منابع پایان نامه ارشد درباره علائم اضطراب، دانش آموختگان، بهداشت روان

دانلود پایان نامه ارشد

کرمان.
9ـ تعيين رابطه بين بهزيستي وجودي با علائم اضطراب و اختلال در خواب در دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر کرمان.
10ـ تعيين رابطه بين بهزيستي وجودي با علائم اضطراب و اختلال در خواب در دانشجويان حوزه هاي علميه شهر کرمان.
11ـ تعيين رابطه بين بهزيستي مذهبي با علائم اضطراب و اختلال در خواب در دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر کرمان.
12ـ تعيين رابطه بين بهزيستي مذهبي با علائم اضطراب و اختلال در خواب در دانشجويان حوزه هاي علميه شهر کرمان.
13ـ تعيين رابطه بين بهزيستي وجودي با اختلال در کارکرد اجتماعي در دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر کرمان.
14ـ تعيين رابطه بين بهزيستي وجودي با اختلال در کارکرد اجتماعي در دانشجويان حوزه هاي علميه شهر کرمان.
15ـ تعيين رابطه بين بهزيستي مذهبي با اختلال در کارکرد اجتماعي در دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر کرمان.
16ـ تعيين رابطه بين بهزيستي مذهبي با اختلال در کارکرد اجتماعي در دانشجويان حوزه هاي علميه شهر کرمان.
17ـ تعيين رابطه بين بهزيستي وجودي با علائم افسردگي در دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر کرمان.
18ـ تعيين رابطه بين بهزيستي وجودي با علائم افسردگي در دانشجويان حوزه هاي علميه شهر کرمان.
19ـ تعيين رابطه بين بهزيستي مذهبي با علائم افسردگي در دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر کرمان.
20ـ تعيين رابطه بين بهزيستي مذهبي با علائم افسردگي در دانشجويان حوزه هاي علميه شهر کرمان.
21 ـ مقايسه ميزان بهزيستي معنوي در دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر و حوزه هاي علميه شهر کرمان.
22ـ مقايسه سطح شادکامي در دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر و حوزه هاي علميه شهر کرمان.
23ـ مقايسه سطح کلي سلامت عمومي در دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر و حوزه هاي علميه شهر کرمان.
1 ـ 5 . سؤال هاي پژوهش
1 ـ 5 ـ 1 . سؤال هاي اصلي پژوهش
1ـ آيا بين بهزيستي معنوي با شادکامي و سلامت عمومي در دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر رابطه وجود دارد؟
2ـ آيا بين بهزيستي معنوي با شادکامي و سلامت عمومي در دانشجويان حوزه هاي علميه شهر کرمان رابطه وجود دارد؟
1 ـ 5 ـ 2 . سؤال هاي جزئي پژوهش
1ـ آيا بين بهزيستي وجودي با شادکامي در دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر رابطه وجود دارد؟
2ـ آيا بين بهزيستي وجودي با شادکامي در دانشجويان حوزه هاي علميه شهر کرمان رابطه وجود دارد؟
3ـ آيا بين بهزيستي مذهبي با شادکامي در دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر رابطه وجود دارد؟
4ـ آيا بين بهزيستي مذهبي با شادکامي در دانشجويان حوزه هاي علميه شهر کرمان رابطه وجود دارد؟
5 ـ آيا بين بهزيستي وجودي با علائم جسماني در دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر رابطه وجود دارد؟
6ـ آيا بين بهزيستي وجودي با علائم جسماني در دانشجويان حوزه هاي علميه شهر کرمان رابطه وجود دارد؟
7ـ آيا بين بهزيستي مذهبي با علائم جسماني در دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر رابطه وجود دارد؟
8 ـ آيا بين بهزيستي مذهبي با علائم جسماني در دانشجويان حوزه هاي علميه شهر کرمان رابطه وجود دارد؟
9ـ آيا بين بهزيستي وجودي با علائم اضطراب و اختلال در خواب در دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر رابطه وجود دارد؟
