي بني‏اميّه است و در صورت عدم ياري او، اين خانه فرو خواهد ريخت. از جمله اعتراضاتي كه مروان آن را در شمار شكايات مردم بر ضد عثمان برشمرد، واگذاري شام و يمن به معاويه و يعلي بود. با وجود اين، مروان در اين دو نامه آمادگي خود را براي دفاع از عثمان اعلام كرد هنگامي كه نامه‏ي مروان به معاويه رسيد، دستور داد تا مردم در مسجد جامع جمع شوند. آن گاه همچون كسي كه ستمي به او رسيده است و ياري دهنده‏اي ندارد، خطبه خواند و فريادرس طلبيد. در اثناء خطبه نامه‏اي ديگر از مروان به معاويه رسيد كه خبر قتل عثمان در آن آمده بود. (شریعتی، 1351: 270-269) مروان واقعه‏ي قتل عثمان را در نامه شرح داده و در پايان آن برای تحریک افکار عمومی نوشته بود:
«… مردم خانه‏اش را غارت كردند، هتك حرمت نمودند، او را كشتند و همچون ابري كه باران خود را بريزد و دور شود از او دور شدند و به سوي علي بن أبي ‏طالب رفتند، همانند ملخ‏هايي كه مرتع ببينند» (ابن أبى الحديد،1387: 234)
و براي تحريك معاويه افزوده بود:
«فأخلق ببني‏اميّة أنْ يكونوا من هذا الأمر بمجري العيوق إن يثأره ثائر فأن شئت أبا عبدالرحمن أن تكون فَكُنْه».
یعنی«اگر كسي به خونخواهي عثمان قيام نكند، پس شايسته است كه بني‏اميه از خلافت فاصله گيرند، فاصله‏اي به دوري ستاره عيوق، اي معاويه! اگر قصد خونخواهي عثمان داري پس قيام كن».( همان: 234)
معاويه پس از دريافت اين نامه و كسب اطلاعات لازم، اقدامات بعدي و اساسي خويش را آغاز كرد. او به چند نفر نامه نوشت كه عبارت بودند از: طلحة بن عبيداللَّه، زبير بن عوام، سعيد بن عاص، عبداللَّه بن عامر بن كريز، وليد بن عقبه، يعلي بن منيه و مروان بن حكم. او زيركانه نقاط قوّت و ضعف شخصيت مخاطبين خويش را به آنان گوشزد كرد. گاهي همچون رفيقي شفيق و مردي وفادار جلوه كرد و گاهي نيز چون پدري دلسوز، عتاب آلود با آنان سخن گفت. (إبن أبى شيبة ،1409: 1289) تا اینکه به افروخته شدن شعله های جنگ جمل دامن زد، معاویه در این نامه ها از تکنیک های مختلف عملیات روانی بهره برد.
4-1 نامه به طلحة بن عبيداللَّه‏
«… اي طلحه! تو از ميان قريش كمترين افراد را به قتل رسانده‏اي – مقصود معاويه اين بود كه طلحه در جنگ‏هاي صدر اسلام عده‏ي كمي از قريش را كشته است – نيكو صورتي و بخشنده وزباني فصيح داري، سابقه‏ي تو در اسلام با آنچه مردم به تو واگذار كرده‏اند نبايد از آنان چشم بپوشي و خداوند نيز از تو نخواهد پذيرفت جز آنكه قيام كني و به اين امر [خلافت] دست يابي، زمينه‏ي كار تو را هموار كرده‏ام، زبير بر تو فضيلتي ندارد، هر يك پيشي بگيريد، امام خواهيد بود». (ابن أبى الحديد، 1378: 6 – 235)
طلحه اگر اندك انگيزه‏اي براي كسب مقام خلافت داشت، اكنون با اين نامه سراسر اغراق، شور و اميدي مضاعف در او حاصل شد تا پرچم مخالفت با امام علي (‏ع) را برافرازد و از طرفی نیز معاویه با دست گذاشتن بر نقطه ضعف مخاطب، طلحه و زبیر را در رقابت خاموشی با یکدیگر برای رسیدن به قدرت قرار می دهد تا در پیش قدم بودن در جنگ از هم پیشی بگیرند، در واقع معاویه با صحنه آرایی دقیق چنان آنها را فریفت که حتی فرصت فکر کردن به آن چه می گذشت را نداشته باشند، زیرا خود را در میدان مسابقه ای برای رسیدن به انتهای مسیر قرار داده بودند و تمام ذهنیتشان سبقت از هم بود، مسیری که معاویه آن را رقم زده بود.
4-2 نامه به زبير بن عوام‏
معاويه در نامه به زبير چنين نوشت:
 «… زبير! تو پسر عمّه‏ي رسول خدا (ص) و از حواريون او و داماد ابوبكر هستي! رزمنده‏اي كه در راه خدا جان خود را در طَبَقِ اخلاص نهادي، تو از بشارت داده شدگان به بهشت هستي، عُمَر تو را يكي از اعضاء شوراي تعيين خليفه قرار داد. بدان كه مردم مانند گوسفندان بي‏چوپان شده‏اند پس بشتاب براي حفظ خون مسلمين و گرد آوردن مردم بر وحدت كلمه و اصلاح ذات البين، مقدمات خلافت تو را آماده كرده‏ام، تو و يا طلحه هر كدام پيشي بگيريد، امام خواهد بود». (همان: 231)
از آنجا كه شام تحت سلطه‏ي كامل معاويه بود و حكم او روا و سخن او مطاع، طلحه و زبير با اين سخن معاويه دلشاد شدند و هر يك تلاش كردند تا هر چه زودتر زمينه را براي مخالفت با علي‏ (ع)، فراهم كرده و از آن حضرت جدا شوند. آنان تا قبل از نامه‏ي معاويه، به امارت بصره و كوفه راضي بودند، ولي با دريافت نامه‏ي اغواگرانه به اين باور رسيدند كه راه دست‏يابي به خلافت چندان دشوار نخواهد بود. (همان: 231) بر این اساس آنچه بر زبیر گذشت فرایند کامل عملیات روانی معاویه بر مبنای نظریه ناهماهنگی شناختی بود، معاویه زبیر را آن چنان فریب داد که حتی وقتی در بحبوحه جنگ جمل با تلنگر امیرالمومنین(ع) مواجه شد نتوانست خود را با آنچه گذشته

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره عملیات روانی، افکار عمومی، جامعه اسلامی، خلیفه الله Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره پیامبر (ص)، رسول خدا (ص)، جامعه اسلامی، نهج البلاغه