منابع پایان نامه ارشد درباره عشق و محبت

دانلود پایان نامه ارشد

فقط مخصوص خداوند است آن هم ستايش فراوان و ستودن پروردگار بسيار بخشنده وظيفه‌ي من است.
2- مرا به سوي خود هدايت فرمود پس من او را به يکتايي ستودم و توحيد نوراني او را پاک و خالص گردانيدم.
همانا تکرار ستايش خداوند در اين متن با اين شيوه براي سپاس‌گذاري شاعر نسبت به پروردگارش مفيد است و بر متن يک نغمه موسيقيايي با ارتباط الفاظ به يکديگر اضافه کرده است، با اين اميد که اين لفظ در ذهنش جاي بگيرد تا آن را زمزمه کند و فقط خود را متوجه خداوند کند. (هلال؛‌1980:‌337)
شاعر محمود وراق نيز خداوند را چنين شکر‌ مي‌نمايد:
1- اَلـْــحمدُ لِلّهِ إنَّ اللهَ ذُو نَعـَــمٍ
2- شُکْرِيَ لَهُ عَملٌ فيهِ عَلَيَّ لهُ

لَمْ يَحْصِها عَدَداً بالشُکْرِ مَنْ حَمداً
شـُــــکْرٌ يَکُونُ لِشُکْرٍ قـَــبْلِهِ مَدداً

(محمود وراق؛ 1969: 62)
ترجمه
1- ستايش مخصوص خداوند متعال است زيرا خداوند صاحب نعمت‌هايي است که اگر کسي بخواهد آن نعمت‌ها را شکر گذاري کند قادر به شمارش تعداد آن نعمت‌ها نخواهد بود.
2- شکر من نسبت به نعمت‌هاي پروردگار عملي است که شکر ديگري را بر عهده من‌ مي‌گذارد که ياور و مدد شکرهاي قبلي است.
متن، در بردارنده ستايش به همراه شکر است به طور قابل توجه، آن را تکرار نموده است و اين تکرار تأثير خود را بر هماهنگي داخلي بر جاي گذاشته است، و در ضمن تشکيل صوتي در بردارنده ارزش الهامي دلالت‌کننده است که کمک‌ مي‌کند به تأکيد و جايگزين شدن معناي مد نظر شاعر است.(ربابعه؛ 2007: 169-165)
و ملاحظه‌ مي‌کنيم که بيت اول برگرفته از يک آيه قرآني است که شکر را مخصوص نعمتهايي قرار داده است که خداوند به بندگانش بخشيده است و‌ مي‌فرمايد:?وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ اللّهَ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ? (نحل/ 18)
و از اينجاست که شاعر احساس آرامش دروني‌ مي‌کند زيرا شکر خداوند متعال را در قبال نعمتهايش و منت‌هاي خداوند بر او به جاي آورده است.
عماره بن عقيل(وفات 239 هـ) به ستايش از پروردگارش‌ مي‌پردازد و‌ مي‌گويد:
1- فَلَأ شْکُرنّکَ بِالَّذي أَوْلَيْتَني

ما بَلَّ رِيقي لِلکَلامِ ِلساني
(عماره بن عقيل؛ 1973: 84)
ترجمه
1- به راستي که شکر تو را به جاي‌ مي‌آورم به آنچه که مرا سزاوار و برتري دادي تا آن زمان که آب دهانم براي اداي کلمات، زبانم را‌تر نمايد.
شاعر پروردگارش را در قبال نعمتهايي که به او ارزاني داشته است شکر‌ مي‌گويد و اين شکر دائمي است و تا زماني که زنده است، ادامه دارد پس به راستي که خداوند نعمتهاي فراواني به او بخشيده است شکر او با دوام است و‌ مي‌تواند پروردگار را از طريق اشعارش بستايد، پس با وجود فضيلت حمد و شکر و ثواب فراوان آنها اين امر آرامش قلبي به دنبال دارد و در جهت بقاي وجود و حفظ ثبات و حل گرفتاريهاي انسان موثر است و لذا انسان احساس آرامش دروني‌ مي‌نمايد.
4-1-02 دعاي شاعران در حق پيامبر (ص) و ائمه (ع)
سيد حميري(وفات 178 هـ) به خاطر اقدام رسول مکرم اسلام (ص) در انتصاب علي (ع) به جانشيني خود به فرمان خداوند در غدير‌خم او را با لفظ‌ نفسي فداء رسول الله ‌دعا‌ مي‌کند مي‌گويد:
1- نَفْــسي فِداءُ رَســـولَ اللهُ1 يَوْمَ اَتـــي 2- اِنْ لَــــمْ تُبْلِغْ فَما َبلَغْــتَ فَاَنْتَصِــــبِ 3- وَ قالَ لِلْـناسِ مِنْ مَـــــوْلاکُـمْ قَـــبْلاً 4- اَنْتَ الَّرسُولُ وَ نَحْنُ الْشاهِدوُنَ عَلي 5- هذا وَلــــيُّکُمْ بَــــعْدي اُمِــرْتُ بـِــه 6- هذا اَبْرُّکُـــمْ بِرًّا وَ اَکْــــــثَرَکُــــــمْ 7- هذا لَهُ قُرْبَــه مِنّي وَ مَنْــزِلَـــــــــه