10ـ آيا بين بهزيستي وجودي با علائم اضطراب و اختلال در خواب در دانشجويان حوزه هاي علميه شهر کرمان رابطه وجود دارد؟
11ـ آيا بين بهزيستي مذهبي با علائم اضطراب و اختلال در خواب در دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر رابطه وجود دارد؟
12ـ آيا بين بهزيستي مذهبي با علائم اضطراب و اختلال در خواب در دانشجويان حوزه هاي علميه شهر کرمان رابطه وجود دارد؟
13ـ آيا بين بهزيستي وجودي با اختلال در کارکرد اجتماعي در دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر رابطه وجود دارد؟
14ـ آيا بين بهزيستي وجودي با اختلال در کارکرد اجتماعي در دانشجويان حوزه هاي علميه شهر کرمان رابطه وجود دارد؟
15ـ آيا بين بهزيستي مذهبي با اختلال در کارکرد اجتماعي در دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر رابطه وجود دارد؟
16ـ آيا بين بهزيستي مذهبي با اختلال در کارکرد اجتماعي در دانشجويان حوزه هاي علميه شهر کرمان رابطه وجود دارد؟
17ـ آيا بين بهزيستي وجودي با علائم افسردگي در دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر رابطه وجود دارد؟
18ـ آيا بين بهزيستي وجودي با علائم افسردگي در دانشجويان حوزه هاي علميه شهر کرمان رابطه وجود دارد؟
19ـ آيا بين بهزيستي مذهبي با علائم افسردگي در دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر رابطه وجود دارد؟
20ـ آيا بين بهزيستي مذهبي با علائم افسردگي در دانشجويان حوزه هاي علميه شهر کرمان رابطه وجود دارد؟
21 ـ آيا ميزان بهزيستي معنوي در دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر و حوزه هاي علميه کرمان متفاوت است؟
22ـ آيا سطح شادکامي در دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر و حوزه هاي علميه کرمان متفاوت است؟
23ـ آيا سطح کلي سلامت عمومي در دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر و حوزه هاي علميه کرمان متفاوت است؟
1 ـ 6 .تعريف مفهومي و عملياتي متغيرها
1 ـ 6 ـ 1. بهزيستي معنوي
تعريف نظري: حسي از ارتباط با ديگران، داشتن معني و هدف در زندگي و داشتن ارتباط و اعتقاد به يک قدرت متعالي است( هاکز ، هال ، تالمن و ريچينز31، 1995). اليسون (1983) بيان مي دارد که بهزيستي معنوي شامل دو عنصر رواني ـ اجتماعي و مذهبي است.
تعريف عملياتي: منظور از بهزيستي معنوي در اين پژوهش، نمره اي است که پاسخ دهنده از پاسخ دادن به سؤالات پرسشنامه بهزيستي معنوي32 پالوتزين و اليسون (1982) به دست مي آورد. سؤالات اين آزمون بهزيستي وجودي و بهزيستي مذهبي را مي سنجد.
1 ـ 6 ـ 2. شادکامي
تعريف نظري: نوعي از ارزشيابي است که فرد از خود و زندگي اش به عمل مي آورد و مواردي از قبيل رضايت از زندگي، هيجان و خلق مثبت، فقدان افسردگي و اضطراب را شامل مي شود و جنبه هاي مختلف آن به صورت شناخت ها و عواطف است( دينر ،2002).
تعريف عملياتي: منظور از شادکامي در اين مطالعه، نمره اي است که پاسخ دهنده از پاسخ دادن به سؤالات پرسشنامه بيست و نه گويه اي شادکامي آکسفورد ( آرگيل و لو33 ،1995) به دست مي آورد.
1 ـ 6 ـ 3. سلامت عمومي
تعريف نظري: چيزي بيشتر از نبود اختلال هاي رواني است و شامل خوب بودن ذهني، ادراک خودکارآمدي، استقلال و خودمختاري، کفايت و شايستگي، وابستگي ميان نسلي و خود شکوفايي توانمندي هاي بالقوه فکري و هيجاني مي گردد(سازمان بهداشت جهاني،2001 ).
تعريف عملياتي: منظور از سلامت عمومي در اين مطالعه، نمره اي است که پاسخ دهنده از پاسخ دادن به سوالات پرسشنامه بيست و هشت سؤالي سلامت عمومي گلدبرگ 34 (1979)، به دست مي آورد.

فصل دوم
پيشينه پژوهش

مقدمه
پيشينه نظري و تجربي مرتبط با متغير هاي پژوهشي، در اين بخش مورد مطالعه قرار خواهد گرفت. پيشينه نظري اين پژوهش شامل بررسي مباني نظري دين و معنويت، شادکامي و سلامت عمومي بوده و مباني علمي، در قالب تحقيقات انجام شده در داخل و خارج، که به نوعي مرتبط با متغيرهاي تحقيق و يا بررسي ارتباط آنان بوده است، مي باشد.
2 ـ1. مباني نظري
2 ـ1 ـ 1. بهزيستي معنوي
دين به عنوان موضوعي بارز در همه اعصار حضوري آشکار داشته به گونه اي که همواره در آثار و نظريات مختلف فلسفي، جامعه شناختي و روان شناختي اشاراتي به اين موضوع، به صورت موافق يا مخالف وجود دارد که همين مطلب نشانگر اهميت آن براي آدمي است. فرويد معتقد بود که عقايد ديني يا اثري بر سلامت رواني و جسمي ندارد يا اثر منفي بر آن مي گذارد. اليس هم مذهب و دينداري را به طور معناداري با اختلال هاي عاطفي مرتبط مي دانست( کالدور، هاوکز، کاسل و بلامي35 ،2004). جيمز36 (1376 )، دين را ايجاد رابطه معنوي با دنيايي نامحسوس به عنوان روح عالم خلقت مي دانست که اين ايجاد رابطه در عالم تنهايي و دور از همه وابستگي ها صورت مي گيرد و به ادراک نظمي نامرئي در ميان پديده هاي جهان هستي و رسيدن به اطمينان و آرامش باطني که آثار ظاهري آن نيکويي و احسان بي دريغ است، منجر خواهد شد( به نقل از خداياري فرد، 1388). جيمز معتقد بود که انسان با رجوع به باطن دين، آرامش و سرور خاصي پيدا مي کند. به اعتقاد او باور به وجود ارزش هاي بالاتر و يک قدرت برتر، برا ي بهداشت رواني انسان ضروري است.
فروم37 (1950)، نيز بر اين باور بود که مذهب مستبدانه و بي انعطاف در فرد، حالت نوروز ايجاد مي کند اما دين انسان گرايانه و خوش بينانه، باعث رشد استعدادهاي فرد و ارتقاي سطح سلامت او مي گردد( به نقل از چراغي و مولوي،1385).
يونگ38 رفتار مذهبي را از ضرورت هاي وجود آدمي مي دانست. او بيماران خود را بدون معنا و استحکامي ديده بود که دين مي توانست به آن ها عطا کند و معتقد بود که آن ها به دليل نداشتن معنا، بيمار شده اند. او فوايد بهزيستي ساز فراواني را در مذهب مشاهده کرد. يونگ پيامد دينداري و معنويت را التيام دردهاي دروني آدمي و پيشگيري از بيماري هاي رواني مي دانست و آسيب هاي رواني انسان را نيز در همين حيطه قابل درمان مي دانست( آذربايجاني و موسوي اصل،1385).
مازلو39 (1964)، بيان داشت که آدمي به چارچوبي از ارزش ها، فلسفه اي ناظر به حيات ، دين يا بديلي براي دين نيازمند است تا بدان معتقد شود و آن را در پيش گيرد. مازلو بر آن است که روانشناسان انسان گرا کسي را که به مسائل ديني اهميت نمي دهد، بايد بيمار يا نابهنجار وجودي تلقي کنند( به نقل از اميريان،1390).
با گسترش تحقيقات درباره دين، معنويت به عنوان عاملي جداي از دين مطرح گرديد. معنويت جداي از اعتقاد به ديني خاص، مورد توجه بسياري از روانشناسان قرار گرفت. معنويت به عنوان آگاهي از هستي يا نيرويي فراتر از جنبه هاي مادي زندگي رخ نمود. هرچند اين دو مقوله تفکيک شدند اما معنويت به طور سنتي گرايش به رابطه با دينداري دارد. والتون40 (2003)، بيان کرد که اگرچه دين چهارچوبي از عقايد، سنت ها، اصول، رفتارها و تشريفات است اما معنويت گسترده تر بوده و شامل ارتباطات فردي با خود، ديگران و محيط مي گردد که احساسي از صلح دروني، توانايي، عدم وابستگي و داشتن معنا در زندگي را فراهم مي آورد. گومز و فيشر41 (2005)، نيز بيان مي کنند که اگرچه دين گرايش دارد که بر روش فکري، قوانين ديني و سيستم اعتقادي، تمرکز کند، معنويت بر تجارب و روابط متمرکز است. در مطالعه اي به سال 1996 در ايالات متحده، روشن شد که گروه زيادي از دانش آموختگان دانشگاهي، خود را فردي ديندار نمي دانند در حالي که تأکيد زيادي بر معنويت به عنوان عامل مهمي در زندگي شان دارند(برگرفته از گزارش سازمان خدمات آموزش و کودکان استرالياي جنوبي42، 2006).
اين اعتقاد به قدرتي متعالي، به تدريج و پس از مدت ها مورد غفلت واقع شدن در بررسي بهزيستي، به عنصري اثرگذار در مطالعات مرتبط با سلامت و بهزيستي بدل شد. وارن43 (2009)، بيان مي کند: روشن است که معنويت، بهزيستي افراد را از طرقي افزايش مي دهد:
ـ با فراهم کردن معني و ايجاد حس هدفمند بودن زندگي.
ـ با ارائه يک برنامه اخلاقي و يک سيستم اعتقادي ساختار يافته براي زندگي.
ـ با فراهم آوردن زمينه حمايت هاي اجتماعي و معنوي.
ـ با تجويز يکسري مرزها، محدوديت ها و تمرين هايي که در بهزيستي اثر دارند.
ـ با ايجاد حس اعتماد به نفس.
ـ با ايجاد حس امنيت.
ـ با ايجاد حس خوش بيني و اميد.
ـ با افزايش حس کنترل شخصي و خود نظم دهي.
در پي اهميت يافتن اثر معنويت در بهزيستي، توجه به بهزيستي ناشي از نقش معنويت در زندگي فردي، تحت عنوان بهزيستي معنوي مطرح گشته و مورد بررسي قرار گرفت. بهزيستي معنوي به احساسي از داشتن رابطه با چيزي فراتر از خود اشاره دارد، که معناي زندگي، هدف و ارزش هاي شخصي را ايجاد مي کند. پيشينه بهزيستي معنوي ريشه در مطالعه وابسته هاي سلامت دارد. در طي سال هاي 1960 تا 1970 جنبشي جهت مطالعه عوامل مرتبط با کيفيت زندگي در ايالات متحده آغاز گرديد. در آغاز مطالعات مرتبط با کيفيت

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره سلامت روان، حوزه و دانشگاه، جامعه مدرن Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره شادي، بهزيستي، ديدگاه