جـِـبْريلَ يَأمِرُ بِالــتَبْلــــيغِ إِ عْـــــلانا
النَــبِيُّ مُــمَـــتَثِلا ًاَْمراً ِلـمَـــــنْ دانــا
يَوْمَ الـــغَديـرَ فَقـــالوا اَنْـــتَ مَــوْلانا
اِنْ قَدْ نَصَّـــحَتَ وَ قَدْ بَيـَّـنْــتَ تِبـْـــيانا
حـَــتْماً فَکُونُوا لَهُ حِـــزْباً وَ اَعْـــوانا
عِــــلْماً و اَوَّلُکُـــــمْ بِاللهِ اِيمـــانــــــا
کانَتْ لَهارُونَ مِنْ مُوسَي بْنِ عُمْرانا
(مجلسي؛ 1426:194)
ترجمه
1- جان من فداي رسول خدا باد روزي که جبرئيل آمد و به تبليغ علني فرمان داد.
2- (و گفت:) اگر اين مطلب را نرساني رسالت را ادا نکرده‌اي پس پيامبر به پا خاست و امر خداوند جزا دهنده را اطاعت کرد.
3- و به مردم فرمود: چه کسي قبل از روز غدير مولاي شما بود؟ گفتند: تو مولاي ما بودي.
4- تو پيامبري و ما شاهد هستيم که خير خواه امت بودي و (آنچه را بايد برساني) خوب بيان نمودي.
5- اين، سرپرست شما بعد از من است و من مامور حتمي بر (نصب) وي شده ام پس شما از گروه و ياران او باشيد.
6- اين، نيکوکارترين شما و داناترين شما و نخستين کسي از شما است که به خدا ايمان آورد.
7- او خويشاوندي با من و منزلتي نسبت به من دارد که آن منزلت مثل (منزلت)‌هارون نسبت به موسي بن عمران است.
يا سيد حميري(وفات 178 هـ) با همين بيان نفسي الفداء امام علي (ع) را دعا‌ مي‌کند و‌ مي‌گويد:
1- نــَفْسِي الْـفِـداءَ لِـراکِـعِ مُـتَصـِــدقٍ
2- نَفْسِي الفِدا ءُ لِمَنْ قَضي لا غَيْرهُ
3- فَقَضي الْمَتاعَ عَليَ الْجَمالِ بِفَضْلِه 4- نَفْسي الْفِداءُ لِـمَـنْ يَطَيْـبَ بِذِکْـرِهِ

يَوْمًا بِخاتِمِه فَکانَ سَــــعيدا
دينَ الْنَبي وَ نَفْذَ المـُــوعُـودا
مِنْ صَخْرِهِ فَاُذْکِرُ لَهُ التَمْجِيدا
مِنِّـي الْنَشِيدُ اِذا اَرْدَتُ نَشــيدا
(سيد حميري؛ 1420؛ 77)
ترجمه
1- جانم فداي آن رکوع کننده تصديق کننده بادروزي که با نگين انگشترش سعادتمند گشت.
2- جانم فداي کسي که کسي غير از او دين پيامبر را به سرانجام نرساند و امور وعده داده شده را اجرا کرد.
3- او با فضل و کرم خود متاع را به نحو زيبا و شايسته از صخره‌اي به پايان برد پس خصال نيکوي او را برشمار.
4- جانم فداي کسي که سرودم براي من با ياد او پاک و خالص‌ مي‌شود هر گاه که بخواهم شعر بسرايم.
همچنين سيد حميري با اظهار عشق و علاقه به خاندان عصمت و طهارت (ع) پيروان پيامبر اسلام (ص) و پيروان علي (ع) را با اين لفظ ” سقيا لشيعه احمد و وصيه ” دعا‌ مي‌کند و‌ مي‌گويد:
1- طابَ الْوُروُد بحُبَّ آل مُـحَمَّدٍ
2- سَقْـيًا لِشيعهِ اَحْـمَدَ2 وَ وُصْـيِهِ

حَـوْضِ الْنَـبيِّ اِذا أَرْدَتَ وَرْدا
اَعْنِي الْإِمامُ وَليَّنا المَحْسـُـــودا
(سيد حميري؛ 1420: 77)
ترجمه
1- ورود به حوض کوثر با عشق و محبت به اهل بيت نيکو گشت اگر خواهان ورود هستي.
2- خداوند سيراب کند پيروان احمد و پيروان جانشينان او منظورم امام علي ولي ما است که مورد حسادت حاسدان است.
يا دعبل خزاعي (وفات 246 هـ) نيز همين دعا را به بيان ديگر چنين اظهار‌ مي‌کند:
1- سَقْيًا لِبَـــيْعَهِ اَحْمَدٍ وَ وَصْــــيِّهِ
2- اَعْنِي اَلَّذي نَصَرَ الَنبيِّ مُحَمَّداً

اَعْنِي الْإِمامُ وَ لِيِّنا المَحْسُوداً
قَبْلَ الْبَريِّهِ نَا شِئاً – وَ وَليداً
(دعبل خزاعي؛ 1417؛ 97)
ترجمه
1- مبارک باشد بيعت با پيامبر و جانشين او، يعني امامي که به او حسد ورزيدند.
2- او کسي است که پيامبر را در کودکي و جواني و قبل از ديگري ياري داد.
4-1-3 0 دعاي شاعران در حق خلفاء و رجال دولتي عصر عباسي
در بسياري از موارد، شاعران براي جلب توجه، تکسب، کمک و ياري و يا‌ ترس از قدرت خلفا و مردان حکومتي براي آنها دعا کرده‌اند.
نصيحت کردن واليان و حکام اسلامي و دعاي توفيق و پايداري و اصلاح آنان ضروري است، چرا که اگر آن‌ها افرادي فاسد باشند، فساد مردم را به دنبال خواهد داشت و صالح بودنشان نيز، مصلحت و اصلاح مردم را در پي خواهد داشت. راست و درست بودن حاکمان هم به نفع خودشان است و هم به نفع جامعه‌ي اسلامي.
معمولا دعا براي خلفا و مردان حکومتي در ضمن مدح يا رثاي آن‌ها آشکار‌ مي‌شود، در رثاي آن‌ها، برايشان آرزوي بخشش و رحمت و بارش باران رحمت الهي بر قبرشان‌ مي‌کنند، اما در مدحشان براي آن‌ها آرزوي تندرستي و سلامتي و طول عمر و زندگاني پر از خوشي و پيروزي بر دشمنان آرزو‌ مي‌کنند.
4-1-3-1 . دعا براي تندرستي، سلامتي و طول عمر
از نظر لسان العرب؛ دعا براي تندرستي و سلامت به معناي به دور بودن از عيب‌ها و آفت‌ها و مريضي‌هاست. (ابن منظور؛ 1408: 6/342)
از جمله اشکال دعا براي سلامت و طول عمر، دعاي ابو‌نواس (وفات 198 هـ) براي خليفه امين است که ‌ مي‌گويد:

1- بارکَ اللهِ لِلْامِين، وَ اَبْقا

هُ، وَ أَبْقي لَهُ رَداءَ الشَبابُ
(ابونواس؛ 1407: 315)
ترجمه
1- خداوند به زندگي امين برکت ببخشد و به او طول عمر عطا کند و هميشه او را جوان و شاداب نگه دارد.
شاعر براي خليفه طول عمر و پايداري حکومت را از طريق سه جمله‌ي هم معنا با‌ترکيب متفاوت آرزو‌ مي‌کند، دعا در جمله اول به صورت” خداوند به زندگي امين برکت ببخشد” آمده است. اين يک دعاي کلي و فراگير براي خليفه است تا خداوند در تمام امور مادي و معنويش به او برکت ببخشد، جمله‌ي دعايي دوم عبارت است از: خداوند به او دوام ببخشد، بقاء يکي از اشکال دعا براي طول عمر ويژه به صورت معين است، در حالي که دعا در ساختار سوم آن به شکل يک تصوير حسي متکي بر استعاره مکنيه آمده است، (او را هميشه جوان و شاداب نگاه دارد)، زيرا لباس به عنوان استعاره گرفته شده است که يک ابزار مادي براي جواني است که خود جواني يک چيز معنوي است.و اين بدان خاطر است که خليفه را به شکل يک جوان قوي نشان دهد، و معمولا اين امر، جواني را به زيبايي و سر زندگي مربوط‌ مي‌سازد، در اينجا يک واکنش ميان تصوير استعاري و ميان حرکت نفس و احساس وجداني آن‌ مي‌بينيم که در خلال آن يک همرنگي بين زندگي مادي و معنوي انجام‌ مي‌شود که تصويري سحر آميز است و با بارهاي احساسي آميخته به تصوير حسي همراه خواهد بود. (عبدالحميد‌ ناجي؛‌1984:‌225)
دعا‌ي طول عمر براي امين در نزد ابو نواس تکرار‌ مي‌شود و‌ مي‌گويد:
1-يـــــا اَمينَ اللهَ عـِــــــــشْ اَبداً
2-کيْفَ تَسْخُو النَّفْسُ عَنْکَ، وَقَدْ

فَاِذَا أَفَنَيْتَـــنا فـَــــــکُنْ
قُمتَ بِا لْغالي مِنَ الثَّمَنِ
(ابونواس؛ 1407: 314)
ترجمه
1- اي امين الهي براي هميشه زنده بمان زماني که ما مرديم باز هم زنده بمان و زندگي کن.
2- چگونه جان از تو روي بر‌ مي‌تابد در حالي که تو گرانبها‌تريني.
شاعر ممدوح خود را با اسلوب ندا مورد خطاب قرار داده و لفظ جلاله الله را به اسم ممدوح براي نوعي قداست بخشيدن به آن اضافه کرده است و يک نشان ديني بر او‌ مي‌افزايد(يا امين الله)، و اين چيزي است که خلفاي عباسي براي آن‌ مي‌کوشند و اين تلاش آنان شايد به دو دليل باشد.
1- قيافه‌ي حق به جانب گرفتن رياکارانه بعنوان جانشينان پيامبر اسلام (ص) در برابر دعوت اهل البيت(ع)
2- افزودن نشان مهابت و قدرت بر حکومت خود.
دعاي طول عمر براي خليفه با جمله(هميشه زنده باش). آمده است که به معناي خداوند عمرت را در زندگي زياد کند.
گفته شده که ابو‌نواس به امين خليفه عباسي اخلاص داشته است در حالي که اين حس را به ‌هارون الرشيد يعني پدر امين نداشته است و اگر گاهي‌هارون را مدح کرده است صرفاً به خاطر طمع يا دوري از خشم او بوده است.
و از اين نوع مدح‌هاي غير مخلصانه و از روي‌ترس که با صيغه دعا (زنده بمان) در مدح‌هارون سروده است،
قول ابوالعتاهيه (وفات 211 هـ) است که‌ مي‌گويد:
1- عِشْ ما بَدا لَکَ سالِمـــاً
2- يَسعي عَليکَ بما اشتهيـ

فِي ظِلِّ شاهِقَهِ الْقُصُورِ
تَ لدَي الرَّواح و البُکورِ
(ابو العتاهيه؛ 1421: 143)
ترجمه
1- سالم زندگي کن با آنچه که براي تو در سايه قصرهاي عظيم پديدار گشته است.
2- به سوي تو‌ مي‌شتابد هر آن چه را که در صبحگاهان و شامگاهان ميل داري.
شاعر براي ممدوح خود (خليفه) آرزو دارد که به سلامت و تندرستي در نعمت‌هايي که به دو صورت فراهم گشته است زندگي کند: 1- مکان اقامتش (قصرهاي عظيم) 2- در

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره امام صادق Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره ساختار زبان